200 baris pertama.
دوازده اکتبر گذشته تندباد لوسي سرتاسر پرتريکورو درنورديد و همه جارو داغون کرد
خرابي هاي اين طوفان بسيار شديدتر از تندباد جورج در دو سال پيش بود
اين بار خسارات وارد شده بسيار قابل ملاحظه بوده
اين بار خسارات وارد شده
حدود 1/8 بيليون دلار تخمين زده شده
اين دفعه
اين دفعه خسارات
اين بار خسارت بيشتر از هر دفعه ديگه بوده
يا حضرت مسيح
چانتال؟
نميخواي جواب بدي؟
الو؟ هنري؟
ويکتور بنزت هستم چالت چطوره؟
بخوبي شرايطي است که ميشه انتظارش رو داشت
خيلي خوبه
ميبخشيد که اينطوري بهت تلفن ميزدم اما ميخواستم که بياي اينجا
امشب يه مراسم رقص خيريه است فقط چند تا سوال
من ميدونم که چرا ديروز مضطرب بودي
اما ما نياز به تهيه يه گزارش درست و حسابي داريم
امشب حضور من در اون مهماني خيريه ضروريه
من چشم براهت هستم پيرمرد
نميشه اين کارو فردا انجام بديم ويکتور؟ امشب بايد کمک مالي جمع آوري کنم
اين کار فقط 10 دقيقه طول ميکشه تو کلانتري ميبينمت پس
آرياس بله؟
سلام چطوري؟
قول بده که سخنرانيت طولاني نشه
آخه تا سخنراني تو تموم نشه شام سرو نخواهد شد
اگه گرسنه اي يه چک بکش چون من تمام شب ميخوام نطق کنم
سر به سر هنري نذار او امشب عصبيه
هنري عاشق اينه که مرکز توجه همه باشه مگه نه؟
مارو ببخش ميشه؟ شما بفرماييد
من براي يه آدم فني همه کاره يه شغل خوب سراغ دارم
اگه يه زماني از اين شغل خسته شدي
هيچ چيزي اينجا به درستي کار نميکنه
واقعا از اينکه فورا خودت رو رسوندي ازت ممنونم هنري
خيلي خوش تيپ شدي
واقعا خيلي عالي شدي
تو هر روز جوونتر ميشي متشکرم ويکتور
تو کارآگاه اوئنز رو ديروز تو خونه باهاش آشنا شدي
روز سن سباستيان شما مبارک
همينطور هم شما آقاي هرست
ميرم يه کمي قهوه بيارم
اگه زحمتي نيست با شير بدون چربي
فکر نکنم صدام رو شنيد او خيلي منو به ياد تو ميندازه
هر وقت به صلاحشه گوشاش ميشنوه
اين بي انصافيه هنري
من نه تنها يه شنونده خوبي هستم
بلکه همه حرفا رو هم در اينجا نگهداري ميکنم
به هر حال بايد هر چه زودتر همه چي رو روشن کنيم
شايد تحت چنين شرايطي بهتر باشه کاپيتان صدات بکنم
اوه نه نيازي براي اينطور القاب رسمي نيست
از اينکه در چنين موقعيتي مزاحمت شده ازت معذرت ميخوام
ميدونم که تو در اونطرف خيابون وظيفه اي داري و قراره اونجا باشي
ما فقط لازم به روشن کردن وضعيت جزئيات گزارش تو رو داريم
رئيس تو يکي از حمايت کنندگان پر و پاقرص اين خيريه است
ميدونم ميدونم
حالا اگه تو به ما در خاتمه دادن اين سوالات کذايي کمک کني
ميفرستمت براي پي کارت
فکر ميکردم تو الان مهموني هستي
تو راه خوش گذروندن رو بلدي ويکتور مگه نه؟
کت و شلوار تاکسيدوم اونجا حاضره
بايد اعتراف کنم هنري که تو بنظر خيلي سرحال ميرسي
با همه چيزهايي که در پيش رو داري
چطور بايست رفتار کنم؟
حال چانتال چطوره؟
منتطره
از خصوصيات نجابتي اون زن جوان همينه
مال من که چنين کاري رو نکرد
خيلي ناراحت شدم وقتي شهردار شدم ما هم هميشه فکر ميکرديم که شماها زوج جذابي هستيد
جذاب شايد
اما خوشبخت نه
بچه ها رو ميبيني؟
هر دو دخترم با مادرشون زندگي مي کنند
اونا هم به نيويورک رفتند
لابد توي تعطيلات بهت خيلي سخت ميگذره
بهتره بريم سر اصل موضوع
بدون شير؟ متاسفم
نه ممنونم
تو توي کارهاي خير دست داري
چرا بودجه ما رو زياد نميکني تا بتونيم يه ماشين قهوه درست کن بخريم
تا تمامي مجرميني که سر از اينجا در ميارن به قهوه مهمون ما باشند؟
الان ميخواستم از آقاي هرست درباره سگه سوال کنم
اوه بله درسته اون سگ اسرار آميز
راستش من سگ روح رو دوست دارم
ميشه دوباره شروع کنيم؟
من همونطور که خواستي اومدم اينجا
و آقاي خوش مشرب اينجا رفتار خصومت آميزي با من ميکنه
بخاطر اين پرونده است هنري
همه رو به لبه پرتگاه کشونده
اما اين
اين کار عجيبيه
که طبق اونچه که در سابقه اومده عمل بشه
اما بذار ببينم
اينجا بفرما 6 ژانويه
ديروز بعدازظهر
تو ميگي که رفته بودي
با يه سگ پياده روي کني
بله با بهترين دوست انسان
که متعلق به همسايته
بنام ريکاردي
تو هيچ خودت سگي نداشتي؟
