Krypton

Krypton

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Krypton S01E03 XviD-AFG
Krypton S01E03 720p HDTV x264-AVS
Krypton S01E03 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Krypton S01E03 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Krypton S01E03 480p HDTV x264-RMTeam
Krypton S01E03 480p HDTV x264-mSD
Krypton S01E03 HDTV XviD-RMX
Krypton S01E03 HDTV x264-SVA
Krypton S01E03 720p HEVC x265-MeGusta
Krypton S01E03 HDTV XviD-AFG
Ulasan oleh Cannibal
█►Cardinal علیرضا ابراهیمی و آرین l LiLMeDiA.TV ◄█

Tag

720p
720
x265
HEVC
XviD
Diterbitkan pada: 2018-04-05
Muat Turun: 47
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه در «کریپتون» گذشت...

‫وال از خاندال ال...

‫بدین وسیله به مرگ محکوم میشی

‫نه!

‫سگ، یه نفر از آینده داره ‫میاد تا کریپتون رو نابود کنه

‫اینو بگیر. باید دژ رو پیدا کنی

‫پدربزرگت خائن نبود

‫قهرمان بود

‫به دژ تنهایی پدربزرگت خوش اومدی

‫وال مصمم بود که ثابت کنه ‫ما در دنیا تنها نیستیم

‫باید کارشو به اتمام برسونیم

‫همدستت کی بود، چریس؟

‫دوستت دارم. من بودم!

‫نه، وال!

‫نه!

‫- خواهش می‌کنم، نه، خواهش می‌کنم! ‫- نه!

‫والدینت شورش رو انتخاب کردن

‫میخوام بدونم تو هم قصد داری ‫جا پای اونا بذاری یا نه

‫نخیر

‫خون خاندال ال ما ‫رو تا ابد پیوند خواهد داد

‫سلام سگ

‫بابابزرگ

‫من تصویری از وال-ال هستم

‫هنوزم منو داری، سگ

‫ما هیچوقت قرار نبود راهی ‫پیدا کنیم تا کنار هم باشیم

‫میخوای منو با دخترت پیوند بدی؟

‫باشه

‫حتی اگه قرار باشه نشان ‫خاندان خودم رو نپوشم،

‫مال تو رو هم نمی‌پوشم

‫فرمانده؟ قضیه‌ی اینا چیه؟

‫طرح بی‌درجه‌ها

‫داریم میریم سراغ بی‌درجه‌ها ‫تا استخوناشونو خورد کنیم

‫تو لایتا از خاندان زاد هستی. ‫تو یه جنگجویی

‫فرمانده کوئکس-اُل

‫شما رو برای نبرد تن‌به‌تن ‫کندوری به مبارزه می‌طلبم

‫هیچ رحمی نشون داده نخواهد شد

‫لایتا-زاد

‫بدین وسیله شما رو بعنوان فرمانده‌ی ‫جوخه‌ی چهارم، ساجیتارای، منصوب می‌کنم

‫اینجا یه چیزی هست که ‫توی زندگی روزمره‌ات زیاد نمی‌بینی

‫بارش شهاب‌سنگ در اوت‌لندز گزارش شده ‫

‫باید بررسیش کنیم

‫اینجا یه چیزی تصادف کرده

‫بهتره واقعی باشه، زمینی

‫دارم خسته میشم از...

‫وال

‫بابابزرگ!

‫سلام سگ

‫خیلی واقعی بنظر میای...

‫وال، ایشون آدام هستن

‫آدام، ایشون وال هستن

‫این توی اوت‌لندز پیدا شده

‫- فکر می‌کنیم این... ‫- میدونم چیه

‫یکی از کاوشگرهای برینیاکه

‫این چیزا رو می‌فرسته توی کیهان

‫با اینا تعیین می‌کنه که یه تمدن ارزش ‫داره به کلکسیون تمدن‌هاش اضافه بشه یا نه

‫دقیقاً

‫ازت میخوایم یه آنالیزی ‫روی این انجام بدی

‫ببینیم چی دستگیرمون میشه

‫خب، بیاین یه نگاه بندازیم

‫بذارش اونجا

‫ماده‌ی اولیه‌ی تکنو-اورگانیکِ این دستگاه...

