De eerste 200 regels.
آقا، مي دونيد براي چي ازتون خواستيم ماشين رو بزنيد کنار؟
به خاطر پُر کردن سهميه ي آخر سال ِـتون؟
! چراغاي عقب شکسته
ولي چرا محض سرگرمي هم شده، پُشت رو بهمون نشون نميديد؟
نتونستيد چيزي پيدا کنيد که به سايزتون بخوره؟
اين ديگه چه کوفتيه؟
! به مرکز گزارش بده
! لعنتي ... زود باش ... زود باش ... بايد بريم بيرون
! خيل سريع داره مي سوزه
! خب، ديگه اين کار مزّه اي نداره که
! همه َشون رو قطع کردن که
... منظورم اينه که سر راهمون از جلوي چند تا
! درخت خوب و قابل احترام (!!!) رد شديم
! آره، اونجا يه پارک بود
... و تقريبا مطمئنم که
... آدمايي مثل تو رو ميفرستن که
! اونايي که اون درختا رو قطع مي کنن، دستگير کني
حالش خوبه؟
! تعطيلات هميشه بهش سخت ميگذره
... و امسالَم با توجه به نقل مکان ِـمون
... "و قضيه ي "جِيک
... فکر کنم اميدوار بود اوضاع يه خرده متفاوت پيش بره ولي
... نمي دونم ... نمي دونم اين رو مي دوني يا نه
با قوانين کريسمس آشنا هستي؟
... خيله خب، ظاهرا
... اندازه ي درختي که تزئين مي کني
! رابطه ي مستقيمي با تعداد هدايايي که زيرش ميذارن، داره
... ببين ! بابانوئل اين قانون رو ساخته، نه من ... من فقط دارم ميگم که
! از قوانين پيروي کن
! اوني که اونجاست - اوه، واقعا؟ -
! آره
! تغيير نظر سريعي بود
! فکر کنم گول خوردم
! صد در صد همينطوره - ! چه خونواده ي قشنگي -
ميخواين يه عکس ازتون بگيرم؟
! اوه، همينطوري خوبه، ممنون
! اتفاقا خيلي هم دوست داريم
! بيايد اينجا پسرا
! بغلشون کن آقاي پدر
"با شماره سه بگيد : شيريني زنجبيلي
! يک، دو، سه
! شيريني زنجبيلي
مگه چه عيبي داره؟ - ! عزيزم -
... من خيلي دوستت دارم ولي لباست براي تعطيلات
! اصلا مناسب نيست
! و ضمنِ اينکه نگاه کردن بهش خيلي سخته
!" هي، حداقل اين بار ديگه واقعا داريم ميريم "هاوايي
! هي، کمتر حرف بزن، بهتر وسيله هات رو بسته بندي کن
! من براي دو تا چمدون پول نميدم
! مامان
! ريانا ! فقط يه چمدون
عزيزم، قرارمون چي بود؟
! خيلي سخت نمي گيريم
!" سرويس هواپيماييِ "مک نيلي
! توقف بعدي، هاوايي
! هي -
! هي، ريانا ! دوست پسرت اومده
! باباش رو هم آورده
! مامان - ! آر.جي ! بس کن -
! تريش، راجِ بزرگ
... فقط مي خواستم يه بار ديگه بگم که چقدر لطف کرديد که
! رابي رو هم دعوت کرديد - ! آره، واقعا همينطوره -
! درضمن، ميخوام در مورد اين ضد آفتاب ـا هم صحبت کنم
! اوه، باشه
... رابي، يه جورايي پوستش خيلي حساسه ... زير نور خورشيد
! پشتش لکه هاي بزرگي ميزنه
گوشيِ تلفن کجاست؟
... و اگه تو يا ريانا -
... بتونيد
... اين يکي رو که اس.پي.اف 45 داره -
... نه ... قرار نيست اونا رو کمر پسرت
! کرم ضد آفتاب بمالن
اين گوشي کجاست؟
اوه، اينجاست ! الو؟
! اوه، ديه گو
! اره، همينجاست
ديه گو ديگه کيه؟
! يکي که پدرم موقع معامله ي مواد گيرش انداخت
! هي، ديه گو ! حال و احوالت چطوره؟ - خوبم -
! واقعا خوب ... هنوزم اون کارم رو دارم
آره ... تو "کلوپ هاوارد" بود، درسته؟
! "کلوپ هارولد"
! مي دونستم يه "ه" داره
! بگذريم ... اميدوار بودم بتونيم يه جا همديگه رو ببينيم
! به يه سري نصيحت احتياج دارم
باشه ... تو که حالت خوبه؟ تو دردسر افتادي؟
... نه .. اينجوري نيست فقط
! خوب مي شد مي تونستم با يکي صحبت کنم
... خب، خونواده َم الان بايد برن به پروازشون برسن
... من بعد از اونا ميرم
! اگه بخواي، من کُلِ امروز رو در دسترسم
ديه گو؟
مي دونيد چيه؟ ! الان تعطيلاته و منم دارم بيش از حد واکنش نشون ميدم
چطوره که هر وقت برگشتيد، با هم حرف بزنيم؟
مطمئني؟
! آره ... سفر خوبي داشته باشيد
ديه گو چطوره؟
... خوبه ... قرار شد تو سال جديد همديگه رو ببينيم
... خيلي خوبه عزيزم
... دلم مي خواست تو هم با پرواز ما ميومدي
آره، منم همينطور
! ولي شماها بريد و هاوايي رو براي اومدنِ من آماده کنيد
! منم صبح اونجا خواهم بود
! " تعطيلات ذهني"
