Hunger

Hunger (คนหิว เกมกระหาย)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Hunger 2023 THAI 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-FLUX
Hunger 2023 THAI 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-FLUX
Hunger 2023 THAI WEBRip x264-VXT
Hunger 2023 THAI 1080p WEBRip x264-VXT
Hunger 2023 THAI 1080p WEBRip x265-VXT
Hunger 2023 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Hunger 2023 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Ulasan oleh Hamid_Ice
█⫸حمید احمدی،امیرعلی_پی‌ام | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tag

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
TS
YTS
Diterbitkan pada: 2023-05-30
Muat Turun: 74
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجمان: «حمید احمدی، Amirali_Pm»

‫زود باشید

‫- یک دقیقه مونده! ‫- !بله جناب

‫- ده ثانیه مونده! ‫- بله جناب!

‫- پنج ثانیه! ‫- بله جناب!

‫برندگان کسانی هستن که ‫بیشتر از همه گرسنۀ بردن باشند

‫لذت ببرید

‫قاشق چنگال کجاست سرآشپز؟

‫از دستاتون استفاده کنید

‫- سفارش رو برمی‌دارم ‫- اوه باشه

‫دارم آمادش می‌کنم

‫- باشه ‫- خیلی طول نمی‌کشه

‫ممنون

‫«پات سیو» میز سه ‫(نودل سیر)

‫«راد نا» برای میز چهار ‫(نودل برنج)

‫- آماده سفارش هستید؟ ‫- ام، دوتا راد نا لطفا

‫دوتا پات سیو آماده تحویله

‫- دو تا «وانتان» آماده شد ‫- میز دو

‫- بیا یه لقمه بزن ‫- هی

‫- غذای مورد علاقتو مزه کن ‫- اوهوم مرسی

‫سلام پدر

‫- سفارشتون آمادست ‫- گوشت خوک سرخ‌شده‌ست

‫من زود رفتم ولی خب از قبل بسته‌بندی شده بود

‫بفرمایید

‫ممنون

‫- همین الان برش داشتم، طول نمی‌کشه ‫- «بو» من بازم نودل می‌خوام

‫- گوشت خوک هم بیار ‫- باشه

‫گوشت خوک سرخ‌شده آمادست

‫- سلام جناب، حالتون چطوره؟ همون همیشگی؟ ‫- بله لطفا

‫باشه، ممنون، بازم می‌بینمت

‫اون یارو کیه اونجاست؟

‫تو آشپزی مهارت داری

‫برای اینجا کار کردن زیادی خوبی

‫اگه دوست داشتی بیا

‫آروم بخور «جنگ»

‫ولم کن

‫بذار غذامو بخورم روز بدی داشتم

‫دوباره؟ چی‌ شده؟

‫چی‌ می‌خواست بشه؟ ایده‌ام رد شد

‫خب اون پیر‌های خرفت ‫ هیچوقت نسل ما رو درک نمی‌کنن

‫من دارم استعفا میدم

‫چی؟

‫دوست رئیسم پارتی بازی کرد که ‫پسرش ترفیع رتبه بگیره

‫چقدر بد

‫کامل بهش فکر کردی؟ ‫کار دیگه‌ای برای کردن داری؟

‫- اممم ‫- گفتنش برای تو راحته

‫تا فارق التحصیل شدی این کار برات آماده بود

‫ما هیچی نداریم و ‫ مجبوریم برای چندرغاز کار کنیم

‫آره ولی حداقل یه انتخابی داری، ولی من...

‫من بزرگ‌ترین بچم، باید جور این کار رو بکشم

‫«اوی» بیخیال

‫خودت می‌دونی، ‫ یکی باید تجارت خانوادگی رو ادامه بده

‫آره ولی چرا من؟

‫خوشحالم که تو این کارو می‌کنی

‫تو آشپزیت از بابا بهتره

‫اوهو! چه پاچه‌خاریا!

