De eerste 200 regels.
«وان پیس»
پس این سرپیشخدمتِ کشتی دزدان دریایی وکیل دوستت رو کشت
و الان تهدید به کشتن دوستت میکنه؟
بهترین دوستم، کایا یه نقشهای داره
آخه کی تظاهر به سرپیشخدمتبودن میکنه؟
تو که این حرفا رو باور نمیکنی. مگه نه؟
دارم حقیقت رو میگم کلاهادور" یه دزد دریاییه. نه، ببخشید "کرو" هست"
اسمش ناخدا "کرو" هست - ها! الان میدونم که دروغ میگی -
ناخدا "کرو" از گروه دزدان دریایی گربه سیاه؟
آره. پنجههای بلند. عینک کوچولو
غیرممکنه. پدرم "مورگانِ دستتبری" سالها پیش اون رو کشت
،هر تفنگدار نیروی دریاییِ که سرش به تنش بیارزه اینو میدونه
نسبت به چند ساعت پیش هیچ پیشرفتی توی پیداکردن "کلاهحصیری" نداشتیم
کلاهحصیری؟ منظورت "لوفی"ـه؟
وایسا. تو "لوفی" رو میشناسی؟
آره. دوست صمیمی دیگهام هست اونم توی دردسر افتاده
لوفی همون جاییه که داری ما رو میبری؟
آره! مگه گوش نمیدین به حرفام؟
یکی باید جلوی "کرو" رو بگیره
تنهایی از پسش برنمیام
اشکال نداره. ما اینجاییم تا کمک کنیم
مگه نه؟
آره خب
معلومه
مسیر رو هدایت کنین
لوفی
لوفی
!لوفی
اوه. زود باش
آره
متوجهی؟
متوجهم، قربان
متوجهم، قربان
تازه از پیش خانم کایا اومدم که توی اتاقش بود
اون اینجا چیکار میکنه؟
اون چِشه؟
کوچولو زیادی از دستپخت اخیرم خورده
دنبال تعادل بینقص بین تلخ و نمکین بودم
فقط کاش میتونستم ازش بپرسم مزهاش چطور بوده
مزه سم میداده، احمق
نه وقتی من آشپزم
نه تو آشپزی، نه من خدمتکارم. ما دزد دریایی هستیم
خودت رو دست کم میگیری، شَم ...ولی آشپزی منو
!بسه
نمیتونم با وجود بحثهای همیشگی مزخرفتون تو آرامش فکر کنم
حالا بگو چقدر از سوپ خورده؟
...اوه
همشو
چقد تصادفی
برو بندازش توی چاه کنار اون بچهجن مو سبز
چَشم، ناخدا
دوباره کف آشپزخونه من با پای گِلی راه نری
سخنی از خدمتکار
کی این ساعت زنگ در رو میزنه؟
فقط سرجاتون بمونین
مفهومه؟
بیاین اجازه ندیم اتفاقات این شب روی ما تاثیر بذاره
تفنگداران دریایی؟
این وقت شب چه کاری ممکنه داشته باشین؟
ببخشید که دیروقت مزاحمتون شدیم
ولی گزارشاتی از دزدان دریایی در این منطقه دریافت کردیم
چی؟ چی میگی؟
!اون خودش دزد دریاییه
مری" رو کُشت"
دستگیرش کنین. منتظر چی هستین؟
!ای خدا
خیلی متاسفم اگه "اوسوپ" وقتتون رو تلف کرده
ببینین، اون حالش خوب نیست
کل مردم دهکده نهایت تلاششون رو برای کمک کردن ولی
این پسر بیچاره از بچگی همینجوری بوده
پشت سرهم دروغ میگه
بعد از فوت مادرش دیگه اون آدم سابق نشد
مامانم رو نیار وسط
!دستکشهاش دستکشهاش رو برای خنجر بگردین
میشه نگه بندازیم؟
محض اطمینان
...خب
نمیدونم این افکار رو از کجا میاره
دستکش یه سرپیشخدمت !چه قوه تخیلی
به نظرم بعضی میوهها اونقدر آفتزده میشن که
لاجرم از هسته فاسد میشن
ولی من میدونم چی دیدم
خیلی خب، بسه دیگه
فکر کردم کاری داریم
ما دنبال یه فراری به اسم "لوفی" هستیم
لوفی؟
لوفی...آره. این اسم رو میشناسم
اسم یکی از مجرمین پستی هست که
اوسوپ به خانم خونه معرفی کرده
آدمای خیلی بدین. همه چیز خونه رو بالا کشیدن
الان یکی از اعضای خدمه رو گذاشتم مراقبش باشه
بوچی، نیروهای دریایی اینجان
