De eerste 174 regels.
ده
«:: مــتـرجـم: علی موسویان ::» |^| Caped crusader |^|
اظهاراتی برای موفقیت رو پخش کن
:اظهاراتی برای موفقیت
من زیبام
من زیبام
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
من کنترل اوضاع رو بدست دارم
من کنترل اوضاع رو بدست دارم
من زیبام- من زیبام-
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
من کنترل اوضاع رو بدست دارم
من زیبام
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
ممنونم- خواهش میکنم-
خیلی ممنونم
بچهی خوبی هستی
من زیبام- من زیبام-
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
من دوست داشته میشم و لایق دوست داشته شدنم
من کنترل اوضاع رو بدست دارم- من کنترل اوضاع رو بدست دارم-
مکسین منو به مهمونیت دعوت کرد- من کنترل اوضاع رو بدست دارم-
تو اینجایی؟- ...آره، میدونم، ولی-
،دارم سعی میکنم یه یارویی رو پیدا کنم که اون شب دیدمش
اوه، باشه
خب، این راه خوبی ـه برای اینکه حس کنم خاصم
،درسته، نه، نه مربوط به سکس نمیشه
...اون اون یه بی خانمانه
من کنترل اوضاع رو بدست دارم
من کنترل اوضاع رو بدست دارم
باشه، خدافظ
تو زود اومدی
...بنظر- ممنون-
...چخبر؟ بنظر یکم- تو همیشه اینو میگی-
...من همیشه میگم- آره، همیشه-
،روتین یه چیز فوق العادست بیاتریس ما تبدیل به چیزی میشیم که مداوم انجامش میدیم
این یکی از اظهاراتته؟
ساکت کجاست؟- ساکای تو کجاست؟-
...ما باید صحبت کنیم- صحبت کنیم، آره، صحبت کنم-
،بنظر وقت خوبی برای صحبت کردن میاد
تو شبی که قراره به یه تعطیلات یه هفتهای بریم که
من ماه هاست براش برنامه ریزی کردم
من یه نوشیدنی لازم دارم
چخبر بیاتریس؟
بنظر مضطرب میای
،انگاری که همین الان داره برات اتفاق میوفته
شاید، احتمالا این از چیزی که فکر کرده بودی سختتر میشه
...کسی بهت گفته- قراره باهام بهم بزنی؟ نه-
نه، از قبل زدی
اینقدر از این بازیای ذهنی درنیار
منظورت از همهی اینکارا چیه؟ ...اینکه مسخرم کنی؟ اینکه
کاری کنم حس بدی داشته باشی؟- آره-
،این اتفاق قرار نبود بیوفته ...این
...اوه
نه، نه
،مشکل همینه تو همیشه تلاش میکنی هرچیز کوچیکی رو درست کنی
،میتونم درستشون کنم همین الانم کردم
دیگه نمیتونم ادامه بدم
تو به کمک احتیاج داری- من قرار بود ازت خواستگاری کنم-
متاسفم
دفعهی بعد میبینمت
اوه
اوه خدای من
لعنتی
بهم زدی یا واسه تولده؟
تولد
بسیارخب
اوه، فکر میکردم آخر هفته اینجا نباشی
من با دوست دخترم بهم زدم- اوه، نه-
آره، پس نیازی نیست به بوبا بت غذا بدی
اوه، باشه- چه توافقی داشتیم؟-
پنجاه تا برای هر هفته؟ بیا اینم صدتا
،واو باشه
ممنون
این واقعا خیلی خوبه
چون احتمالا اون ماهی رو میکشتم
،اممم میشه یچیزی ازت بپرسم؟
حتما
ما تو یه ساختمون زندگی میکنیم ...و زیاد همو میبینیم
چه نظری راجبم داری؟
هیچ نظری- نه-
...نه، منظورم اینه که اگه قرار بود انتخاب کنی
،ببین، اگه بهم پول نمیدادی هیچوقت باهات صحبت نمیکردم
،باشه، ممنونم بابت صداقتت ممنونم
داری باهام شوخی میکنی
تو قرار بود خواستگاری کنی
،از موقعی که تورو میشناختم بیاتریس بوده
منظورم اینه که، هیچکس نمیتونه تو کالج یه رابطهی راه دور رو نگه داره
