De eerste 200 regels.
خب این کاریه که میکنی؟
قول غذای اندلیس شیریمپ رو میدی بعد کل شب رو غیبت میزنه؟
منو ینجا علاف میکنی تا گوز های بیشمار مامانت خفه ـم کنه؟
انگار که گوشی یا چیزی نداری؟ هان؟
آره، وقتی میگوزه جوری بودش بده که انگار از درون مُرده
بعدش جرات اینو داره که برگرده بهم بگه بوی جنده هارو میدی
ریکی
وق هوای تازست خب تو خیلی وقته اون تو موندی
سریع میام
تو قرار نیست چیزی بگی؟
من اونجا نشستم بدون اینکه بدونم تو مُردی یا داری یکیو میکنی
من میدونستم که اون شرکت فاسده
اصلا میدونی اگه منو با اینا میگرفتن چه بلایی سرم میومد؟
نمیدونم، اون مال من نیست
،من باید میدونستم یه مجرم همیشه یه مجرم باقی میمونه
حداقل یکی اینجا داره پول به دست میاره
،چون تو هیچ پولی در نمیاری ما بچه تو این خانواده داریم
چجوری باید تو اینجا جاشون کنم؟ اون لعنتیا خیلی بزرگن
واقعا داری هنوزم بهم گیر میدی؟ درست بعد اینکه ازم به عنوان یه قاچاقچی مواد استفاده کردی؟
تو داری تحریکم میکنی، من تحریک شدم
من احمق که عاشق یه نگهبان بازنده شدم که میترسه پول درست حسابی بدست بیاره
من یه بازنده نیستم
اوه جدی؟ تو یه پلیس قرضی از ساعت نه تا پنج ـی
که با همکارای بازندت میگردی و فکر میکنی دوستات هستن
دونات میخورید و بازیای احمقانه انجام میدید
،تو پول میگیری که تو یه زندان بمونی این چیزیه که میخوای تا آخر عمرت انجام بدی؟
تا وقتی که 60 سالت بشه و چاق باشی و ورشکسته؟
شغل من حقوق بازنشستگی خوبی داره، باشه؟ مردم هم بهم احترام میزارن
ریکی، ریدم به خودم من یه پوشک جدید میخوام و دستمالارو هم بیار
،شنیدی چی گفت برو پوشکش رو عوض کن، بچه ننه
ریکی
از باقی عمره بازندگیت لذت ببر
ریکی
ریکی
آره، تمرین فوق العادهای ـه بچه ها
،تمرین فوق العادهای بود برید سمت دیوار برای تمرینای خودکشی
خب، فکر نمیکردم اینجوری پیش بره
این یه تمرین دویدنه
تا یک سوم زمین میرین برمیگردین تا نیمه میرین برمیگردین، تا ته میرین، برمیگردین
نه، نه- بزن بریم-
،گند بزنن به همهی این دویدنا کیک بال نود درصدش وایسادنه
،میخوایم بلوک دی رو شکست بدیم باید بدنمون رو فرم بیاد
،هرچه زودتر اینو تموم کنیم زودتر میتونیم دعوا راه بندازیم
یا میتونیم همین الان دعوا راه بندازیم
زودباشید بریم، خط یک سوم آره، خط یک سوم
باورنکردنیه، چاپمن قرار بود اسلحهی مخفی من باشه
ولی الان تمام کاری که اون میکنه اینه که
حواس آدمارو از اعتیاد و بیکاری پرت کنه
من فکر میکردم این چیز خوبیه- همم-
آره، بسیارخب، کارتون عالی بود
باشه، خیلی جای پیشرفت داری
...اممم
اون خیلی خوب بنظر نمیاد
اوه
داری به چی میخندی؟
تا حالا ندیدی کسی بالا بیاره؟ من صدمه دیدم
تو خوبی؟
ما میتونیم اون رو زنده زنده ،با یه چراغ قوه و بیل دفن کنیم
و اون سعی میکنه از اونجا دربیاد تا میرسه به آینهی ضد گلوله
درست پایین سطح زمین
جایی که مجبوره مرگ آروم و اجتناب ناپذیرش رو مشاهده کنه
نه،فریدا یه موشه، از کندن خوشش میاد نمیخوام حتی از قسمتی از این ماجرا لذت ببره
خدایا، چه اتفاقی برای موهای بدنش افتاده؟
،اگه من میخواستم پاهای یکی شیو باشه با یه زن قرار میزاشتم