اومدن دنبال دزد دریایی کلاهحصیری
فورا بیارینش دم در خونه
نیروهای دریایی
چیکار کنیم؟ - هیچی -
اگه کلاهحصیری حرف بزنه چی؟
اونقدر از اون سوپ خورده که میشه باهاش یه غول دریایی کُشت
بچسب به نقشه ناخدا
یالا عزیزم
کلا اشتباه متوجه شدین
لوفی دزد دریاییه ولی مثل "کرو" نیست
گیجکننده هست ولی خواهش میکنم
کایا تو خطره
ببخشید، اوسوپ. تو مدرکی نداری
کاری از دستم برنمیاد
اون چِشه؟
گمونم اشتهای سیریناپذیری داره
نوشیدنی و غذای زیادی خورده
ولی برای یه دزد دریایی هیچی تمومی نداره
خوبه تفنگداران دریایی مثل شما داریم که ایست بلو" رو امن نگه دارن"
حالا اگه کاری ندارین
واقعا باید برگردم سراغ وظایفم
وایسا. فقط چندتا سوال دیگه دارم
حتما
صدای چی بود؟ - خونههای قدیمیه دیگه -
میدونی، اونا دققا مثل ما هستن
هرچی قدیمیتر میشن، بیشتر صدا میدن
مطمئنی؟
...به نظر میومد
من به تخصص خودم میپردازم و شما هم به تخصص خودتون بپردازین
بالاخره مجرم فراریتون رو گرفتین
دروغ میگه ...همه حرفاش
تو یکی بس کن
!کمک! خواهش میکنم
دزدان دریایی! یکی کمک کنه
!خواهش میکنم. دزدان دریایی! یکی کمک کنه لطفا
با جنون نمیشه از در منطق وارد شد
حالا، واقعا باید برگردم سراغ وظایفم
...از طرف تفنگداران دریایی، ما
!دوباره
بجنگ
!دوباره
!بعدی
آرنجت رو میندازی
فقط یه نصیحت دوستانه
ما دوست نیستیم، کوئینا
و به نصیحت تو هم نیاز ندارم
حرکاتت چیز دیگهای میگه
اصلا مدتی که اینجا بودی، چیزی یاد گرفتی؟
منو مسخره نکن
به جز تو، بهترین مبارز اینجام
و یک روز ازت جلو میزنم
بعد بهترین شمشیرزن دنیا میشم
شاید یه روز
ولی امروز نه
میدونم چرا نمیتونم شکستت بدم
به خاطر این شمشیرهای چوبیه
بیا با شمشیر واقعی بجنگیم تا ببینیم کی بهتره
باشه
با شمشیر کاتانا میجنگیم
ولی اگه میخوای منو شکست بدی
باید آماده باشی منو بکشی
خیلی خب، نقشه دوم
!کایا
کایا، عجله کن !بذار بیام تو
!پنجره رو باز کن
اوسوپ؟ - آره. عجله کن -
عجله کن. یالا
کایا
دزدهای دریایی توی خونه هستن
میدونم. تو دعوت کردیشون
نه. اون دزدهای دریایی رو نه
دزدهای دریایی دیگه
تو خطری
اوسوپ، حرفات با عقل جور در نمیاد
خواهش میکنم، کایا باید از اینجا بریم
من هیچجا نمیرم نصف شبه
چطوره "کلاهادور" رو خبر کنم؟ ...میتونیم
نه. "کلاهادور" رو خبر نکن
اونه که میخواد بهت آسیب برسونه
اون "مری" رو کشت
مِری؟
همین چند ساعت پیش اینجا بود
آره و الان مُرده
کلاهادور" سرپیشخدمت نیست"
...اون
یه دزد دریایی وحشیه
اوسوپ، داری منو میترسونی
کلاهادور" زندگیش رو داد تا مراقبم باشه"
چرا باید بخواد به من و "مری" آسیب بزنه؟
نمیدونم
شاید پولت رو میخواد
"اوسوپ"
"کایا"
خواهش میکنم فقط حرفمو باور کن
تو همیشه حرفمو باور میکنی
داستانهات رو باور کردم چون سرگرمکننده بودن این یکی نیست
این داستان نیست حقیقته. باید بهم گوش کنی
فکر نکنم دیگه بدونی حقیقت چیه
به نظرم باید بری، اوسوپ
...کایا - خواهش میکنم -
فقط برو
نه
از فرارکردن خسته شدم
از پیشت نمیرم
نه تا وقتی که جات امن باشه
!شَم
چی شد؟
دختر مو نارنجی
No comments yet. Be the first to leave one.