200 baris pertama.
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: DigiMoviez@
مترجمان: «حمید احمدی، Amirali_Pm»
زود باشید
- یک دقیقه مونده! - !بله جناب
- ده ثانیه مونده! - بله جناب!
- پنج ثانیه! - بله جناب!
برندگان کسانی هستن که بیشتر از همه گرسنۀ بردن باشند
لذت ببرید
قاشق چنگال کجاست سرآشپز؟
از دستاتون استفاده کنید
- سفارش رو برمیدارم - اوه باشه
دارم آمادش میکنم
- باشه - خیلی طول نمیکشه
ممنون
«پات سیو» میز سه (نودل سیر)
«راد نا» برای میز چهار (نودل برنج)
- آماده سفارش هستید؟ - ام، دوتا راد نا لطفا
دوتا پات سیو آماده تحویله
- دو تا «وانتان» آماده شد - میز دو
- بیا یه لقمه بزن - هی
- غذای مورد علاقتو مزه کن - اوهوم مرسی
سلام پدر
- سفارشتون آمادست - گوشت خوک سرخشدهست
من زود رفتم ولی خب از قبل بستهبندی شده بود
بفرمایید
ممنون
- همین الان برش داشتم، طول نمیکشه - «بو» من بازم نودل میخوام
- گوشت خوک هم بیار - باشه
گوشت خوک سرخشده آمادست
- سلام جناب، حالتون چطوره؟ همون همیشگی؟ - بله لطفا
باشه، ممنون، بازم میبینمت
اون یارو کیه اونجاست؟
تو آشپزی مهارت داری
برای اینجا کار کردن زیادی خوبی
اگه دوست داشتی بیا
آروم بخور «جنگ»
ولم کن
بذار غذامو بخورم روز بدی داشتم
دوباره؟ چی شده؟
چی میخواست بشه؟ ایدهام رد شد
خب اون پیرهای خرفت هیچوقت نسل ما رو درک نمیکنن
من دارم استعفا میدم
چی؟
دوست رئیسم پارتی بازی کرد که پسرش ترفیع رتبه بگیره
چقدر بد
کامل بهش فکر کردی؟ کار دیگهای برای کردن داری؟
- اممم - گفتنش برای تو راحته
تا فارق التحصیل شدی این کار برات آماده بود
ما هیچی نداریم و مجبوریم برای چندرغاز کار کنیم
آره ولی حداقل یه انتخابی داری، ولی من...
من بزرگترین بچم، باید جور این کار رو بکشم
«اوی» بیخیال
خودت میدونی، یکی باید تجارت خانوادگی رو ادامه بده
آره ولی چرا من؟
خوشحالم که تو این کارو میکنی
تو آشپزیت از بابا بهتره
اوهو! چه پاچهخاریا!
تو چی «او»؟
کار آزاد تو تولید محتوای آنلاین؟
هیچ ایدهای نداری که چقدر سخته
معلومه که دارم
از بدبختی خودم که خبر دارم
فکر میکنی برای هر کار چقدر گیرم میاد؟
هر روز بیدار میشم و حس بدبخت بیچارههارو دارم
فکر میکردم که فارقالتحصیل میشم...
و بعد یجوری دنیارو عوض میکنم
آره واقعا! حالا نگاهمون کن کار یدی انجام میدیم بدون هیچ آیندهای
قطعا همینه. اینجا نمیشه راحت موفق شد
مخصوصا اگه اولش سرمایه نداشته باشی
باید حتما بچۀ یه آدم پولدار باشی که موفق شی
آدمای معمولی مثل ما حق شاد بودن ندارن
اوه
یه دیوونهای امروز اومد پیشم این کارت رو داد بهم
ازم خواست براشون کار کنم
یا خدا! گرسنگی! رستوران سرآشپز «پاول»
- بذار ببینم - بده ببینم
سرآشپز پاول؟ آدم معروفیه؟
- معلومه که آره! - چه خفن
سرآشپز پاول خدای غذاهای اشرافیه
واقعا نمیشناسیش؟ خیلی معروفه
ببخشید جناب، این ماشین شماست؟
باید تکونش بدید
ها
صبر کن ببینم، فکر میکردم اینجا پارک ممنوعه
آره هست، واسه بعضیا زیرسیبیلی رد میکنن
حتما آدم بزرگیه
همینه که هست، جا پارک برای ما نیست
چقدر عوضی
بیاین غذارو تموم کنیم و قبل شروع بارون بریم
اخیرا، میزان معاملات نسبت به وضعیت اخیر
ذره ذره کاهش یافته
«جوی» میشه از لپتابت استفاده کنم؟
آره
[گرسنگی هرچقدر بیشتر بخورید، گرسنهتر میشوید]
[بلاخره! بعد از یک سال انتظار! #گرسنگی #سرآشپز پاول]
[این یک اثر هنری خوردنی است #گرسنگی]
[گرسنگی غذایی که شما رو به شخصی خاص تبدیل میکند]
گرسنگی رستورانیست برای مردم گرسنه
چون گرسنگی غرایض اولیه شما رو بیدار میکند
گرسنگی چیزیه که شما رو به شخصی خاص تبدیل میکند
از آدم معمولی بودن راضی هستی؟
یا میخوای که آدم خاصی یشی؟
میز چهار یه معمولی دوتا بزرگ
دوتا پات سیو بزرگ میز دو
یه پات سیو بزرگ لطفا
دوتا راد ناد معمولی بیرونبر
دو تا پات سیو معمولی
معمولی؟
یه دقیقه اینجا بمون
اونو بذار سر جاش
ببخشید!
