200 baris pertama.
برو، از پسش برمیای. یالا
کلام، نکنه باز سیگار کشیدی؟ بزن بریم. برو، برو
یالا، اوزلی. تو از همه جلوتری. برو. برو
راندو، چیکار میکنی؟
مسیر از این طرفه
چند بار باید بهتون بگم؟
خودتونو باور کنید. تکون بخورید
چیکار میکنی؟ اونجا نشستی
- الو - کلنسی، سارائم
به منشی تلفنی رسمی کلنسی گیلروی خوش اومدید
متاسفانه، من خیلی سرم با کار روی..
برنامهی فضایی بسیار موفقِ خیلی محبوبم گرمه
ولی پیغام بگذارید و یا من، یا دستیارم شارلوت...
باهاتون تماس میگیریم
بوق
منشی تلفنی جعلی دیگه جواب نمیده
ولی مشکلی نیست. لازم نیست جواب بدی
فقط میخواستم بدونی که دوستت دارم
و اگه بحث پوله، لازم نیست پولمو پس بدی
میدونم که به ریبون رفتی تا یه زندگی جدیدو شروع کنی
ولی، کلنسی، هرجا که بری...
اگه تو عوض نشی، اوضاع مثل قبل میمونه
همونطور که ماهاتما گاندی میگه...
«در قلب انسان محلی جایی وجود دارد...»
«و هرجایی که رنگین کمانی باشد، میتوان مطمئن بود که ردپای خداوند...»
صندوق پستی پر است. پیغام دریافت نشد
- وای خدا - صبح بخیر کلنسی
امروز کدوم دنیا رو انتخاب میکنی؟
یه سیاره بده. یه سیاره برام بیار. باید یه مصاحبه انجام بدم
این یکی چطوره؟
به دلیل خطای عملگر...
در این سیاره، دیگه هیچ موجود زندهای وجود نداره
این یکی چی؟ یا این یکی؟
یا این یکی؟ یا این یکی؟ یا این یکی؟ جریان چیه؟
ارباب، وقتی یه ضربدر قرمز بزرگ روی سیاره باشه...
- به این معنیه که به دلیل خطای عملگر... - صبر کن
این سیاره ضربدر نداره
منو بفرست اینجا
سیارهی آینهی دوطرفهی حبابی رو انتخاب کردی
متاسفانه، به دلیل خطای عملگر...
تمام حبابهای با ادراکِ این سیاره ترکیدن
از شدت تنهایی
صبر کن ببینم. ظاهراً یه حباب مونده
دریچهی بصری رو باز کن. بذار ببینیم کیه
- در حال باز کردن دریچهی بصری - ممنون
نه، صبر کن. صبر کن
منو بفرست داخل. میتونم شادش کنم. مرد حبابی رو نشونه بگیر
نه
چه غلطی کردی، شبیهساز؟
باید مشکلات عملگرت رو درست کنی تا بتونم مصاحباتم رو...
سوالات متداول. لطفاً بخش سوالات متداول رو بخون
یکی از چهلتا پیامی که برات فرستادم رو بخون
باشه، باشه، باشه
سوالات...
لعنتی... متداول
این جالبه
توی یه زیرزمین سیلزده بودم و با غریبهها کوکائین میزدم
که همسایهمون برامون اون مسیح کلوچهای رو آورد
یه تیکهشو خوردم و منو آگاه کرد که راهحل مشکلاتم...
بردن یه مسیح کلوچهای برای همسایههام بود
متوجهاید، و حالا از اون موقع...
از تمام دردهای روحیم...
رها شدم
ایول
کلوچه آمادهست، ارباب
بیشتر شبیه "فاجعهی کلوچهایه"
خیلی بامزه بود، ارباب
خیلی خیلی بامزه
عجیب نیست که آدم هرگز نمیتونه چشمان خودش رو ببینه؟
چرا
یالا، شارلوت. بیا بریم همسایههامونو ببینیم
ترجمهای از: Thetrueali
Telegram: @Thetrueali
در الیفیم 4، مصنوعات پیدا شد
خب پس، بذار چیزی که متعلق به ماست رو بگیریم، تا جدمونو سربلند کنیم
باز خوابیدی...