‫منشأ نامشخصی داره

‫اما این فقط یه پوشش برای ‫یه دستگاه دیگه‌اس

‫- یه جور جلده؟ ‫- دقیقاً

‫این دستگاه حاویِ یه «سنتری» ـه

‫وقتی جلدش باز بشه...

‫سنتری افشا میشه

‫ولی الان...

‫از ساختار درونی جلد، می‌تونیم...

‫سایز و شکل تقریبی سنتری رو ‫پیش‌بینی کنیم

‫باشه، فهمیدم شکل و شمایلش چیه

‫ولی کار دقیقش چیه؟

‫یه مکانیسم انگلیه

‫وقتی سنتری از جلد بیرون بیاد...

‫دنبال یه میزبان می‌گرده

‫بدن میزبان رو تصرف می‌کنه

‫بعدش از اون میزبان، ‫برای جمع‌آوری اطلاعات...

‫درباره‌ی سیاره‌ای که ‫توش زندگی می‌کنه، استفاده می‌کنه

‫سیستم‌های دفاعی، جمعیت، ‫نقاط ضعف، و غیره

‫وقتی اطلاعات موردنیازش ‫رو جمع‌آوری کرد...

‫برای برینیاک ارسالش می‌کنه...

‫و بدن میزبان رو به حال مرگ، رها می‌کنه

‫پس ما باید این حرومزاده‌ی کوچولو ‫رو از جلدش بیرون بیاریم...

‫و قبل از اینکه شروع بکار ‫کنه غیرفعالش کنیم، درسته؟

‫گفتنش راحته

‫یادتون باشه...

‫به‌محض باز کردن جلد کاوشگر...

‫سنتری فعال میشه...

‫و کاری که انگل‌ها ‫انجام میدن رو انجام میده:

‫دنبال بدن میزبان می‌گرده

‫الان فهمیدی یه تصویر سه‌بعدی‌ام، مگه نه؟

‫انجامش بده بابابزرگ

‫ای لعنت

‫توش نیست، نه؟

‫متاسفانه نه

‫بنظر میاد سنتری قبلا اومده بیرون

کانال آخرين زيرنويس‌های تيم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub

‫راوِ متعال، قبل از لطف شما...

‫ما در تاریکی گمگشته بودیم

‫تا اینکه شما آمدید و ما ‫را به نور هدایت کردید

‫قشنگ گفتی، «اونا»

‫ممنون، دایی «کم»

‫قابلی نداشت

‫بهتره عجله کنی و قبل اینکه ‫بخورتت، بخوریش

‫- یکم میخوای؟ ‫- نه، گرسنه نیستم

‫چی؟ خب...

‫این خیلی بده، چون اگه این حروم بشه...

‫مایه‌ی شرمساریه

‫«روم»، نگران نباش، باشه؟

‫میدونم اوضاع برای همه سخته...

‫ولی اینجا همیشه یه غذایی ‫برای تو و «اونا» پیدا میشه

‫بزودی پولتو میدم

‫من...

‫از امشب قراره برم سرِ کار جدید

‫«روم»، چی شده؟

‫اسکنرت مشکل پیدا کرده؟

‫آره، یه کوچولو

‫ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫اولین باره بعنوان ‫آشغال جمع‌کن کار می‌کنی؟

‫آره

‫نصیحتی داری؟

‫فقط یادت باشه، دست خودته که ‫چیزی که پیدا می‌کنی رو گزارش کنی یا نه

‫بعضی چیزها رو توی ‫بازار سیاه گرونتر می‌خرن...

‫تا اینکه دست اتحادیه‌ها بیفته

‫ترجمه از علیرضا ابراهیمی و آرین Cardinal

:کانال زیرنویس @IST_Subs

براي دريافت زيرنويس فارسي بهترين فيلم و سريال‌هاي @CannibalSubs :روز دنيا، به کانال تلگرام بپيونديد

‫خب

‫بیا دربارش فکر کنیم

‫اگه سنتری اینجا نیست...

‫یعنی میزبانشو پیدا کرده، درسته؟

‫گمون کنم

‫و اون میزبان هرکسی که باشه...

