De eerste 200 regels.
...آل پاچينو" در"
سرپيکو
:کارگردان سيدني لومِت
واحد 8-1-1-2 با بيمارستان گرين پوينت تماس بگيريد و
خبر بدين که ما داريم يه .پليس زخمي رو ميبريم
.بسيار خب گشت 10-4. ممنون
.بله، حوزه هشتم
.يا عيسي مسيح
حدس بزن کي تير خورده؟
.سِرپيکو
فکر ميکني کار يه پليس بوده؟
ميدونم که 6 تا از پليس ها .تو فکرش بودن
الو؟ - سيدني؟ -
.روزنامه نيويورک تايمز .سرپيکو تير خورده است
!اُه، خداي من
.دارن ميبرنش به گرين پوينت - .اونجا مي بينمت -
...براي افسر بودن بايد قانون رو قبول کرد
...و بيطرفانه اون رو به کار برد
و بايد به تساوي حقوق، مقام و
.ارزش همه افراد احترام گذاشت
در زندگي روزمره بايد .هميشه آماده باش باشيد
.اين شامل شخصيت شما هم ميشه
،شما بايد متحد، با شهامت، صادق
،شفيق، متواضع
ثابت قدم و
.صبور باشيد
اکنون شما آماده ايد که به ...جنگ عليه جرائم بپيونديد
و آموزه هاي علمي خود را .در عمل نشان دهيد
.هر دو بگيد که هر لحظه با هم بوديد
.من قبلا يه گزارش کامل آماده کردم
ستوان، تو مسئول پيگيري اين حادثه هستي؟ - .بله، فرمانده، گرين -
چه کسي با سرپيکو بود؟
.هينمَن و جوليو - .ميخوام از هر دو بازجويي بشه -
.ميخوام مثل يه بازجويي رسمي و اداري باشه
.ساعت 9 صبح گزارش کار ميخوام
يه چيز ديگه: ميخوام يه محافظ 24 ساعته .واسه سرپيکو بذارين
.بله، قربان - .شما دوتا برين اونجا -
.آنتوني ساردو
.رالف سايتون
.فرانک سرپيکو
بجنبين ديگه، ماريان ميخواد .يه عکس توپ بگيره
.به هم نزديک شين
.افسر گشت، سرپيکو
.طبقه بالا .يه سر برو پيش مسئول حضور و غياب
يک نقشه بردارين و حوزه گشتي .خودتون رو به ياد بسپريد
.اين هفته، گشت تو از ساعت 8 تا 4 هستش
.هفته بعد از 4 تا نيمه شبه .يک کمد انتخاب کن
اگه سوالي داشتي. قديميا .ميتونن کمکت کنن. موفق باشي
.هي ساعت 8 شده !بايد بريم! بجنبين
.جمع بشين. بريم
.بسيار خب، همه بشينيد
بسيار خب. امروز فقط چند تا .آگهي داريم با دو نفر تازه وارد
روي تخته سمت چپ من، شما گروه ...يک رو ميبينيد، يعني قسمت آبي رنگ
...گروه دوم در قسمت قرمز رنگ
.گرو سوم در قسمت سبز رنگ
،حالا ما فقط احضاريه، احضاريه .احضاريه مي خوايم
.فلورنس، من به بچه ها کمک مي کنم
.چارلي، اين فرانک سرپيکو است - .سلام فرانک -
.سلام چارلي - با يه خورده مرغ پنيري چطورين؟ -
.واسه من که جالبه - ...نه، واسه من کمي -
نظرت در مورد گوشت کباب شده گاو چيه؟
خب، باشه، ميتونين صف رو ول کنين .خودم براتون ميارم
.پِلوچ، اينا همش چربيه
.من اونجا گوشت کبابي هم ديدم - .سخت نگير -
.بشين. بشين
واسه چي؟ - .اينقدر حساس نباش. اين مجانيه -
.من وسواس نيستم .فقط نميدونم اين رو چطوري بايد بخورم
چارلي طرف ماست. ما بهش اجازه .ميديم موقع تحويل سفارشاتش، دوبله پارک کنه
نميشه پول بدم و چيزي که دوست دارم رو بگيرم؟
