The Wolf Man

The Wolf Man

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Wolf Man (1941)
Een commentaar door hadi181

Tags

other
Gepubliceerd op: 2019-11-30
Downloads: 49
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

خود گرگ انگاري: يک بيماري ذهني است که .افراد تصور ميکنند مرد گرگي هستند طبق يک افسانه قديمي، قربانيها ويژگيهاي فيزيکي حيوان را بخود ميگيرند. يک روستاي کوچک در نزديکي قلعه تالبوت وجود دارد که مردمش ادعا ميکنند تجربه هاي مخوفي در .برخورد با اين موجود فراطبيعي داشته اند

.قلعه تالبوت، آقاي لاري

.به خونه خوش اومدي، لاري - .خيلي خوشحالم که اينجام، پدر -

.زياد تغيير نکرده

بعد از سيصد سال، فقط يه سري وسايل جديدتر شده. پُل مونتفورد رو ميشناسي؟

.البته - .اومدم يه سلامي کنم. خوش اومدي -

.باهمديگه سيب ميدزديديم - .حالا رئيس پليسه -

.و يادم انداختي که بايد برم سر کار .امشب ساعت نه ميبينمت، سِر جان

.خوشحالم که برگشتي، لري - .ممنون. خداحافظ -

پس پُل پليس شده، ها؟ - پليس؟ -

.آره. پليس. ميدوني منظورم چيه - .اون کاپيتان مونتفوردِ. بازنشست شده -

.پدر

.درباره جان متاسفم

.مرگ برادرت هممون رو داغون کرد

چرا نميشيني؟

لري، ميدوني که يه رسمي براي .پسرهاي خاندان تالبوت وجود داره

.پسر بزرگتر همه چي رو بايد مديريت کنه

پسر کوچيکتر معمولاً بخاطر موقعيتش ناراضيه و .خونه رو ترک ميکنه، که تو هم همين کار رو کردي

.بله پدر، اما حالا اينجام - .خوشبختانه -

اما مايه تاسفه که مرگ برادرت در يه حادثه شکار باعث شد تو بياي خونه؟

.اونقدرها هم بد نبود .همه اخبار درباره شما رو دنبال ميکردم

خيلي احساس غرور کردم که .شما جايزه تحقيقاتي رو بردين

.همه کارها گردن من بود

سنت تالبوتها همچنين ايجاب ميکنه .که کله شق و تودار باشن

بيشتر مواقع اين خصوصيات .پايان خوشي براي ما نداشته

!کيه که ندونه

... لري، بزار تصميم بگيريم، من و تو

.که چيزي بينمون نباشه ...

.هرچي در توانم باشه انجام ميدم، قربان - .اين خيلي عاليه -

اين هيجده سالي که از ما دور بودي حتماً ... يه مزايايي براي اداره املاک برات داشته