‫تو چی «او»؟

‫کار آزاد تو تولید محتوای آنلاین؟

‫هیچ ایده‌ای نداری که چقدر سخته

‫معلومه که دارم

از بدبختی خودم که خبر دارم

‫فکر می‌کنی برای هر کار چقدر گیرم میاد؟

‫هر روز بیدار می‌شم و ‫حس بدبخت بیچا‌ره‌هارو دارم

‫فکر می‌کردم که فارق‌التحصیل می‌شم...

‫و بعد یجوری دنیارو عوض می‌کنم

‫آره واقعا! حالا نگاهمون کن ‫کار یدی انجام می‌دیم بدون هیچ آینده‌ای

‫قطعا همینه. اینجا نمی‌شه راحت موفق شد

‫مخصوصا اگه اولش سرمایه نداشته باشی

‫باید حتما بچۀ یه آدم پولدار باشی که موفق شی

‫آدمای معمولی مثل ما حق شاد بودن ندارن

‫اوه

‫یه دیوونه‌ای امروز اومد پیشم ‫این کارت رو داد بهم

‫ازم خواست براشون کار کنم

‫یا خدا! گرسنگی! رستوران سرآشپز «پاول»

‫- بذار ببینم ‫- بده ببینم

‫سرآشپز پاول؟ آدم معروفیه؟

‫- معلومه که آره! ‫- چه خفن

‫سرآشپز پاول خدای غذا‌های اشرافیه

‫واقعا نمی‌شناسیش؟ خیلی معروفه

‫ببخشید جناب، این ماشین شماست؟

‫باید تکونش بدید

‫ها

‫صبر کن ببینم، ‫فکر می‌کردم اینجا پارک ممنوعه

‫آره هست، واسه بعضیا زیرسیبیلی رد می‌کنن

‫حتما آدم بزرگیه

‫همینه که هست، جا پارک برای ما نیست

‫چقدر عوضی

‫بیاین غذارو تموم کنیم و ‫ قبل شروع بارون بریم

‫ اخیرا، میزان معاملات نسبت به وضعیت اخیر

‫ ذره ذره کاهش یافته

‫«جوی» میشه از لپتابت استفاده کنم؟

‫آره

‫[گرسنگی ‫هرچقدر بیشتر بخورید، گرسنه‌تر می‌شوید]

‫[بلاخره! بعد از یک سال انتظار! ‫#گرسنگی #سرآشپز پاول]

‫[این یک اثر هنری خوردنی است ‫#گرسنگی]

‫[گرسنگی ‫غذایی که شما رو به شخصی خاص تبدیل می‌کند]

‫ گرسنگی رستورانیست برای مردم گرسنه

‫ چون گرسنگی غرایض اولیه شما رو بیدار می‌کند

‫ گرسنگی چیزیه که شما رو ‫ به شخصی خاص تبدیل می‌کند

‫ از آدم معمولی بودن راضی هستی؟

‫ یا می‌خوای که آدم خاصی یشی؟

‫میز چهار یه معمولی دوتا بزرگ

‫دوتا پات سیو بزرگ میز دو

‫یه پات سیو بزرگ لطفا

‫دوتا راد‌ ناد معمولی بیرون‌بر

‫دو تا پات سیو معمولی

‫معمولی؟

‫یه دقیقه اینجا بمون

‫اونو بذار سر جاش

‫ببخشید!

‫لعنتی!

‫ایشون برای امتحان اومده؟

‫بله خودشه

‫چی؟

‫- هی، تو نظرت چیه؟ ‫- به نظرم خوبه

‫- همین دوتان؟ ‫- بله سرآشپز

‫صبح بخیر سر‌اشپز

‫اسم من «پت»ـه، من کمک آشپز...

