De eerste 176 regels.
چی؟
یو جکس.
بلند شو دیگه لعنتی.
دارم کمکت میکنم تا پول دربیاری داداش.
خب، خانم جردن رو یادت هست؟
خب، اون ازم خواست که باهات حرف بزنم.
اون دختر لیزا رو یادته؟
خب، او در نهایت با یک پزشک ازدواج کرد.
یه گربه به اسم مایرز.
خب، دکتر حسابی اذیتش کرده رفیق.
و خانم جردن قول داد که سرت داد بزند (یا: سرت داد بزند)
درباره چک کردن کون کوچولوش.
میدونم که از درگیر شدن با ماجراهای خانوادگی خوشت نمیاد
و همه اینها داداش،
اما میدانم که تو هم از قلدرها زیاد خوشت نمیآید.
کون کوچولوشو حامله میکنی،
همینجا تقریباً دو جی میارزه .
خانم جردن فقط ۵۰۰ دلار دارد.
اما آره، من قراره ۱۵۰۰ دلار دیگه هم پسانداز کنم.
دکتر قراره یه حیوون کوچولوی عوضی باشه .
فقط اون احمقِ بیعرضه رو بترسون، مرد.
این باید کارساز باشد.
مادرجندهی کوچولوی عوضی...
علامت سوال.
علامت سوال.
علامت سوال.
دارم گند میزنم بهت ری ری.
علامت تعجب.
گرفتمت، مرد.
گرفتمت داداش.
یکی دیگه. بیا دیگه.
اون لعنتي رو فشار بده.
برو جلو، برو جلو، برو جلو.
با تمام وجودت، با تمام وجودت، برادر.
اونجاست.
ممنون بابت معرفی مکان.
باب مایرز، من قبلاً شما را درست ندیدهام.
تو مربی جدیدی؟
یه چیزی بهم بگو.
با توجه به جثه شما، جراح شدن سخت بود ؟
چون من سازها رو تصور میکردم
درست توی دست جا نمیشد .
تو که اینجا نیستی که ورزش کنی، درسته؟
من امروز صبح به عنوان مرجع به شما مراجعه میکنم
به یک موضوع شخصی که هنوز حل نشده است
یه مسئلهی کاری برای منه.
این موضوع مصداقی از
همسرآزاری که توسط شما، دکتر، انجام شده است.
به نام لیزا مایرز، همسر شما.
حالا، به شما اطمینان میدهم که خانم مایرز از این جلسه چیزی نمیداند.
و هیچ نقشی در استخدام خدمات من نداشته است .
من از طرف افراد نگران کار میکنم
که تنها هدفش پایان دادن به این موضوع است.
به عبارت دیگر،
اون کتک زدن همسرت دیگه باید تموم بشه.
تو چی هستی، پلیس؟
کارآگاه خصوصی؟
وکیل؟
من جکسن هستم، و پیامم ساده است، دیگر هرگز او را نزن.
و فکر کردی کی هستی، سیاه؟
چی میخوای بگم؟
متاسفم، دیگه هیچوقت بهش ضربه نمیزنم.
قبل از اینکه این اتاق را ترک کنی، این کار را خواهی کرد .
یه بار دیگه منو با اون کلمه صدا بزن ، دیگه نمیتونی.
باورم نمیشه این چرت و پرته.
اول از همه، شما حتی نمیدانید او چه کار کرده است.
تو حق نداری بیای تو باشگاه من و به خاطر زنم منو سرزنش کنی.
بهتره تا میتونی از اینجا بری گورتو گم کنی.
از اینکه سرت تو کار من گیر کردی پشیمون میشی .
سر جات بشین سر جات.
نمیدونم کی بزرگت کرده، اما برام مهم نیست چی گفته.
یا کاری که او انجام داد.
دلیلی نداره دست رو زن بلند کنی.
اما یه عوضی به بزرگی تو؟
این یه مشت آشغالِ واقعاً بیرحمه.
شرط میبندم هر جا که بزرگ شدی، احتمالاً آدم مهمی بودی .
ها؟
شما فقط برخی از موارد ضروری را از دست دادهاید
شخصیت سازی کون-هوپ کردن،
همین. (همین.)
حالا بهت قول میدم که به کسی در این مورد چیزی نگم.
هدف من خشونت نبود، و همچنین تحقیر شما هم نبود.
