Léon Morin, Priest

Léon Morin, Priest (Léon Morin, prêtre)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Léon Morin, Priest (1961) 720p, 1080p BluRay
Ulasan oleh PayamPop
برای نسخه بلوری تنظیم کردم

Tag

BluRay
720p
720
1080
Diterbitkan pada: 2016-04-18
Muat Turun: 72
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

* برنده جايزه گرند * * 1961 از شهر ونيز در سال *

* لئون مورين، کشيش * ترجمه و زیرنویس از محمد فرسام

.احتمالاً ساعت 8 شب بود

داشتم از روستاي کناري برمي گشتم ،و از کنار پارک عبور مي کردم

يه گروه جوون رو ديدم که .داشتن رهگذرها رو تماشا مي کردن

کلاه هاي کوچيک نمدي گذاشته بودن .که روشون يه پر بلند بود

فکر کردم بازيگرهاي مسافر هستن .تا اينکه اسلحه هاشون رو ديدم

.شهر ما توسط سربازهاي ايتاليايي اشغال شده بود

.اين اشغال زياد براي من مشکل ایجاد نمی کرد

فقط سانسور عقايد بود .که سختی های جنگ رو به یادمون میاورد

... من اسناد فرانسوي رو براي

يه مدرسه ي مکاتباتي(از راه دور) که... .به اين شهر منتقل شده بود، تصحيح مي کردم

.آقاي "ادلمن" فلسفه تدريس مي کرد

مثل من، مسائل جنگي .اون رو به اين مدرسه کِشونده بودن

،من عاشق "سابين لوي" بودم .منشي اداري

وقتي مي ديدمش .توي فضا و زمان شناور مي شدم

.حس میکردم زیبایی لیاقت حکمرانی داره

... احساس شادي زيادي مي کردم

وقتي که چشمامون مثل 2 تا دوئل‌کننده... ... توي چشم همديگه مي افتاد

... وقتي که ديگه تحملش رو نداشتم...

،روم رو برمي گردوندم... .احساس مي کردم از اين پيروزي شاد مي شه

متوجهي؟

منو ياد اون جوون هاي زيبا ،توي کتاب مقدس مي ندازه

... با کمرهاي بسته شده

... که شمشير، گرز دارن

.اونا که مثل فرشته ها هستن

(شبيه یه آمازون مي مونه(جنگجوهاي زن افسانه ای ....مثل الهه ي خرد

.مثل يه سامورايي

،وقتي روي ميزم خم مي شه .مثل سايه ي يه درخت نخل مي مونه

.پس دلت مي خواد باهاش بخوابي

ديوونه شدي؟ !چه وحشتناک

من از سابين خوشم مياد ... چون مثل يه مرد جوونه

....اما با یه افسون منحصر به فرد

.يه مردانگي با ته رنگی از زنانگی

.همه چيز در مورد اون منو به وجد مياره

،اطلاعاتِ بي اندازه ش

.زيبايي عجيبش

... احساس مي کنم چیزی که منو بهش گره میزنه

قویتر از یک احساس جنسیه

.روزنامه ها مي گن آلمان ها قراره اينجا رو اشغال کنن

اگه خودمون رو خوشحال نشون بدیم بهمون شلیک نمی کنن

من ترجیح میدم بهم شلیک کنن

.غسل تعمیدشون عقب میفته فقط همین

من و جني و لوسين تصميم گرفتيم ... که بچه هامون رو غسل تعميد بديم

چون اونا یا نیمه یهودی بودن و یا پدر و مادرشون کمونیست بود

میتونیم تاریخش رو بصورت رسمی تغییر بدیم

والدين تعميدي رو چیکار کنیم؟

.آره، مشکل اصلیش اينجاس

:فکر کنم بايد اينکارو بکنيم

،من مادر تعميديِ "فرانس" مي شم .دختر تو

تو "برني"، مادر تعميديِ دختر من .و پسرِ "جني" مي شي

... شوهر "جني" پدر تعميديِ دختر من

.و دختر تو "فرانس" مي شه

- "تو، "بارني

.من مادر تعميدي دختر جني مي شم

.فقط بچه هاي شما دوتا، پدر تعميدي ندارن

.بهتره بنويسيم که قاطي نشه

.گرمه

!ساکت

.خيلي داغه

ساکت وگرنه شکارچی رو صدا مي زنم .پوستت رو بکنه

.بارني یه کمکی کن .کفشاش رو تمیز کن

برس نداري؟ کهنه ای چیزی داري؟

.نه، اما مهم نيست .از پرده استفاده کن

.نبايد کشيش رو منتظر بذاريم

.پير" و "املي" رسيدن اونجا"

