From - Second Season

From - Second Season

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

From S02E10 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S02E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S02E10 1080p WEB h264-EDITH
From S02E10 720p WEB h264-EDITH
From S02E10 720p WEB x265-MiNX
From S02E10 WEBRip x264-XEN0N
From S02E10 480p/720p x264-RUBiK/FENiX
From S02E10 1080p HEVC x265-MeGusta
From S02E10 WEB x264-TORRENTGALAXY
From S02E10 720p x265-T0PAZ/ELiTE
Een commentaar door Hami.Mogheyci
🅼🅶 کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی 🅽🅶

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
480p
480
Gepubliceerd op: 2023-06-25
Downloads: 124
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 192 regels.

‫آنچه گذشت...

‫جنگل مملو از تاریکیه.

‫مملو از کابوس‌هاییه ‫که از تصورت هم خارجن.

‫بس کن مارتین.

‫خون من و تو دیگه یکی شده.

‫هر موقع چیز عجیبی می‌بینم، ‫این نماد میاد جلوی چشمم.

‫قبلا دیده بودمش.

‫یعنی بهت الهام شده بود؟

‫نه، روی دیوارهای تونل دیده بودمش.

‫خب، ویکتور گفته بود مادرش ‫می‌خواست بچه‌های محبوس...

‫تو فانوس دریایی رو نجات بده...

‫و تنها راه بازگشت همه به خونه ‫از همین قراره.

‫یعنی کل این مدت ‫خیال می‌کردم اون بچه‌ها...

‫می‌خوان من رو بترسونن، ولی...

‫اگه صرفا ازم کمک بخوان چی؟

‫شما هم می‌شنوین؟

‫کمک کنین!

‫تو رو خدا! خواهشا کمک کنین!

‫تو خواب حرف می‌زد.

‫چی می‌گفت؟

‫«دست می‌زنند، می‌شکنند و می‌ربایند.»

‫«آزادی را زینجا می‌زدایند.»

‫الان دیگه چیز دیگه‌ای به جون شهر افتاده.

‫چیز جدیدی به جونش افتاده.

‫امشب خوابیدن واسه همه خطرناکه.

‫- تک تک شما... ‫- ببرش طبقه بالا.

‫- همگی با هم می‌میریم! ‫- از اینجا ببرش، زود باش!

‫خوابم یادم اومد.

‫پسری رو دیده بودم ‫که لباس تمام سفید پوشیده بود...

‫و چندین و چند بار جمله‌ای رو تکرار می‌کرد:

‫«آنگاه که می‌آیند...»

‫«سه مقصود دارند،»

‫«گر ملودی تقطیع نیابد، ‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

‫من این رو شنیدم.

‫یه شعر کودکانه قدیمیه.

‫«دست می‌زنند، می‌شکنند...»

‫«و می‌ربایند، ‫آزادی را زینجا می‌زدایند.»

‫«آنگاه که می‌آیند، سه مقصود دارند،»

‫«گر ملودی تقطیع نیابد، ‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

‫جولی! بسه!

‫ ‫

‫طبقه بالان.

‫مامانت و...

‫ویکتور ایتان رو بردن غذاخوری.

‫اِم، ببین بوید...

‫بهتره بری طبقه بالا، ‫ممکنه به کمکت نیاز داشته باشن.

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫اون بچه الان باید مشغول ‫انتخاب لباس مراسم رقصش باشه،

‫نباید اون شکلی تو اتاق دراز کشیده باشه...

‫مشکلمون از این قراره ‫که از خیلی چیزها خبر نداریم.

‫انگار کتابی رو باز کردیم ‫و داریم از وسطش می‌خونیم...

‫یا سعی می‌کنیم شکل کلی جورچینی رو...

‫با داشتن چند قطعه انگشت‌شمار ‫حدس بزنیم، درست نمی‌گم؟

‫تازه قطعات به‌دردبخوری ‫مثل گوشه‌ها یا کناره‌هاش رو نداریم.

‫مشتی قطعات مبهم داریم که...

‫باید دو قطعه رو کنار هم بذاریم.

‫حداقل در اون صورت ‫می‌تونیم از جایی شروع کنیم.

‫آهای. آهای، کجا می‌ری؟

‫باید با سارا صحبت کنیم.

‫خب، اگه دیگه نمی‌شه خوابید،

‫این کارها به چه دردی می‌خوره؟

‫از من بشنوین، ‫بهتره همه‌مون بذاریم بریم.

‫تجهیزات برمی‌داریم، می‌ریم ‫که ببینیم چی دستگیرمون می‌شه.

‫بوید قبلا همین کار رو کرده.

‫باشه، خب، شاید بوید در هر زمینه‌ای...

‫ماهرترین آدم شهر نباشه.

‫اصلا واسه چی اومدیم اینجا؟

‫رندال که خیلی بی‌شعور بود.

‫آره، خب، تو هم بی‌شعوری،

‫ولی حاضر نیستم ‫بذارم جسدت اینجا بگنده.

‫وای، خاک بر سرم.

‫خیر سرم بالاخره از اتاقم بیرون اومدم،

‫ولی باید جسد پیدا کنم.

‫برو اون پایین رو بگرد.

‫الجین، از این طرف بیا.

‫ممنونم که اومدی.

‫کار مفید حس خوبی به آدم می‌دم.

‫تو که داری کلی کار مفید می‌کنی.

‫این‌طور که پیداست، ‫راه‌حل این مشکل...

‫با خواب خودت حل می‌شه.

‫خودم می‌دونم خیلی عجیب جلوه می‌کنه.

‫آره، شاید حل بشه.

