De eerste 200 regels.
،اون ضرب المثل که میگه
تا با کفش های یکی راه نرفتی راه رفتنش رو قضاوت نکن رو میدونید؟
منظورم اینه که، راجبش فکر کنید
جنبهی فکری که بهت میده
خب من عملیش کردم و یکی از کفشای شوهرم رو پوشیدم
و خدای من، اونا خیلی خوب و راحت بودن
،الان درک میکنم که ...چرا مردا به زمین حکومت میکنن
چون پاشنه بلند نمیپوشن
،اونا میتونن سریعتر راه برن
و کمرشون هم درد نمیکنه
،من دارم از شوهرم طلاق میگیرم
ولی اون کفشای لعنتی رو نگه میدارم
ممنون از همگی
،من خانوم میزل هستم من چند روز آینده در سفر خواهم بود
،ولی بر عکس بی گناهی شما من برخواهم گشت
شب بخیر
ست فوق العادهای بود
هی، ممنونم
من هیچوقت نمیتونم تشخیص بدم که اونا دارن راجب سینه هام صحبت میکنن
یا راجب طنز اجرام- اون یارو یه رقاص تو پائل جوئی بود-
اون راجب سینه هات صحبت نمیکرد
سلام- سلام-
اوه، اون داره چیکار میکنه؟- نمیدونم-
اوه، این یه خودکاره
اوه، اون امضات رو میخواد- واقعا؟-
این واقعا خیلی باحاله
چطور بنظر میرسه؟
قلبش رو حذف کن
واقعا؟ باعث نمیشه خاص بنظر برسه؟
نه، باعث میشه جوری بنظر برسه انگار امضای یه بچهی سوم دبستانیه
باشه
بیا
و ممنونم
ممنونم
من الان اولین امضام رو انجام دادم
و اینو ببین- همم-
،اولین برنامهی سفری ما بیا مرورش کنیم
،لازم نیست من کاملا از برش کردم
روز یک و دو، واشنگتن دی سی
روز سوم، پیلی
روز چهارم، هریزبرگ
روز پنجم، برمیگردیم همینجا برای اجرای تو کلوب جدید تو خیابون بیست و سوم
،اوه باشه منظورم اینه که من همه ـشو تایپ کردم
،برای هرکدوممون یکی حتی اس هام رو هم درست کردم
ولی تو بهش احتیاجی نداری- نه، نه، نه، بزار ببینمش-
من فقط به عنوان دستمال کاغذی ازش استفاده میکنم- بزار ببینمش-
تو سفر رو اشتباه نوشتی- لعنتی-
تاثیر گزاره
فقط قسمت مهمش یادت باشه
،روز اول، فردا
ساعت یک و نیم بعد از ظهر از نیویورک خارج میشیم
فهمیدی؟- دیر نمیکنم-
،خب من مونتانا رو دارم
،شمال کارولینا، یوتا
...ویسکانسین- بعدا انجامش میدیم جکی-
چیو انجام میدیم؟ این چیه؟
پلاک هایی برای تو که برای ماشین عوضشون کنی
چرا داریم پلاکای ماشین رو عوض میکنیم؟
خب، ماشین از لحاظ فنی دزدیده شده
هیچ چیز فنی راجب این موضوع وجود نداره
اون ماشین دزدی شده دیگه
،من از یوتا بیشتر خوشم میاد منظورم اینه که اونا فکر میکنن تو یه احمقی
،و تنهات میزارن منظورم اینه که هیچکس با احمقا صحبت نمیکنه
مگه اینکه مجبور بشن
تو گفتی این ماشین مادرته- همینطوره-
تو ماشین مادرت رو دزدیدی؟
هی، اون بچگیای من رو دزدیده فکر کنم حالا حسابمون پاک شد
اگه پلیس بگیرتمون و پلاکمون رو چک کنه چی؟
اون با من- نقشهی عالیه-
ما فقط باید امیدوار باشیم که اتفاق بدی نیوفته
...من اینجوری زندگی میکنم
بدون نقشه و کاملا بگایی پیش میرم
من نمیخوام قسمتی از این باشم، باشه؟
باشه، قسمتی ازش نباش
وایومینگ رو بردار
وایومینگ؟ چرا؟
وایومینگ پر از کاوبوی هاست
و احتمال اینکه پلیسا بهمون بگن بزن کنار کمتره
چون نمیخوان سر به سرمون بزارن
،در ضمن،یه اسب روش داره و منم از اسب خوشم میاد
من حس میکردم که موضوع همین باشه
پس ساعت یک و نیم فردا
یک و نیم، میبینمت شریک
وایومینگ رو بنداز دور
:ما را در تلگرام دنبال کنید @cinamaart
Caped Crusader زيرنويس از علی موسویان
از شوپن خسته شدی؟
نه، من از شوپن خیلی خوشم میاد
داری چیکار میکنی؟
،کار میکنم یا حداقل سعی میکنم کار کنم
تو میدونی اون مال اتانه، درسته
و مربوط میشه به یه شعر راجب به یه اردک
تو جک های مثبت هیجده سالی نداری
که بری تعریف کنی؟- تعریفشون کردم-
پس داری چیکار میکنی؟
تیم ترکیب سخن بل لبز ما
اولین تیمی تو دنیا خواهد بود
که به یه کامپیوتر یاد بده آهنگ بخونه
ولی من باید یه آهنگ خیلی مناسب براش پیدا کنم
باید یه ملودی ساده با برد ماکسیموم یک اُکتاو داشته باشه
و صدای ترکیبی خیلی پایینی
آهنگ های ضبط شدهی اتان فوق العاده هستن
