De eerste 200 regels.
...آنچه گذشت
ازم میخوای که یه جسد تو سردخونه پیدا کنم؟
- بهتره تو باشی که اینکارو میکنی تا مادرت - باشه
تو واقعا خیلی پررویی مگه نه؟
- 145. - اوه اون خیلی بامزست
چیکار باهام کردی؟
یا خدا,میدونی اون بچه ی کیه؟
مستی؟
- نه مشکلت چیه؟ - اون مسته؟
تایلر
تایلر
تو منو اونجا گذاشتی و اون داشت بهم لگد میزد
تو شریکتو تنها گذاشتی؟
من از تاریکی میترسم بِر
میدونم
من مرد خوش قولی هستم
- خب پس اون کیه؟ - بخونش
آلفونسو باتیستا, 16 بار دستگیر شده
- چهار بار محکومیت - اون یه دلاله
مارتین چی؟
- ربطی به اون نداره - مطمئنی؟
اون تو هتله با سه تا مامور دائم وقت که اونجا مواظبشن
- اسم اون تو هیچ جایی ذکر نمیشه - تا وقتی که شهادت بده
من دوست دارم بن چارتیر
مادرم بهم گفت که هیچوقت با غریبه ها به جنگل نرو
خب چیز خوب اینه که اینجا که جنگل نیست حالا بهتر شد؟
- نه واقعا - اینجوری نگهش داره,لوله ی تفنگ سمت بالا باشه
باشه
- سنگینه مگه نه؟ - آره
...اینجارو ببین فقط پشتش رو بگیر میبینی چقدر محکمه؟
- اه - تو میدونی که چجوری نگهش داری آره؟
تو واس خودتو اونجوری سمت پایین نگه میداری و من لوله تفنگمو اینجوری بالا نگه میدارم
خب اینجاست
اینجا کجاست؟
تو مکان مخفیتو بهم نشون دادی گفتم منم بهت مکان مخفیه خودمو نشون بدم
...این
...این
پدرِ پدرِ پدربزرگمه شایدم پدرِ پدرِ پدرِ پدر بزرگمه
بهت گفتم که بابام عادت داشت که هر یکشنبه منو ببره تیر اندازی؟
- اینجا؟ - اردوگاه شکار یه مایل اونورتره
آره ما تیراندازی میکردیم
و بعدش اون اونقدری مشروب میخورد که از حال میرفت
و بعدش من رانندگی میکردم و اونو برای شام میرسوندم خونه
- تو چند سالت بود؟ - وقتی هشت سالم بود شروع شد
به هرحال من میرفتم واسه خودم چرخ میزدم و اینجارو پیدا کردم
جای خوبیه هان؟
آره و تاحالا شده بیاریش اینجا؟
نه نه من هیچکسیو اینجا نیاوردم
...خب
اون تو ساعت های اول
بهم یاد میداد چجوری تیراندازی کنم
و بعدش من میومدم اینجا تا تمرین کنم
و من توش خیلی ماهر شدم
اینجوری بود که خودتو جمع و جور نگه داشتی؟
اینجوری من جلوی خودمو میگرفتم که بهش شلیک نکنم اگه این چیزیه که داری میپرسی
یچیزی در مورد تمرین هدف گیری هست
که ذهنتو پاک میکنه اگه میخوای که شلیک کنی
باید بیخیال همه چی بشی
فقط همه چیو از ذهنت پاک کن تا جاییه که اون قوطی تنها چیزی باشه که میبینی
- باشه - حالا کاری که من میکنم رو بکن
باید شونت رو صاف و ثابت نگه داری قبل این که
ضامن امنیتی اسلحه رو خاموش کنی
قراره که یکم لگد بزنه باشه؟
قراره لگد بزنه
بیا سر جای من
ضامن امنیتیش خاموشه
تو آماده ای که بری بترکونی
- اون قوطی رو تو نشونت داری؟ - اره
...خب یه نفس عمیق بکش
همشو بده بیرون تا قبل اینکه هوایی تو شُش هات باقی نمونده باشه شلیک نکن
- باشه - و ماشه رو فشار بده نکشش
- چی؟ این اصلا منطقی نیست - درموردش فکر نکن
فقط انجامش بده بفرستش
به این یکی نگاه کن چه باحال تیراندازی میکنه
- شلیک بدی نبود - نه نه شلیک بدی نبود
عالی بود
- ممنونم - تو خوب از دستورات پیروی میکنی
پدرت هم مثل تو تیرانداز ماهری بود؟
آره این تنها چیزی بود که توش خوب بود
:مترجم caped._.crusader
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
19-2دریافت شد
32-5?