وقتي يه پسر بچه بودم خانواده ام يه سگ خيلي خوب دانمارکي داشتند
اما تو که الان مالک سگي نيستي؟
چانتال گربه ها رو ترجيح ميده
خوب حالا گربه اي تو خونه داري؟ بسيار غير بهداشتيه
چانتال گربه ميخواد اما فقط بشرطي که کاملا بهداشتي شده باشه
منظورت چيه؟ گربه ها هميشه خودشون رو ليس ميزنند
من خودم يه زمان از دوست دخترم بخاطر يه گربه لعنتي جدا شدم
اين گربه تمام شب منو از صداي ملچ ملچ ليسيدن خودش بيدار ميکرد
يه سگ خيلي بيشتر غير بهداشتيه
اما حداقل وقتي همه خوابند سر و صدا نميکنه
از اين همه اطلاعات ممنونم
در هر حال کثيف تر از همه قناريه
او از قناري هم پرهيز ميکنه
اما يه بار دست به اسلحه شدم
آخه اگه لازم باشه من خيلي لجباز و يه دنده ميشم
اسمش چي بود دوباره؟
تانگو
نوشتنش درست مثل تانگو است؟
پس چطوري بايد نوشت مثل والتز يا زباله؟
وقتي که مورد بازجويي قرار گرفتي
گفتي که
دختري رو کشف کردي
چيزي که براي ما معلوم نيست اينه که سگه چيکار ميکرده
خوب که چي؟
بطور منطقي انتظار داري که سگه دختره رو پيدا ميکرده
خوب فکر کنم اينکارو کرده
اما تو ميگي تو خودت دختره رو پيدا کردي
خوب منو سگه با همديگه بوديم
ما با هم جسد رو پيدا کرديم
چه فرقي ميکنه؟ من که به پليس تلفن کردم
مگه اينکه شايد فکر ميکنيد که سگه صد اش رو عوض کرده و پليس رو خبر کرده
آهاي هرست
جسد دو تا دختر خفه شده
ظرف 16 روز گذشته پيدا شده
اين وظيفه منه که قاتل رو پيداش کنم
تو يه شاهد اصلي صحنه جرم هستي
حالا من بايد مطمئن بشم که حقايقي که تو عنوان کردي
با حقايق پرونده مطابقت داشته باشه
آقاي هرست بنظر نمياد که امروز به مضطربي ديروز باشي
من اينجا مهمان هستم بايد از من با احترام رفتار بشه سروان ابي
اوئنز
من کارآگاه اوئنز هستم لطفا
اوئن خواهش ميکنم
بياييد همگي خونسرد باشيم
هرکسي دوست داره الان جاي ديگه اي باشه
حالا هنري اگه از نظر تو ايرادي نداره
لطفا
يکبار ديگه به ما بگو که چطوري دختره رو پيدا کردي
من مثل هميشه بطرف محل ريکاردي آروم مي دويدم
يه سگ رو بغل کرده بودم
بهتره يه کمي تندتر بدونييش هنري
شکم او هم مثل شکم تو گرد و قلمبه شده
پيرمرد عوضي منزوي
زودباش پسر بزن بريم
اين سگ
يقينا همراه تو بوده؟
با چه زبوني بايد اين حرف رو زد؟
بله سگه همراه من بود
سگه همراه من بود فهميدي؟
داري ميگي تانگو.....اونجا بوده
آفرين داري کم کم ميفهمي
تانگو خيلي هم براي من خوب بود
موقع دويدن سرم رو گرم ميکرد
مثل هميشه مسير کنار خونه رو انتخاب کرديم
يه دفعه متوجه شدم از تانگو خبري نيست تانگو بيا پسر
صداش کردم اما نمي اومد
ميتونستم صداش رو بشنوم داشت زوزه مي کشيد و پارس ميکرد
رفتار عجيب و غريبي پيدا کرده بود
براي همين برگشتم و به صدا کردن ادامه دادم
تانگو زودباش پسر
سگه نمي اومد
تو در اين لحظه نمي تونستي دختره رو ببيني؟
معلوم بود که از اونجا نميتونستم ببينم
اما ميخواستم تانگو رو ببينم که داشت اين ور و اونور ميرفت
پس مبادرت به ورود به علفزارها کردي
همون موقع بود که جسد دختره رو ديدم
اول فکر کردم خوابيده
او تقريبا ميخوام بگم
مثل يه فرشته
اونطور که او اونجا دراز کشيده بود
چشماش قهوه اي تير بودند
هنوز باز بودند
سو ايلن هادي
و سه روز مونده بود تا سيزده سالش بشه
از کجا فهميدي که مرده؟ بهش دست زدم
منظورم اينه که سرم رو گذاشتم رو سينه اش
اصلا قلبش نميزد
همه اش همين بود
سگه جسد رو پيدا کرد درسته
آقاي ريکاردي قاطعانه گفته که تو ديروز سگ رو همراهت براي دويدن نبرده بودي
او قبول داره که بيشتر روزها اين کار رو ميکني اما نه ديروز
خوب آخه او هوش و حواس درستي نداره
شايد اما در اونصورت همسايه تو
يعني خانم لازه هم هوش و حواس درستي نداره
و يه همسايه ديگه آقاي آروين هم از کم حواسي رنج ميبره
يعني توي اون منطقه فقط تو هستي که هوش و حواس درست و حسابي داري
من بايد حرف کي رو باور کنم؟ طبعا حرف اونارو
دست بردار داري اين موضوع رو به خودت ميگيري من فقط سعي دارم تا حقيقت رو بفهمم
ميدوني تو از سوال پيچ کردن من لذت ميبري
No comments yet. Be the first to leave one.