De eerste 200 regels.
آلیسا، صبر کن
ازم دور بمون- لطفا، پیت نمیدونه-
که تو یه گرگینهای؟- ساکت-
کی میخواستی بهم بگی؟ اصلا قرار بود بهم بگی؟
من منتظر زمان مناسبش بودم
زمان مناسبش قبل این بود که باهم باشیم- این مُسری نیست-
موضوع این نیست- آلیسا، من هیچوقت بهت صدمه نمیزنم-
از کجا اینو بدونم؟ من کتاب گرگینهایم رو تو خونه جا گذاشتم
حداقل تو یه کتاب داری
که یعنی؟- ...یعنی-
من هیچوقت اینو نمیخواستم- فکر میکنی من میخواستم؟-
من تقریبا امروز مُردم
،ولی نمردی ببین، من نجاتت دادم
بالاخره
ولی بیشتر نگران حفظ رازت بودی، چرا؟
چون فکر کردم از دستم عصبانی بشی- از دستت عصبانی ـم-
چون میتونستی تو هزاران راه دیگه اینو بهم بگی
به جاش، ما تقریبا کشته شدیم
و پدر بزرگ احمقت قبل اینکه بتونیم از اون تلفن مُرده ها استفاده کنیم، شکستش
و حالا باید برم به اِدوارد بگم که شکست خوردیم
اوه، مطمئنم اِدوارد مشکلی نداشته باشه
دوباره، موضوع این نیست
نه، موضوع اینه که، اون با ما تو خط مقدم نبود، بود؟
اون تو کاخش در امانه در حالی که ما جونمون رو به خطر میندازیم
،تا چیزی که اون میخواد رو بدست بیاریم اون اهمیتی بهت نمیده
پس تو چرا اینقدر بهش اهمیت میدی؟- این درمورد اِدوارد یا من نیست-
،تو جک، یه دروغگویی تو جک، یه گرگینهای
هی اینو نگو- گرگینه، گرگینه-
من گند زدم
متاسفم، باشه؟
آره
،یه معذرت خواهی همه چیو درست میکنه من فقط به اِدواردو میگم که تو متاسفی
چی قراره بهش بگی؟
راجب چی؟ راجب اون تلفن؟ راجب تو؟
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: علی موسویان ::» |^| Caped crusader |^|
...بهترین راه برای کنار گذاشتن یکی- لطفا این جمله رو تمومش نکن-
ببین، بچه جون
تو جوونی
دخترا قراره بیان و برن
هیچکدومشون مثل آلیسا نیستن
من که میگم خوب شد از شرش خلاص شدی
،اون تو تیم اشتباهی ـه اون یکی از اوناست
تو حتی اونو نمیشناسی
اون بهترین قسمت این مزخرفات بوده
اون حواست رو پرت کرده
اون تو رو به خودش جذب کرده بود
وقتش بود که بالاخره بزنی بیرون- تو کسی بودی که میخواستی من بهش ملحق بشم-
،حالا که میبینم داره چه بلایی سرت میاره میخوام بزنی بیرون
تو هیچی راجب اینکه من دارم چی پشت سر میزارم نمیدونی
ما یه راه دیگه پیدا میکنیم
راهی که شامل همخوابی تو با دشمنا نباشه
تو اهمیتی به اینکه من چه احساسی دارم نمیدی
،تو فقط میخوای من کنارت باشم و هرکاری که میگی رو انجام بدم
شاید من فقط بخوام برم به کالج و یه دانشجوی معمولی باشم
ببین، میفهمم
،تو خستهای تو عصبانیای
یکم استراحت کن
بزار ببینم میتونم درستش کنم یا نه- آره، درستش کن-
،به عملیات بچسب، هدف رو بیخیال نشو که یهو خدایی نکرده
اوضاع بر طبق نقشهی تو پیش نره
ما باید اینجا تو یه تیم باشیم
ما یه تیم نیستیم
من سرباز کوچولوی خوب تو هستم
جک
جک، برگرد اینجا
جک
اه
اِدوارد کانونتری کجاست؟
هان
بهم اعتماد کن، تا زمانی که بعد من داخل بشی هرکاری که کرده باشی بنظر کوچیک میاد
،من تو دردسر نیوفتادم من کسی بودم که فهمیدم کایل یه گرگینه ـست
کایل یه چیه؟
گرگینه
،نگران نباش به حسابش رسیده شده
اونا احتمالا بهم یه مدال بدن
اونا مدال نمیدن
خب، میتونن شروع به مدال دادن بکنن
پس چرا اینجایی؟
من اینجام چون جک مورتون گند زد
،و از اونجایی که من درجهم ازش بالاتره من باید جواب پس بدم
،آره، بنظر اول خوب میومد ولی یجورایی یه بازنده ـست
...اون یه بازنده نیست، اون فقط شخصیت پیچیدهای داره
بهتره که قبل رفتن اون تو خودت رو جمع وجور کنی
ولی اجازه نده یه بچه شهری گند بزنه به هرچیزی که بخاطرش کار کردی
درسته، ممنون بابت نصیحتت
همیشه از اینکه به پایین تر از خودم کمک کنم خوشحالم
خانوم دریک
فکر کنم چیزی که مِیگس اعظم میخواد رو همراهتون دارید و ایشون منتظرتون هستن
ندارم، ولی میتونم توضیح بدم
اوه خوبه، یه توضیح واقعا از یه عتیقهی جادویی نایاب بهتره
پس بیاید تو و بهش بگید
خانوم دوپری، سریعا میام پیشتون
هی، آلیسا؟
موفق باشی
هی، پادو؟ این اتاقو تمیز کن
