De eerste 195 regels.
برای عشقم دبرا پروانه ای که طوفان ها می آفریند
تو مادرتو سرزنش می کنی؟ آره، آره سرزنشش می کنم
اون حالش بد بود و هی بدتر می شد
...در نهایتم که
.. و نسبتا ناجور دست به خودکشی زد
فکر کردم گفتی یه لامپ بود
خب این چیزیه که ما تصمیم گرفتیم به افراد بیرون از خانواده بگیم
و دوستان صمیمی
....اون افتاد ولی حین انجام
....ولی اون الان مرده و همه ی
قطعا از ذهنم رفتن بیرون
خیلی بد واسه خودش، ولی خوب واسه ما خوب واسه گراب ها
و همین که برسم خونه، به صورت جدی با نیرویی تجدید شده
میرم سراغ کارام .... و کلمات قراره که
...سرازیر، سرازیر بشن مثل
.. یه چیزی در موردش فکر می کنیم
اوه ممنون کرول
و ممنون از تو، کرول
آره اون موقع عوض کردن یه لامپ افتاد، طفلکی
فقط یکی از خطرات سن بالا به گمونم آره
مطمئنید که خانم بکت با اینجا بودنتون مشکلی نداره؟
بهتون نگفته؟ آره بری به خاطر سوختگی های پنیری
یه هفته مرخصی گرفت پس ما از کار دیوار عقب افتادیم
اون اساسا اخراجمون کرد
پس تعجبی نداره که اون انقدر مشتاق بود کمک کنه
اون همیشه می خواسته واستون کار کنه واقعا؟
اگه بخوایم ملایمش کنیم
مواظب باش
ایول
بگیرش، ای خسیس متعصب
مرغکش و بانوی خوکها
!من حالا دارم واسه یه فرشته کار می کنم
فلاورها ترجـمه از شوپن
همینه تامی، بجنب زاویه به اندازهی کافی مورب هست؟
من نمی دونم در مورد چی حرف می زنی رفیق
هوشَه! اینجا یه پرچین تخمیه، چی کار داری می کنی؟
از سر راه برو کنار پس
کی بهت رانندگی یاد داده؟ این چی بود؟
چه خبره؟ باشه
من فکر می کردم فقط اتاق مامان رو درست می کنیم
من فکر کردم حالا که دست به کار شدیم یه تمیزکاری حسابی بکنیم
خب، این آدما اینجا چی کار می کنن؟ !سورپرایز
اونا الان واسه ما کار می کنن
ببین من فقط می خوام اینجا رو دوباره یه خونه ی خوب کنم، واسه شادی روح ننه
خیله خب، راستش من باید در مورد اون باهات صحبت کنم
چرا؟، ملاقات خوب پیش نرفت؟ ...آره ولی اون دلیلش نیست
....خب شاید یه قسمتش آروم باش موریس
،ببین می دونم این زمان سختی واسه توئه
این چیز بسیار افتضاحیه که اتفاق افتاده
و منم حالم افتضاحه، ولی حداقل من دارم باهاش کنار می آم
ببین، با من بیا می خوام یه چیز جالب نشونت بدم، یه لبخند قشنگ
خب، بری و پسرا این آرامگاه سبزیجاتی دوستداشتنی رو درست کردن
و من چند تا تخم برامون آوردم تا با هم بکاریم
مثل یه مراسم کوچیک واسه ننه
و بخشی از سورپرایز
....اینه که من فکر کردم چرا ننه هم توش دخیل نباشه؟پس
من اونو به چهار قسمت تقسیم کردم
و اینجوری اون می تونه همیشه با ما باشه
و پس از همه ی اون چیزایی که از سر گذروندی اون می تونه برگرده
به عنوان چن تا گل کلم خوشگل و توت فرنگی و از اینجور چیزا
من مطمئن نیستم خوردن مادر خودم ایده ی من واسه یه خداحافظی عاشقانه باشه
لوبیا سبز هم هست؟
من دارم تلاش می کنم واسه همه مون یه راهی پیدا کنم تا با این تراژدی به خاطر چیزی که هست روبرو بشیم
و اونو تبدیل به چیز خوبی کنیم
پس چرا داری به همه داستان یه لامپ رو میگی؟
چون، امی، حقیقت چیزیه مثل یه مسواک
و تو اون رو فقط با کسایی که بهشون اعتماد کامل داری شریک می شی
من مسواکمو با هیچ کدوم از شماها شریک نمیشم تو جنگ میشی
