Taskmaster

Taskmaster

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 20

Maklumat siaran

Taskmaster S20E09 A 1970s Camping Kettle 720p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Ulasan oleh warez
Translated subtitle from English to Persian

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-07
Muat Turun: 11
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

199 baris pertama.

اوه، نه

الو؟

این برنامه حاوی زبان تند و طنز بزرگسالانه است

اِه

اوم. آخ

تو این خونه مسخره، هیچی هیچوقت سرراست پیش نمیره

اَه

هورا و کف زدن

سلام، سلام، به تسک‌مستر خوش آمدید

من گرگ دیویس هستم و گوشت گاو دارم

گوشت گاو دارم، گوشت گوسفند دارم، گوشت خوک دارم و گوشت مرغ دارم

کی مرغ می‌خواد؟

او مثل حراج‌چی‌ها تند و تند حرف می‌زند

به تسک‌مستر خوش آمدید

منتظر اتفاقات غیرمنتظره باشید

ولی همچنین منتظر این افراد باشید

آنیا ماگلیانو

مِیسی آدام

فیل اِلیس

ریس شیرسمیث

و سانجیو باسکَر

و کنار من

مردی که طبق فنفیکشن‌های اینترنتی

من مثل چرخ خیاطی دائم توش می‌رم و میام.

این الکس هورن کوچولوئه!

سلام به همه. من به نامه‌ها رسیدگی می‌کنم.

وای، چه سؤال‌های زیادی این هفته!

خب، بیایید چندتا سؤال پرتکرار رو از الکس هورن کوچولو بپرسیم.

# سؤالات پرتکرار برای اِل‌اِی‌اِچ... # سؤالات پرتکرار برای اِل‌اِی‌اِچ

# بله، سؤالات پرتکرار برای اِل‌اِی‌اِچ. #

خب، پس یه سؤال اینجا از جرمی داریم.

من... من گاهی اوقات واقعاً ازت متنفرم.

آره، آره، آره.

باشه. سؤال اینجا از جرمی در مصر.

که می‌پرسه، "کار خاصی انجام دادی...

"دیشب برای شام، الکس؟"

و انجام دادم، جرمی.

من برای شام استفن فرای داشتم، پس

استیر فرای! برای شام استیر فرای خوردم. سوال بعدی!

# سوالات متداول برای LAH. #

آه، و جرمی یه سوال دیگه پرسیده.

اون... اون میگه "تو... رو داشتی؟"

آه، اون که جوابم رو شنیده بود. "استیر فرای رو با کسی خوردی؟"

و آره خوردم. با آنیکا رایس خوردم.

با پلوی سرخ‌شده مخصوص!

خنده حضار

چی می‌نویسی؟

من ۲۰ تا مجموعه ساختم.

و اون بدترین شروع بین همه‌شون بود. بدترین شروع.

خب، بیایید کارها رو شروع کنیم.

بریم. وقت کار جایزه است.

و موضوع "محترم‌ترین شیء" است

"که وقتی باهاش حرف می‌زنی، اعتبارش رو حفظ کنه

"با صدای زیر."

احترام و اعتبار، در برابرِ

مونولوگ‌های بسامد بالا

به همین سادگیه، رفقا!

پنج امتیاز برای بهترینش.

و هر پنج تا آیتم هم باز می‌ره خونه برنده‌ی این قسمت.

میزی، آیتم محترمت چیه؟

خب، من یه... آوردم.

این که خودِ کاره، نه؟

باشه، می‌خوای من...؟ آره.

می‌خوای منم برم بالا؟ اوه.

خب، نمی‌دونم اگه تو هم صدات بره بالا، آیا از صدای بلند من کم می‌شه یا نه.

شاید برم پایین.

از اون ارتباط چشمی که گفتی خوشم نیومد...

«شاید برم پایین.»

خنده

اوم، خب، من یه دونه عکس فوق‌العاده و اصیل آوردم...

اوه، امضا شده از اَلِد جونز.

اینم از این. اوه.

خنده

تشویق

معلومه که بیشتر بخاطر، اوم...

آهنگ "Walking In The Air"

که حسابی معروفه.

آره، خب، آیا حرفش قابل اعتماده - اَلِد؟

قابل اعتماد؟ آره.

اون گنجینه ملیه.

ولی اون آهنگِ توی فیلم رو نخوند که.

دوباره ضبطش کرد و منتشرش کرد. آره، خب، بگذریم از اون.

اوه، نمی‌خوام.

اوه خدای من، یکی اعتبارشو از دست داد.

سانجیو.

خب، خودت می‌دونی، آره، از قسمت‌های قبلی...

نگرش من به این برنامه چی بوده. میشه اینجوری خلاصه‌اش کرد...

میشه اینجوری خلاصه‌اش کرد: "من نشان OBE دارم. من اینجا چیکار می‌کنم؟"

خنده

خب، آره، در همین راستا، بذارید بهتون نشون بدم. یه کتابه.

ببینید. اوه.

توله‌سگ و بچه‌گربه‌ست.

چی؟

و پشتش، فقط برای اینکه یه جورایی...

کمکی هم بکنه... ببینید. سانجیو.

ببخشید... سا...

خنده

ببین، ببین، اون کوچولوی پایینی رو ببین.