،شنیدی که چی گفت شروع به کار کن
همین الان پادو
بهت که گفتم تنهام بزار
در واقع نگفتی
باورم نمیشه چیزی راجب کایل بهم نگفتی
که اون یه احمق به تمام معناست؟ تقریبا مطمئنم اینو بهت گفتم
این که اون یه گرگینه ـست
کایل یه گرگینه ـست؟ صبر کن، گفتی گرگینه بود؟
،آره، بود، فعل ماضی انجمن کشتش
چون اون مثل تو بود- نمیدونستم اون مثل ماست-
ما؟
پس بازم مثل ماهایی وجود داره؟- لعنتی-
...آلیسا- براش پاپوش دوختی؟-
همینه؟ قضیه از روی حسودی بود؟
تو واقعا فکر میکنی من از رو حسودی کسی رو میکشم؟
فکر نکنم یه کلمه از حرفایی رو هم که گفتی باور داشته باشم
میدونی چیه؟ اگه بخوای صحبت کنی، میتونیم ولی الان باید برم
میخوام اون چیزو داشته باشم- کسی جلوتو نگرفته-
اون چاقو رو بزار کنار
،درخواست ساده ـتری از این وجود نداره ولی تو نگهش داشتی؟
همینطوره مِیگس
چون فکر میکنی گرگینه هایی بیشتری وجود داره و تو میترسی؟
آره، نه
خب، این همه چیو مشخص میکنه
،وقتی من داشتم با کایل شکار میکردم یه گرگ رو دیدیم
که یعنی یکی دیگه هم اون بیرونه
و من میخوام پیداش کنم
...گابریل دوپری
شکارچی گرگینه
همم
،وقتی بینش واقعی داشتی
کایل جلوت تبدیل به یه گرگینه شد؟
نه، عادی بنظر میرسید
،احتمالا دارو رو تغییر داده یا یکی بهش کمک کرده
،به هر حال
ما نیازی نداریم به چشمامون اعتماد کنیم
،من باید بدونم این چطور اتفاق افتاد وقتی تبدیل شد، چرا، و مهم تر از همه
دیگه کی میدونه؟
فکر میکنی از عهدهش بر میای؟
بله، مِیگس
،ساکت باش ولی من جواب لازم دارم
ولی اگه مردم دروغ بگن چی؟
اگه صحبت نکنن؟
...تو دختر باهوشی هستی، مطمئنم میتونی
یه راهی برای قانع کردنشون پیدا کنی
،پس مثل یه شوهر خوب
اورفیس، اوریدیوس رو تا هیدس دنبال میکنه تا سعی کنه نجاتش بده
آره، اورفیوس یه احمق بود
نکتهی جالبی بود
نظری داری کانتر؟
رمانتیکه، دنبال کردن همسر مُرده ـت تا جهنم؟
،اگه این عشق حقیقی نیست پس عشق حقیقی وجود نداره
نه
اون عشق نبود
آره
ادامه بده
اون حس میکرد موظفه اینکارو کنه
و اوریدیوس چیکار کرد تا لایق این از خود گذشتگی باشه؟ هیچی
حالا این هم به کنار، که اون زرتی رفت و حتی بدون خدافظی
شروع به رقصیدن با نیف کرد
پس، اورفیوس اون همه وقت و انرژیش رو هدر دارد
و دنبالش رفت تا رابطه ـشون رو توجیه کنه
اهان
و بعدش عکسای اوریدیوس و شوهر قبلیش رو میبینه
که تو کوستا ریکا نوشیدنی میخورن
درست مثل جادو
من این قسمتو از دست دادم
،حتی اگه برش میگردوند اوضاع مثل قبل نمیشد
پس، آیا این کاراش اصلا معنی هم داشت؟
پس تو حتی تلاش نمیکنی آدمی که عاشقشی رو نجات بدی؟
من دارم میگم که
،تو یه مقطعی باید زندگی خودت رو بکنی
برای خودت انتخاب کنی و نه کس دیگهای
تبریک میگم، مشاور استون
شما بالاخره سر عقل اومدید
بابت تردیدم منو ببخش مِیگس
من فقط باید میفهمیدم که اون ترفیع درجه فقط برای من خوبه
یا برای انجمن
به سلامتی وِرا
جدی، همانند یه حملهی قلبی
،حالا که انجمن کامل شده
یه کارایی داریم که باید بهشون رسیدگی کنیم
مرگ رِنه نقشهی من رو خراب کرده
،دو تا از پیروانمون تقریبا کشته شدن و اون تلفن به شدت آسیب دید
،احتمالش کمه ولی شاید بتونیم درستش کنیم
مِیگس، اگه اجازه بدی؟
، من با بقیه تو انجمن صحبت کردم
و نگرانی های بزرگی راجب
تعقیب وادی میکم اینفرنال توسط شما وجود داره
،با وید مکام
،میتونیم یه طریقهی زندگی قابل تحمل درست کنیم ...میتونیم
،به گرسنه ها غذا بدیم ،سرطان رو درمان کنیم
،بزار روشن تر بگم منظورمون اینه که، برای تو چه سودی داره؟
داری نیتم رو زیر سوال میبری؟
این هدف این انجمن نیست؟
تا به عنوان یه تدبیر امنیتی رفتار کنه
کار شما این بود که مطمئن بشید اون تلفن به مِیگس اعظم میرسه
کار من هم اجرای انتقال عنصری بود
و تو شکست خوردی- خب-
افسون ما توسط یه گرگینه قطع شد
مطمئنید که یه گرگینه بوده؟
دو تا از زیردستای من دیدنش
مِیگس، من داشتم تاریخ ،وادی مکام رو بررسی میکردم
و روایاتی وجود داره که
No comments yet. Be the first to leave one.