200 baris pertama.
! «چاکیتا»
! «خورخه»
! «خورخیتو»
! «ال چوپاکابرا» موجودی خیالی در فرهنگ مردم قاره آمریکا که طبق افسانه ها ، از خون بز تغذیه می کنه
! «ال چوپاکابرا»
! «ال چوپاکابرا»
پیشکشی از نیما شاکری به همه ی ایرانیان گیتی
اسکوبی دو و هیولای مکزیک
پیشکشی از نیما شاکری به همه ی ایرانیان گیتی
! خیلی خب ! یه پیام داری تکیه کلام «فِرِد» ـه All Right
فِرِد» عزیز»
حالا که فصل بارانی پایان یافته «اینجا در «مکزیک همه چیز خیلی آرام و لذت بخش است
دوست دارم که تو و دوستان ـت
زمان خوشی رو همراه خانواده ی من اینجا در «وراکوروز» سپری کنید شهری بندری در خلیج مکزیک
خیلی خوب میشه که بتونم بالاخره دوست مکاتبه ای آمریکایی خودم رو ببینم افرادی که زبان خارجی یاد میگیرند برای تقویت زبان خود ، با فردی خارجی نامه نگاری می کنند
! عالی به نظر میرسه من هم میتونم اسپانیایی ـم رو تقویت کنم
! هی وای من ! یه پیام داری تکیه کلام «دافنی» ـه Jeepers که وقت هایی که تعجب می کنه ، به کار میبره
فکر می کردم پای رایانه ـت باشی
خب ، نظر ـت چی ـه ؟
! «البته ! من دوست دارم برم «مکزیک ! آره
! منظور ـم «سی» بود سی به اسپانیایی یعنی آره
بیا از «ولما» هم بپرسیم
جراحی لیزر چشم
! وای خدا یه پیام داری تکیه کلام «ولما» است Jinkies که وقتی تعجب می کنه ، به کار میبره
مکزیک» ؟»
هنر ـش ، موزه ها ـش ، اهرام ـش
! قطعا میام
! عالی ـه بیاید با پسر ها هم هماهنگ کنیم
! یا ابرفرض مثلا ، یه پیام داری تکیه کلام «شگی» ـه Zoinks که وقتی میترسه به کار میبره
مکزیک» ؟ فردا ؟»
مثلا ، بذار بررسی کنم تکیه کلام «شگی» ـه Like که در خیلی از جمله ها ـش به کار میبره
فردا چی کار ها داریم «اسکوب» ؟ بذار ببینم. خیال بافی ، ساعت 10
خوابیدن ، چرت زدن ، استراحت کردن
مثلا ، ببخشید بچه ها من وقتم کاملا پر ـه
! آره ، پر ـه
متوجه ـید که ما همزمان با جشن سالیانه ی روز مردگان میرسیم اونجا ؟
مثلا ، این که گفتی ، یعنی چی ؟
یه مناسبت که خانواده ها توی قبرستان جمع میشن
و نیاکان خودشون رو که برای دو روز
به زمین بر میگردن ، گرامی می دارن
! قبرستان ؟ به نظر ترسناک میاد
اصلا
فقط چند تا بچه با لباس های مبدل یه عالمه شکلات و شیرینی به شکل اسکلت
اساسا ، فقط بخور بخور ـه
! مثل «هالووین» به نظر میاد - ! دقیقا -
خب ، نظر ـتون چی ـه ؟ - الان نمی تونم صحبت کنم بچه ها -
مثلا ، «اسکوب» و من باید !وسایل ـمون رو جمع کنیم
به نظر میاد همه چی رو برداشتیم
مثلا ، چی رو یاد ـم رفته ؟
! سالسا نوعی سس تند ، رایج در قاره آمریکا
«شهربازی شگفت انگیزِ آقای «خندان
گمرک و مهاجرت
مطمین ـی همین جا ـست ؟
آره ، خودش ـه
... مثلا ، به نظر - زیبا ـست ؟ -
کوچیک ـه
! درود دوستان ـم به اسپانیایی
! به «مکزیک» خوش اومدید - سلام ، حال ـت چطور ـه ؟ -
از آشنایی ـت خوش بخت ـم
تو باید «فِرِد» باشی - درست ـه -
تو هم باید «آلخو» باشی
بذار به گروه معرفی ـت کنم ... ایشون
نیازی نیست
اون ها دقیقا همونطوری هستن که توصیف ـشون کرده بودی «دافنی» ، «ولما»
«آقای «اسکوبی به اسپانیایی
این «شگی» ـه ؟
به قیافه ش نمی خوره که بتونه کل خونه و زندگی ـت رو یه جا قورت بده
