From - Second Season

From - Second Season

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

From S02E09 1080p WEB H264-CAKES
From S02E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
From S02E09 WEBRip x264-XEN0N
From S02E09 720p WEB x265-MiNX
From S02E09 WEBRip x264-ION10
From S02E09 WEBRip x264-LAMA
From S02E09 720p x264-FENiX
From S02E09 1080p x265-ELiTE
From S02E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S02E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Een commentaar door TheFlashPoint
💢 🇹‌🇭‌🇪‌🇫‌🇱‌🇦‌🇸‌🇭‌🇵‌🇴‌🇮‌🇳‌🇹‌ 💢 𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐂𝐨𝐭𝐭𝐚𝐠𝐞.𝐜𝐨𝐦

Tags

web
1080
Gepubliceerd op: 2023-06-18
Downloads: 121
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 191 regels.

‫آنچه گذشت...

‫توی جنگل، تاریکی هست؛

‫کابوس‌هایی که حتی نمی‌تونی تصورشون کنی.

‫انگ‌کویی. انگ‌کویی.

‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه. ‫- انگ‌کویی.

‫بهم دست نزنید. بهم دست نزنید. ‫نه، نه!

‫- انگ‌کویی. ‫- دست نزنید!

‫آهای، آهای! حالت خوبه؟

‫- دیدی‌شون؟ ‫- چیو دیدم؟ کیو دیدم؟

‫الوییز گفت مامان‌مون اون شب رفت اونجا.

‫شبی که اتفاقات بد افتاد.

‫رفت ببینه بچه‌ها توی برج زندانی شدن یا نه.

‫این خیلی برات ارزش داره؟

‫- نکن. لطفاً. ‫- عه؟ ریدم دهنت!

‫اگه دوباره نزدیکِ مامانم بشی،

‫تو لامصبِ روان‌پریش رو می‌کِشم روی زمین ‫و می‌برمت توی اون جعبه.

‫از اون جونوره یه چیزی کشیدیم بیرون.

‫تنها مشکل اینه که باید ببینم چطور میشه اینو

‫وارد بدنِ یکی دیگه‌شون بکنیم،

‫بدونِ این‌که خودمون رو به کُشتن بدیم.

‫پس گلوله‌های نقره درست کنید.

‫خب، تو فکر می‌کنی اینجا ‫یه آزمایش بزرگه، مگه نه؟

‫اون‌وقت تا حالا به ذهنت خطور نکرده

‫که شاید یه عده از افرادِ اینجا، ‫توش دست داشته باشن؟

‫یعنی باید دست داشته باشن.

‫وگرنه چطور این آزمایش‌شون رو ‫درست پیش می‌برن؟

‫رندال، چه غلطی داری می‌کنی؟

‫نقشۀ جدیده.

‫الجین خواب دید که داره غرق میشه

‫و شروع کرد به بالا آوردنِ آب

‫و تو توی خوابت جیرجیرک دیدی و...

‫وقتی جعبۀ موزیکال شروع به پخش‌شدن کرد،

‫یکی‌شون پرید بیرون و دستم رو سوزوند.

‫الان واقعاً داری میگی خواب‌های کیری‌مون هم

‫می‌تونن بهمون آسیب بزنن؟

‫صدا رو می‌شنوید؟

‫کمکم کنید!

‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. ‫به کمک نیاز دارم!

‫اون گفت...

‫گفت می‌خواد یه چُرت بزنه.

‫من طبقۀ پایین بودم.

‫و صدای جیغش رو شنیدم.

‫اومد داخل و دیدم...

‫شروع کردم به تکون‌دادنش و...

‫سعی کردم بیدارش کنم ولی بیدار نشد.

‫توی خواب داشت صحبت می‌کرد،

‫یه چیزی رو بارها و بارها تکرار می‌کرد.

‫بعدش هم که...

‫یه چیزی در درونش شکست،

‫و بدنش و صورتش...

‫وای خدا. عجب!

‫چی می‌گفت؟

‫چی؟

‫گفتی داشت حرف می‌زد. ‫چی می‌گفت؟

‫نمی... نمی‌دونم.

‫ببین، ببین، رجی.

‫نمی‌تونم. نه.

‫رجی، رجی، هِی، گوش کن، رجی.

‫لازمه...

‫لازمه بهم بگی چی گفت.

‫گفت... آممم...

‫«لمس می‌کنن، می‌شکنن...

‫می‌دزدن...»

‫«اینجا هیچ‌کس آزاد نیست.»

‫بعدش هم...

‫صورتش همین‌جوری...

‫یعنی هنوز خواب بود؟

‫مطمئنی خواب بوده؟

‫آره، مطمئنم بابا!

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

‫باشه. ‫خیلی‌خب.

‫باید...

‫آره. آممم... خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫نه.

‫همه چی روبه‌راهه؟

‫آره، مرد کوچولو. ‫همه چی عالیه.

‫ببین، یه لطفی در حقم بکن.

‫میشه لطفاً بری خونه؟ خب؟

‫اشکالی نداره خواهرت یه کم همینجا بمونه؟

‫ممنون، رفیق.

‫آره.

‫برو خونه. ‫منم الان پشت سرت میام.

‫باشه.

‫بیا.

‫می‌ریم.

