De eerste 172 regels.
، قبلنا وقتی جوون تر بودم و شور و هیجانم بیشتر بود
. بزرگترین رقیبم بچه ای بود به اسم ناروتو
ناروتو ؟
. یه بچه شیطون که آزادیم رو تهدید می کرد
. نمی دونست چیکار کنه و زمان از کنارش رد میشد
. اون دوره حتما یکی از بدترین روزای عمرشه
ساسکه دهکده رو ترک کرده بود
. و اون به قدرت خودش شک کرده بود
، درسته ! مال وقتیه که تسوناده هوکاگه شده بود
. و این مال قبل از موقعیه که با جیرایا بره
! حالا ساکت باشید
! این داستان درباره من و ناروتوئه
چی !؟ دنبال یه حیوون خونگی بگردیم ؟
! این ماموریت برای تازه کاراس ! نه دستت درد نکنه
. یه دلیلی داره که تو باید بری
... هی ، این
بازم در رفت ؟
تازه ، اون شترمرغ خودشو تمرین داده
. تا یه شترمرغ نینجا بشه
وایسا ، چی ؟ یه شترمرغ نینجا ؟
مطمئن باش شدیدا داری اشتباه می کنی
! اگه فک کنی این ماموریت فقط پیدا کردن یه حیوون خونگیه
. ببخشید ، هوکاگه پنجم
بعدش چجور کار عجیبی می خواید بهم بدید ؟
. تو رو به عنوان کاپتان تیم منصوب می کنم
کاپتان تیم ؟ گفتید کاپتان تیم !؟
من !؟
. کوتتسو هاگانه
تو تیمی که مخصوصا ایجاد شده . رو رهبری می کنی تا یه شترمرغ رو بگیری
! چشم ، خانم
ها ؟ یه شترمرغ ؟
. شترمرغ فرار کرده توی زمینای تمرین دهکده
زمینای تمرین ؟ منظورت همون جاییه که امتحان چونین برگزار می شد ؟
همونجایی که اون کرمای ابریشم بزرگ داره ؟
. ما از زمین تمرین 44 برای امتحان چونین استفاده کردیم
. شما قراره برید به زمین تمرین صفرم
زمین تمرین صفرم هم وجود داره ؟
. آره . اما ، دیگه برای تمرین ازش استفاده نمی شه
راستش ، اونجا انباریِ
حیوونای عجیب و وحشی کل دنیاس
. و ورود بهش ممنوعه
. وقتی بچه بودم اینا رو بهم می گفتن
. پس الان نمی دونیم چجور حیوونایی اون توئن
. به اینجا منطقه " شکار ممنوع " هم می گن
بسته
. پس اینجا زمین تمرین صفرمه
... اون شترمرغ
چرا از بین اینهمه جا باید دقیقا فرار کنه اینجا ؟
... به نظر من ، اون شترمرغ اومده اینجا چون
! دستام دلشون لک زده برای فعالیت
! و پاهام هم همینطور
! هر کسی هم که جلوی راهمون وایسه ، لهش می کنم
راستی ، شما سه تا تا حالا با هم دیگه توی یه تیم بودید ؟
... حالا که بهش فک می کنم
... خوب
... نه ، چون من
. خوب باشه ! بزن بریم
. لعنت به تو ، هوکاگه پنجم
. اون هر گنینی که دم دست بوده رو برای این ماموریت انتخاب کرده
چی !؟
کوتتسو کاپتان تیمه !؟
ها ؟ چی شده ، ایزومو ؟
شما هم همینجوری فرستادیدش ماموریت ؟
. من فک نمی کنم توانایی تو با اون فرقی داشته باشه
. کوتتسو دم دست بود ، برای همین فرستادمش ، همین
. پس زیاد خودتو ناراحت نکن ، ایزومو
چرا نذاشتید من با کوتتسو برم !؟
! اینقدر بهونه نگیر ، بچه کوچولو
تاریخ دهکده مخفی برگ منطقه حیوانات
. به حالت خط می ریم جلو
. ناروتو ، تو اولی
! چشم
. بعدش من
، اگه اتفاقی برای نفر اول خط افتاد
. من هواشو دارم
. بعد شینو . حواست به چپ و راستت باشه
. آخرین نفر هم لی . تو هوای پشت رو داری
