Ghosts

Ghosts

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

Ghosts US S05E05 T Daddy 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ulasan oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 5 Ghosts 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-14
Muat Turun: 14
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

ببخشید، ما داریم چیکار می‌کنیم؟

وقتی منتظر صدای قل‌قلیم، حرف نزن

خیلی بی‌ادبیه

ببخشید

حتماً امروزه؟

نه

شنیدمش. صدای قل‌قل رو شنیدم

اوه، وای

منظورش چیه که نمی‌خوادش؟

مطمئنی نمی‌خوای

اون ماشین رو نگهداری، اَبی؟

ترور فقط یه کم تو کَتِش نمیره که

کسی یه پورشه مفت رو رد کنه

لطف خیلی بزرگیه. فقط، اِم...

ماشینه یه کم، اِم...

جلفه؟ دقیقاً!

جلف؟ بنیان‌گذار هوترز یکی از اینا رو داشته

این نهایت کلاسه

باورم نمیشه یه روح پول پورشه داره

ما به زور داریم می‌گذرونیم

دیشب توی سفارش چیپوتله‌ام گواک اضافه نکردم

در ضمن، راستش خیلی هم گرونه، پدر روح

جی‌دی مخفف "پدر روحه"

فکر کنم بهتر از "پدر نجات‌یافته از دریاچه" باشه

باشه، خب، من ریسک بزرگی کردم

ولی ۲۵ سال اول زندگیش رو از دست دادم

یعنی، اگه روی ۲۰۰ شب حانوکا تقسیمش کنیم

این اصلاً چیزی نیست

به هر حال، باید برم سر کار چون دوست ندارم

بیشتر از یه ساعت برای شیفتم دیر کنم

می‌دونی من رئیس‌تم، آره؟

آره، ولی پدر روح حقوق منو میده

اووه

اون انتخابی خودشو محق می‌دونه

خوشم میاد

خب، الان برای برگردوندن ماشین کمک می‌خوای، ترور؟

من این ماشین رو پس نمیدم، سَم

چیزی درباره استهلاک شنیدی؟

اگه اینو بفروشم، ضرر می‌کنم

نه، نه، نگهش می‌دارم

تو نمی‌تونی رانندگی کنی. حالا هرچی

این میشه پورشه نشستنم. اوه

اون چرم نرم رو روی کون لختم حس کن

چی داره میگه؟

می‌خواد اونو به عنوان پورشه نشستنش نگه داره

بازم، بدون گواک

هیچی. بدون گواک

شِف، دلم نمی‌خواد اینو بگم،

ولی، اِم، باید دوباره راجع به اون افزایش حقوق باهات حرف بزنم

اوه. متاسفم، کبرا. الان وقت خوبی نیست

من تو تنگنا هستم

دلفین‌ها شرط‌بندی ترکیبی منو خراب کردن و من پول لازمم

داره میره ترکیه که مو بکاره

تو متنفری از اینکه قمار کردن بهونه‌ات باشه

شما گفته بودید بعد از سه ماه حقوق‌هامون رو ارزیابی می‌کنید

من با آماندا موافقم

باید به این آدما یه حقوق کافی برای زندگی بدی، جرمیایا

فکر می‌کردم وضعیتمون بهتر از الان باشه

ولی متاسفانه نیستیم

ببین، همه ما تحت فشاریم

دیشب یه بوریتوی خیلی خشک خوردم

اووه، یه بوریتوی خشک؟

این دیگه خیلی بده

من دوباره طرف جرمیایا هستم

ما اینقدر هزینه‌های غیرمنتظره داشتیم

مجبور شدیم سقف رو درست کنیم

چون رقاصه افتاد توش

اون صحنه رو هیچ‌وقت از ذهنم بیرون نمی‌برم

خون، اکلیل، و اون نی‌های طرح آلت تناسلی که همه جا ریخته بودن

و جلوی شماها درباره‌اش حرف نمی‌زنیم

ولی من و سَم به زور داریم سرمون رو بالا نگه می‌داریم

متاسفم، رئیس. من نمی‌دونستم

اگه تو برنامه پاداششون ثبت نام کنی،

برّیتو بارن بهت روز ملی آووکادو گواک رایگان میده

ممنون، گِیب. این مشکل اصلی رو حل نمی‌کنه،

ولی این کار رو می‌کنم

به این نگاه کن. چقدر تابلوئه

می‌برمش عقب

ترور میگه این ماشین بالای ۵۰۰ اسب بخار قدرت داره

تنها سوال من اینه که چطور استخون‌ها رو خرد می‌کنن

تا این منحنی‌های کاملاً گرد رو بسازن؟

من از ماشین‌های لوکس سر درنمیارم

من فقط یه چیزی می‌خوام که منو از نقطه الف به نقطه ب برسونه

واو

صندلی واقعاً آدمو در آغوش می‌گیره

آره، این تجملات رو در آغوش بگیر

اوه خدای من

چرمش چقدر نرمه

آره، همینه

ووداستون رو حس کن که توی رگ‌هات جریان داره

صبر کن، این صندلی‌ها ماساژور دارن؟

داره میاد

اینجا به طرز عجیبی روشنه؟

نه

اوه، چشام هنوز دارن عادت می‌کنن

همونطور که می‌دونید، الان ساکن زیرزمینم

حتماً تو این چند هفته به تاریکی عادت کردم

دو روز گذشته. چی؟

ولی پر از اتفاق بوده. اَبی الان می‌دونه ترور یه روحه

اوه، چطور داری از اون لذت می‌بری، ترور؟

از اینکه داری دخترت رو می‌شناسی خوشت میاد؟

آره... خب... آره.

باور کن، عیناً همین کلمات رو من گفتم.

