De eerste 165 regels.
کسایی که از این اکسیر میخورن ممنوعه که از اسم مستعار استفاده کنن
جاودانه ها فقط قادرن با اونایی که از اسم واقعی استفاده میکنن صحبت کنن
!ما واقعا جاودانه شدیم
!من حسابی جو گیر شدم
من انیس هستم , اسم فامیل هم ندارم
!انیس .... انیس , آره؟
من بچه هایی که خوب تعریف میکنن رو دوست دارم
خوب, چی میخوای ؟
خوب , خوب , مگه ایشون سناتور بریام نیستن
از ملاقات شما مفتخر شدم
زیردستای شما کارای کثیفی کردن
لمورس ها چه کار کردن؟
اونا به یه قطار سریع السیر به اسم قطار پرنده حمله کردن
اونا خواستار آزاد سازی تو در عوضه زندگی مسافرا شدن
خوب
و حالا تو از من میخوای که قانعشون کنم ؟
زن و دختر من هم اونجان ... میفهمی ؟
... مانفرد بریام , مردی با یه عالمه قدرت و پول
از کی تا حالا خانواده دوست شدی؟
منو دست میندازی , هیولا ؟
اینا اصل شخصیت توه
متقاعدشون کن خودشون رو تسلیم کنن
هویی لافورد من حسابی هواتو دارم
میتونی آروم باشی
نقشه اونا شکست میخوره
منظورت چیه؟
اگه لمورس قطار رو اشغال کرده دختر من هم بایستی تو اون قطار باشه
اون مطلقا به من وفاداره
چان لافورد متعصب ؟
کاری که اونا دارن انجام میدن فقط به خاطر اهداف خودشونه، میخوان محبت کاذبشون رو ثابت کنن
...چان ، تو نمیتونی مردد باشی
چی شده چان ؟
...خوب، خوب
نمیتونی تمام کسایی که تو واگن غذا خوری هستن رو واسه من بکشی ؟
چی ؟
من طبق قرار حتما پولت رو میدم
تو حتما میتونی به یه سری از تفریحاتت برسی
منم امنیت خودم رو میخرم
تو ... تو بچه نیستی درسته ؟
خوشحالم که زود درک کردی
...اگه تو میتونی تمام مسافرا رو بکشی
من بهت 200,000 دلار میدم
هیم... این بی فایدس
چرا ما باید فقط اونایی که تو واگن رستوران هستن رو بکشیم ؟
من دوست ندارم واسه یه پول خورد مثل اسباب بازی اینور و اونور برم
گذشته از این ، هیچ گارانتی وجود نداره که تو پول رو بدی
...من یه تن مواد منفجره تو این قطار پنهان کردم
واسه قراری که با خانواده رنوراتا از نیویورک گذاشتم
اونا به من اعتماد دارن
اگه کاری که بهتون گفتم رو انجام بدین
منم توصیتون رو پیش خانواده رنوراتا میکنم که یه حالی بهتون بده
یه زره زیادی خوب به نظر میرسه
من خیلی مواد منفجره قایم کردم
بعد از اینکه ترتیب آدمایی که تو واگن غذاخوری هستن رو دادی
من اونا رو میترکونم
قطار وایمیسه و اونایی که از انفجار هم جون سالم به در بردن فرار میکنن
این اتفاقا هم شاید بیوفته گردن اون کت مشکیا
اگه این همه مواد منفجره داری چرا خودت این کار رو نمیکنی ؟
من با یه عدشون کار دارم
نمیتونم خودم مستقیما وارد عمل بشم
خوب آقا .... تو این کار رو واسه من میکنی دیگه ؟
...فکر میکنم تو هنوز خوب یاد نگرفتی چه جوری با من صحبت کنی
ها...؟
... فقط نمیدونم چرا تو نگاهت اعتماد به نفس هست
!من نمی تونم کمکی کنم اما میخوام بکشمت
!چی؟؟ یه دفعه ریختن سرت؟
آره... اونا منو زدن و وقتی به هوش اومدم دختره پیچ خورده بود
!لعنتی
!باید کاره اونا باشه! گاندورای لعنتی
!ایوا جون!ایوا جون
آقای اِلِن؟
ببخشید یه هو ترسوندمت ایوا جون
!چه جوری همه اتفاقایی که واسه تو افتاده رو جبران کنیم ؟
!از خجالت دارم آب میشم میرم تو اعماق زمین
اومده بودی منو نجات بدی ؟