تو از اون خوشت نمیاد
اینا فقط یه مشت صدای مربوط به اصطبل هستن
اوه
من اولین امضام رو امروز انجام دادم
یه غریبه ازت خواست که امضات رو روی یه کاغذ بزنی
و تو هم اینکارو کردی؟
آره، اون خیلی هیجان زده شده بود
خب، معلومه که هیجان زده میشه
الان میتونه خیلی راحت امضات رو جعل کنه
امشب نمایش واقعا خوب بود
،میدونی وقتی منو تو کانکورد دیدی
من نمایش عادیم رو انجام نمیدادم بابا
...من تو رو دیدم و یهو مضطرب شدم
تو باعث شدی مضطرب بشم
و این باعث شد از الفاظ رکیک استفاده کنی؟
...نه، من فقط
من یه نمایش تو شهر دارم وقتی که برگشتم
،همین اطرافه تو یه کلوب خوب
شاید دلت بخواد که بیای
اونجا خیلی دوره- همین نزدیکیا خیلی دوره؟-
منظورم اینه که سرم خیلی شلوغه
من فقط فکر میکنم که ،اگه من رو تو یه نمایش عادی ببینی
حس بهتری بهت دست بده
نگران من نباش
مامان چی؟ اون چه احساسی نسبت به این ماجرا داره؟
،با بنجامین ازدواج کن و همه چی مرتب میشه
نمیدونم اگه بخوام که با بنجامین ازدواج کنم
،با یکی ازدواج کن و همه چی مرتب میشه
باشه- ،برای اینکه منظورم واضح باشه-
با یکی تو شورای شهر ازدواج کن
من قرار نیست دوباره پول یه نمایش تقلبی رو بدم
و یه گوزن شمالی پاپیه ماشه
چهارصد دلار برای عرقچین قلاب دوزی شده
که میگه میج و جوئل تا ابد
اینو به یه یتیم توضیح بده
اگه یکیشون رو ببینم، حتما
متاسفم بابا
،من همهی این جریانات با خودم رو میدونم ...با نوا
،میریام، لطفا
من وقت اینو ندارم که
خودم رو درگیر رفتارای احمقانهی بچهم کنم
،من مرد علمم که درگیر تحقیقات پیچیدهای
در بالاترین سطح
که برای امور علمی خیلی مهم هستن هستم
مقدار خوبی این تو هست که کار میکنه
متاسفانه کامپیوتر ها از دستشویی استفاده نمیکنن
البته در حال حاضر
،من اصلا نمیدونم چی بخرم من یه ماهی میشه که از خونه بیرون نرفتم
مادر آرچی هی بهمون
گوشت گاو نمک سود شده و کلم میفرسته
کل ساختمون بوی مرکز شهر دابلین رو میده
،خب هرچقدر که دوست داری سفارش بده همهش به حساب من
این یه ناهاره که بخاطر عذاب وجدانم داری میدم و منظورم ازش اینه که متاسفم
من از سنت های یهودی شما خوشم میاد
اوه، اون کیه؟- اوسکار یودنسکی-
اون معروفه؟- اون دندون پزشکه-
اوه، فکر کردم که مشهوره
کیشکا چیه؟
پودینگ یهودی
،نه ممنونم اوه، اون کیه؟
برتا فریسک- اون معروفه؟-
،اون رهبر گروه سرود کلیسای سینت مریس ـه این به حساب میاد؟
من فکر کردم که قراره آدمای معروفی اینجا باشن
،اینجا اسمش استیج دلی ـه
نه اینکه استیجی که هر شخص عادی توش غذا میخوره
نمیتونستن همهی اون کلمات رو روی تابلوشون بزنن- امیدوار بودم مثل وقتی باشه که-
مثل وقتی که لوسی به دراون دربی رفت
و ویلیام هولدن رو دید و اونقدری مضطرب شد که
به جای اینکه به نون کره بماله به دستش کره مالید
من میتونم یه دندون پزشک رو تو لیندی هم ببینم
من به یکمی هیجان نیاز دارم
هیجان، باشه
اوه، اون یارو که کت و شلوار خاکستری پوشیده رو میبینی؟
مارتی سیگل دیروز اون اولین نمایش کوپاش رو ترکوند
خیلی چیز مهمیه- هان-
اون همین الان قهوه ریخت رو کت و شلوارش
کوپا راجب این میدونه؟
اون ممکنه خط شروعش باشه
گروگری پیک هم یبار اومد
اومد؟- آره اومد-
و درست همونجا ناهار خورد
نه، داری دروغ میگی؟ بیخیال
،اهمیتی نمیدم من عاشق گرگوری پک هستم
بابت کوپا هم تبریک میگم
یکمی نوشابه بریز رو اون مارتی
چی میتونم برای شما دو تا بیارم؟
،اوه لعنتی من هنوز انتخاب نکردم
،اجازه بده من بگم ورلا دوست عزیزم اموگنه
پاسترامی داغ میخوره
مرغ، خوراک سیب زمینی
سوپ ماتزوبال، پنیر دانمارکی
شربت آبلیمو و چندتا هم بیسکوئیت
و برومو سلتزر هم میخواید؟- حتما-
همین الان براتون میارمش
این دقیقا چیزیه که گرگوری پک سفارش داد
نه، داری دروغ میگی؟ بیخیال
،اهمیتی نمیدم این خیلی هیجان انگیزه
هی میج- هی اوجین-
No comments yet. Be the first to leave one.