فرانک، در واقع چيزي که چارلي .بهت ميده روبايد قبول کني
،10-34 ،ديويد ،D بخش .يه گزارش تجاوز جنسي احتمالي داريم
،2-18 PS در نزديکي .BQ خيابان گرَند و تُندراه
هي بِيکر، نميخواي بريم بهش رسيدگي کنيم؟
.بيخيال فرانک. اون توي بخش ما نيست
.ولي توي حوزه مرزي ماست
.ميخوام قبولش کنم
.10-4 ،15-47 ،D بخش
!اُه، خداي من
!ايست! ايست !ما افسر پليسيم
!اُه، لعنتي
.شليک نکن
.آروم باش
.بسيار خب، باشه .حالا اسلحه هاتونو بندازين کنار
.اسلحه هاتونو بندازين !يالا ديگه لعنتي
.گفتم اون اسلحه هاي لعنتي تونو بندازين
.عوضي، سرش رو مي بُرم
.اون نور مزخرف رو بگير اونطرف
.سرش رو مي برم، پسر .سرش رو مي برم
.حالا فقط بي حرکت وايستين، لعنتي ها
.فقط حرکت نکنيد. باشه
.خوبه. خوبه .اين درسته
،اون يکي... چيزش رو در آورد
.و گذاشتش توي دهن من
.اون، اون منو انداخت روي زمين
...گفتن اگه اين کار رو نکنم
.منو ميکشن
.اين يه شاهد پر سر و صدا ميشه
ميخواي برات برانکارد بياريم؟
.مازل، تو پيشش بمون .توي بيمارستان بهت زنگ ميزنم
،خب لاشي شهوتي
رفيقات کي بودن؟
هي، فرانک، ميخواي حالش رو بگيري؟
.نه، من بايد فرم دستگيري رو پر کنم
.هي چارلي، بذار 5 دقيقه باهاش باشم
.باشه - .ممنون -
.ممنون، چارلي
.اون کار کثيف، تو رو توي مخمصه انداخت حالا چه حسي داري؟
چرا تو نموندي که کمي از شکنجه من لذت ببري؟
.من از اين چيزا لذت نمي برم
.کثافت
.ميخوام باهات حرف بزنم
،ميخوام که با هم بريم کنار خيابون ...يه فنجون قهوه برات بگيرم
.البته بدون کافئين
حالا گوش کن. من اون بالا بهت دست هم نزدم، درسته؟
اگه فکر احمقانه اي به سرت بزنه .بدجوري حالت رو ميگيرم
فهميدي؟
.بيا
باعث خجالته که تو مسئوليت همه .اين کثافت کاريا رو به عهده گرفتي
،نميدونم. شايد گناهکاري .شايد هم نيستي
.شايد فقط داشتين اون اطراف چرخ ميزدين
حس ميکنم که تو داشتي .با بقيه همراهي مي کردي
.اما فقط تو دستگير شدي
.تو حتي فرصت نکردي *چيزت* رو در بياري
.اين رو توي گزارش بنويس - .اين توي گزارش هست -
.يه نگاهي به خودت بنداز
.نميتونم بخورم - .نه، نميتوني -
ميدوني، نميفهمم واسه چي اينکار رو مي کني؟
تو چته، نسبت به اون رفيقات احساس مسئوليت مي کني؟
.لعنت به اونا .اونا تو رو ول کردن تا همه چيز بيفته پاي تو
.تو هيچي به اونا بدهکار نيستي
اونا تو رو فراموش ميکنن، اينو ميفهمي؟
مگه به چي متهم ميشم؟
...اُه، بذار ببينم ...آدم ربايي
...انحراف جنسي، زنا
شوخيت گرفته؟
.با من حرف بزن و خودت رو نجات بده
!پاس بده، هارو
.اين پرتاب رو بگير
کسي رو نمي فرستي؟ .ببين، گوش کن
مک کوي، من يکي رو ميگيرم .تا يکي ديگه رو آزاد کنم
.ببين، سرپيکو، مازل مسئول اين پرونده است .و براي چند روز هم مرخصي داره
نميتونم مداخله کنم، فرانک - !ولي اونا الان اينجا هستن -