میشه ما فقط اینو ادامه بدیم؟ ممنون، خب آماده؟
کیر تو زندگی رفیق
!خانم فلاورز می تونی صبر کنی شان؟
تماس تلفنی از طرف خواهرتون ممنون
و در مورد اینا؟ تو به پنج تا دیکشنری نیاز نداری
خب، اونا همه شون قدری با هم فرق دارن اوه
ببین
یادت می آد؟
چه عاشقانه ...دبرا من می تونم چند دقیقه داشته باشم تا توضیح بدم
اوه
ویو. فکر کردم بعدا می آد
پس تو بهش گفتی می تونه بیاد؟
می دونم زمان مناسبی نیست، ولی... اون تازه با پی جی به هم زده
!من رهام !هورا
عجب آرامشی تو حداقلش باید یه ذره تکونو خورد باشی
خدا نه. من حالم خیلی خوبه. زنگای هشدار داشتن ازجادررفته می شدن
دیگه هیچ مانعی جلوم نیست. ممنون پی جی سلام ویو
چرا اونجا وایسادی اون کتابا رو دستت گرفتی؟
چمدون
تو هر دفعه می بینمت تر و تمیزتر به نظر می رسی دونالد ممنون
من هر روز صد تا حرکت کششی انجام میدم خیلی خوبه
!ویو
کجا رفته بودی؟ نمی دونستم به موسیقی گوش میدی
نه این صدای ماشین آلاته، کمک می کنه بخوابم
شاید ما باید بعدا با هم بهش گوش بدیم
ویو دونالد رو تنهاش بذار تا آزمایشگاشو تمیز کنه
!باشه، شور نزن مامان
پس اون هنوز از خونه تون نرفته
،اونا دوتاشون گفتن که شاید برن، فقط بعد از ننه
شاید اونا یه ذره زمان احتیاج دارن،تا خودشونو دوباره بسازن
همینطور امیدوارم که هنوز بهشون شیر نمیدی نه
اوه خواهرزاده ای که رید رو پام هنوز باید در مورد این حرف بزنیم؟
اون فقط چهار سالش بود
یه عالمه لباس زیر کثیف اینجا داری امی
آره اینا واسه تکالیف هنرم در مورد پریود بودن خیلی خلاقانه اس
شایدم یه چیزی واسه سوزوندن تو آتیش الان، ها؟
واسش یه بیست گرفتم پس فکر کنم که نگهش دارم، راستش
تو می دونی که چی قراره ازت بپرسم نه؟
که دوس پسر دارم؟ دوس پسر داری؟
آره، اینو قبلا ازم تو مراسم ختم پرسیده بودی
بهتره که روش کار کنی
نمی خوای که عاقبتت بشه مثل دبز، می خوای؟
خب، تا وقتی که مثل حالای ویو تنها و بی چاره نباشی
خب، تو بهم بگو امی
تو برنامه ات اینه که واسه سه دهه فقط با پدرت بخوابی؟
جمله بندیت جواب دادن به این سوال رو جدا سخت می کنه
اون حسودیش می شه که من واسه خودم یه "کچ" پیدا کردم "بیشتر شبیه "کچ22
از یه طرف اون حوصله سربره
از یه طرف دیگه بوش مثل یه ولگرد پیره
این چیزی نیست که "کچ22" معنی می ده زمان می گذره امی
این دلیلیه که من مجبور بودم خودمو وقتی خیلی جوون بودم
ول کنم تو دستای یه پسره به اسم جیک هارد
اوه، خب اون الان تو زندانه، انتخاب چنان بزرگی هم نبود، خاله ویو
راهبه
فاحشه
کلمه ی "کچ" کنایه از جذاب بودن و "کچ22" اصطلاحی به معنی موقعیت دشوار و بن بست
نه، من فکر می کنم همه ی اینا باید برن شان
خانم فلاورز، این ها همه زمان بسیار از من گرفت. با ارزش
بله می دونم ولی ما داریم تلاش می کنیم تا یه محیط خوب و سالم داشته باشیم
و خیلی از این کارا یه ذره سمی ان
نظرت چیه اگه شاید فقط نصف؟ کدوم نصف؟
میشه کمکم کنی لطفا، موریس؟ یا شاید این رو نگه داشت؟- این چیه؟
خوک کانچویی- و کانچو یعنی چی؟- کانچو یک حرکت خاصه
کردن انگشت در ماتحت نه شان، اونم باید بره
ببین، من می خوام چیزایی مثل این تو آتیش باشن، باشه؟
باشه خانم فلاورز، مشکلی نیست