اون آدم اشتباهی برای منه
...هی
،تو کل زندگیت رو به فنا دادی و اصلا واستم مهم نیست
فکر میکنی امکان تصحیح زندگیت وجود داره؟
من خودم رو تو این موقعیت پیدا کردم که بالاخره میتونم کارا رو به روش درست انجام بدم
میدونی؟
چرا شام نمیای پیش من؟
شیری و من دوست داریم که یه مهمون برای شب جمعه ـمون داشته باشیم
آره
،جمعه هروقتی که باشه میام اونجا
سلام، اینجام تا دکتر زاواری رو ببینم
سلام- آلن، چی شده؟-
اینجا چیکار میکنی؟ سرما خوردی؟
اوه نه، فقط میخواستم یچیزی بهت بگم
مگه الان نباید سرکار باشی؟ نمیتونی که جیم بزنی از سرکار
...دارم سعی میکنم بهت بگم- نمیتونی دوباره از سرکار جیم بزنی-
،هرچیزی که میخوای بهم بگی میتونه تا بعد صبر کنه
من از بیاتریس خواستگاری کردم
جوابش بله بود؟
آره، گفتش بله
معلومه که میگه
اوه
اوه، برات خیلی خوشحالم
منم همینطور
،فقط صبر کن و ببین این قراره همه چیزو تغییر بده
میدونم حق با توئه- همم-
در حال بالا رفتن
ما در حال تجربهی یه قطعی برق موقت هستیم
،گوشیاتون رو بردارید به پلیس زنگ بزنید
نه، نه، نه، نه
،همه بخوابید رو زمین همه به پشت بخوابید
،بخوابید زمین، بخوابید زمین بخوابید زمین
هی مرد، خبرا بهت نرسید؟ ما قراره بمیریم
،اهمیتی نداره من همیشهی خدا میمیرم
منم همینطور
گندش بزنن
گندش بزنن
گندش بزنن
بسیار خب، یه لحظه بهم وقت بده
هی، آلن- یه زن تو آسانسور بود-
آره، زنا دوست ندارن از پله برن بالا
تو دوست داشته میشی و لایق دوست داشته شدنی
،من کنترل رو بدست دارم من زیبام من دوست داشته میشم، من کنترل اوضاع رو بدست دارم
من زیبام و کنترل اوضاع رو بدست دارم
...پس، امم
از وقتی که رسیدی اینجا چیزی نگفتی
داری میترسونیم
...متاسفم، امم
کجا بودیم؟ ...امم
چی شده بیاتریس؟ بنظر مضطرب میای
انگاری که الان داره به ذهنت میرسه
که تمامی چیزا قراره سختتر از چیزی باشه که فکر کرده بودی
یکی بهت راجب مایک گفته؟
مایک؟
تو با مایک خوابیدی؟
تو با اون مرد نون زنجبیلی سکس کردی؟
اینجوری صداش نزن- ...تو-
تو خودت اینجوری صداش میزدی
،اوه من قراره مریض بشم
اوه، دارم بالا میارم
تو بهم با اون یارویی که فکر میکنه از دماغ فیل افتاده
خیانت کردی
،تو هیچوقت ملاقاتش نکردی ...تو اصلا بهش
اون همونیه که هروقت میرسم پای تلفن باهاش صحبت میکنی؟
بخاطر همینه که شما دوتا بخاطر پایان نامهی
فیلیپ راس یا هرچیز دیگهای باهم ملاقات میکنید؟
،برای بار هزارم درمورد جان آپدایک و تصور حومهی شهری ـه
چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی؟
این فقط اتفاق افتاد
و به اتفاق افتادن ادامه داد
و هی برام سختتر و سختتر شد تا چیزی بهت بگم
تو حساسی
اگه بهت چیزی نمیگفتم که جفتمون روش توافق داشته باشیم ...یا تشویق گرا نباشه
دیوونه میشدی
...یا شایدم
نمیدونم
حتی به خودت صدمه میزدی
...پس، من
...اون موقع بود که فهمیدم
هیچوقت قرار نیست زمان درستی وجود داشته باشه تا من بهت چیزی بگم
لعنتی
،اگه دو تا وجود داشته باشه یکی اون یکی رو میکشه
سلام- هی-
،من لیانا هستم به گرتز خوش اومدید
دنبال چیز بخصوصی هستید؟ روز مادر یا تولد؟
No comments yet. Be the first to leave one.