From - Second Season

From - Second Season

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

From S02E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
From S02E05 720p WEB x265-MiNX
From S02E05 1080p WEB H264-CAKES
From S02E05 XviD-AFG
From S02E05 1080p HEVC x265-MeGusta
From S02E05 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
From S02E05 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
From S02E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S02E05 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S02E05 WEBRip x264-ION10
Een commentaar door TheFlashPoint
💢 𝓣𝓱𝓮𝓕𝓵𝓪𝓼𝓱𝓟𝓸𝓲𝓷𝓽 💢 𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐂𝐨𝐭𝐭𝐚𝐠𝐞.𝐜𝐨𝐦

Tags

web
x264
720p
720
x265
1080
XviD
HEVC
webrip
BRip
2CH
Gepubliceerd op: 2023-05-21
Downloads: 153
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫آنچه گذشت...

‫صداهاشون رو می‌شنوم.

‫می‌گفتن این تنها راهِ رفتن به خونه‌ست.

‫سارا، فقط بگو چی‌کار کردی.

‫در رو باز گذاشتم.

‫یه چیزی دیدم که واقعاً اونجا نبود.

‫- چی؟ ‫- دوتا بچه رو دیدم.

‫که وسط جاده وایستاده بودن و ‫به من زُل می‌زدن.

‫تو جیم هستی؟

‫نمیگم نادیده بگیرش.

‫همین‌جوریش با برجِ وامونده‌ات ‫به مردم امید واهی دادی.

‫اینم یه دلیل دیگه برای...

‫برای این‌گه گاله رو ببندی.

‫اتفاقی که قراره بیفته

‫همه رو نجات میده.

‫مامانم کجاست؟ ‫مامانم رو می‌خوام!

‫ایتن، فرار کن!

‫نیتن، تو رو خدا!

‫من کل شب باهاش بودم،

‫و اون چاقوی جراحی که ازش استفاده کرد ‫از مطب من برداشته بود.

‫این قضیه تقصر تو نیست.

‫دقیقاً چطور می‌خوای به کِنی بگی...

‫که سارا باباش رو کُشته؟

‫کاری که باید می‌کردم رو کردم. ‫اون دختره ارزشمند بود.

‫شاید هنوزم ارزشمند باشه.

‫اونا تیکه تیکه‌اش کردن و تو خبر داشتی.

‫کِنی، خواهش می‌کنم!

‫از این به بعد خودت مراقب پشت سرت باش.

‫یه نماد هست که مدام می‌بینمش.

‫اینو ببین.

‫این یارو...

‫حتماً اون یارو هم نماده رو می‌دیده.

‫این تویی، نه؟

‫ممکنه کلیدِ خارج‌شدن از اینجا ‫همین موضوع باشه.

‫به من نزدیک نشو!

‫به خونۀ جدیدت خوش اومدی.

‫بپر بالا.

‫هر شب اون جونورها میان بیرون.

‫واقعاً هیچ راه فراری نداره.

‫ «ترجمه از محمد سید» ‫Telegram: @GoodBadUgly

‫سلام. اونجا جات راحته؟

‫فکر کردی الان منو ترسوندی؟

‫هان؟

‫سلام.

‫فکر کردین این کارهاتون ترسناکه؟

‫الان مثلاً باید چی‌کار کنم؟

‫هان؟ باید خودمو خیس کنم؟ هان؟

‫خب، نمی‌تونید بیاید داخل...

‫چون یه سنگِ تخمی روی پنجرۀ تخمی‌ـه.

‫آره. آره، لامصب خیلی ترسناکه!

‫من از شماها نمی‌ترسم.

‫می‌فهمین؟

‫فعلاً خداحافظ.

‫کجا می‌رید؟

‫کجا می‌رید؟ ‫آهای!

‫هان؟ آهای!

‫هان؟

‫دارم باهاتون حرف می‌زنم!

‫پشت‌تون رو نکنید و بذارید برید.

‫گوه می‌خورید پشت‌تون رو می‌کنید و می‌رید.

‫وای خدا. ریدم توی این...

‫بوید!

‫هِی! برگرد طبقۀ پایین.

‫در معرض دید نباش.

‫اینو بسپر به خودم.

‫برو!

‫اومدم.

‫- اون کجاست؟ ‫- هِی، ببین...

‫ببین، هِی... میشه آروم باشیم؟

‫- آروم باش. ‫- آروم باشیم؟

‫الان شوخی‌ات گرفته؟

‫توی این قضیه جزئیات خیلی زیادی هست ‫که شما متوجه‌شون نیستید.

‫واقعاً؟ چی؟

‫که یه سری صدا می‌شنوه؟

‫که آدم مهمیه؟

‫کِی بهمون گفت. ‫اون یه قاتلِ لعنتیه!

‫همینه و بس. ‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

‫به هیچ‌کس آسیب نمی‌زنه.

‫به تخمم هم نیست که چی‌کار می‌کنه و نمی‌کنه.

‫کاری که کرده برام مهمه.

‫می‌خواست بچۀ منو بکُشه!

‫آره، می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم.

‫- می‌دونم. ‫- خیلی‌خب، حالا چی؟

‫وانمود کنیم که آب از آب تکون نخورده؟

‫قوانینت چی میشن پس؟

‫اوضاع عوض شده.

‫- چطور؟ ‫- چطور؟ یه نفر یه برج...

‫یه برجِ وامونده گذاشته روی خونۀ گروهی...

‫و به همه گفته قراره برن خونه!

‫الان همه‌شون به من نگاه می‌کنن...

‫و براشون سؤاله که چرا ‫من با کلی راه و چاره برنگشتم.

