De eerste 187 regels.
برادر، توي شام همديگه رو ميبينيم
بيا هفتهي ديگه اونجا جشن بگيريم
بچهها زودتر ميرسن اونجا
*ما آمادهايم، فورا به باکو بيا*
*استانبول*
ميخواستم همه چيز رو بهت بگم، آديتي
ولي از واکنشـت ميترسيدم
نميخواستم عجله کني
و من رو قضاوت کني- اوه، خفه شو-
آديتي، پدر و مادر من" "وقتي بچه بودم تو يه تصاوف مردن
"خواهر کوچيکتر مادرم، من رو بزرگ کرد"
"آديتي چون از بچگي همش تو آشپزخونه بودم"
"خاله م من رو تشويق کرد"
"و بعد من رو به اورنگ آباد فرستاد"
و حالا واسه در آوردن روزي،" "تو استانبولام
"و آديتي، تو فقط آديتي نيستي"
"تو روزياي هستي که به دست ميارم"
آديتي، واقعا متاسفم
...من فقط داشتم- ميدونستم-
چي رو ميدوني؟- که تو يه مجرمي-
...آديتي، چيزي نگو- از هند فرار کردي، درسته؟-
ميخواي حقيقت رو بدوني؟- آره-
...آديتي، راستش من
معذرت ميخوام
*ما آمادهايم، فورا به باکو برو*
گمونم منتظرم
خواهش ميکنم
گفتم متاسفم
دارم گوش ميدم ادامه بده
...هفت سالم بود
که بابام رو با دستاي خودم کُشتم
هميشه وقتي مست ميکرد من و مامانم رو کتک ميزد
يه عمو به اسم همت دارم
اون توي دهلي يه آژانس مسافرتي داره
اون من رو به دبي فرستاد
اونجا بزرگ شدم
و بعد به موسسهي هنرهاي آشپزي دبي پيوستم
بعدش هم واسه پول درآوردن به اينجا اومدم
*تهران*
حالا ديگه کدوم يکي از خالههات يهويي مُرده؟
تو چيزي يادت نيست
هموني که بستهي ماه عسلمون رو بهمون هديه داد
عکسش رو تو آلبوم عروسي نشونت ميدم
...ولي الان هيئت مديره جلسه دارن
از خارج مشتري دارم
لازم نيست به شغلت آسيب وارد کني
چند روزه برميگردم
سعي کن درک کني
حتما عمو اونجا با بچهها تنهاست
ولي چطور ميتوني اينقدر ناگهاني پاشي بري؟
...بايد بليط هواپيما رزرو کنم- نه، نه-
خودم ترتيبش رو دادم ببين
تخفيف هم گرفتم
*دبي*
*ما آمادهايم، فورا به باکو بيا*
*جوهي:آويناش؟*
خانمها و آقايون ...اين
قسمت دوم فيلم "عجب قصهي عشق پر غضبي" هست
درسته، خانم جوهي آويناش شما داره مياد
*آره*
عـمـلـيـات ويــــژه
پري کي برميگرده؟- من از کجا بدونم؟-
تو راهه الانا ديگه ميرسه
ميدوني همت، خيلي حسوديم ميشه
هيچوقت کسي رو دنبال من نفرستادي که حواست بهم باشه
خودم حواسم بهت بود
چقدر شيرين
رسيده، در رو باز کن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: فاطمه
تولدت مبارک- ممنونم-
...راستي، داريم ميريم
واسه ناهار امروز؟- البته-
باشه- صد سال به اين سال ها-
ممنون، بابا
...خب، شب گرديت، منظورم درس خودنت چطور بود؟
فوق العاده، عالي- خوبه، خوبه-
خب بگو ببينم چه هديهاي واسه تولد ميخواي؟
باهامون بيا ناهار بخور، بابا
باشه...آره سعيم رو ميکنم
عاليه، پس ميبينمت
ديدي؟- اشتباه برداشت نکن-
..نکن- نه! اون ميدونه-
خودش ميدونه چون امروز روز تعطيل نيست نميتونم بيام
عمدا گفت "باهامون بيا ناهار بخور، بابا"
...اين احساسات بي پدر- اوه، خدا-
ميدوني، وقتي بچه بودم يه صاحب خونه به اسم ناندو داشتيم
اون يه دختر داشت
همهش مرده رو اذيت ميکرديم و ميگفتيم
"دختر ناندو بزرگ شده"