سوخت و ساز بدن ـش بالا ـست
لطفا اجازه بدید به خانواده ـم معرفی ـتون کنم
اینجا خونه ـت نیست ؟
نه ، این ها کلبه های مهمون ها ـست
هر کدوم از شما یکی خواهید داشت ما اینجا زندگی می کنیم
به هتل خانواده ی من خوش آمدید
«لا ویا بِیا» به اسپانیایی یعنی باغ زیبا
زیبا ـست
بِیا» یعنی چی ؟»
زیبا
خب لا ویا بِیا» خیلی خیلی «بِیا» است»
! «آره ، خیلی «بِیا
بذارید اطراف رو نشون ـتون بدم
«این همسر من ، «سوفیا و مادر من ، خانم (به اسپانیایی) «دولورس» هستن
! بی یِن ونیدوس خوش آمدید به اسپانیایی
! خوش اومدید
و بقیه خانواده ی من هم داخل استخر هستن
«خورخه» ، «اولیویر» ، «ناتالیا» ، «کریستینا» «فرناندا» ، «کرولینا» ، «میرلیا» ، «گابریلا»
«و «سباستین
و این هم «چاکیتا» ست
همه ـشون بچه های خودت ـن ؟
«نه نه نه ! فقط «خورخیتو
بقیه فقط برای جشنواره ی روز مردگان به ملاقات ما اومدن
«اینجا در «مکزیک خانواده خیلی مهم ـه به اسپانیایی
باید بعد از سفر طولانی ـتون احساس گرما و خستگی کنین
خواهش میکنم راحت باشید و به بچه ها در استخر بپیوندید
فکر کنم «اسکوبی» به همین زودی دل یکی رو برده
قهوه خانه
«برادر بزرگتر ـم ، «لوییس» ، همراه نامزد ـش ، «شارلین قهوه خونه رو اداره می کنن
!چطور مطورید ؟ با لهجه ی گاوچران های ایالت های جنوبی آمریکا
بذارید برای همه ـتون یه فنجون قهوه شیر بیارم تا خستگی در کنید
می تونید ببینید که من چرا
به قول شما ایرانی ها یه دل نه ، صد دل عاشق «چارلین» شدم
من او رو توی آخرین سفر ـم به آمریکا
«توی شهربازی آقای «خندان ملاقات کردم
و از اون موقع تا حالا همیشه خندان ـم
میدونید ، قهوه ی شیر توی «وراکوروز» معروف ـه
نخست ، یک نفر برای شما قهوه ی غلیظ می ریزه
بعد رسم این ـه که شما با قاشق به لیوان ـتون بکوبید
تا اینکه یه پیشخدمت دیگه بیاد و شیر داغ بریزه توی لیوان ـتون
جالب نیست ؟
عاشق این رسوم «لوکو» هستم
لوکو» به مکزیکی ، منظورم این بود که به اسپانیایی» یعنی مسخره
میدونید چی ـه ، بعضی روز ها انقدر قهوه می سابم
به خدا قسم ، این پدر سوخته های کوچولو ! از گوش ها ـم میزنن بیرون
اسکوبی» که از همین حالا داره» ! حسابی کِیف زندگی رو می بره به اسپانیایی
«این ناهار واقعا شگفت انگیز ـه خانم (به اسپانیایی) «دولورس
آره ، مثلا هرکی که این قضیه جشن و این ها رو راه انداخته ، از نظر من آدم خوبی بوده
معمولا یه مراسم دیگه هم پس از این جشن ، اجرا میشه
«لا سیِستا» چرت بعد از ظهر
! عالی تر هم شد
! آره ! عالی تر
هدف از این جشن و خواب فراهم کردن نیرو و توان
برای یه رسم دیگه ـست سخت کار کردن
این رسم و رسوم مثلا ، اصلا به چه دردی می خورن ؟
ببخشید که مزاحم ناهار خوردن ـتون «میشم خانم (به اسپانیایی) «دولورس
ولی من باید چند تا موضوع مهم مالی رو با پسر ها ـتون مطرح کنم
هرطور مایل ـید
ببخشید ، خیلی طول نمی کشه
دیگو فواِنته» با شوهر خدا بیامرز ـم» تجارت می کرد
بهش اعتماد ندارم ، هیچوقت نداشتم
... اون مرد خیلی شما توی ایران چی بهش می گید ؟
شیاد ـه ؟
دروغگو ـه ؟ - کلاهبردار ـه ؟ -
عوضی ـه
برای بار آخر بهت که گفتم ، نه
حالا لطفا از اینجا برو ما مهمون داریم