موقعيتهاي زيادي براي ما قديمي ها ... .بوجود اومده، اما اينو از من نشنيده بگير

چيه باهات؟ - .از طرف لندنِ، قربان -

.فکر کنم قسمت جديد تلسکوپه

.اوه، البته. باهام بيا، لري .بريم به اتاق زير شيرواني

.الان اون يه رصدخانه ست

.بفرماييد، قربان. فکر کنم آماده ست

.يه نگاهي بهش ميندازم

عاليه. کجا همچين کار دقيقي رو ياد گرفتي؟

.يه شرکت بصري در کاليفرنيا

.کوه ويلسون رو کاملاً رصد کرديم

به نجوم علاقه مندي؟ - .نه خيلي -

.کارم با ابزار آلات خوبه ... ،با دستگاههاي نجوم يه مقدار کار کردم

اما وقتي بحث تئوري پيش مياد ... .مثل تازه کارها ميمونم

.همه کساني که توي کار نجوم هستن تازه کارن

.تنها يه نفره که از همه چي خبر داره

.خوبه

.قبل از نهار يه کاري دارم که بايد انجام بدم .بقيه اش رو ميسپرم به تو

.عصربخير آقا ميتونم کمکتون کنم؟

.بله. دنبال يه هديه ميگردم .يه چيزي مثل گوشواره

.حتماً. يه سري خيلي خوبش رو داريم

.ايناها از الماس هستن .خيلي شيکن

يا ايناها که از مرواريد ساخته شده ان؟ - .نه، اينا رو نميخوام -

چيزي که دنبالشم شکل .نيمه ماهِ با سنگ زينتي

.از طلا - .متاسفم. الان همچين چيزي نداريم -

چرا. دارين. يادتون نمياد؟ .روي ميز توي اطاق تونه

توي اطاق من؟ - .آره -

ميشه برام بيارينش؟ - .خب ... اما ... اونا براي فروش نيستن -

.نميتونم سرزنشتون کنم .اونا واقعاً بهتون ميان

.خب ... شايد پدرم بتونه کمکتون کنه

.صداش ميزنم - .نه، نه، لازم نيست -

،حالا که نميتونم گوشواره بخرم شايد بهتره عصا بخرم، ها؟

بهم بگيد از کجا درباره گوشواره هاي توي اطاقم ميدونيد؟

من يه غيب گو ام. هر وقت يه دختر زيبا .ميبينم، از همه چيزش با خبر ميشم

.اوه

خب از چه نوع عصايي خوشتون مياد؟ .عصاي مخصوص روز و شب رو داريم

.زياد مهم نيست

.اين خيلي باکلاسه .بالاش از طلاست

.نه، به کارم نمياد

خب، اين سگ کوچولو چطوره؟ .بهتون مياد

.نه، ممنون

.خب، اين يکي

.براي گلف خوبه - .آره، اينم ميشه -

.بامزه ست .اينم سگه

.نه، اين يه گرگه

يه گرگ؟ .اوهوم -

.يه گرگ و يه ستاره

معنيش چيه؟ .فکر کردم گفتي يه غيب گو هستي -

هستم، اما اين از چوب و نقره ساخته شده .و تازه چشمهاش هم آبي نيست

.قيمت اين چوب سه پونده - سه پوند؟ 15 دلار واسه اين چوب قديمي؟ -

قيمت منصفانه ايه. نقش گرگ و ستاره .پنج ضلعي رو داره؛ نشانه گرگنما ست

گرگنما؟ چي هست؟

يه انسان که در زمانهاي خاصي .از سال ميتونه به گرگ تبديل بشه

منظورت اينه که چهار دست و پا بدَوه .و گاز بگيره و زير نور ماه زوزه بکشه

.بعضي وقتها بدتر هم ميشه

.چه چشمهاي درشتي داري، مادربزرگ

.شنل قرمزي يه داستان گرگنمايي بود

.البته، داستانهاي زياد ديگه اي هم هست :يه شعر قديميه که ميگه

حتي يه مرد با قلب پاک" ... که هر شب مشغول مناجاته

ميتونه تبديل به گرگ بشه زماني که ... ".ولفبين شکوفه بده و ماه پاييز بدرخشه

درست، اما قضيه اين ستاره پنج ضلعي چيه؟

هر گرگنمايي اين علامت رو داره و .توي کف دست قرباني بعديش ديده ميشه

،ببين خانم، اگه ميخواي منو بترسوني .خودت رو خسته نکن

.اين عصا رو برميدارم

.بهم بگين قبلاً منو ديدين؟

معلومه. پس از کجا درباره گوشواره ها ميدونستم؟

... من که يادم نمياد - .بهت ميگم چيکار کنيم -

امشب باهم قدم ميزنيم .و درباره اش حرف ميزنيم

.نه

.ساعت هشت ميبينمت - .نه -

کولي ها، ها؟ - .آره. اونا طالع بين هستن -

.هر پاييز از اينجا رد ميشن

.ميدوني من از طالع خودم خبر ندارم نظرت درباره امشب چيه؟

.نه

.باشه. ساعت هشت ميام اينجا

.آره، اون يه نشان گرگنماست - اين فقط يه افسانه ست، مگه نه؟ -

آره، اما مثل اکثر افسانه ها .حتماً يه ريشه اي در واقعيت داره