.بعدا بازداشت ميشن - .نه اينطور نيست -
!افسر پليس !همونجا وايستين، وايستين
.برگرديد. برگرديد
.پاهاتون رو باز کنيد
.يواش تر، هي، يواش تر .اون اسلحه رو طرف سر من نگير
.حالا آروم برگردين
.ما اونا رو مي بريم، بچه جون .لازم نيست که دورشون بچرخي
چي داري ميگي؟ .اون مجرم منه
.ما مجرم رو گرفتيم
درست نيست که يه پلس گشت، همچين .زندوندي اي رو بگيره
.يه لحظه صبر کن .برام مهم نيست که چطوري به نظر مياد
من اين کار رو کردم. من خودم رو .توي دردسر انداختم. اون مجرم منه
تو واقعا اون مجرم رو ميخواي، پسر جون؟ .اينطوري بايد مسئوليت بعضي چيزا رو قبول کني
محل پستت يعني خيابون رو ترک کردي ...و بدون مجوز وارد محيط مدرسه شدي
اين تازه اولشه، درسته، پِنِلا؟
.هيچ گزارش کاري که نداري. لعنتي .اگه شانس بياري فقط توبيخ ميشي
.ما هميشه توي دستگيري بهت کمک ميکنيم
!بيا فرانکي
!جيم، برو کنار چيکار داري مي کني؟
ميخواي چيکار کنم؟ از خيابون رد بشم؟
.هي، فرانک - سلام، عمو ويل. حالت چطوره؟ -
.سلام، پَسکوئال - سلام، فرانکي، چطوري؟ -
خوبم، تو چطوري؟ - پاپ کجاست؟ -
.نيم ساعت ديگه بر ميگرده اوضاع چطوره، فرانکي؟
.خوبه. اومدم کفش هام رو بگيرم
،دور موتور رو بالا ببر .دور موتور رو بالا ببر
.ايناهاش - فرانکي، چطوري؟ -
.خوبم، يه کار خوب دارم
.شما کارتون حرف نداره
خب، اصل حالت چطوره، فرانکي؟
چرا همش داري اين رو مي پرسي؟ !تو چت شده؟ من خوبم
خب من فکر ميکردم تو شنبه شب .به خونه مياي
.متاسفم، پسکوئال .نتونستم بيام
.مارگارت، ماريان رو دعوت کرده بود ...ماريان خيلي دلگير شد
.ببين، از اين کارِت خوشم نمياد .جدي دارم ميگم
،وقتي از اومدن من مطمئن نيستي .کسي رو به خاطر من به خونت دعوت نکن
منظورم اينه که، اگه بخوام ماريان رو .ببينم، خب بهش زنگ ميزنم
چه اتفاقي بين شما افتاده؟
هي، پسکوئال، بايد يه .چيزي رو بهت بگم
ببين، من تموم روز رو دارم با پليس ها کار مي کنم، درسته؟
خب، وقتي بيام بيرون، ميرم ...به ديدن ماريان
،پدرش يه پليسه، برادرش هم پليسه .عموش هم پليسه
.حس ميکنم که خودش هم پليسه - .بيا اينجا -
کارِت چطور پيش ميره؟ - .اون هم مشکلات خودش رو داره -
مامان گفت تو دنبال يک اداره ديگه هستي، درسته؟
.آره - خب، قصد داري کجا بري؟ -
.نميدونم .از زمان مدرسه دارم همينطور جا عوض مي کنم
دانشکده نيويورک؟ اطراف منطقه گرينويچ؟
.آره، منطقه گرينويچ -
همسايه هاي قديميت ديگه باهات به اندازه کافي خوب نيستن؟
.به پاپ بگو که من اينجا بودم
فرانکي، يکشنبه؟
يکشنبه چي؟
شام؟ ها؟
.يه لطفي بکن، بدونِ ماريان - .ميدونم، بدونِ ماريان -
.بسيار خب، چند تا اطلاعيه داريم
يه اطلاعيه در مورد کلاس هاي ...شناسايي اثر انگشت
.که در دانشکده "جان جِي" برگزار ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.