بایت مزاحمت ـم عذر خواهی می کنم
لطفا ناهار خوردن ـتون رو ادامه بدید
اون مرد خیلی کنه ـست
می خواد زمین پدر ـمون رو بخره و نه هم قبول نمی کنه
«شاید خیلی فکر بدی هم نباشه «آلهو
همه ی سرمایه ـت رو خرج یه زمین کردن کار احمقانه ای ـه
ما قبل از این که پدر بمیره بهش قول دادیم
و نمی خوام اون قول رو بشکنم
خب ، نخستین روز ـتون توی «وراکوروز» رو چطوری قرار ـه بگذرونید ؟
امیدوار ـیم بتونیم آماده سازی ها برای جشن مردگان رو تماشا کنیم
البته اگه کسی هنوز زنده باشه که مردگان رو گرامی بداره
مگه شوما در مورد اون هیولای گونده نمی دونید ؟
حتما تا حالا متوجه شده ـید که هتل ما به نسبت خالی ـه
به این دلیل اینطور شده که یه هیولا «وراکوروز» و روستا های اطراف ـش رو
به وحشت انداخته
درست پس از اینکه من بهت یک رایانامه فرستادم
هیولا کنار قصر پیدا ـش شد و حتی نزدیک بود «خورخیتو» رو هم بگیره
من سریعا دوباره برات رایانامه فرستادم تا بهت هشدار بدم اما گویا شما راه افتاده بودید
گفتی هیولا ؟
«مردم محلی بهش میگن «ال چوپاکابرا
درباره ـش خونده ـم این هیولا یه نسخه ی مکزیکی از پاگنده ـست موجودی انسان مانند و بزرگ که مردم آمریکا معتقد ـند در جنگا های شمال غرب آن کشور زندگی می کند
پاگنده ؟
درست ـه
من خرافاتی نیستم اما با چشم های خودم توی لنگرگاه دیدم ـش
هیچوقت فراموش ـش نمی کنم
تقریبا 3 متر قد ـش ـه و روی دو پا راه میره
بدن ـش با خز کلفت پوشیده شده
چهره ـش مثل یه ممیمون زشت ـه
پنجه های بزرگ و دندون های نیش تیزی داره
و چشم ها ـش یه نور سبز رنگ دارن درست مثل یه اهریمن
! همگی آروم باشید
چوپاکابرا» فقط یه افسانه ـست»
آره ، بیاید بیخیال «ال چوپاکابرا» بشیم
«و از اولین سفر ـتون به «مکزیک حسابی لدت ببرید
چرا همه ـمون نریم یه خواب درست و حسابی بکینم ؟
بله ، چیزی برای نگرانی نیست
آلخو» درست میگه»
ولی محض احتیاط در ها ـتون رو خوب قفل کنید
نماز شب ـتون رو بخونید
و هر کاری میخواید بکنید ولی ! بیرون نرید
مثلا ، این داستان مسخره از کجا اومده ؟
یه هیولای پشمالوی 3 متری با پاهای گنده و دندون های تیز ؟
! بهش می خوره یه موجود کارتونی باشه
«مثلا ، خواب های خوب ببینی «اسکوب
صبح می بینمت
مثلا ، قرار ـه یه شب طولانی در پیش داشته باشیم
آره
صدا رو شنیدی ؟ انگار یه چیزی بیرون پنجره ست
احتمالا یه پرنده کوچیک یا یه سنجاب ـه
! «ال کابا چو چو» ! «منظور ـم این بود که «لا کوکا بابکا
ال پوپا چوپا» ! نه» ! منظور ـم این بود که ... کمک
! نه «اسکوب» ، داره تلاش می کنه بیاد تو
! مثلا ، ما اینجا گیر افتاده ـیم ! بیا بریم بیرون
چه مشکلی براتون پیش اومده ؟ - و این همه سر و صدا به خاطر چی ـه ؟ -
مثلا ، اون پاگنده ی مکزیکی ! می خواست ما رو بگیره
نه ، «دافنی» کجاست ؟
نه ، جرات ـش رو ندارید
وقت ترسو بازی نیست
همه برای یکی ، یکی برای همه
مثلا ، من همیشه عقیده ـم این بوده که کار تیمی خیلی چیز بیخودی ـه
خیلی خب بچه ها ، با شماره ی سه می کوبیم به در
آماده ، یک ، دو
! سه
! به جلو
ما فکر کردیم که این ها ، چشم های ال چوپاکابرا» هستن»
ببخشید بچه ها
No comments yet. Be the first to leave one.