آره .. من وظیفه دونستم بیام سراغت مترجم:خالی بند
متشکرم
ایوا جون اصلا لازم نیست از ما تشکر کنی
...تو به خاطر ما گروگان گرفته شدی
...و برادرت
! داداش دالاس ؟ شما چیزی در موردش پیدا کردین؟
این جزو اطلاعات خیلی محرمانه شرکته ... منم چیزه خیلی زیادی نمیدونم ... اما
...اما بزار همه چی رو جبران کنم
ظاهرا خانواده گاندور یه ارتباطی با ناپدید شدن برادرت داره
...گاندورها
اونا مافیا هستن؟
...آره
!لطفا منو ببر اونجا
ها؟
!التماست میکنم ... منو ببر پیش گاندورا
!خواهش کردم
هی میریا
من نمیدونم اگه انیس اون چهار نفر رو تحویل پلیس بده
امیدوارم بعدش بتونه فرار کنه
من موندم چه کار میخواست بکنه
از خونه فرار کنه؟
!از خونه فرار کنه؟ شاید این درست باشه
!اما واقعا قوی بود ها ، نه ؟
!اون خیلی قوی بود
!زنای قوی خیلی خوبن
تامه گازن یکی از چند نمونه از زنان سلحشور سامورایی تاریخ ژاپن بوده
مثل تامه گازن درسته ؟
...ضمنا ,ایزاک
چی شده میریا؟
الان داریم کجا میریم؟
...کجا
ولو اینکه ما نمی خواستیم از مافیا دزدی کنیم
... اگه ما از این دو تا گروه بزرگ دزدی کنیم خیلیا میوفتن دنبالمون
.به نظر من پول دزدیدن از گروههای کوچیک حال نمیده
.ظاهرا گاندورها و مارتیلوها گروهاشون همین درو اطرافن
.همین جاها
بیا بریم مقر گاندورا که فکر کنم نزدیکتره
.بیا بریم نسخه شون رو بپیچیم
!نسخه شون رو بپیچیم؟
,اگه ما اینو اینجوری ببریم پیشش
تو فکر میکنی بهمون پول میده ؟
ما فقط باید بهش اعتماد کنیم
...اما دالاس
!اما تو دیدی اسکات رو تو یه چشم به هم زدن کشت
تو فکر نمیکنی وقتی کارمون تموم شد با ما هم همین کارو میکنه ؟
.بیخیال اسکات
.آروم باش
این آدما این مشروب رو میخوان
,ما با اسلحه سمتشون میگیریم
بهشون میگیم تا موقعی که پول ما رو ندن اینو بهشون نمی دیم
!فهمیدم
بعد نعشه بازی انگار باهوش تر شدی ها
...میریا
اونا باید مسئول پول رشوه به سازمانها باشن
اون پول رشوس .... درسته؟
اون چیه که توسط سه نفر مواظبت میشه ؟
پوله درسته؟
!درسته؟
: پس فقط یه کار میشه کرد
!که همین الان اون پول رو دزدید
چرا؟
!اونا حواسشون هست
! صندوقه فردا خالیه
!فهمیدم!تو خیلی باهوشی ایزاک
!صبر کنید
!چ_ چی؟
!تو دیگه کدوم خری هستی ؟
!مردی که صحیح وسالم از آبشار ریچن بیچ بازگشته
!من پرفسور موریارتی هستم !همون دشمن شرلوک هلمز رو میگه دیوانه فقط موندم موریارتی به این کلاه سامورایی چه ربطی داره
... صدا کنید Jack the Ripper منو !میگم دیوانس هی بگید نه
!ما رو اسگل کردی؟
!ما وقت نداریم با دیونه ای مثل تو تلف کنیم
خوب با من چی ؟
چی شد؟
...آقای ایزاک
.اون به درد نخوره
من باید چه کار کنم؟ اون هیچ کمکی نمیتونه کنه
اگه قضایا اینجوری پیش بره من نمیتونم دنبال بقیه فناناپذیرا بگردم
من ناگهانی خودم رو با اسم واقعیم معرفی کردم
.این معنیش این میشه که در اون لحظه باید یه نفر فناناپذیر دیگه تو اون اتاق بوده
! نمیخوام بزارم اون منو بخوره
!من اول باید اونو بخورم
اون همین چند لحظه پیش نمرد؟
اوه روز به خیر
شما یکی از کارکنان روزنامه هستید درسته؟
آ.. آره
اینا نازنین نیستن؟
!من خیلی از اینا دارم
!خیلی هم خوب میبرن
اوه؟
No comments yet. Be the first to leave one.