الان خیلی بهترم.

خیالت راحت، رفیق.

من هیچ‌وقت یه توله‌سگ تو پارک ندیدم که برش دارم

و بگم «آخی، آخی، چقدر معتبره!»

تو جایزه‌های خیلی بدی آوردی،

ولی این دیگه ته افتضاحه.

آنیا.

سلام.

چی آوردی که من بهش احترام بذارم؟

من یه قالیچه ساختم.

واقعا خودش اونو درست کرده.

مدلش رو از یه شعبه خاص بوتس گرفتی، درسته؟

پیکادلی سیرکوس.

به نظرم مغازه فوق‌العاده‌ایه.

بوتس که از قدیم‌الایام بوده، نه؟

خب، من از اون اطلاع ندارم.

فهمیدیم، فهمیدیم. تو جوونی.

چیزی که می‌خوام بگم اینه

که فکر می‌کنم تو این جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم، خیلی شده

یه جامعه بی‌خدا.

یه چیزی جای کلیسا رو پر کرده

و به نظرم بوتسه.

باورم نمیشه، این بهترین تا اینجاست.

فیل.

من آوردم

سنگ قبر نَنَم رو.

آره، آره، آورده.

خب، معلومه که این سنگ قبر واقعیش نیست، ولی شما... منظورم اینه که

خب، مامان و بابام هیچ‌وقت براش نگرفته بودن،

پس گفتم من بگیرم.

چی؟ فقط انداختنش تو یه چاله و...؟

وقتی گذاشتیمش پایین، یادمه مامانم گفت:

«این یه کم عمیق‌تر از معمولیه.» و عمه‌ام گفت:

«آره، ازشون خواستم عمیق‌ترش کنن تا منم روش دفن بشم.»

پس عمه‌ام روی نَنَم دفن شده،

با دو تا چی‌واوا.

وای خدای من، این همش راسته، مگه نه؟

راسته، آره.

و مشکلی نداریم با اینکه

یه عکس از وینستون چرچیل روشه...؟ آره، چی؟

می‌دونی، من هیچ‌وقت شباهت رو ندیده بودم

تا وقتی که تو گفتی، آره.

عجیبه. فیل.

اوم، ریس.

بله، خب، من شروع کردم... فعلاً با اون صدا حرف نمی‌زنم،

ولی شروع کردم به، اِم، فکر کردن

«چیزی که محترمانه باشه چیه؟»

پس شروع کردم به ساختن

یه بشقاب یادبود منحصربه‌فرد و با تیراژ محدود

برای مراسم تاج‌گذاری

شاه چارلز و ملکه همسر کامیلا.

زیباست. (خنده)

و بعد، فکر کردم «خب، کی بهتره که

«این رو با صدای زیر اجرا کنه؟»

پس از جو پاسکال خواستم.

کی بهتر از اون؟ آره.

این بشقاب یادبود تزیینی ۱۲ اینچی دارای

دو پرتره با جزئیات از شاه چارلز سوم و ملکه کامیلا،

در حالی که تاج‌های باشکوهشون رو پوشیدن.

مناسب برای سرو ساندویچ یا یه عالمه بیسکوییت ریچ تی. هوم.

پاسکال!

وای، امتیاز دادن به این تقریباً غیرممکنه.

خب، یک امتیاز به سانجیو.

یک امتیاز به سانجیو، خب.

من دو امتیاز به میزی میدم. خب.

من به آنیا و ریس چهار امتیاز میدم.

چهار به آنیا، چهار به ریس.

و من از این چالش استفاده می‌کنم تا به هتی

احترامی که براش قائل نشدند

توسط هر کسی که اونو انداخت تو یه گودال تو زمین، بدم.

و این پنج امتیاز برای هتیه.

بفرمایید. آفرین، فیل الیس.

خب، بریم سراغ چالش بعدی.

بریم، و خوش‌شانسیم که وقت چرخ‌دستی‌بازی‌ایه. ام.

میزی. حالت چطوره؟

خیلی خوبم.

سلام.

باشه.

چرخ‌دستی.

آره، چرخ‌دستی خوبیه.

خب.

اهم.

«روی این چرخ‌دستی یه برج آجری بساز،

بعد هلش بده پایین شیب.»

«بعد از اینکه از خط شروع رد شد، حق نداری به چرخ‌دستی دست بزنی.»

اون بالا خط شروعه؟

آره، اون خط شروعه. باشه.

«بلندترین برجی که از خط پایان رد بشه، برنده میشه.»

«علاوه بر آجرها، تمام محتویات یک»

"از این سطل‌ها باید جزئی از برج شما باشند، ولی هیچ چیز دیگری نه."

"شما فقط یک بار اجازه دارید داخل سطل‌ها را نگاه کنید"

"و فقط تا زمانی که می‌توانید جیغ بکشید."

"قبل از اینکه سطل بعدی رو نگاه کنید، باید در هر سطل رو سر جاش بذارید."

"در مجموع ده دقیقه وقت دارید"

"و سه بار فرصت دارید که طی اون هم باید جیغ بکشید."

"وقتتون با جیغ الکس شروع میشه."

باشه.

خب...

وای خدای من!

وای

"روی این چرخ‌دستی یه برج آجری بسازید."

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left