200 baris pertama.
آخرين نبردمون با اشفنيها
طبق برنامه پيش نرفت
...ولي يك چيز واضح بود
اين خونينترين جنگ ميشه
!دارن ميان
عرفان
دارن دور ميزنن
اون هابِ اشفني
!يه نورافكن كوفتي روي اين پايگاه انداخت
!اونا دارن بمبهاي ساخت انسان ميندازن
بمبهاي "مارك 82" از ناوهاي هواپيمابر
حرومزادهها از سلاحهاي خودمون عليهمون استفاده ميكنن
!اومدن
!دارن عقبنشيني ميكنن !به شليك ادامه بدين
!بگيرين كه اومد، حرومزادهها
!مارتي
مارتي، هي، هي
لعنتي
رو... رو دست من نمير
...بعد اينكه نجاتت دادم
ديگه صداشون رو نميشنوم
اونا رفتن؟ - آره، رفتن -
فراريشون داديم، همهشون رو
اونا رفتن. شكستشون داديم
ما نيرويي هستيم كه بايد جدي گرفته بشه
مگه نه، سرهنگ؟
و هرگز بدون تو نميتونستيم انجامش بديم
...اين رو ميدوني. من نميتونستم انجامش بدم بدون
مارتي؟
تو به يادم ميموني
به يادم ميموني
به يادم ميموني
متأسفم، دن
اين پشتيباني كه ما روش حساب كرديم كدوم گوريـه؟
ما پيام راديويي از سخنراني تام رو
تا فاصلهاي كه ميشد فرستاديم
بايد نيروهاي شبهنظامي ديگهاي توي راه اينحا باشن
احتمالاً اونا توي راه دي.سي هستن
اين جاييـه كه بايد باشيم
،اگه كاروان الان بره
خودمون رو در معرض اون زنبورهاي سرخ
در راه توي تاريكي قرار ميديم
يه شب ديگه هم ميمونيم
يه شب ديگه هم ميمونيم
،به اتفاقي كه فردا ميافته بستگي داره
اين ممكنه آخرين دورهميمون باشه
،نميخوام كسي رو مجبور كنم
...ولي
،اگه كسي چيزي مايله بگه
الان ميتونه زمان خيلي خوبي باشه
خيليخب، اول خودم شروع ميكنم
به آخرين بخش از اين سفر رسيديم
نصيحت من به شما روحيه جنگجوييتون رو پيدا كنين
همونطور كه حس ميكنم خودم پيداش كردم
براي برخي از شما، شايد همون ترغيبي بوده كه لازم داشتين
و براي بقيه، ميدونم زياد قابلپذيرش نيست
و اين رو درك ميكنم
،سفري مجازاتكننده بوده
،نه فقط بخاطر اونايي كه از دست داديم
بلكه بخاطر اون بخشهايي از خودمون
كه مجبور به فدا كردن در طول مسير شديم
پاكيمون
و اميدمون
شايد حتي بخشي از روحمون
ولي اگه ازم ميپرسين، ارزشش رو داشته
شما دليلي هستين كه ميجنگم
،و نميدونم چه كسي از خط پايان عبور ميكنه
...ولي ميتونم اين قول رو بهتون بدم ازش عبور خواهد شد
اين جنگ پيروزي به همراه داره
بخاطر شما
كس ديگهاي حرفي دربارهي هر چيزي داره بزنه
در اختيار شما
فكر ميكنم تو همه حرفها رو زدي، همرزم
،به سمت دي.سي ميريم بخشي از شبهنظاميهاي ميسون هستيم
بنظر ميرسه شما حسابي اينجا رو مجهز كردين
مشكلي ندارين به شما ملحق بشيم؟
به هيچ وجه
من تام ميسون از ماساچوست دوم هستم
داري شوخي ميكني
تو تام ميسوني؟
لعنت، فكر ميكردم شماها توي راه خيلي جلوتر باشين
آره، ما هم همين فكرُ ميكرديم
اينوس اليس"، مين چهارم"
اينا افراد من هستن
چند تا باقيمونده از كانتيكت هفتم
اينم "جيكجك" از "اوزاركس"ـه
و ايني كه اينجاس "موتبال" از "برانكس"ـه
ميبينمت
،خب، اگه تو تام ميسوني اين بخش توئه
و ما پشتيباني تو هستيم، برادر
تا زماني كه فرصت داريم، من ميگم حركت كنيم
تام، يكي از رهبرهاي نيروهاي شبهنظاميمون پشت بيسيمـه
بايد فوراً باهات حرف بزنه
گروه ما يه موضع
خارج از مرز برقرار كرده
يه ديوار هست، تا جايي كه ميبينيم
اطراف كل پاركِ "مال" واشنگتونـه. تمام
چجور ديواري؟ تمام
از آشغالهاي ساخت بشرِ و با لجن پوشونده شده
...چيزي حدود 6 متر ارتفاع داره با اين
اين موجودات با دستهاي بلند. تمام
آدمهاي اسكيتري شده
منتظر بمون
خب، ميتونيم از بالاش بريم
يا ميتونيم سعي كنيم يه نقطه ضعف توش پيدا كنيم
و درست از وسطش رد شيم