من بدون مو ترجیح میدم
کمر دمیتری مثل یه یتی پر از موئه
میتونیم پاشو بدیم یه آناکوندا بخوره
اون از مار ها متنفره
البته من دنبال یچیزیم که بیشتر عملی باشه
،عملی بودن جزو بازی نیست بازی طراحی یه قتل فانتزی بود
اگه به یکی تو فلوریدا کلی پول میدادیم
تا گردنش رو با چاقو ببره چی؟
من بخاطر خلاقیتش بهش نمرهی چهار میدم
،چهار برای خلاقیتش، درسته ولی ده چون واقعا داره اتفاق میوفته
چون معاملهش انجام شده
کسشره
درستشره
این درستشره دیگه یعنی چی؟ یه کلمهی آمریکایی ـه؟
یه کلمهی من در آوردی ـه
و یعنی این که اون فریدای آدم فروش تا آخر هفته میمیره
بازی تمومه
حالا، اونجا یه صورت هست که ارزشش رو داره روش بشینی
هان؟
آره
و بعدش اون بالا آورد
،تقریبا اینجوری بود و بعد من گفتم، دینگ، دینگ، دینگ
اون باید قاتلی باشه که ،کارول فرستاده تا تورو بکشه
چون همش بالا میاره و عصبیه
مثل اون موقع که باید راز مهمونی سورپرایز گریس رو مخفی نگه میداشتم
بخاطر همون من هرروز صبح تو کوله پشتیم بالا میاوردم
و بعدش هم روی شعم ـا
بدیسون خیلی با ارزشه
کارول دوست داره از آدمای بی ارزش استفاده کنه، تا کارای کثیفش رو انجام بدن
من کاملا از قدرت کارآگاهیم داشتم استفاده میکردم کس دیگهای بنظرم مشکوک نیومد
درضمن، اگه صادق باشم همهی اونا برای من شبیه مجرمان
ممکنه یکی هنوز اینجا باشه
یه فرد خلاق
اون چوب آبنباتایی رو که پیدا کردیم یادته؟- من پیدا کردم، تو دزدیدیشون-
،موضوع اینه که ،یه کارآگاه واقعی به همه شک میکنه
مخصوصا کسایی که کمتر از همه بهش شک میکنن
ممکنه یکی باشه که خیلی بهمون نزدیکه
هی، کسی پودینگ منو میخواد؟ این اواخر به مشکل لاکتوز برخوردم
من میخورمش- نه، سمی ـه-
تو اونو تمیز میکنی
اون بسته بندی شده بود شرلوک
درسته، متاسفم
...آره، انگار انگار یکمیش ریخت رو کفشم
اونم تمیزش کن
میخوای کمک کنی؟ برو و یکم اطلاعات جمع کن
،سوالایی بپرس که به سرنخ برسه درست مثل توی تلویزیون
...اه
من یه چرتی میزنم
نمیخوای که وقتی خوابیدی ازت محافظت کنم؟
اوه، برو اون بیرون و تلاش بکن
حالا برو بهش برس قبل اینکه قاتل فرار کنه
هی، قاتلی هم هست؟
...اوه
یه ماجرای کامله
یه دختره
اون شکل "د" مانند رو میبینی؟ همون حرف اول دختره
درضمن، از وقتی که باهم آشنا شدیم زشت تر شدی
دختر کوچولوت داره سعی میکنه زیباییت رو بدزده
نه، اشتباه میکنی، گوهم هم اشتباه میکنه من همین الانم میدونم اون پسره
چی باعث میشه اینقدر مطمئن باشی؟
موقعی که حواسم نبود قلب یه مرغ رو جوشوندی؟
من باید با خانوم کلو تو این یکی موافقت کنم
سینهی چپت از سینهی راستت بزرگتره
پس من میگم که یه دختره
خانوم کلوئی کارائیبیه تو یه نژاد پرستی
باشه، مشکل منه
درضمن، شنیدم که چندتا موش کنار اطاقک تلفن هستن
ممکنه بچه هات باشن که دارن سعی میکنن
تا برگردن پیشت
شاید بخوای بری وسط راه ببینیشون
،تلاش خوبی بود هیچکدومشون از سم جون سالم به در نبرد
،اونا تو خوابم بهم گفتم دفعهی بعد فقط بگو تا برم
این خیلی سریع بود نیکی
بسیار خب، به من گوش بده لورنا
ممکنه تو سمت اشتباه به فنا دادن بارب باشیم
منظورت چیه؟