. فهمیدم
. من باید هوای پشت رو داشته باشم
چی !؟
چون یه نفر که پشت کله ش هم چشم داره
. برای اینکه آخرین نفر باشه خیلی مناسبه
من قبول دارم که پشت سرم چشم ندارم ، اما تو داری ؟
. در اصل نه
. اما بینایی من مثل دیدن با چند تا چشمه
! چیزی که می خوای بگی رو بگو دیگه شینو
می خوای بگی حشره هات هوای پشت سرتو دارن ، آره !؟
. اینقدر سریع نتیجه گیری نکن
، بخاطر اینکه ، تا وقتی کاپتان موافقت نکرده
. نمی تونیم موقعیتمون رو عوض کنیم
. تو هوای پشت رو داشته باش ، شینو
. و تو در ضمن معاون من هم هستی
! چی !؟ اگه قراره کسی معاون باشه ، اون منم
! من تنها کسیم که اون شترمرغ رو می شناسه
. برای همینه که تو جلوتر از همه ای
. حالا ، راه بیوفت
. راستی ، کاپتان
شترمرغ کجاس ؟
. ها ؟ فک کردم تو می دونی
. هوکاگه پنجم گفت
. من فقط می دونم چه شکلیه
. اصلا نمی دونم کجاس
! هوکاگه پنجم
آخه چرا یه نینجای حس گر توی تیم نذاشتی !؟
... مثل هیوگا یا اینوزوکا
. همشون ماموریتن
... هوکاگه پنجم
خوب ... چیکار کنیم ؟
. من پیداش می کنم
شینو ؟
. پس تو از قبیله ی آبورامه ای
! روت حساب می کنم
هنوز پیداش نکردی ، شینو ؟
. منطقه خیلی وسیعه . آروم باش
. مثل یه جنگل گرمسیریه
! نخند
! تقصیر توئه که من باید همچین ماموریت احمقانه ای انجام بدم
. حرف زدن باهاش فایده ای نداره
. نه ... همینجوری حواسشو پرت کن
چـ - چـرا اینو می گی ؟
. من محاصرش می کنم
! بگیرش ، شینو
. معلومه . لازم نبود بگی
! خوب ! اگه اینجوریه ، بسپاریدش به من
! ناف بابات زده بیرون
چرا اینجوری می خندی !؟
خوب چرا نباید بخنده ؟
. داره تو رو مسخره می کنه
چـ - چـی !؟
. این درسته که اون پدر داره
. اما نمی تونی بگی که پدرش نافش زده بیرون
! بابا تو خیلی مصیبتی
! حرفتو بزن ، شینو
. این بخاطر اینه که شترمرغ ها از تخم بدنیا میان
! اونا ناف ندارن
! لعنتی ! منو مسخره می کنی
بسه ! خوب ، شینو ، کارت تموم شد ؟
... عجیبه
چیه ؟
. حشراتم واکنش نشون نمی دن
... نگو که ... اونا
گیاهای حشره خوار ؟
... کوفورا ، کوپوشی ، کوموره
... کونونوکا ، کومیرووا ، کونومو ، کوگوره ، کوکوکو ، کوئِگو
! هی ، آروم باش
. حشراتم ... نصفشونو خوردن
. با این کاری که کردی دیگه می ذارم در بری
! هی
. بزن بریم ، شینو
. نمی تونم جلوتر برم
. چون جون حشره های بیشتری رو به خطر می ندازم
! پس از یه راه دیگه بیا و بهمون ملحق شو
! هی ! وایسا
. خیلی تیزه ! شترمرغه دیگه
. بسپارش به من
! پاهای من مهر تایید گای سنسی رو داره
! پس یالا بدو دیگه
! چشم قربان
! ابرو سیبیل خداییش خیلی تیزه
! آماده شو
! داره میاد
چی !؟
! تایجوتسوی خارجی ، بوکسه
ها ؟
هی ، ابرو سیبیل چی شد ؟
! من اومدم ، ناروتو
! بیا جلو
ها !؟ اون یارو الان حرف زد !؟
، می دونستم یکی میاد دنبالم
. اما فکرشو نمی کردم تو باشی . حتما کار سرنوشته
. اما ، سرنوشت تو اینجا تموم می شه ، ناروتو
! تو رو شکست می دم و کاملا آزاد می شم
No comments yet. Be the first to leave one.