‫به اندازۀ یه اتوبوس آدم داریم ‫که براشون منابع نداریم،

‫و یه خونۀ کیری، بدونِ هیچ دلیل کوفتی‌ای ریخت.

‫پس آره، اگه اون بتونه کمک‌مون کنه ‫که بفهمیم اینجا چه خبره...

‫خارج از جعبه می‌مونه! ‫ختم کلام!

‫- آهای! ‫- بهت گفتم

‫طبقۀ پایین بمون! ‫ببینید...

‫می‌خوام باهات صحبت کنم.

‫با دقت کامل گوش کن ببین چی میگم.

‫اگه دوباره نزدیک خانواده‌ام بشی،

‫به خدا قسم، مثل سگ می‌کُشمت.

‫بگو که فهمیدی.

‫بگو که فهمیدی!

‫فهمیدم.

‫ببین، من بهتون قول میدم...

‫قول تو به تخمم هم نیست.

‫جیم، گوش کن.

‫حتی شروع هم نکن.

‫کیر!

‫لعنت به این وضع!

‫خیلی‌خب.

‫در رو قفل کن و داخل بمون.

‫تو کجا میری؟

‫خونۀ گروهی.

‫باید با دانا صحبت کنم.

‫می‌خوام مطمئن بشم که قضیه رو ‫از دهنِ من می‌شنوه.

‫بوید!

‫من نباید اینجا باشم.

‫اون‌قدر قوی نیستم که بتونم تحمل کنم.

‫توی این یه مورد کمکی نمی‌تونم بهت بکنم،

‫پس بهتره یه فکری براش بکنی.

‫ایتن.

‫ایتن، قول میدم اگه بذاری بیام داخل،

‫فقط خودم بیام. باشه؟

‫کسِ دیگه‌ای اینجا نیست.

‫ایتن، بیخیال. لطفاً بذار بیام داخل.

‫جولی، چی شده؟

‫دیشب شنید داشتیم راجع‌به سارا صحبت می‌کردیم.

‫الانم که نمیاد بیرون.

‫ایتن؟

‫عزیزم، بخدا کسی بهت آسیب نمی‌زنه.

‫آره، من و مامانت هیچ‌وقت نمی‌ذاریم کسی...

‫بهت آسیب بزنه.

‫مثل قضیۀ کرامناکل می‌مونه.

‫وقتی می‌ترسه میره داخل غار.

‫می‌خوام ببینمش.

‫می‌خوام سارا رو ببینم.

‫خیلی‌خب، حالا...

‫سلام. ‫خیلی هم نمیشه...

‫بهش گفت کوکی شکلاتی، ‫ولی بهتر از این نمی‌تونستم درست کنم.

‫هوم.

‫بیا. مواظب باش. داغه.

‫ممنون.

‫خیلی‌خب. حاضری؟

‫اونا دیگه چی‌ان؟

‫خیلی‌خب. یه سری چیپس‌های نونی هستن ‫که تیان‌چن درست می‌کنه.

‫یه چیزی بین بیسکویت و کوکی‌ـه.

‫واقعاً مزۀ خوبی دارن. خب؟

‫عه.

‫دیدی؟ خیلی‌خب. خُرده‌هاشون رو نریز توی تخت.

‫ممنون.

‫یه سورپرایزی برات دارم.

‫چی؟

‫هوم... خیلی‌خب.

‫چشم‌هات رو ببند.

‫بازشون کن.

‫ول‌مون کن!

‫چطور... چطور... اصلاً چطور اینو داری؟

‫شوخی‌ات گرفته؟ ‫بدونِ این هیچ جا نمی‌رفتم،

‫از همون موقع که تو...

‫تا یه مدت...

‫هنوز بوی تو رو می‌داد.

‫حالا فقط بو میده.

‫هنوز آخرین باری که به تنت دیدمش رو یادمه.

‫هِی...

‫هوم؟

‫فکرت کجا رفت؟

‫هیچ جا.

‫کریستی، چی شده؟

‫هیچی.

‫مسخره‌ست.

‫خیلی‌خب.

‫به هر حال بهم بگو.

‫اگه دیگه اون آدم سابق نباشم چی؟

‫آخه... ‫اینجا یه سری چیزا دیدم.

‫مجبور شدم کارهایی بکنم که...

‫ببین...

‫تو هنوز تویی.

‫منم هنوز منم.

‫بقیۀ ماجرا رو...

‫با همدیگه یه فکری براش می‌کنیم.

‫هوم؟

‫هر وجب، هر سانت... یادته؟ ‫(منظورش: کل وجودت رو دوست دارم)

‫چی‌کار می‌کنی؟

‫ببخشید، من...

‫اون کُت منه.

‫- نه، این... ‫- چی شده؟

‫اون دختره اینجاست.

‫همونی که داداشش رو کُشت.

‫خواهش می‌کنم، فقط...

‫- برو گمشو بیرون. ‫- دنبال دردسر نمی‌گردم.

‫نمیشه خونه‌ات رو پس بگیری. ‫ببین، کُت منو برداشته.

‫این کاپشن برادر منه.

‫نه، دیگه نیست.

‫بذارش زمین و گورت رو گُم کن.

‫فقط وسایل‌مون رو می‌خوام.

‫یه چیز خاص هست که من...

‫بقیۀ وسایل‌تون اینجا نیست. ‫بسته‌بندی‌شون کردیم.

‫دادیم‌شون به مامان کِنی ‫که انبارشون کنه.

‫یه وسیلۀ تزئینیِ سرامیکیِ کوچیک بود ‫که تقریباً این هوا بود.

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left