احتمالاً يه تفسير قديمي از .دو شخصيتي بودن ماهاست

جوري که بنظر مياد؟

حتي يه مرد با قلب پاک" ... که هر شب مشغول مناجاته

ميتونه تبديل به گرگ بشه زماني که ... ".ولفبين شکوفه بده و ماه پاييز بدرخشه

جالبه. دختره توي عتيقه فروشي .هم همين رو گفت

اوه، گووِن کانليف رو ديدي، درسته؟

.پس اسمش اينه

.فقط داشتم توي شهر چرخ ميزدم - .طبيعيه -

.به گشتنت ادامه بده

،ميخوام که نه تنها دخترهاي خوشگل .بلکه بقيه زنها و مردها رو هم بشناسي

.بهتر بشناسشون .آدمهاي خوبي هستن

.مردمت هستن .قراره که اداره امور املاک رو به دست بگيري

.البته، منم ميخوام همشون رو بشناسم

.انگار از جاي خوبي شروع کردي

.برو. کارت رو خوب انجام بده

.خيلي خب. ممنون. شب بخير

.شب بخير

!اوه

.تويي - .البته که منم -

منتظر کي بودي؟ - .هيچکس -

.بهت گفته بودم که نميتونم باهات بيام بيرون

و با اين وجود همون گوشواره هايي .که من خوشم مياد پوشيدي

... بخاطر اينه که - .بي خيال. من نميخوام تنها برم -

.من از تاريکي ميترسم

.و همينطور که ميبيني، عصام رو هم آوردم

.جني

.ايشون جني ويليامز هستن .اونم ميخواد طالع اش رو بدونه

... خيلي از آشنايي با شما خوشوقتم، آقاي - .صدام بزنيد لري -

.اگه اشکالي نداره ... لري

... راستش

!اوه، ببين

.ولفبين

حتي يه مرد با قلب پاک" ... که هر شب مشغول مناجاته

ميتونه تبديل به گرگ بشه زماني که ... ".ولفبين شکوفه بده و ماه پاييز بدرخشه

پس تو هم اينو ميدوني، ها؟ - .البته -

.همه درباره گرگنماها ميدونن

.ما اومديم تا طالع مون رو بدونيم واقعاً ميتوني آينده رو ببيني؟

.نااميدتون نميکنم، بانوي من

تشريف ميارين داخل؟ - ميشه اول من برم؟ -

.نه، نه، تو جلو برو

.برو، نادون

پيرمرد عجب چپقي داره، مگه نه؟

.کارتها رو جدا کن

ما نيومديم که به حرفهاي جني گوش بديم، درسته؟

.نه

،شايد اگه با من يکم قدم بزني .بتونم طالع ات بگم

پس تو يه طالع بيني؟ - .آها -

اينجوري درباره گوشواره هام فهميدي؟ - .خب، نه دقيقاً -

.يه تلسکوپ ديد خيلي قوي داره

ستاره ها رو اينقدر نزديک ميکنه که .حس ميکني ميتوني بهشون دست بزني

يه تلسکوپ؟ - .البته -

،براي آدمهاي توي اطاق هم همينجوره .اگه در جهت درستي قرارش بدي

.اوه، تو اين کار نکردي - .خب، داشتم عدسي رو امتحان ميکردم -

،درباره تو اصلاً نميدونستم .و يهويي تو ظاهر شدي

.از حالا ديگه حتماً پرده رو ميکشم

،اين کار رو نکن. منظورم اينه که ... نه بخاطر من. ميخوام بگم

.ميدوني منظورم چيه

.بله، متاسفانه ميدونم

.اما بايد بهت بگم که من نامزد دارم .به زودي ازدواج ميکنم

.راستش الان نبايد اينجا باشم - .اما تو اينجايي -

ميشه بهم بگي کي ازدواج ميکنم؟

چي ديدي؟

.دستهاتون، لطفاً

.دست چپتون گذشته رو نشون ميده

.دست راستتون آينده رو نشون ميده

چي شده؟

.امشب نميتونم چيزي بهتون بگم

.فردا برگرد

چي ديدي؟ چيزِ شيطاني بود؟

.نه، نه. حالا برو

!برو سريعتر

!برو - !باشه -

!باشه، دارم ميرم

اون چي بود؟ - .نميدونم -

.تا حالا همچين صدايي نشنيده بودم

.اينجا بمون

!لري

!صبر کن! لري

لري، کجايي؟

اوه، لري. لري، چي شده؟ چه اتفاقي افتاده؟

.يه گرگ

!کمک! کمک

.خواهش ميکنم، عجله کن

.سريعتر، لطفاً

چه اتفاقي براش افتاده؟ - .يه گرگ گازش گرفته -

.يه کاري بکن ميتوني کمکش کني؟

.بايد ببريمش خونه

پسرِ بزرگيه، درسته؟ - .تنومندِ -

.مثل تالبوت سرخه - .بايد بزاريمش بعنوان محافظ -

اوه، نه! وجودش اينجا با ارزشه .که مراقب املاک باشه

.يه عالمه تجربه توي آمريکا بدست آورده

اينجا رو، موضوع چيه؟

!سِر جان

چه اتفاقي افتاده؟ - .يه گرگ گازش گرفته -

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left