200 baris pertama.
حرف "اِس"اینجا به چه معناست؟
این فقط یک حرف نیست
توی دنیای من ،به معنای "امید"هست
،به عنوان یه سَمبل من میتونم تمطیعناپذیر باشم
میتونم جاودانه باشم
من تمایل دارم بجنگم برای کسانی که
توان جنگیدن برای خودشون رو ندارن
!من میتونم پرواز کنم
،چطور ممکنه که من میتونم زیر دریا نفس بکشم
ولی نمیتونم توی نوشیدن حریفه تو بشم؟
این اَبرقدرته من هست
!من یک اَبرقهرمان هستم
این شهر به طبقهی جنایتکاره بهتری نیاز داره
منتظر باش تا زمانی که من روسرتون خراب شم
دی سی،برای من یک صحنهی نمایش بزرگ از اَبرقهرمانهاست
اونها همشون داستانهای مختلفی درمورده
،اینکه باید با قدرتهای بزرگ چیکار کرد تعریف میکنن
و درمورد اینکه چطوری به بشریت کمک کنیم که بهتر بشه؟
سلام،پسرا
آنها همشون چند بُعدی هستند
وانسانیت چیزیه که مردم بهش واکنش نشون میدن
موضوع درمورده نجات دادن دنیاست
درمورده اینکه به جامعه ثابت کنی که راه بهتری هم وجود داره
آنها فراتر از زندگی هستند
ولی همزمان آنها انساناند و خیلی واقعیاند
بیشتر از هشتاد و پنج ساله که دی سی خونهای بوده برایه
دنیایی از شخصیتها و هزاران داستان
ولی کسانی که به این خدایان،فناناپذیران و هیولاها
زندگی بخشیدن خیلی زیاد
شناخته نشدن
،توی پشت صحنهها, این ذهنهای خلاق
حضور خودشون رو از طریقه کلمات و تصاویر نشون میدن
،وقتی شما یک کُمیک درست حسابی رو میخوانین
دارین حرکات و هنر یک انسان رو
در اصل روی یک صفحه مطالعه میکنین
هیچ شکل دقیقتری از داستان سرایی
به اندازهی یک داستان کُمیکه چهاریا پنج صفحهای وجود نداره
که در اون شما باید یک شروع
یک ماجرا و یک پایان رو نشون بدین
کتابهای کُمیک همیشه
تجربههای انسان رو منعکس کردن
آنها فانتزیها ما رو فاش میکنن ،احساساتمون رو لمس میکنن
و ما رو با شیاطینمون رو به رو میکنن
داستان هایی هستند درمورده امید
و درمورده رستگاری
همون مضامینی که از اون اول در زیربنای
داستانهای قدیمی و عامیانهی ما بوده
مردم خیلی راحت میتونن بگن "...خب میدونی"
"داریی درمورده کتابهای کُمیک صحبت میکنی"
"این کتابها مخصوص بچههاست
"این ایدهها و داستانها برای بچههاست"
ولی آیا واقعا همینه؟
اَبرقهرمانها آرزوها رو برآورده میکنن
نسلی از استعداد هستن آیکونهای ساختگی از پاکدامنی
که تجسمی از رویاها و ترسهای آمریکا هستش
این ایدهها پدیدههایه فرهنگی رو در سراسره دنیا فعال کرد
این داستانه کسایه که
افسانههای دی سی رو خلق کردن
خاستگاه دی سی با یک شخصیت حماسی شروع میشه
کسی که ماجراجوییهایه واقعیه زندگیش مثل تخیل میمونه
سرگُرد مالکولم ویلِر نیکِلسِن
اون یک سواره نظام در جنگ جهانی اول بود
،در فیلیپین جنگید
،در سرتاسر مکزیک به دنبال راه زنان رفت
و با بولشِویکها در سیبری مبارزه کرد
به عنوان یک نویسنده،سرگُرد تجربههای خودش رو به صورت داستان