و اون و شان هنوز اون کابین عجیبو... با هم شریکن؟
خب اون جا جاییه که کار می کنن. چرا؟
...اوه، هیچی، هیچی، فقط این که
اون خیلی وقتا اونجاست، نیست؟
و موریس الان زیر یه عالمه فشاره
موریس بیا و یه استراحتی کن فقط دارم با شان سر و کله می زنم
ویو یه خرده نون سوئیسی آورده، تو خیلی نون سوئیسی دوس داری دارم؟
!خدایا اون دیوونه شانه
دبرا متاسفم که بگم یه ملاقاتی داری اوه جورج
من نمی تونم تو رو دور نگه دارم، ببین، موریس، این جورجه
چی بگم؟ من یک کماندار آهنینم که
در دشت قدرتمند و مغناطیسی تو به هدف می زنم
خب، من اینجام که به خودم مقداری عیش رایگان تقدیم کنم
و یک آغوش، اگر زیاد سرت شلوغ نباشه
بارولد بهم گفت که شما دارید کمی خونه تکونی می کنید
منو بری صدا می زنن، بارولد یه اسم نیست
و چه کسی، اگر اجازه یابم که پرسم، به نام آفرودیت، الهه ی سکس، ایشان هستند؟
این خواهر بزرگترمه
،این مخمصه ی جراح زیبایی بودن تو هیثن ووده
تمامی زنان از قبل خیره کننده ان، شاید که مجبور شم به شهر زشتا برم
نه که نتونم شما رو از این که هستید با طراوت تر کنم
من مانند پیکاسو هستم... -پیکاسو؟ اما به جای قلمو چاقوی جراحی دارم
ویویان، آشنایی با شما لذتبخش بود ....بیا امیدوار باشیم که بشه
یه لذت
باید بگم، تو خیلی زیبا به نظر می رسی وقتی ناراحتی، دبرا
همیشه یه خرده ناراحت بودی، نبودی؟ نه
شاید به این خاطر همیشه زببا به نظر می رسه
تو یه آدم چندش آوری چیزی هستی، نه؟
سلام ابیگل
اینجا چی کار می کنی؟ فکر کردم یه خرده کار داشتی که انجام بدی
نظرمو عوض کردم، گفتم بیام یه سلامی هم بدم
امی داخله؟
آره طبقه بالاس
!کابلامو
ابیگل نریان ها دوباره پیروز شدن و مادیان ها بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند
چی شد موریس؟ تو معمولا خیلی تو کارت بازی خوبی
راستش کسی نمی تونه تو کارت بازی خوب باشه البته، همه اش توی ذهنه
خب، همه اش تو کارت هاس اگه راستشو بخوای
من زمانی یه مردی رو دیدم که پنجاه هزار تا رو با خشم باخت
چون سرش خیلی با افکار سمی در مورد بدهی هاش مشغول بود
اگه اون فقط یه تلنگر به کلید تو مغزش زده بود
می تونست زندگیش رو دگرگون کنه، ولی در عوض
اون دست خالی موند و تا لحظه مرگش تو زیرزمین کف دستی زد !نه
سه ماه با شرم از خانواده اش پنهان شد
تنها در سیل مدفوع و ترشحات خودش پژمرده شد
تو چجوری این شخصو می شناختی؟
تو دستشو از پشت شونه اش تو یه کازینو دیدی
و بعد دنبالش کردی تا زیرزمین خونه خودش
جایی که ظاهرا حتی خانواده اش هم نمی دونستن که اونجاست
واسه سه ماه، با این که اون مدام داشت خودارضایی می کرد؟
واسه اینه که انقدر داره طول می کشه تا کتابتو تموم کنی موریس
خیلی تو جزئیات گیر می کنی
اون آدمای حلزونی باهات خیلی خوب رفتار نمی کنن موریس؟
اونا بیشتر شبیه گوبیلن هستن راستش، نیستن؟
مانع تو ذهنت یه توهمه، خلق شده توسط خودت
این مسئله ی تعمیر شدنه، تو یه ماشینی
من ماشین نیستم تو به تایر های درست، سوخت درست نیاز داری
من به تایر نیاز ندارم چون من یه ماشین نیستم
در حال حاضر داری چیا می خوری؟
تو می خوای همه چیزایی رو که می خورم لیست کنم؟
موریس فکر می کنه سیب زمینیا سبزیجاتن
No comments yet. Be the first to leave one.