De eerste 200 regels.
!نشونه بگير
!آتش
.تلفات بي سابقه و تاريخي
... آمريکايي ها بيشتر در جنگ داخلي مُردند
.تا از مجموع دو جنگ جهاني ...
.ششصد و هيجده هزار نفر
اگرچه رسانه هاي مردمي ... معمولاً جنگ داخلي رو
بعنوان يه سري مبارزه هاي ... .حماسي با غرور و افتخار ياد ميکنن
.حقيقت اما چيز ديگه ايه
ژنرال شرمن مارچ به تنهايي ... در سرتاسر کاروليناي جنوبي
.جون هشت هزار جنوبي بي گناه رو گرفت ...
.بله
.به زنها و بچه ها هم رحم نکردن
شرمن شهر کلمبيا رو در يه شب ... ،به خاکستر تبديل کرد
پس هفته ديگه که براي ... ... تعطيلات بهار به فلوريدا ميريد
... درک ميکنيد که چرا بيشتر جنوبي ها ...
هنوز از شمالي ها و ... .وحشيگريهاشون کينه دارن
.فهميدم
.تيپش زياد امروزي نيست
.نلسون - ... مطمئناً يه روزي در آينده -
.نوه هاتون به عکسهاي شما ميخندن ...
.لعنتي
.خيلي خب، خيلي خب، تمومش کنيد
... يکي از بزرگترين مشکلات براي جنوبي ها
!آشغال بدرد نخور! گندش بزنن
!نلسون - .قاطي کرده -
چه خبره؟ - .واي خدا -
.تعطيلات خوبي داشته باشيد ... دو هفته ديگه ميبينمتون. تو، تو و تو
!بمونيد ...
.بخاطر احترامه، آقايون
،احترام به من ... ،احترام به موضوع درس
.و از همه مهمتر، احترام به خودتون ...
... برگه هايي مثل اين
... "ژنرال شرمن: يه آدم کله خر" ...
.به درد جرز لاي ديوار ميخوره ...
.شما عتيقه ها خودتون رو کاملاً نشون داديد
،تو، اندرسون .کلاس ديروز رو غايب بودي
.راستش من اصلاً غايب نبودم
فکر ميکنيد بامزه ايد، هِه؟
هيچ کدوم از شما نيمسال بعد ... توي اين دانشگاه جايي نداره
.وقتي که اخراج شدين ...
... مگر اينکه شما، سه مقاله جديد بنويسيد
.تا آخر تعطيلات بهاره ...
... بهتره اون جمله معروف رو يادتون بيارم
... اونايي که از گذشته درس نگرفتن"
."محکوم به تکرارش هستن ...
.آقايون، خوشگذروني تموم شد
!ايول - !آره -
.ساحل ويلانو، ساحل پالم
!ديتونا - .زر نزن -
چقدر از ما دوره؟ - .نميدونم. خيلي هم بد نيست -
.يه هشت ساعتي تا فلوريدا فاصله داره
.بيخيال نقشه .خودم يه ميانبر پيدا ميکنم
.حرف نداره، رفيق
چرا ميريم به فلوريدا؟ .بهتره همين جا بمونيم
.به اطرافتون يه نگاهي بندازين !اينجا رو ببين
.آره. معرکه ست
.عاشق اينم که صبح بوي پهن گاو بياد
.نفس عميق بکشيد، بچه ها. بو کنيد - .خيلي خب، باشه، باشه -
فهميدم بايد چي توي .برگه پايان ترمم بنويسم
:پهن گاو جنوب" "بوي پيروزي
!بچه ها
برنامه اين بود که .بيخيال کلاس تاريخ بشيم
اون چيه؟ - !واي خداي من -
تف! اين چه گهيه؟
اين کيه؟
.اين چه وضعيه؟ اين آرماديلوي من بود .کل روز رو داشتيم دنبالش ميگشتيم
.زدين نابودش کردين - .متاسفم، مرد. اصلاً نديدمش -
،يهويي جلومون ظاهر شد .به جون عزيزت
... چي ميشه اگه شما ... من و دکتر مامبو رو با خودتون ببرين
.اونوقت باهم بي حساب ميشيم ... - دکتر مامبو؟ -
مقصدتون کجاست؟ - .جنوب. ساحل ديتونا -
!عاليه! عاليه .وايسيد وسايلم رو بيارم
.آره. عجله کن. برو
!قيافشو
اينجوري که حساب کردم ... اگه شب هم رانندگي کنيم
ظهر اونجا مشرب ميزنيم ... .و ساعت پنج هم با دخترا لاس ميزنيم
.و گلهاي آفتاب گردان شبها بلند ميشن
!بزن که خوب ميزني، بچه بانجويي
!ماشالله
.واوو
... يا
... قمر ... - .بني هاشم ... -
.يا خدا. آبي که باهاش حموم ميکنه رو هم ميخورم - .بابا، من عنش رو هم ميخورم -
.به تيپ شماها نميخوره. باور کنيد
.رفيق، همه موجودات زنده به تيپ من ميخورن .نگاه کنيد و ياد بگيريد
.هي، مرد
چه خبر، رفيق؟
.هيچي. با خانمها زديم به جاده
شما کجا ميريد؟ - .ساحل ديتونا -
.برادرم يه خونه ساحلي داره .توي ساحل
.آره، چه تصادفي - .واقعاً. ما هم داريم ميريم اونجا -
... خوبه. داشتم فکر ميکردم
وقتي رسيدين به شهر ... .يه برنامه اي باهم بريزيم
شماره داري، قهرمان؟ - .آره، البته -
خودکار يا کاغذ داري؟
کاغذ براي چي؟
ميدونيد چيه، خانم؟ .کاملاً باهات موافقم
خب، اسمت چيه، کابوي؟ - .اندرسون -
هر وقت کارت تموم شد ... ،ميتوني بياي يه هوايي بخوري
.اندرسون ...