درمجلههای پالپ به چاپ رسوند
در ساله 1935 اون شرکتی رو تاسیس کرد
،توی سه سال
اون صنعت کُمیک رو متحول کرد
نه از طریقه چاپه دوبارهی نوارهای روزنامهها
بلکه با انتشار کردنه داستانهای کاملا اصیل و جدید
اون شرکت سرانجام تبدیل شد به کُمیک دی سی
اما با وجود اینکه یک ایدهپرداز بود
سرگُرد به عنوان یک تاجر مشکلات زیادی داشت
برای اینکه این داستان طولانی رو خلاصهاش بکنیم باید بگم که
سرگُرد اخراج شد
و شرکت رو ازش گرفتن
"دقیقا زمانی که "سوپرمَن
نزدیک بود که به معروفیت زیادی برسه
همین و بس
تو کی هستی؟
اون کسیه که همیشه تلاش کرده کاره درست رو انجام بده
این تنها قصد واقعیشه
حتی اگه به چیزی که میخواسته نرسه
تا آخرش تلاش میکنه تا اصلاحش کنه
و خیلی چیزا هست درموردش
که هنوز حرفی ازش زده نشده
سوپرمَن در اصل
"توسطه نویسنده "جِری سیگِل
و هنرمند "جو شوستر"ساخته شد
دو مهاجره جوان یهودی
کسانی که تونستند با رویای اینکه
آینده بهتری رو بسازند،از افسردگی نجات پیدا کنند
من و جو شوستر دوتاییمون در ساله 1930 طرفداره
داستانهای علمی و تخیلی بودیم
من آدمه مطیع و آرومی بودم
و دخترای جذابی اطرافمون بودند
که اصلا به من محل نمیدادن
و با خودم فکر کردم که "بهتر نمیشد که من"
" یک آدم قدرتمند بودم"
" واین دخترا نمی دونستن که این آدم احمق که اینجاست
"دراصل یک انسانه خاصه"
...کل دوران جوانی من توسطه موضوعاته زیادی احاطه شده بود
من خیلی جسهام کوچیک بود و همش
بهم زورگویی میشد
،وقتی که هنوز دبیرستانی بودند
آنها برای یک کار در روزنامه باهم همکاری کردند
،بعد از بارها تلاش
یک قهرمان افراد ستمدیده ظهور کرد
یک قهرمان که پُشته هویت پنهانه یک گزارشگره نجیب
به اسم "کلارک کِنت"پنهان شده بود
اون قطعا نشان دهندهی هویته
سیگِل بود چونکه
از نظر فیزیکی خیلی شباهت به اون داشت
،کِنت یک روشن فکره یهودیه
فکر کنم میدونین که اون یک روزنامه نگاره
اون مطالعه میکنه،نوشتههای زیادی میخوانه
و سوپرمَن هم مرده عمله
جو جذابیت بندسازی
بازیگران سیرک و مردان قوی سیرک رو جمع کرد
و همین باعث شد لباسه اَبرقهرمانها
ساخته بشه و تبدیل به یک آیکون و سمبل بشه
ولی برای اینکه جایی بفروشنش برنامه ای نریخته بودن
خلاقیت نیازمنده به شجاعت داشتن
آثار خلاقانهی بزرگ در هررسانه و محیطی فاقد سابقه هستن
،بعد از شیش ساله خستگی ناپذیر
شجاعت آنها بلاخره نتیجه داد
دی سی برای تثبیت یک مجموعه "گلچین جدید به نام"اکشن کامیکس
به داستان جدید نیاز داشت
،اولین باری که ما سوپرمَن رو میبینیم
اون یک ماشین رو بالای سرش نگه داشته
امروزه نمیتونیم اینطوری بهش فکر کنیم
ولی اون موقع،هیچکس هیچوقت همچین چیزی رو ندیده بود
تقاضاها برای این شخصیت انقدر زیاد بود که
آنها چندین کتاب رو منتشر کردن
