200 baris pertama.
سلام ، جولیا ، تدی ام
پدرم به قتل رسیده
و فردی که مسئول قتل اونه گفتش که بعدش میاد سراغ تو و پاول
اگه تو کمک کنی که دست ما به تدی و رئیسش برسه
... اونم توی انبار و با وجود مواد
... خب منم میتونم اونا رو دستگیر کنم
آزادی توی مشت توئه
میتونم تو رو نابودت کنم به همون سادگی ای که
میتونستم امشب بکُشمت
اگه از اینجا بری ، گیر ناظرهای ما میوفتی
اونوقت دفعه بعدی که ببینمت ، میکُشمت
تو ماهی گیری میکنی ، فرانکی ؟
نه - خب ، من میکنم -
و یه ماهی بزرگم گرفتم
بیا و ببین
باکلی رو تحویل بده و آرزوی یه مرگ سریع و بدون درد رو بکن
... چون بلایی که این کاکاسیاه ها میخوان سرت بیارن
چرا باید زیر بار همچین چیزی بری ؟
اون کدوم گوریه ؟
اگه بخوای میتونی منو بکُشی
یا اینکه میتونیم وقت رو هدر ندیم و بریم زنتو نجات بدیم
! لویی
! نه ! نه
جروم ، منو ول نکن
جروم
میخوام فوری و بی سر و صدا
و بدون خبردار شدن پلیس ترتیب اینکار داده بشه
حتماً ، آقای سنت
ترتیب کاراشو مثل پدر خودم میدم
می بخشید
من می برمش
از بغل ، برو بریم
من خیلی متأسفم ، خانم سنت
ولی باید یه مدتی رو با همسرتون تنها باشیم
... ولی
... آه
در عرض یک یا دو روز ، اون برای شما آماده میشه
جروم
! نه ، جروم . جروم
! جروم ! نه ، نه ، نه ، جروم
جروم
! نه ، جروم
! جروم ! نه ، نه ، نه، جروم
! نه ، جروم
! جروم ! جروم
! نه ، ولم کن ! نه
نه . نه . نه
! توجه این سریال شامل صحنه ها و دیالوگ هایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد
میخوای به باکلی یا کس دیگه ای زنگ بزنم ؟
جنگ دیگه تموم شده
اینطور نیست ؟
اگه بخوای میتونم پیشت بمونم
نه ، برو
" اون رفت داخل مرکز خرید " شرمن اوکس گالریا
اونجا پارک کرد ، دیگه هم نیومد بیرون - خیلی خب -
ما میدونیم اون چی میخوادش
اون یا دوباره آفتابی میشه یا اینکه دیگه غیبش میزنه
به هر حال ، ما مشکلی نداریم
اگه خبری شد باهام تماس بگیر
مشکلی پیش اومده ؟
نه
بسیار خب . پس من یه سوألی ازت دارم
تو 73 میلیون دلار داری و هیچ غذایی توی یخچالت نداری ؟
نه مبلمان درست و حسابی ای ، نه اثر هنری ای
نه فرش رنگ و رو رفته ای ، نه یه نقاشی درب و داغونی
اینجا اجاره ایه
اوه ، خیلی خب
خب پس ، هیچ خونه ای از خودت نداری
فعلاً آره
... هی
" جولز "
سلام
سلام ، تدی
... آم - جولیا -
خبر نداشتم که شما دوتا مجدداً باهم در ارتباطین
این قضیه کِی اتفاق اُفتاد ؟
این قضیه کِی اتفاق اُفتاد ؟
درسته
به هر حال ، تبریک میگم بهت - ممنون -
آه ، میشه لطفاً یه دقیقه ما رو تنها بذاری ، پریسا ؟
اون خودش از قبل همه چی رو میدونه
باشه
چه اتفاقی اُفتاد ؟
چرا قاچاقچی ـت پدرت رو کُشت ؟
اون فکر میکنه که من پولش رو دزدیدم - حالا واقعاً دزدی ؟ -
من پول های کثیف و نامشروع اونو به نمایندگی از
دولت ایالات متحده توقیف کردم
خیلی خب ، خب پس مسئله ی ساده ایه
پولشو برگردون بهش
نمیتونم
تو هیچ نفهمیدی که هر چقدر بیشتر پول توی دست و بالت باشه
بیشتر در خطر هستی ؟
واقعاً فکر کردی خودم اینو نمیدونم ؟