‫به نفعتونه خودتون هم این رو ببینین!

‫گمون نکنم این بابا مرده باشه.

‫وای، پشم‌هام.

‫خاک عالم.

‫وای.

‫مگه نگفته بودی اینجا جسد هیولا افتاده؟

‫چقدر به گلوله نقره‌ای دل بسته بودیم.

‫خیلی‌خب. ‫سوار ونش کنین.

‫وای، ریدم تو این زندگی.

‫- سوار ونش کنین! ‫- باشه.

‫ای خدا!

‫ضربان قلبش خوب و محکمه،

‫تنفسش هم خیلی خوب و عمیقه.

‫چشمش رو ببینم.

‫وای خدایا. وای خدایا.

‫وای خدایا. چی شده؟ ‫چی شده؟

‫- وای، چی شده؟ ‫- نمی‌دونم!

‫- جریان چیه؟ ‫- چی شده؟

‫نمی... نمی‌دونم!

‫کاری بکن! کاری بکن!

‫وای، وای، وای، وای!

‫- جولی! جولی! ‫- وای خدایا!

‫- چش شده؟ ‫- نمی‌دونم.

‫ماریل!

‫ماریل! ‫آروم باش، آروم باش.

‫آروم باش، ببین من رو.

‫ماریل، ماریل، ‫باهام صحبت کن!

‫«منشأ» ‫«فصل دوم، قسمت دهم: یکی بود، یکی نبود؟»

‫خب، این کارمون به چه دردی می‌خوره؟

‫تو جنگل که بودیم،

‫گفته بودی پسرکی سفیدپوش ‫بهت گفته بود وارد درخته بشی.

‫همون درخت من رو ‫به اتاقکی رسوند...

‫که کل این وقایع ازش شروع شد.

‫- خب... ‫- خب، معلوم شد...

‫الجین خواب پسرکی سفیدپوش رو دیده بود...

‫که بخشی از شعری کودکانه رو ‫براش خونده بود...

‫و پائولا هم قبل از مرگش ‫همون شعر رو تکرار می‌کرد.

‫«دست می‌زنند، می‌شکنند و می‌ربایند،»

‫«آزادی را از روزگار می‌زدایند.»

‫«آنگاه که می‌آیند، ‫سه مقصود دارند،»

‫«گر ملودی ادامه یابد، ‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

‫اصلا می‌فهمی یعنی چی؟

‫نه.

‫جزئیات دیگه از پسرکه یادت نیست ‫که بهم بگی؟

‫داشت سعی می‌کرد کمکمون کنه.

‫خیلی‌خب، یعنی بچه‌ای ‫همین‌جوری...

‫تو جنگل می‌چرخه ‫و کار خیر می‌کنه؟

‫یهو به خواب ملت میاد و...

‫گمون نکنم واقعا پسرکی بوده باشه.

‫بیا.

‫ببین سارا، ببین چی می‌گم.

‫فرصتت همین الانه.

‫وقتی بهت گفته بودم ‫هنوز احتمالش هست...

‫که بتونی کار خوبی بکنی ‫و به ساکنین اینجا کمک کنی،

‫فرصتش همین الان پیش اومده، متوجهی؟

‫خیلی‌خب.

‫دقیقا همون‌جاست.

‫خیلی‌خب. ‫همین‌جاست.

‫اینجا کلا یه... یه...

‫یکی رو همین‌جا به دیواری زنجیر کرده بودن.

‫همین‌جا بود. ‫حفره‌ای هم...

‫به عمق دوازده پونزده متر ‫اینجا بود،

‫من هم باید...

‫چی شده؟

‫صداش رو می‌شنوم.

‫صدای آهنگش رو می‌شنوم.

‫همین‌جاست.

‫- منظورت چیه؟ ‫- جعبه موسیقیه رو می‌گم.

‫- همـ... همین‌جاست. ‫- کجاست؟

‫همون‌جاست.

‫همین‌جاست.

‫اینـ... اینجا که جعبه موسیقی نیست سارا.

‫چرا، نه، هست. ‫هست.

‫صـ... صداش رو می‌شنوم، ‫از من بشنوین، صـ...

‫چی شده؟

‫چی شده؟

‫صدای جیغ و فریادشون رو می‌شنوم.

‫چی؟

‫پای... پای موجودی در میونه.

‫پای موجودی در میونه.

‫همین‌جاست.

‫داره اذیتشون می‌کنه.

‫بوید، جریان از چه قراره؟

‫آروم باش سارا، سارا. ‫بـ... بـ... باهام صحبت کن.

‫«آنگاه که می‌آیند، ‫سه مقصود دارند.»

‫بهشون نیاز داره!

‫نیاز داره همین‌جا بمونن. ‫نیاز داره...

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، باید از اینجا ببریمش. بجنب.

‫- کنی، کنی، بجنب! ‫- باشه.

‫بیا، بیا، بیا رفیق.

‫بلندش کن. آفرین.

‫بیا.

‫چیزی نیست. چیزی نیست. ‫ببخشید، ببخشید.

‫نه، نریم! وایستین! وایستین!

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب.

‫داره بهت می‌خنده.

‫چی؟

‫آخه به شهر برگردوندیش.

‫آخه آزادش کردی.

‫می‌خواد اذیتمون کنه.

‫می‌خواد مایه عذابمون باشه.

‫بازوت رو که لمس کرد، ‫خیلی هیجان‌زده شده بود.

‫چطوری جلوی این وضع رو بگیرم؟ ‫سارا؟

‫چطوری جلوش رو بگیرم؟

‫- جولی. ‫- جولی؟

‫جولی.

‫- جولی؟ ‫- جولی.

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left