و مجبور شدن با حجم کاراها خودشون رو هماهنگ کنن
و هنرمندهای دیگهای رو استخدام کردن تا بتونن اوضاع رو پیش ببرن
ایدهی اصلی که از سیگِل و شوستر ساخته شده بود
استاندارهای طلایی رو برای شخصیتهای ابرقهرمانی تعیین کرد
صنعت رو راه اندازی کرد
و الهام بخشه خلاقیتهایه بی حد ومرز
در نسلهای آینده شد
تموم این دیدگاه های مختلف
با همدیگه ادغام میشن
تا بتونن به این نوع داستان فوق العاده تبدیل بشن
و با این حال،برای اینکه جواب بده،تمام اون داستانهای فردی
باید منعکس کنندهی افراد باشن
من این شانس رو داشتم که تنها نویسندهی
سوپرمَن باشم بلکه برای اکشن کامیکس ،مجموعهی میراث سوپرمَن
هم نویسندگی کنم
...در دورهی من،سوپرمَن یک پدره
این یک اصل مهمه داستانهایی که
من تا به الان نوشتم
ولی همینطور اون مظهری از امید
دلسوزی،فروتنی و عدالته
و نه فقط برای زمین ،نه فقط برای متروپلیس
بلکه برای جهان همینطوره
من متوجه شدم که چه قدر سوپرمَن برای مردم ارزشمنده
چون برای خودمم خیلی مهم و ارزشمند بود
وقتی کوچیک بودم،میخواستم آدمه سرسختی بشم
نسبت به سنم خیلی خیلی کوچیک بودم
و خیلی زیاد مریض میشدم
و خیلی کتک میخوردم
و همیشه این فانتزی رو داشتم که آدمه سرسختی بشم
کسی که از همه مراقبت میکنه
دیدن سوپرمَن روی کاغذ،جرقهی این فانتزی رو
در ذهنم زد که واقعا برای من مهم بود
به نظرم سوپرمَن الان بیشتر از همیشه اهمیت داره
بخشیش برای اینکه اون تناقضه زندهی
این تفکر است که قدرت مطلق ،یقینا فاسد میشه
و ما باید به این باور برسیم که یک نفر میتونه قدرت رو
بدون اینکه باعث فساد بشه،به دست بگیره
به نظرم طرفدارهای سوپرمَن جهان بینی بسیار خاصی دارن
آنها تمایل دارند که خوش بین باشن
آنها تمایل دارن که فکر کنن که قدرت باید
در راه های مشخصی استفاده بشه
!نگاه کن به آسمون
!یک پرنده است،یک هواپیماست!اون سوپرمَنه
این اتفاق تا زمان برنامه رادیویی
که سال 1940شروع شد؛رُخ نداد
جایی که سوپرمَن به عنوانه یه پدیدهی فرهنگی عامه
به طور جدی توی ناخودآگاه جمعی قرار بگیره
رادیو،قدرت پرواز کردن رو به سوپرمَن معرفی کرد
اون صفحه نمایشه طوسی اون رو از کاغذها بیرونکشید
و آوردش به سمت دنیای واقعی
بازیگر لایو اکشن،کیرک آلین تبدیل به اولین مرد پولادین شد
مجموعهای از انیمیشنهای کوتاه میراث اون رو
در روش فیلمسازیه "تکنی کالر"باشکوه تثبیت کرد
به نظرم یه چیزه کاملا جادویی درمورده
خالقانه این کاراکترها وجود داره
که برجسته شده
اونقدر خوب به هدفش میزنه که همینطوری میره
میره و میره و میره و میره
و چیزهای جدیدی به این شکل گیرا
روی اون ساخته میشه
برای سیگِل و شوستر
رویای آمریکایی به واقعیت تبدیل شده بود
آسیب پذیری و عدم اعتماد بنفس آنها الهام بخشه
یک شگفتی مدرن شده بود که ورود اون
No comments yet. Be the first to leave one.