‫بیا کمکم کن شام درست کنم.

‫باشه.

‫کِنی.

‫ببین، باید...

‫باید به تک‌تک خونه‌ها سر بزنیم ‫و به مردم خبر بدیم.

‫خب؟ ۳۰ دقیقه از روشناییِ روز باقی مونده.

‫تو و جولی به مردم توی شهر بگید.

‫من میرم به مردم خونۀ گروهی میگم.

‫رجی هم با من میاد.

‫نباید هیچ‌کس رو تنها بذاریم.

‫سارا چی؟

‫بوید، چه خبره؟

‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

‫یه چیزی پائولا رو کُشته.

‫ولی هنوز هوا تاریک نشده. ‫نمی‌فهمم.

‫الان یه چیز دیگه اومده. ‫یه چیز جدید.

‫امشب برای هیچ‌کس امن نیست که بخوابه.

‫خب؟

‫بابام...

‫توی کاروانه. ‫(ماشینِ کاروان یا آر.وی)

‫باشه.

‫رندال، چه غلطی داری می‌کنی؟

‫نقشۀ جدیده.

‫مثل سگ می‌کُشمت.

‫جدی؟

‫چی‌کار... چی‌کار می‌کنی؟

‫دانا، واقعاً شرمنده‌ام.

‫ازش عذرخواهی نکن. ‫حق با ما بود.

‫اون بخشی از این ماجراست.

‫بخشی از چه ماجرایی؟

‫دمِ درمانگاه دیدمت.

‫آره، درسته. تعقیبت کردم.

‫داشتن یکی از هیولاهاشون رو ‫از درمانگاه می‌بردن بیرون.

‫حالا چی هستن؟ یه جور رُبات پویانما؟

‫یه مدل خراب توشون بود؟ هان؟

‫اون یه جسد بود، لاشیِ کودن.

‫حتماً!

‫بوید یکی‌شون رو کُشت.

‫چی؟

‫یکی از هیولاها رو کُشت.

‫پس حالا می‌تونن بمیرن؟

‫خنده‌داره که به محض این‌که یه نفر ‫متوجه کسشرهاتون شده...

‫قوانین چقدر یهویی تغییر کردن.

‫گرفتی ما رو؟

‫فکر می‌کردم مشتاق‌تر باشی.

‫این ایدۀ تو بود.

‫نه. این؟!

‫این کار آخرتِ دیوونگیه.

‫این جزو نقشه نبود.

‫اون بخشی از دلایلیه که هنوز اینجاییم.

‫کُس عمه‌اش!

‫این کار رو نمی‌کنیم.

‫می‌دونی کم‌کم داره چی به ذهنم می‌رسه، جیم؟

‫که شاید این اراجیف رو توی ذهن من فرو کردی

‫تا ببینی چی‌کار می‌کنم.

‫از کجا بدونم تو هم بخشی از این ماجرا نیستی؟

‫چون خونه‌ام ریخت روی سرم.

‫چه مرگته آخه؟

‫بیا. این یکی.

‫لاشی!

‫جیم؟

‫می‌خوای دعوا کنی، جیم؟

‫چاقوی تخمی رو بنداز!

‫بهم شلیک می‌کنی؟

‫باشه.

‫حالا برو اونجا وایستا.

‫حالت خوبه، جیم؟

‫آره. واقعاً شرمنده‌ام.

‫قرار نبود این‌طور بشه.

‫بازش کن.

‫منو از این درختِ کیری باز کنید.

‫حدود پنج دقیقه وقت داریم

‫تا سوار اون وَن بشیم و برگردیم تو شهر.

‫کلیدش دستِ کیه؟

‫- نمی‌دونم. ‫- جیم؟

‫منظورت این کلیدهاست؟

‫هِی، نکن!

‫کیر توش.

‫عقل وامونده‌ات رو از دست دادی؟

‫به گمونم مجبوریم شب رو بمونیم

‫و ببینیم چی میشه، نه؟

‫ ⚡️ ترجمه از محمد سید ⚡️ ‫Telegram: @GoodBadUgly

‫جولی، برگرد داخل، عزیزم.

‫نباید می‌ذاشتم بره.

‫باید جلوش رو می‌گرفتم.

‫- مشکلی براش پیش نمیاد. ‫- آهای.

‫اینجا چه خبره؟

‫ویکتور میگه نباید بخوابیم.

‫جولی، بیا داخل، عزیزم. ‫یالا.

‫نمیشه همین‌جوری اون بیرون ولش کنیم.

‫نمیشه بریم دنبالش؟

‫نه، نه،

‫مامان راست میگه.

‫مشکلی برای بابا پیش نمیاد.

‫فقط...

‫- باید داخل بمونیم. ‫- آره.

‫می‌خوام برم بابا رو بیارم.

‫هِی...

‫بوید نمی‌ذاره هیچ بلایی سرِ پدرت بیفته.

‫بهترین کاری که می‌تونیم برای بابا بکنیم...

‫اینه که یه جای امن باشیم.

‫ممنون که داری این کار رو می‌کنی.

‫می‌دونم دلت نمی‌خواد اینجا باشی.

‫این کار رو برای تو نمی‌کنم.

‫دیگه اوضاع اینجا حسِ متفاوتی داره.

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left