‫سوالی ازت پرسیدم؟

‫برنج سرخ‌شده

‫خب، یکم آسون نیست؟

‫با ماهیتابه؟

‫تو برو خونه

‫آخه سرآشپز

‫- داری میگی قبول نشدم؟ ‫- کافیه

‫هیچ‌جوره نمیشه این برنج سرخ‌شده چرت‌وپرت ‫از مال من بهتر باشه

‫- من فارق‌التحصیل از... ‫- گفتم گمشو بیرون

‫نمیرم

‫من به مامانم گفتم که ‫برای شما قراره کار کنم، من نمیرم

‫گور پدر خودتو مادرت

‫تکرار می‌کنم

‫این فارق‌التحصیلای دانشگاه آشپزی

‫این احمق‌های خرخون،‌ هیچ قوه تخیلی ندارن

‫اونا نمی‌تونن با آتیش کار کنن، ‫دستاشون عادت به کار ندارن

‫بله سرآشپز

‫پس می‌دونی که ‫ بهتره از برنج مونده استفاده کنی

‫کار با آتیش رو بلدی؟

‫ام... فکر می‌کنم

‫بلدی یا نه؟

‫بلدم

‫چرا می‌خوای تو رستوران گرسنگی کار کنی؟

‫می‌خوام آدم خاصی باشم

‫بوی رستوران پایین شهر رو میدی

‫که جاش اینجا نیست

‫دوش بگیر و لباستو عوض کن

‫کارت تموم شد برو بازار

‫یادت نره سیب‌زمینی‌هارو چک کنی

‫ما فعلا یه تیم 7 نفره‌ایم که ‫ شامل سرآشپز پاول هم میشه

‫فعلا؟

‫آره فعلا هفت‌تاییم، ‫این تعداد هر لحظه ممکنه عوض بشه

‫به سرآشپز بستگی داره

‫بیا

‫اینی که اینجاست اسمش عمو «دانگ»ـه ‫اون کمک آشپزه

‫جانشین سرآشپز پاول‌ـه

‫اون یه رزمنده واقعیه، خیلی چیزارو دیده

‫اون هم «تو»ـه ‫مسئول ایستگاه سوپ

‫مگه اینکه خوش‌شانس باشی باهات حرف بزنه

‫ایشون هم «کنگ»ـه ‫چند ماه پیش بهمون اضافه شد

‫غذاهای سرد رو درست می‌کنه

‫سس‌ها و دسر‌ها هم دست اونه

‫این هم «با»ـه

‫باربر آشپزخونست

‫اون به زور زبونمون رو صحبت می‌کنه ‫پس اکثر وقت‌ها فقط لبخند می‌زنه

‫خیلی سخت‌کوشه

‫و شما...؟

‫من هم «تون»ام، کمک آشپز تازه‌کار، ‫زیردست دانگم

‫ام، پس من چی؟

‫تو؟ تو جای کسی که اخراج شد رو پر می‌کنی

‫حدس می‌زنم پاول می‌خواد آشپز سرخ‌کردنی‌ها بشی

‫کم و بیش بخوام بگم...

‫یجورایی هم سطح من میشی

‫خب همگی گوش کنید، ‫فردا ما یه تولد خصوصی داریم

‫در مجموع 15 مهمان

‫میانگین سنی بالای 40 ساله ‫و مهمونی در جای خصوصی برگزار میشه

‫میزبان هم... ژنرال «پریمساک»ـه

‫مهمون‌ها افراد رده‌بالای تجارت و سیاست هستند

‫تم این مهمونی،

‫گوشت و خون خواهد بود

‫رنگ‌های تند و تیز

‫همه‌چی یجوری آبدار و نرم باشه ‫که تا بذاری تو دهن آب بشه

‫متوجه شدید؟

‫بله سرآشپز

‫کار تو اینه که

‫گوشت درجه یک گاو رو ‫قطعه قطعه کنی و نرم سرخ کنی

‫جوری که نیاز به جویدن نداشته باشه

‫بله سرآشپز

‫همه‌چی به برش عالی و ‫تسلطت رو آتیش بستگی داره

‫به اندازه‌ای بپزش که آبدار باشه

‫ولی زیادی سرخش نکن

‫شروع کن

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left