توی گاری مصنوعات، مگه نه، کرمِ خوک؟
نه، نه، نه، پدر
داشتم به افتخارات شما فکر میکردم
ای کرم بزدل، به من دروغ تحویل میده
تقریباً به بدیِ دختر نقنقومه
ببخشید، پدر
ببخشید، که ناراحتت کردم، بچهی عزیزم
من که نمیخوام مزاحم کار یه هنرمند بشم
ولی یه سری کار واقعی داریم که باید انجام بشه
- یالا دیگه - بابا
وقت دروکردنه
شبیهساز. ما رو به مصنوعات الیفیم 4 ببر. زود باش
من تو اتاق کنترلم
یقیناً همینطوره، ارباب
وقفه درکار نباشه
نزدیکن، ارباب عزیزم
باشه. بذار یه نگاهی بندازیم
من چیزی جز خاکستر نمیبینم که
مشاهده کنید. زیر خاکستر گنجی نهفته
به یاریِ ریش جد بزرگ، یه شاخ طلایی از معصومیت پنهان
اون چیز خوشگل، این روزا قیمتش توی بازار چنده؟
بیشتر از پنج میلیونه، ارباب
صبرکن ببینم، پدر. شاید بتونیم اونو بفرستیم باغ وحش
و چنین گنجی رو از دست بدیم؟
- آره، خفه شو، آشغال - من آشغال نیستم
این شاخ، هزینهی سهتا شبیهساز جدید رو تامین میکنه
برات یه مسیح کلوچهای آوردم
چی؟ این دیگه چیه؟
مزاحم. مزاحم
کی جرئت کرده به ملک کثیف من تجاوز کنه؟
شرمنده، زیادی توی فر گذاشتمش
درواقع، اصلاً فرپز نیست. نمیدونم چنین کلمهای وجود داره یا نه
باید با مایکروفر درستش کرد. منم هنوز مایکروفر نخریدم
ولی خواستم یه سری بزنم. هنوز با هم ملاقات نکردیم
من همسایهتون کلنسیام
خواستم یه سلامی کرده باشم، و براتون مسیح کلوچهای آوردم
مزاحمت تو پنجاه میلیون رو دستم هزینه گذاشت، غریبه
بابا، بابا، بابا
شاخ. شاخ رو گرفتید؟
نه، پدر، و اون زایگرد فرار کرد
دروغ میگه، بابا. گذاشت زایگرده فرار کنه، و حالا شاخ رو از دست دادیم
بابایی
استفریوس جین هیچ...
باورم نمیشه شما دوتا دوباره این کارو کردید
ارباب، تابحال چشمای خودتو دیدی؟
لعنتی، داره ذوب میشه
یهکم روغن سبز بهش بمال. همین الان، پسر
گفتم همین الان
- یه مشت اسکل دورمو گرفتن - اون ماده واسه چیه؟
اوه، شوخی میکنه
لابد بینمون یه کمدین داریم
ممنون، آره. خب، منظورم اینه که یه قریحهی طنزی درونم دارم...
اصلاً بامزه نبود
همه میدونن که باید روغن کله فانوسی رو هر روز...
روزی دوبار به شبیهساز بمالی
وگرنه دنیاهای داخلش چیزی تولید نمیکنه
و ممکنه شبیهساز، وی...
ویران بشه، غریبه
و این یعنی بوم
بوم. بوم
- اونوقت ژلهها میان - باشه
خب، از ملاقات باهاتون خوشوقتم
یه سری بزنید. همین انتهای خیابونم. از کلوچهتون لذت ببرید
هرگز برنگرد
باشه، برنمیگردم
اتفاق مهمی نیفتاده، انگار نه انگار...
که کل روز کوفتی رو برات صرف درست کردن مسیح کلوچهای کردم...
میخوای این کارو واسه کسی کنی که اون سمت خیابون زندگی میکنه؟
یه حس مشترکی بینمونه
تو اینکارو برای من میکنی؟ واسه همسایهات این کارو میکنی؟
اگه یکی برات کلوچه بیاره، باید بگی دستت درد نکنه
سلام، ارباب چشمی. تو مدتی که نبودی، برات یه چیزی درست کردم
- جدی؟ - به سرت قسم
چیه؟ چی درست کردی؟
این شما و این، چشم مسیح
وای، نه
میخوام تماشات کنم که بخوریش، ارباب. بخورش، ارباب
یه تیکه بزن بر بدن
منو...
بخور
خواهش میکنم
نه
ای بابا
تعمیر شبیهساز، کاپیتان برایس هستم
سلام، برایس
اسم من کلنسیـه و فکر میکنم که شبیهسازم...
- ازش دود بنفش میزنه بیرون؟ - آره
چه جور ساکسپامتری توش میریزی؟
- نمیدونم - مجرای حلقوی داره؟
- نمیدونم - گرههای مکنده؟
- نمیدونم - دیلومتر صفحهای؟
- نمیدونم - بخارهای قابل مشاهده؟
اصلاً میدونی که...
تو شبیهسازت چهخبره؟
بخاطر همون مجراهاست. نمیدونم. آره، به گمونم
- بذار برم یه نگاهی بهش بندازم - کاپیتان برایس...
وای خدا
چرا نگفتی که اینجا یه دونه...
میتونه چشمای خودشو بخوره
نکن
لعنتی
کاپیتان برایس، مُردی؟
آخ جون
پشمام، پسر
یه ولما 960 غیر مجاز داری، و اون در شُرف ژله شدنه
ژله؟
آخرین دفعهای که روغن سبز بهش مالیدی کِی بود؟
و کله فانوسیت کجاست؟
برایس، راستشو بخوای...
بیشتر کلماتی که میگی رو حالیم نمیشه
من به تازگی از زمین به اینجا اومدم
این مِلک رو به صورت آنلاین، خیلی ارزون خریدم...
چه میدونم، یه جورایی لقمهی گندهتر از دهنم برداشتم
کلنسی، کاپیتان برایس، حسابی هواتو داره
ممنون، کاپیتان برایس
و به هیچکسی راجع به اون موچود قاچاقیِ شدیداً غیرقانونی که داشتی...
میآوردیش چیزی نمیگم
- چی؟ - من خودم به شخصه از یه...
شبیهساز، یه موجود سرشار از جادو بیرون کشیدم
حالا تو راز منو میدونی
و منم راز تو رو میدونم
با هم قاطی شدیم
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.