بسیار خب، باربرا میخواد کارول رو بکشه
اون تصمیم داره فردا کل گروهش رو تو سالن بکشه
من نمیفهمم که اپیلاسیون کوسش چطوری میتونه به کارول کمک کنه
ولی مطمئنم باربرا یه نقشهی عالی داره چون اون یه رهبر فوق العادست
اون آی کیو بالایی داره
چیزی تو گوشت گیر کرده؟
بارب میخواد کل گروه کارول رو بکشه، درسته؟
پس کارول و رد الان شبیه دوقلوهای بابزی هستن
اگه این جوری پیش بره که باربرا میخواد
رد سرشو از دست میده
شاید اون باید قبل اینکه با اون
هرزهی شیطان صفت کارول معامله میکرد به این فکر میکرد
الان داری جدی میگی؟
منظورم اینه که میدونم دوست داری همیشه طرف برنده باشی ولی این رِد که داریم راجبش حرف میزنیم
هی
این زنی ـه که چند سال ازت محافظت کرد
کسی که بعد اینکه کریستوفر تهدید کرد که بکشتت برات کلوچهی کرهای درست کرد
اون دیگه نمیتونه ازم محافظت کنه نیکی
و وینی میگه که این خیلی مهمه که یه خانوادهی قوی داشته باشی تا ازت محافظت کنن
مثل گمبینوز یا ساپرانوس
همم- من یه بچه دارم که باید بهش فکر کنم-
تو درک نمیکنی چون یه مادر نیستی
،حق با توئه ولی میدونی کی مادره؟ رِد
نمیدونم نیکی
بعضی وقتا واسم سوال میشه تو واقعا تو تیم کی هستی
ممنونم که موافقت کردی که باهام ملاقات کنی
من نمیتونستم شانس اینو که شخصا بهت بگم برو درتو بزار رو از دست بدم
درک میکنم که ممکنه از دستم عصبانی باشی
امیدوار بودم که بتونیم این کینه هارو پشت سر بزاریم
ببین، داره میاد
برو درتو بزار
صبر کن بورست، لطفا؟ من اینجام تا باهات راجب تاشا جفرسون صحبت کنم
تاشا جفرسون؟ اون چه ربطی به من داره؟
ام سی سی میخواد برای کاری که اون انجام نداده اونو به حبس ابد بندازه
و فکر میکنم که تو میتونی کمک کنی نجاتش بدیم
تو یه دقیقه فرصت داری ازش استفاده کن
من تقریبا با دوازده تا ...زندانی دیگه مثل تو ملاقات کردم
که بی اعدالتی های وحشتناکی توسط ام سی سی براشون انجام شده
و ما قراره با چندتا پروندهی قضایی این موضوع رو رسانهای کنیم
داستان وحشتاک بد رفتاریشون با تو میتونه نتیجه رو عوض کنه
میتونیم نتیجهی دادگاه جفرسون رو
با توجه مردمی که این داستان جلب میکنه تغییر بدیم
متوجهم
تو میخوای از داستان من برای کمک به اون استفاده کنی
و وقتی من کمک میخواستم این کمک کجا بود؟
میدونم وقتی که نوبت تو رسید من گند زدم من اشتباهاتی انجام دادم
و این قسمت بزرگی از دلیله که میخوام این کار رو بکنم
من میخوام جلوی ام سی سی رو بگیرم ...تا دیگه با کسی مثل تو رفتار نکنن
که با تاشا جفرسون شروع میشه
تو تیستی، با هم هستین؟
چی؟ نه، نه، نه خدایا، معلومه که نه
،جوری رفتار نکن انگار سوال احمقانهای ـه اون منشیت بوده
و همه میدونن که تو نصف روز رو دستت تو شرتته
تمام چیزی که من میخوام ملاقات تو با یه وکیله
اون فکر میکنه که تو پروندهی قویای داری
بزار بهت بگه چرا قراره ببری نه بخاطر من بخاطر آدمایی مثل تیستی
این یه حرکت کششیه؟ من هیچوقت نتونستم هستهم رو پیدا کنم
،فکر کنم به جای هسته یچیزی تو مایه های منطقهی نرم دارم
هی تی
،من امروز موقع ناهار ندیدمت کمرت هنوزم درد میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.