!زيرپيرهنيت

!برگرد ديگه

!بس کن

آروم برونید نیفتیم بمیریم

.اگه قراره بميريم، بهتره بذاريمش واسه موقع برگشت

.نمک دانايي را بچشید

.باشد تا عهدي براي زندگي ابديتان باشد

.خيلي بدمزه ست

باید باشه تا آدم صبرش رو امتحان کنه

.صلح با شما باشد

مطمئني زنگ رو نمي زنه؟

چهار بچه از درون کلیسای تاریک به نور قدم گذاشتند

حالا به توفیق پروردگار و لطف آلمانها غسل تعمید داده شده بودند

... پارتیزان ها زن ها و بچه هاشون رو بوسیدن

.و دوباره به جنگل برگشتن

به نظرم بین کشیش ها و این آدما یه جور بده بستان وجود داره

زندگیشون از این راه تأمین میشه که دیگران بخوان صادق باشند

.یکی از فکرهام رو باهاشون در میون می ذارم می دونی میخوام چیکار کنم؟

.توجهم به کلیسای "سنت برنارد" جلب شد

* ساعات اعتراف *

نمیخواستم با یه کشیش مسن رو در رو شم

تا از فرط بی حوصلگیش، حرفهام مسخره به نظر بیاد

.دوتا معاون کشیش اونجا بود

... فیلیپ دمانویر

.و لئون مورین

تنها معیارم برای انتخاب همین اسمها بود

... فیلیپ باید از طبقه ی متوسط باشه

و لئون با توجه به اسمش .احتمالاً یه دهاتیه

!پس میرم سراغ لئون مورین

،استرس داشتم .اما دیگه راه برگشتی نبود

.مورین ساعت 5:30 کارش شروع می شد

.مذهب برای مردم مثل ماده مخدره

.نه دقیقاً

این طبقه متوسطه بورژواست که به خاطر اهدافشون اونو به این شکل تحریف کردن

.اما شما این اجازه رو بهشون دادید .و الان هم خودتون مثل همونا هستید

.کلیسا اعتماد طبقه ی کارگر رو از دست داده، بله .اما داریم بهشون واکنش نشون میدیم

.....برگزاری مراسم عشای ربانی، اراده یک

کارگر انجمن کاتولیک رو به اعتصاب تقویت میکنه

.بی عدالتی، قلب یک مسیحی رو آزرده می کنه

.همه ش این نیست

،حتی اگه دین پاک و خالص مونده باشه .باز دلیلی بر حقانیتش نیست

.البته که نه

.خوبه که اینجا اومدید

.خوبه؟ من به عنوان یه دشمن اومدم

.شک دارم

آخرین اعتراف تون کِی بوده؟

.از بعد از مراسم عشاء ربانی نیومدم .اما الان هم برای اعتراف نیومدم

.اعترافِ اشتباهات پیش یه غریبه آسون نیست

،مشکل این نیست .چون من به خدا اعتقاد ندارم

مطمئنی؟ هیچوقت دعا نکردی؟

.فقط وقتی که دیگه دست خودم نیست

.چیزیه که از بچگی باهام مونده .یه نقطه ضعف

تو مغروری، مگه نه؟

شده بعضی وقتها دروغ بگی؟

تا حالا دزدی کردی؟

چی دزدیدی؟ - .خوراکی -

هیچوقت عصبانی می شی؟

گناهی برخلاف پاکدامنی انجام دادی؟

.نمی دونم

هیچوقت از خودت بخاطر دیگران می گذری؟

.فقط برای دخترم

وظایف شهروندیت رو انجام می دی؟

.کم و بیش

فکر می کنی از حداکثر توانایی هات استفاده می کنی؟

،سنت پال گفته ".اگر اینگونه باشی، دنیا جای بهتری خواهد بود"