مرد، ما باید بهتر از این باشیم، مرد.
منظورم این است که این خشونت سیاهپوستان علیه سیاهپوستان باید متوقف شود.
من در مورد خودم صحبت نمیکنم.
یه پیشنهاد دارم.
این کاری است که شما انجام میدهید.
تو خیلی خوب گیر میاری، پس براش یه کم بخر
جواهرات، یک لباس زیبا، دوازده گل رز،
اما قول بده که تحت درمان قرار بگیری و او را به یک تعطیلات خوب ببری.
اگه ازت بپرسه چرا انقدر داغونی،
فقط بهش بگو که کلاس MMA رفتی
در باشگاه ورزشی، و آن مرد دیگر بدتر به نظر میرسد.
درسته؟
قرار است چه بگویی؟
متاسفم.
دیگه هیچوقت تکرارش نمیکنم.
مردِ من.
باشه، قطع کن.
باشه، از این بهتر نمیشه
فقط همین نصیبم شد.
پنج تا بردار.
یو، عزیزم.
چی؟
دختر بچه، دختر بچه.
همه چیز درست بود.
اما تو که اون گه رو میخونی،
اما مطمئنم که اون حس لعنتی رو نداری.
خستهام.
میفهمی چی میگم؟
تو خیلی جوونی که انقدر تنبل باشی.
تنبل نیستی، اونک.
ما از ساعت 6 دیشب اینجاییم .
ساعت ۷ صبح است و من کارم تمام شده است.
اگه از بین اون همه آشغالی که بری چیزی پیدا نکردی ،
پس چرا نمیری بخونیش؟ (or: پس چرا نمیری بخونیش؟)
سعی ندارم بهت استرس بدم.
میفهمی چی میگم؟
اما اگه به خوندن اون صدای پیر و احمق و چرندیات بیارزش ادامه بدی،
و سقوط میکند، تو نگاه خواهی کرد
از یه عوضی هم دیوونهترم،
و تو این را میدانی.
دختر، میدانم که نیت خوبی داری، اما
وقتی اونجام و دارم با صدای بلند آواز میخونم،
و تو به من میگی که من بدون هیچ احساسی میخونم،
فکر میکنی این باعث میشه بهتر بخونم؟
خیر.
دارم سعی میکنم پامو بذارم تو دلت
و تو را به جایی که باید باشی برساند.
آنک، دوستت دارم.
من دارم میرم بخوابم.
من تو را دوست دارم.
من هم تو را دوست دارم.
کون کوچولوتو ببر خونه، یه کم استراحت کن،
اما بهتره فردا سر وقت برگردی اینجا.
برای انجام کاری که باید انجام دهید.
هی، عزیزم. (Hey, baby)
میدانم که احتمالاً هنوز خواب هستی .
دارم ناک اوت میشم.
حدود ساعت دو بهت زدم.
دوستت دارم.
شب بخیر.
لعنت، ادی، واقعاً از بازی خارج شدی.
معمولاً وقتی وارد میشوم، در ماشین را برایم باز میکنی.
تو حتماً از من خستهتری.
ببخشید، خانم جَهاری.
ادی مریض است و بیرون رفته است.
من راجر هستم.
تو در دستان خوبی هستی.
ما به دو نفر دیگه تو خط حمله نیاز داریم.
کراسی با پنج تا مهمون ویژه میاد.
آره، آره.
سلام، بیگ ویل.
چه احساسی دارید؟
من خوبم، عالیه.
باشه، باشه، کاپیتان.
بوم. (boom.)
بوم، گورتو از اینجا گم کن.
خب، من که در مورد اون مواد مخدر بهت هشدار داده بودم، باشه؟
حالا شما ممنوع الخروج هستید.
دیگه برنگردون باشگاه.
ببین، اگه تو برادر پوکی نبودی ،
من میخواستم تو را دستگیر کنم.
حالا برو بیرون.
تو هم همینطور، مرد بزرگ.
من جایی نمیرم ، عوضی.
داداش.
ریلکس کنید.
و ترک کنید.
نیگا، تو باید منو بیرون کنی.
گیج
بله، رئیس.
ازت میخوام بیای دستشویی مردانه
و بوم و پسرش را از روی زمین بلند کن
و کونشون رو دربیارن.
کپی کنید.
No comments yet. Be the first to leave one.