خب اوضاعت با معشوقت چطوره؟
خب
اینجا جاییه که باید درمورد احساساتمون حرف بزنیم؟
آره و بعدش ناخون های همو درست میکنیم
دیشب دیدیش؟
همم رفتم به یکی از برنامه هاش
- و؟ - فقط 15 نفر اونجا بود
...و اون فکر میکنه که یه راک استاره ولی
این چیزیه که همه وقتی رو استیج هستن حس میکنن
- یه سخن از یه پلیسی که قرار میزاره - اوه آره
بیشتر شبیه یه رقاصه ایِ که داره قرار میزاره
اوه
خب پدرم تازه زهر زداییش تموم شده قراره که یه مدتی با من
و آملیا بمونه
- بنظر رومانتیک میاد - همم
- آملیا مشکلی با این نداره؟ - میگه که نداره
- در واقع ایده ی اون بود - اوه
اوه؟
خیلی ایده ها به سر خواهر من میزنه
ولی وقتی اوضاع اونجوری که میخواد پیش نمیره میزنه زیر همشون
واقعا نگران اون نیستم ما,ما در مورد این چیزا حرف میزنیم
خوبه ارتباط خوبیه
خب تا زمانی که نره سمت پورک ریندز
- مشکلی برات پیش نمیاد - پورک ریندز؟
پورک ریندز...من حتی نمیدونم اون چیه
- مثل...مثل غذا میمونه؟ - یه غذاست
پس اگه بره سمت پورک ریندز ها من تو دردسر میوفتم؟
وقتی که استرس داشته باشه آره اون همیشه یه بچه ی عجیب بود
من حتی نمیدونم اونا چی هستن
تمامی واحد ها ما گزارشاتی از یه ولگرد در کوچه ی پشتی
- شماری 4044 دیبرویل داریم - 19-2در حال رسیدگی
19-49به مرکز,ما نزدیک هستیم و در دسترسیم
- نگاش کن همونجاست - اونجا؟
اره
نه
- جورج - تو میشناسیش؟
جورج وقتشه که بیدار بشی یالا
یالا مرد
میدونی که نمیتونی اینجا بمونی اینجا واسه یکی دیگست خونه ی یکی دیگست
تو قبل اینکه اینجا بخوابی میخواستی تو اون بالکن بخوابی؟
آره ولی چراغا روشن شدن
آره چون اونا فکر کردن که تو یه ولگردی
تو نمیتونی تو حیاط مردم بخوابی مرد باید اینو بدونی
- آره بیرون سرده - ما تورو میبریم به پناهگاه یالا
- من نمیرم به پناهگاه - چرا؟
ادمای منحرفی اونجا هستن
فکر کنم برای تو مشکلی پیش نیاد یالا بزن بریم
- گفتم که نمیرم - بِن,بِن
- جر و بحث فایده ای نداره - اون نمیتونه اینجا بمونه
آره ببین وسایلتو جمع کن و ما میبریمت به میدان ویگور باشه؟
میدونستم که اینجوری میشه باید قهوه بخوری تازه کار
وقتی شیفتت رو دو برابر میکنن باید کافئین قهوت رو هم دو برابر کنی
- ما اینجوری سر کار دووم میاریم پسر کوچولو - میدونی من از قهوه ی کافئین بالا خوشم نمیاد
خب یاد میگیری که عاشقش باشی بیشتر بهت حال میده
خب اولش یچیزیو میکنی تو کونم
و حالا بهم میگی که چجوری قهوه بخورم؟
اول از همه که کار من نبود و بعدش هم که مطمئنم اون یه دیلدو بوده
- گندت بزنن - گندم بزنن هان؟
رفیق تو باید از من تشکر کنی
تو هیمن الانشم یه افسانه ای اگه درست تعلیم نمیدی
اونا واسه همیشه دنبالت بودن منظورم اینه که درموردش فکرکن
محدود پذیر نبودن جی ام
تبدیل به یه لطف برامون شد
19-4ما یه آتش سوزی تو اوتوا داریم
دریافت شد آدرسش چیه؟
آتوا5225
هی من اون پشت بهت نیاز داریم فرکانس بیسیمت رو رو شبکه ی چهار تنظیم کن
اگه چیزی ببینی بهم میگی
آقا؟آقا باید از اونجا دور بشید
- سگِ من تو اون خونست - ...باشه ما میتونیم یکی رو
هی ما میتونیم یکی رو بفرستیم که سگتون رو بیاره
- لعنتی آقا - 19-4لعنتی
یه افسر در تعقیب یه فرد وارد خونه شده
دارن به سمت طبقه ی دوم میرن
فرنکی
آقا
آقا
اه لعنتی
هی واو
چی...باشه هی هی
تایلر من سگِ رو گرفتم بیا بیرون
19-4به کمک پزشکی تو اون خونه نیاز داریم
فرنکی
- تو دیوونه ای - یه کوچولو,فکر کنم اون فرنکیه
- این اتاق دخترتونه؟ - آره این اتاق ماست
- برای من بنظر یه اتاق دخترونه میاد - آره همینطوره
- مادرت فکر میکنه که من باید بیام خونه - از کی شروع کردی به حرفاش گوش کردن؟
...ام دکتر میگه که اینجا بهترین جا برای توئه
دکترا
اونا چی میدونن؟
...تغییر باید اتفاق بیوفته ولی
- خوبه - درسته درسته
...من فقط میرم
- میرم به بابات سر بزنم - همم
- حالش چطوره؟ - مثل همیشه بد اخلاق
مشکلی باهاش نداری؟
من بیشتر در مورد تو نگرانم
خب حداقل مادرت اینجا نمیمونه
آره اون درست تو نَبشِ
- دارید دنبال چی میگردی؟ - من یکمی نون اینجا داشتم
- نه نداشتی - چرا داشتم هفته ی پیش خریده بودمش
نه نداشتی
میرم مغازه چی میخوای برات بخرم؟
میدونی واقعا چی میخوام؟ پروک ریندز
میتونی اونارو تو سبزی فروشی جنوبی بگیری
پورک ریندز های نمدار
- فقط باهام مخالفت نکن - باشه
- میشناسیش؟ - باتیستا
لعنتی
سیارلی اینکارو کرده
این یارو شخص قابل اعتمادیه که کشتتش
حبسش رو گذرونده بدون اینکه چیزی بگه
رئیس میترسه که اون داره آدمای خودشو میکشه
آره چون میدونه که تو یه شاهد بر علیهش داری
باید میفهمیدم آره من همین الانشم مارتین رو به یه جای دیگه انتقال دادم
میتونی ازش محافظت کنی؟ حقیقتو بهم بگو
این کاریه که انجام میدم
No comments yet. Be the first to leave one.