.اعتراف خوبی کردی .حالا طلب بخشش کن

از کی؟

از....ایکس

دنیا به آخر هم برسه باز به هیچ نتیجه ای نمیرسیم

.تو کم جرأتی

.منو ببخشید

می خوای توبه کنی؟ - نه -

.چرا، توبه برات خوبه

.وقتی از اینجا رفتی برو و زانو بزن

روی اون صندلیهای مخملی؟

.نه روی نیمکت .روی سنگفرش

.اون زانوهات رو درد میاره

.هر دعایی که فکر کنی برات خوبه رو به زبون میاری

.اما من به خدا اعتقاد ندارم

.اینطور دعا کردنِ قلابی، مسخره است

.دعاکنندگان همیشه مسخره هستن

فاصله ی زیادی بین اونا و خدایی هست .که مورد خطاب قرارش می دن

اگه آدمی این دعاها رو جدی بگیره و حقیقتاً باورشون داشته باشه چی؟

کی گفته تلاش در مرتبه ی پایین تری نسبت به ایمان قرار داره؟

.من که احساس پشیمونی نمی کنم

.امیدوارم همینطور باشه

.یهودا احساس پشیمونی می کرد .بخاطر همین خودش رو دار زد

.این توبه است نه پشیمونی .این چیزیه که از ما خواسته شده

اگه قرار بود طبق اصول مسیحیت .زندگی کنم، می تونستم توبه کنم

...حتی بدون انتخابِ اصول مسیحیت

.باز تو داری در یک دنیای مسیحی زندگی می کنی

،وقتی که برخلاف وجدان عمومی مرتکب گناهی بشی .خودت متوجه می شی

تو همیشه از رفتارت راضی هستی؟

،نه ، اما رفتار من ... از عوامل موروثی، جامعه

.و شرایط ناشی میشه

.پس درواقع یه روبات هستی

.سرت رو خم کن برات طلب آمرزش میکنم

دستور دادن به من آسونه، نه؟

کمابیش

... من تمام گناهانت رو می آمرزم

... بنام پدر، پسر

.و روح القدس

... باشد تا مرحمت عیسی مسیح

... شایستگیِ مریم مقدس

،و تمام قدیسان

تمام کارهای خوبی که انجام داده ای ... و تمام رنج هایی که کِشیده ای

،باعث بخشش گناهانت شوند

و افزایش مرحمت .باعث عمر طولانیت گردد

.آمین

می خوای چندتا کتاب بهت قرض بدم؟

کلیسای کاتولیک با سینمای مدرن مخالفه

کی میتونی بیای؟

فقط شبا

چهارشنبه ساعت 8:30 خوبه؟

طبقه چهارم

پدر مورین

یادت میمونه؟

حالا برو

سپس دستوراتی که کشیش به من گوشزد کرده بود رو به یاد آوردم

همه راه سرخوش بودم

در خودم احساس سبکی و

شکنندگی میکردم

آیا این احساس به خاطر این بود که

از شرّ افکارم آزاد شده بودم

یا واقعاً توبه ام پذیرفته شده بود؟

چهارشنبه عصر برای اتلاف وقت، تویِ شهر قدم زدم

جلوی ویترین مغازه ها می ایستادم

....از کوچه پس کوچه ها میرفتم

تا اینکه زمان ملاقات فرا رسید

و من از کوچه حدفاصل کلیسا و کشیش نشین سر در آوردم

ناقوس شبانگاهی برای مراسم مذهبی

از اون موقع تا امروز اوضاعت چطور بوده؟

مسیر سنت برنارد که مشکل نبود؟

چرا، من دیگه جز به عنوان توریست وارد هیچ کلیسایی نمیشم

More Farsi Persian subtitles for Léon Morin, Priest

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left