وقتی کشیش ازم پرسید آیا این زن رو به همسری قبول دارم،

تا همسر قانونیم باشه. آره، تروِر.

اون‌قدرها هم پرشور نبود.

خیلی خوشحالم که ابی تو زندگی منه.

خوشم میاد که داریم با هم آشنا می‌شیم.

اما فقط منم، یا اون یه جورایی بی‌هدف به نظر می‌رسه؟

منظورت چیه؟ هدفاش چین؟

رشته‌ش شعر فرانسه بود، الان هم تو یه کار بی‌چشم‌انداز گیر کرده.

و داره ماشین مجانی رو هم رد می‌کنه.

خب، به عنوان یه آدمی که یه چیزایی می‌دونه...

درباره دخترای بی‌هدف...

آها، چون اون دختر کوچولو بهت شلیک کرد، درسته؟

چند وقته منتظر بودی این تیکه رو بندازی؟

فوریه می‌شه ۱۶ سال.

خیلی سخت می‌شد تو یه بحثی جا دادش.

اما اصل مطلب، تروِر، اینه که ابی جوونه.

خودش راهشو پیدا می‌کنه.

فقط بدم میاد ببینم زندگیشو هدر بده.

آه، بابا تروِر!

فقط باهاش حرف بزن.

نگرانیاتو بهش بگو.

نه، نمی‌خوام اون بابای رو مخ و غرغرو باشم.

می‌خوام بابای شبح باحال باشم.

راستی، «بابای شبح»، فیلم دست‌کم گرفته شده بیل کازبی.

آخ، کاش اون اینجا بود تا راهنماییم کنه.

بابای آمریکا، مگه نه؟

بازیگر عالی، مرد بهتری.

هی، بچه‌ها.

خب، چرا نمیگی سامانتا باهاش حرف بزنه؟

تروِر نگران بی‌هدفی ابیه.

اما نمی‌خواد مثل یه غرغرو به نظر بیاد.

اینجا دیگه نوبت توئه.

آره، تو می‌تونی بفهمی هدفاش چین.

ببین اصلاً آرزویی داره.

راه درستو نشونش بده.

می‌دونی، بهش نصیحت‌های پدرانه بیل کازبی رو بکن.

باشه، حس می‌کنم یه سری اطلاعات...

به گوش جامعه ارواح نرسیده.

اما حرفتو درباره ابی شنیدم و خوشحالم که باهاش حرف می‌زنم.

شاید بتونم تو ماشین کروک یه دور باهاش بزنم.

آره، هر چی. یا ناهار یا یه پیاده‌روی.

باحاله. پس یه دور تو کروک می‌زنیم.

پس تو با یه تور نوجوانان رفتی اونجا؟

خوب بود. چطور بود؟

استانبول؟ باحال بود.

نمی‌دونم. خیلی وقت پیش بود.

آره، اِم... شاید منم برم.

فقط برای اینکه یه نگاهی بندازم.

نه برای هیچ نوع عمل پزشکی‌ای!

بپر بالا، بچه!

بریم حال کنیم!

با ریسک خودت این کارو بکن، ابی.

این خانم پشت فرمون یه دیوونه‌ست.

چطوری، کبرا؟

ورشکسته؟ چرت و پرته!

آروم‌تر، سَم! بعضیامون نمی‌تونیم کمربند ببندیم!

خب، حرف زدن با ابی عالی پیش رفت.

لازم نیست نگران باشی. اون هدف داره.

در واقع، فکر کنم خیلی خوشت بیاد...

از کاری که می‌خواد با زندگیش بکنه.

می‌خواد تو رشته مالی مدرک بگیره.

چی؟ اوه، تروِر حتماً عاشق اینه!

اوه، تروِر، این عالیه!

داره پا جای پای خوک سرمایه‌دار تو می‌ذاره.

باورم نمی‌شه. می‌دونم.

یه کم با شخصیتش جور درنمیاد.

اما واقعاً بهش علاقه‌مند شده.

می‌گه همیشه آرزوش بوده.

اوه. سلام.

اوه، ابی. تازه به تروِر درباره برنامه‌هات گفتم.

برای رفتن به فوق لیسانس و اون خیلی هیجان‌زده‌ست.

واقعاً؟ کاش بابای زنده‌م هم همین حسو داشت.

نمی‌خواد پولشو بده.

مسخره‌ست!

چرا پینکوس نمی‌خواد اون پا جای پای خودش بذاره؟

تروِر خیلی حامیه.

در واقع، بهش بگو من پولشو می‌دم.

واقعاً؟

می‌گه هزینه‌های دانشگاهت رو خودش می‌ده.

جدی؟ یه روح چطور این‌قدر پول داره؟

اون وقت من دارم شلوار یه مهمون رو می‌پوشم که اینجا جا گذاشته.

باید بگم، به تو بیشتر از لیندا میاد.

نمی‌تونم قبول کنم. خیلی لطف بزرگیه.

سم، لطفاً.

بهش بگو می‌خوام این کارو براش بکنم.

اگه نمی‌تونه ماشین رو قبول کنه، حداقل این رو بگیره.

اون حرف نه حالیش نمی‌شه.

باشه.

ممنون، بابای شبح. من...

واو. اِم... می‌دونی...

وقتی به بیشتر مردم می‌گم که می‌خوام برم پاریس...

برای خوندن شعر فرانسه، فکر می‌کنن دیوونه‌ام.

اما تو نه -- تو می‌فهمی.

چی گفت؟ اوه، خدای من!

می‌رم دنبال کلاه‌های بِرِه بگردم.

ممنون، بابای شبح.

سم، این چه گندیه که داره اتفاق میفته؟

More Farsi Persian subtitles for Ghosts

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left