و اسم شما چيه؟
.بعداً بهت ميگم
.اگه زنگ بزنم
.تا بعد، بچه ها - .توي ساحل -
امتيازش چقدر بود؟ .من که واقعاً نميدونم
.حتماً زنگ ميزنه .مکان لازم داره
خيلي خب، ما الان توي ... سرزمين رستگاري هستيم
وگرنه بايد مثل يه خوک ... .جيغ جيغ کني، نلسون
.بايد ميانبر بزنيم - .يه کم ايمان داشته باش، مرد. بريم -
.چه لباس کار خفني داري، رفيق
.گلهاي آفتاب گردان شبها بلند ميشن
.آره. آره، گم شديم. آره
اندرسون، نقشه پيشته؟ .البته که پيش تو نيست
.توي صندوقه - .صندوق؟ باشه -
.قرار بود شما هم بيدار بمونيد ... کل مسير رو رانندگي کردم اونوقت شما
!نصف شبه، پسر
!ساکت شو! هي، هي، هي
.خواب ديدي
خواب يا هرچي. کدوم جهنمي هستيم؟
ميانبر زدي، مگه نه، نلسون؟
هي، سعي کردم شما دو تا احمق رو بيدار کنم، خب؟
.همش تقصير شماست
تقصير ماست؟ - .آره. منظورم اينه که، نه -
.بچه ها، ببينيد، علامت، مسير انحرافي - .کافيه. از روي صندلي جلو پاشو -
.يالا. پاشو. پاشو
.من ميرونم. بسه ديگه - .باشه، تو برون -
.توف
!تا بعد - !کثافت! وايسا -
.کون فندقي ها
.بزنش - !هي -
.دستم بهش نميرسه - !ساکم رو له کردي. جنده -
!من فقط ميخوام برم به ساحل
.اين انگار مسير انحرافي نيست کجا هستيم؟
.واوو
.اينجا رو باش
.انگار متروکه ست
اون چيه؟
.مثل شهر ارواحه
.به دره پلزنت (باصفا) خوش اومدين
.منتظريد فرش قرمز براتون پهن کنن .باکمن اسممه
.شهرداري شغلمه
چرا يه سلام مشتي به ما نميکنيد؟
.اندرسون لي. خوشوقتم از ملاقات شما ... همراهام هم
.لي؟ لي. اندرسون لي
.به به، چه اسم خانوادگي خوشگلي
شما همتون از جنوب اومدين، درسته؟ - .اونجا به دنيا اومديم و بزرگ شديم، قربان -
تا سال اول دانشگاه در .کاروليناي جنوبي زندگي کرديم
.بعدش هم اومدين اين طرف
.خب، خب، شايد بتونيم شما رو نجات بديم
چقدر به موقع اومدين ... تا مهمان هاي افتخاري ما باشين
!در جشن باشکوه دل و روده ...
.رفيق، بهتره فلنگ رو ببنديم .داداشم منتظرمونه
.صبح بخير، هلو خانم
،اگه من هلو بيارم شما پسرها خامه آماده ميکنيد؟
.ميمونيم. حداقل پنج دقيقه ميمونيم
.خب، اينجا رو ببين
.مهمان هاي تازه برامون رسيد
چي؟ - .بار کُس رسيد -
.خب، اين همه خوشبختي محاله
خوشگل ترين آمريکايي هايي .هستين که تا حالا ديدم
.يا خدا، اينجا انگار شهر بازيه
،شهر بازي؟ اينجا دره پليزانت هست ... ،و تا دو روز ديگه
... ،اينجا فقط رقص و بازي داريم ...
... و از همه بهتر ...
.يه کباب پزي محشر داريم ...
بزار حدس بزنم، راه انحرافي؟
راه انحرافي. نظر شما چيه؟ - .من پايه همه چي هستم -
.اگه شما بمونيد، ما هم ميمونيم
.قبوله
.يا پيغمبر
.دو تا آمريکايي ديگه براي جشن پيدا کرديم
اين چه مسير انحرافيه ديگه؟
.يه سياه پوست و يه مرد چيني چکمه پوش - .من يه زن چيني ام -
!و چه زني
!خب، اونجا واينستيد، رفقا
.مامان بزرگ براتون توي هتل اتاق رزرو کرده
!يالا! يالا
.به هتل مادربزرگ بون خوش اومدين
چه خبر؟
.بيخيال، مرد
.من هِستور هستم - .و منم گلندورا هستم -
مادربزرگ بون از ما خواسته .تا اتاقها رو بهتون نشون بديم
شما دخترا ميخواين يه کم علف آتيش بزنيد؟
ميدونيد که، کشيدني؟
ماريجوانا؟
.شما دوتا از خوشگلي حرف ندارين
وسيله ديگه هم داري، پسر؟ - پسر؟ -
شما عقب مونده ها از مسير تمدن چيزي حاليتونه؟
ايني که گفتي به مسير روده مربوط ميشه؟
چي، مگه مغزت عيب کرده؟ - .بسه، هان -
مادربزرگ بون ملافه شسته .براي شما کنار گذاشته
انگار شماها ديگه از اون چيز ميزا به خودتون آويزون نميکنيد، ها؟
بگو ببينم، پاتوق سياهاي اين طرفا کجاست؟
.زير اون درخت، معمولاً
.ميخواي چالت کنم، ها؟ باشه
خونسرد باش، عزيزم. فکر نکنم .اين احمقا منظور ما رو بفهمن
مادربزرگ بون به ما گفته که با .مهمون هاي فستيوال مهربون باشيم
.حتي با شما
پس، فعلاً با مادربزرگ بون کاري نداريم، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.