راههاي زيرزميني چطور؟ - خب، تونلهاي مترو هست -
واضحه تلهست
تونلهاي خدمات چطور؟ سالها قبل ساختنشون
تا سياستمدارها بتونين از پارك مال
بدون مواجهه با انبوه جمعيت بگذرن
.خوب بخاطرم هستن اينجا بدنيا اومدم و بزرگ شدم، قربان
اهل دي.سي هستي؟
ميتوني اين تونلها رو مشخص كني؟
!تام ميسون
،ازمون ميخواي بخشي از اين مبارزه باشيم
بايد بذاري در جريان كل استراتژي باشيم
گوش كن، اگه در حين تلاش براي نفوذ ...به اين ديوار صدمه ببينيم
مبارزهاي باقي نميمونه
.اين مرد داره روش كار ميكنه يه لحظه بهمون مهلت بده
ببينين، اشفنيها دارن از يه چيز مهم درست اينجا محافظت ميكنن
بناي يادبود لينكولن
ميدونيم اونا يه تمدن شبيه به كندو دارن
همه به يه جانور شبيه به زنبور ملكه جواب ميدن
اون يه ارتباط زيستي
با همه نيروهاي اشفني روي زمين داره
ارتباط زيستي"؟"
فراموشش كن - جيكجك -
بناي يادبود لينكولن. اين جاييِ كه فكر ميكنيم ملكه مخفي شده
و برنامهمون اين بود كه با نفرات ،خوردكننده بهش يورش ببريم
ولي جريان قبل از اين ديوار بود
پس بجاش يه حملهي متمركز ميكنيم
بايد ملكه رو از بين ببريم
بعد نيروهاي اشفني سقوط ميكنن
،اگه محاسباتم درست باشن
اين بايد تقريباً فوراً رخ بده
،تو چي
بيگانهاي كه به دلايلي اينجاست كه من هنوز متوجهش نميشم؟
ميتونيم اين حرومزادهها رو از
سفينهي شما بشدت بمبارون كنيم؟
متأسفانه اين ممكن نيست
هر چند، تام ميسون راه ديگهاي پيدا كرده
من و دوستم چيزي كه گمونم ميتونين
يه سلاح زيستي بگين توسعه داديم
.بذار يه نفسي تازه كنم اون چه غلطي قراره بكنه؟
اين مثل يه ويروس كامپيوتري شبكهايـه
ميزبان رو آلوده كني، همه رو آلوده كردي
كار ميكنه. امتحانش كرديم
...و بيخطره حداقل، روي انسانها
،اين ملكه رو ميكشه
و همه چيز با ملكه سقوط ميكنه
ميدوني، توي سايگون موقع " تِت" بودم كه تهاجم شد
آره، فكر كردم شيطان
شخصاً سعي كرد اونجا رو با خاك يكسان كنه
فقط يكي از همراهام
از اون چرخ گوشت زنده بيرون اومد كه من بودم
اين كه چيزي نيست
انجامش ميديم
،اينا تونلهاي خدمات هستن اينجا، اينجا و اينجا
خيليخب، اميدوارم حافظهت خوب باشه، ستوان
آنتوني
فكر ميكني بتوني دژ رو نگه داري، سرباز؟
بله، قربان، سرهنگ
به يه نفر نياز دارم تا اين موقعيت رو نگه داره
تو و تيمي كه انتخاب ميكنم از اين پايگاه
در برابر موج بعديِ حمله دفاع ميكنين
ولي با تمام احترام، سرهنگ
من براي مبارزه اينجام، نه مراقبت
اگه فقط بهم اعتماد كني ميتوني توي اين آخرين يورش ازم استفاده كني
اين منم كه دارم بهت اعتماد ميكنم
و اين آخرين فرصت توئه
مجبوري بدون آزادي عمل انجامش بدي
كاري نكن از اينكار پشيمون بشم
قبول ميكنم
باعث شدي دوباره احساس سرزندگي كنم، قربان
اجتماع توي سالن غذاخوري
،آقاي اليس. اگه ميخواين اينكارو بكنين
شما و تيمتون به اون ديوار
با هر توپي كه همراه دارين حمله كنين
،يه حواس پرتي ايجاد كنين
اون نيروها رو از بناي يادبود دور كنين
در اين حين، تيم حمله ما از
...اين تونلهاي خدمات درست اينجا ميگذره
كه بايد ما رو درست به لينكولن برسونه
،پس اون بد شانس كه نِي كوتاه رو كشيده كي بوده
بايد به اين هرزهي نامقدس واكسنش رو بزنه؟
فكر ميكني كيـه؟
خوشحالم كه بلاخره با
حرومزاده ديگهاي كه به ديوونگي خودمه ملاقات ميكنم
!ماساچوست دوم حركت
!برين، برين، برين
!نذارين درگير بشن
شليك به اختيار خود. تمام
به مقصدمون رسيديم
ماساچوست دوم به سكوت راديويي ميره
نگهبان اشفني نداره - نفوس بد نزن -
خيليخب، اين بايد خودش باشه
وايسين. چراغها خاموش
آروم
آروم
No comments yet. Be the first to leave one.