امروز، من جاي اون ناندوي بي پدرم
بله، کرم؟- قربان ، همه فرود اومدن-
خيلي خب، زود خودم رو ميرسونم دفتر
خدافظ
خدافظ، ناندو
اصلا بامزه نبود
*باکو*
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کارن- قربان-
خبر جديد؟
قربان، هر 4 تاشون داره به خونهي امن ميرسن
فاروغ؟- همهي شمارههاش خاموشـن-
خوبه- خوبه؟-
قربان، حالا از کجا بفهميم کجاست؟
قربان؟
*تنها حقيقت پيروز ميشود*
آمادهي مخابره باش
فقط درصورتي که صد درصد مطمئن باشم که ايخلاق خان مياد
باهات ارتباط برقرار ميکنم
سلام، خوش اومدين
متشکرم
اسماعيل رو ميشناسي؟
سلام- سلام-
و اين هم امجده
و آقاي ايخلاق؟ امروز کاغذها رو امضا ميکنيم، درسته؟
آقاي ايخلاق مستقيما روي زمينهاي نفتي بهمون ملحق ميشن
عاليه، بفرماييد لطفا- ممنون-
ببخشيد، آقايون گوشيهاتون رو بهم بدين، لطفا
امجد- بله، آقاي حافظ؟-
بند کفشت
درسته
ممنون
آوي
چطوري، داداش؟- بگو ببينم حالت چطوره؟-
همه چيز روبراهه؟- آره، عاليه-
از ديدنت خوشحالم- منم همينطور-
سلام، روحاني- سلام-
چطوري؟- خوبم، تو چطور؟-
خيلي خوب- ...روحاني-
...اين رو وصل کردم- آره...چي؟-
سلام
خب، چه خبرا؟- خب...تماس-
بله، قربان؟- اگه سلام احوال پرسيتون تموم شده-
کار رو شروع کنيم؟- بله، قربان-
گوشي رو بذار رو اسپيکر
قربان، همه صداتون رو ميشنون
سلام به همگي- سلام، قربان-
هدف عمليات سايه کشتن ايخلاق خانـه
هدف امروز در ميدانهاي نفتي فالي خواهد بود
تا از طرف جامات يه قرارداد کاري ببنده
الان تاييديهاش رو گرفتم
که ايخلاق خان هم قراره اونجا باشه
اين تنها فرصتمونه
آويناش اين عمليات رو هدايت ميکنه- بله، قربان-
روحاني و بالا، حواسشون به پايگاهه
بله، قربان- چشم قربان-
..آويناش- قربان-
تو و جوهي ترتيب ميدون رو ميدين- قربان-
ماشينشون تازه راه افتاده
و تقريبا يه ساعت طول ميکشه تا برسن
...آويناش، اين موقعيت
فقط بيست دقيقه با خونه امن شما فاصله داره
قربان
به محض اينکه تجهيزات رو آماده کردين
روحاني، تو باهام تماس ميگيري
تا من اطلاعات جي.پي.اس شون رو باهاتون به اشتراک بذارم
بله، قربان
بچه ها
برام مهم نيست، تعداد جنازههاي امروز قراره چقدر باشه
فقط دو تا چيز رو مد نظر بگيرين
...اول
تاييدهي دال بر مرگ ايخلاق خان رو ميخوام
...دوم
نميخوام اعضاي تيمم کاهش پيدا کنن
بله، قربان- چشم، قربان-
خب، بقيه ش رو...کمال همون کسي که پشت سرتون ايستاده
بهتون ميگه
سوالي نيست؟
نه، قربان- نه، قربان-
!حتي اگه سوال باشه هم کي ميپرسه
هيس
خوبه
پس، وقتي آماده شدين بهم زنگ بزنين
بله، قربان- بله، قربان-
روحاني؟- بله-
فاروغ تو راداره تصاوير ماهوارهاي رو بررسي کن
ترجيح ميدي از چه فاصلهاي شليک کني؟
باد قوي نيست
يه کيلومتر کافيه
معذرت ميخوام
چيزي گفتي؟
معذرت ميخوام
داري چي ميگي؟ چيزي نميشنوم
صفر، وضعيت، تمام- صفر، در حال تاييد وضعيت-
بستهي يک تا 5 دقيقه ديگه به مقصد ميرسه تمام
تيم آلفا، وصل شدي؟ تمام
آلفا وصل شده بلند و واضح، تمام
هر دو تيم آماده روي پايه تمام
No comments yet. Be the first to leave one.