! از همين الان شروع ميشه -
! از حالا شروع ميشه -
... هي، اون شماره تلفني رو که خواسته بودي
... پيدا کردم و
داري گزارش مي نويسي؟
! آره ... دارم به راج کمک مي کنم که به سفرش به هاوايي برسه
... ما در رو شکستيم"
... "اون آدم بده يه "عوضي تمام عيار" بود"
! "منم بهش شليک کردم"
خيلي خوب شده، نه؟
! عاليه ... احساس مي کنم خودم اونجا بودم
! صبح بخير مورتا
! شايد بخواي يه نگاهي به گزارشي که همکارت نوشته بندازي
! لازم نيست ... من تو تعطيلات ذهني َم
! الان تو ساحلِ هاوايي َم
... به آدم بده گفته
... تو يه ساحل، تو هاوايي ... در حاليکه يه ليوان نوشيدني
! که توش يه چتر کوچولوي بنفشه، تو دستمه
! نميتونم نِي رو پيدا کنم
! تعطيلات مبارک آقايون
! ولي نه هنوز ... يه پرونده داريم
کلمه ي ديگه اي که بشه براي "عوضي" گفت، چيه؟
... مشکلي نيست ... يه بار ديگه از همون استفاده مي کنم
! پرونده ي قتل تو "اينِگل وود"
... تو راهه فرودگاه ـست
! مي دونيد چيه؟ ديگه لازم نيست "اوبر" بگيرم
... زود باش ... بايد بريم
! خيله خب ... بريم
... فکر کنم همين حرفه اي گري ـشونه که
! بيشتر از همه چي دوست دارم
! تعطيلات ذهني
! مثل يکي از همون فيلماي "چِوي چيس"، آره؟
! نخير، يه سبک زندگي ـه
... ببين ! در حالي که امشب جسمم تو پرواز به سمت "مائويي" ـه
... ذهنم از قبل
خيله خب، اينجا چي داريم؟
... به نظر مياد اين بچه هم
يکي ديگه از اون احمق ـايي بوده که ! داشته تو محله ي اشتباهي، مواد ميفروخته
... هي ! برو بگو يکي بياد که مي دونه
! داره درباره ي چي حرف ميزنه
... هي ... اين پسر اونقدري کوکائين با خودش داشته
! که کل کريسمس ِمون رو مي سازه
! هي، هي ! اين بچه يه اسم داره
! يه اسم
مشکلش چيه؟
! تازه از تعطيلات برگشته
"قسمت دهم"
... علي رغم وجودِ کوکائين در صحنه
! هيچ ماده ي مخدري در بدن مقتول يافت نشد
! اون پاک بود
چرا فقط نميگي اون پاک بود؟
... من ... من گفتم
! منم همين رو گفنم - ! "تو گفتي "باقيمانده ي مواد در بدن -
! "تو گفت "وجود کوکائين در صحنه
اسکورسيزي ! ميشه يه دقيقه تنهامون بذاري؟
! ببين ! من مي دونم تو به اون شخص نزديک بودي
! اون کارش درست بود
! اون بچه پاک بود - ... ولي يه کيلو کوکائين
! تو کوله پُشتيش داشت
! که اصلا معني نميده
... اگه به خاطر مواد کُشتنش
پس چرا مواد رو با خودشون نبردن؟ - ... خونواده َت الان تو هاوايي َن -
و منم يه اداره پر از کاراگاه هايي دارم که ميتونن ! به اين پرونده رسيدگي کنن
! خوبه ! بذارشون رو پرونده هاي ديگه ! چون اين يکي مال منه
! يه چيزي پيدا کردم
! رو مواد دو تا اثر انگشت بود
... يکيش براي ديه گو، و يکي ديگه براي شخصي به اسم
"جَسپر اوانز"
... سه سال پيش به جرم معامله ي مواد دستگير شده
! و الان تو "کلوپ هارولد" کار مي کنه
! اين همون جاييه که ديه گو کار مي کرد
ريگز بالاست؟
تو که درباره ي "کلوپ هارولد" مي دوني، درسته؟
! اونجا پُره از پولدارا و اشخاص قدرتمند
!و همينطور سياستمداراي آينده ! با ملايمت برخورد کن
... فکر مي کني شنيد که گفتم -
با ملايمت برخورد کن"؟"
! به هر حال الان فصل معجزه َست
! "نوشته ميگه : "يکي برداريد
! آره، خب ... اون براي اعضاست
! اينا براي بچه ي "مالي" ـه
ببين ! اين آدما دوست دارن که به بچه ها کمک کنن، درسته؟
... فکر مي کني بن شکلاتا و کلوچه هاي دزديِ تو رو
دوست داره؟
! ممنون که حس و حالش رو خراب کردي
ميتونم کمکتون کنم آقايون؟
يا شايدم حسابي مشغول پذيرايي از خودتون هستيد؟
... اوه، آره
... داشتيم فکر مي کرديم که شايد بهتر باشه
! اون ميز کوچولويي که اونجاست رو دوباره پُر از شکلات و شيريني کنيد
! اينجا يه کلوپ خصوصي ـه
! از بخش جناييِ پليس لس آنجلس هستيم
... در مورد قتل ِ ديه گو تحقيق مي کنيم
"ديه گو کابرا"
! آرتور ! مشکلي نيست
! ميتونيم بگيم مهمون ـاي من هستن
No comments yet. Be the first to leave one.