لعنتی!
ایشون برای امتحان اومده؟
بله خودشه
چی؟
- هی، تو نظرت چیه؟ - به نظرم خوبه
- همین دوتان؟ - بله سرآشپز
صبح بخیر سراشپز
اسم من «پت»ـه، من کمک آشپز...
سوالی ازت پرسیدم؟
برنج سرخشده
خب، یکم آسون نیست؟
با ماهیتابه؟
تو برو خونه
آخه سرآشپز
- داری میگی قبول نشدم؟ - کافیه
هیچجوره نمیشه این برنج سرخشده چرتوپرت از مال من بهتر باشه
- من فارقالتحصیل از... - گفتم گمشو بیرون
نمیرم
من به مامانم گفتم که برای شما قراره کار کنم، من نمیرم
گور پدر خودتو مادرت
تکرار میکنم
این فارقالتحصیلای دانشگاه آشپزی
این احمقهای خرخون، هیچ قوه تخیلی ندارن
اونا نمیتونن با آتیش کار کنن، دستاشون عادت به کار ندارن
بله سرآشپز
پس میدونی که بهتره از برنج مونده استفاده کنی
کار با آتیش رو بلدی؟
ام... فکر میکنم
بلدی یا نه؟
بلدم
چرا میخوای تو رستوران گرسنگی کار کنی؟
میخوام آدم خاصی باشم
بوی رستوران پایین شهر رو میدی
که جاش اینجا نیست
دوش بگیر و لباستو عوض کن
کارت تموم شد برو بازار
یادت نره سیبزمینیهارو چک کنی
ما فعلا یه تیم 7 نفرهایم که شامل سرآشپز پاول هم میشه
فعلا؟
آره فعلا هفتتاییم، این تعداد هر لحظه ممکنه عوض بشه
به سرآشپز بستگی داره
بیا
اینی که اینجاست اسمش عمو «دانگ»ـه اون کمک آشپزه
جانشین سرآشپز پاولـه
اون یه رزمنده واقعیه، خیلی چیزارو دیده
اون هم «تو»ـه مسئول ایستگاه سوپ
مگه اینکه خوششانس باشی باهات حرف بزنه
ایشون هم «کنگ»ـه چند ماه پیش بهمون اضافه شد
غذاهای سرد رو درست میکنه
سسها و دسرها هم دست اونه
این هم «با»ـه
باربر آشپزخونست
اون به زور زبونمون رو صحبت میکنه پس اکثر وقتها فقط لبخند میزنه
خیلی سختکوشه
و شما...؟
من هم «تون»ام، کمک آشپز تازهکار، زیردست دانگم
ام، پس من چی؟
تو؟ تو جای کسی که اخراج شد رو پر میکنی
حدس میزنم پاول میخواد آشپز سرخکردنیها بشی
کم و بیش بخوام بگم...
یجورایی هم سطح من میشی
خب همگی گوش کنید، فردا ما یه تولد خصوصی داریم
در مجموع 15 مهمان
میانگین سنی بالای 40 ساله و مهمونی در جای خصوصی برگزار میشه
میزبان هم... ژنرال «پریمساک»ـه
مهمونها افراد ردهبالای تجارت و سیاست هستند
تم این مهمونی،
گوشت و خون خواهد بود
رنگهای تند و تیز
همهچی یجوری آبدار و نرم باشه که تا بذاری تو دهن آب بشه
متوجه شدید؟
بله سرآشپز
کار تو اینه که
گوشت درجه یک گاو رو قطعه قطعه کنی و نرم سرخ کنی
جوری که نیاز به جویدن نداشته باشه
بله سرآشپز
همهچی به برش عالی و تسلطت رو آتیش بستگی داره
به اندازهای بپزش که آبدار باشه
ولی زیادی سرخش نکن
شروع کن
No comments yet. Be the first to leave one.