فکر کنم اگه اینو میدونستی ، از اینکارا دست میکشیدی
ولی دست نمیکشی
تو پافشاری میکنی و با خودت میگی که
وظیفه ی میهن دوستانه ـت رو انجام دادی
گندت بزنن ، تدی
ولی من که میدونم این واقعاً محرک تو نیست
و حالا که اون مُرده
اوضاع قراره بدترم بشه
تو برای اینکه یه چیزی رو به اون شرور ثابت کنی
خانواده ـمونو نابود کردی
تنها چیز خوبی که تا حالا بهم دادی پسرمون بوده
و حالا داری سعی میکنی که اونم به کُشتن بدی
پول فرانکلین رو بهش برگردون ، تدی
... درستش کن
یا اینکه خودم برات درستش میکنم
تو چطوری میخوای برام درستش کنی ؟
با اعدام در ملأ عام
فرانکلین
واندا
لیون کجاست ؟
آه ، گفتش ممکنه دیر وقت بیاد
اون رفت لویی رو برسونه خونه
خیلی خب
لیون با لویی ـه ؟
آره
و جروم ؟
اون عذاب کشید ؟
نه
همیشه فکر میکردم که جولیا یه جنده ی پُر افاده است
ولی حق با اونه
، واقعاً به نظرت اگه پسر من در خطر بودش
من حرکتی برای محافظت از اون نمیکردم ؟
حقیقتاً ... نمیدونم
اونا در امانن
محافظت شده ـن
تو باور داری که ترس از هیچکسی نداری به جز خودت
... من باور دارم که اون پول
متعلق به ماست
متعلق به ماست ؟
متعلق به توئه
یا اینکه نکنه در نظر داشتی نصفشو به من بدی ؟
تو اینو میخوای ؟
تدی ، من به تو اهمیت میدم
تو تندخو
و جاه طلب هستی
ولی من اینجا نیستم که فقط آویزون تو بشم
منم در خطرم
، اگه هدفی نداشته باشم
اینطوری خیلی خسته میشم
و میرم یه جای دیگه دنبالش
دارم کلیدهای قفل خودمو بهت میدم
باید ازشون استفاده کنی
سیسی
... تو ، آه
میخوای بیای داخل ؟
آره
جروم تو رو دوست داشت
، هرگز ندیدم به یه زن انقدر توجه داشته باشه
حتی اونایی که باهاشون بود
ولی تو رو دوست داشت
تنها کاری که میتونم کنم اینه که
با اون نرم داخل اون قبر
این جریان باید متوقف بشه
از جانب ما
تمام اینا
تقصیر فرانکلین ـه
، اونم سهم تقصیر کاری خودشو داره ولی همه ی ما هم یه نقشی داشتیم
بین پول
... و مرد سفید پوست و جنگش
همم
هیچکس این وسط بی گناه و بی تقصیر نیست
نه ، ولی این منم که شوهرمو از دست دادم
تمام دنیای کوفتیمو از دست دادم
منم اون از دست دادم
و همچنین شوهرمو
دیگه نمیخوام کسی رو از دست بدم
متوجهم
تو هنوزم چیزایی داری که برات مهمن
من چیزی ندارم
برو سراغ بچه ها و اینا رو ببرید آشپزخونه
حد اعتبار من تا چقدره ، لی ؟
به اندازه ی جون منه
ببین ، آم ، ازت میخوام یه لطفی در حقم بکنی
من نیم میلیون دلار لازم دارم
و مطمئنم نیستم که کِی میتونم بهت پسش بدم
برای چکاری میخوای ؟
بهای آزادی ـه
هنوزم باورم نمیشه که اون از بین ما رفته
اون ابدی بودش ، میدونی ؟
نمیتونم تجسم کنم که اون اونجا نبودش
هنوز نمیتونم
ما همه ـمون زیر تیغیم ، لی
این اتفاق ممکن بود برای هر کدوم از ما بیوفته
، ببین
اون خانواده ی من بود ، خب ؟
و منم دوستش داشتم
ولی هرگز نباید از کنار ما میرفت
هیچکدوم از این قضایا نباید اتفاق میوفتادن
ببین ، اگه مشکلی نداره من فردا برمیگردم
تا پولو ازت بگیرم
باشه
ممنون ، لی
بهت مدیونم
! نه
جروم ، هی ، هی
! نه
! پاشو
No comments yet. Be the first to leave one.