‫متاسفانه الان جونش در خطره

‫تو گفتی مکانیسم عمل ‫سنتری مثل یه انگله

‫شاید زمان ببره ‫تا میزبانشو آلوده کنه

‫شاید بتونیم قبل از اینکه این ‫اتفاق بیفته، اون میزبانو پیدا کنیم

‫- و غیرفعالش کنیم ‫- شاید

‫ولی راستش، سگ... ‫من نمیدونم

‫تحقیقات من خیلی زود متوقف شد

‫شرمنده‌ام

‫باشه، ولی حداقل باید ‫سعیمون رو بکنیم، درسته؟

‫بیاین برگردیم سر خونه‌ی اول

‫خب، ما اینو توی اوت‌لندز پیدا کردیم

‫خب، دیگه کی میره اونجا؟

‫آشغال‌ جمع‌کن‌ها

‫پس میشه اینطور گفت که ‫یه بیچاره‌ای این دستگاه رو پیدا کرده...

‫و بطریقی به قضیه‌ی سنتری ‫درونش بو برده

‫بعدش چی میشه؟

‫خب، اگه گزارشش کنه، ‫میرسه به دست اتحادیه

‫و اگه نکنه؟

‫شاید بفروشتش

‫شایدم پیش خودش نگه داره

‫ببین، اگه قراره این جونور رو قبل از اینکه ‫میزبانشو بطور کامل آلوده کنه، پیدا کنیم...

‫پس باید سریع کارمونو شروع کنیم

‫تو «کم» رو پیدا کن

‫به «فهرست کارکنان» رجوع کنید

‫ببینید کسی از اون آشغال جمع‌کن‌ها چیزی دیده یا نه

‫من میرم سمت ساختمون اتحادیه‌ها ‫تا لایتا رو پیدا کنم

‫ببینم کسی تحویلش داده یا نه

‫جالب بنظر میاد

‫بریم

‫سگ، صبر کن

‫نمیتونم. عجله دارم

‫خب، پس منم تند راه میرم

‫خوبه که می‌بینم دوباره ‫برگشتی به اتحادیه

‫نیازی نبود یه ساجیتارای ‫بفرستم بیاد دنبالت

‫این یعنی پیشرفت کردی

‫یکی از همین روزها، انقدر پیشرفت می‌کنی ‫که کنار بقیه خانواده شام می‌خوری

‫خوشحال میشم

‫باید دروغ گفتن رو ‫بهت یاد بدم، سگ

‫تو راست‌گفتن کارم بهتره

‫کاری که برام کردی ‫خیلی باارزش بود، نیسا...

‫بهم فرصتِ اینو دادی که برای والدینم ‫یه تشییع جنازه‌ی آبرومندانه بگیرم

‫کار نظامی فوری داری؟

‫فقط میخوام مجوز دسترسی به اطلاعات ‫امنیتی‌ام رو دوباره بدست بیارم

‫بهتر شد

‫این تقریبا قابل باور بود

‫رازهات رو پیش خودت نگه‌ دار، سگ

‫منم رازهای خودمو دارم

‫از طرف من هم به لایتا تبریک بگو...

‫بابت ترفیع رتبه‌ی جدیدش

‫ممکن بود کشته بشی

‫میدونم، ولی نشدم

‫نمی‌فهمم

‫می‌خواستی احترام مادرتو بدست بیاری...

‫تا...تا یه جوری ثابت کنی ‫که به اونا تعلق داری؟

‫- نه ‫- پس چرا؟

‫چرا جونتو اینطوری ‫به خطر انداختی؟

‫وقت این حرفا رو ندارم

‫و تو هم نباید اینجا باشی

‫لایتا

‫تو یه نفر رو کشتی

‫من کوئکس رو برای تغییر ‫اوضاع به مبارزه طلبیدم

‫برای تغییر طرز رفتار ‫ساجیتارای با بی‌درجه‌ها

‫پس گمونم باید ازت تشکر کنم

‫ممنون که به دیدنم اومدی

‫راستشو بخوای...

More Farsi Persian subtitles for Krypton

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left