Rising Phoenix

Rising Phoenix

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Rising Phoenix 2020 2160p NF WEB-DL H265 SDR DDP 5 1 English - HONE
Ulasan oleh warez
Translated subtitle from English to Persian Rising Phoenix 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-03-15
Muat Turun: 7
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

جالبه، چون

وقتی آخرین فیلم "انتقام‌جویان" مارول رو می‌بینی

خب... اون یه تیم از

ابرقهرمان‌هاست

که سعی می‌کنن بشریت رو نجات بدن

آدم‌ها رو نجات بدن

برای پیروزی بجنگن

و خب، ما هم خیلی شبیه اوناییم

همه‌ی ما ابرقهرمانیم

چون همه‌مون فاجعه رو تجربه کردیم

همه‌مون تو زندگی از پسِ چیزی براومدیم

که نمی‌ذاشت موفق بشیم

قدرت ما دقیقاً همونجاست

زندگی یه مبارزه‌ست

ما داریم سعی می‌کنیم دنیا رو نجات بدیم

المپیک جاییه که قهرمان‌ها ساخته می‌شن

پارالمپیک جاییه که قهرمان‌ها وارد می‌شن

سالم که بود، عضو یه گروه پیش‌آهنگی بودم ۱۲

اونا بهت یه جور لقب می‌دادن

اسم من "ققنوس برخاسته" بود

چون ققنوس می‌تونه زندگی کنه، بمیره، بسوزه و دوباره متولد بشه

گروه پیش‌آهنگیم من رو تو تمام مراحل دیدن

زندگی کردن، سوختن، مردن و باز زندگی کردن

خیلی کم‌سن بودم که مربی‌م اومد پیشم و بهم گفت:

"یه بهشت وجود داره

و اسم اون بهشت بازی‌های المپیکه

فقط باید خیلی تلاش کنی، هر روز و هر ساعت، به بهترین شکلی که می‌تونی

تا بتونی به بازی‌های المپیک برسی."

واسه همین، من رویای المپیک رو داشتم

و بعد شد پارالمپیک، ولی خب تقریباً همون قصه‌ست

ببه

وقتی ۱۴ سالم بود، مشعل‌دار بودم

تا نماینده‌ی تمام ورزشکارهای آینده‌ی پارالمپیک باشم

اگه به تاریخچه‌ی بازی‌های پارالمپیک نگاه کنی

پر از فراز و نشیب بوده

می‌دونی، یه دوره‌اش خوب بود، یه دوره‌اش نه چندان

اگه می‌خواستی جایی رو انتخاب کنی که فکر می‌کنی توش موفق می‌شیم

اونجا حتماً لندن بود

اونجا زادگاه ماست، کشوری که جنبش پارالمپیک رو به وجود آورد

برگزاری مسابقات، خلاقیت به خرج دادن و به چالش کشیدن کلیشه‌ها

لندن پایتخت دنیاست

برگزارکننده‌های لندن ۲۰۱۲ شروع کردن به آماده‌سازی برای پارالمپیک

طبق گزارش خیریه‌ی "مِن‌کَپ"

آمار گزارش‌شده‌ی جرم‌های ناشی از تنفر نسبت به معلولیت، به بیشترین حد خودش رسیده

و بنابراین، هر چیزی که نگاه مردم رو نسبت به معلولیت تغییر بده، ارزشمنده

وقتی به همکارهام گفتم

که قراره برای مصاحبه‌ی بازی‌های پارالمپیک برم

اکثر مردم بهم گفتن: "خودت رو درگیر نکن."

"این ورزش برای ورزشکارهای دارای معلولیته."

"نه، خیلی پیچیده‌ست. اصلاً ورزشِ واقعی نیست."

چشم همه‌ی دنیا به ورزشکارهای پارالمپیکیه

در حالی که نشانِ اونا جایگزین پنج حلقه می‌شه

تو زمان المپیک، چهار پنج روز مونده به پایان مسابقات

انگار یهو همه‌ی این بیلبوردهای سیاه همه‌جا ظاهر شدن

که روشون نوشته بود: "ممنون بابت گرم کردن."

این تبلیغ تلویزیونیِ پارالمپیک بود که داشت می‌اومد

"ممنون بابت گرم کردن."

منظورم اینه که، مطمئن نیستم مسئولای المپیک از این حرف خوششون بیاد

ولی بهت بگم، بدجور به دلم نشست

فیلیپ نمی‌خواد دوم باشه، می‌خواد اول بشه

کریون هنوز اون روحیه رو داره. خودش یه زمانی ورزشکار بوده

و می‌خواست بقیه‌ی ورزشکارها فرصت‌های حتی بهتری نسبت به خودش داشته باشن

اما دو امتیاز دیگه برای فیل کریون

ژاوی گونزالز، آدم حسابیه، آدم حسابی

اگه رابطه‌ی بین رئیس و مدیرعامل درست نباشه، بیخیالش شو

می‌خواستیم نگاه مردم به افراد دارای معلولیت رو عوض کنیم

اونجا خونه‌ای بود برای

همه‌ی ملت‌ها

این مثل یه ورزش تیمی می‌مونه، نه یه ورزش انفرادی

ما معمولاً پشتِ همیم. وقتی می‌ریم مسابقات

همیشه اونجا هستیم تا همدیگه رو تشویق کنیم

کلاً اون فضا

اینکه بخشی از چیزی بزرگتر از خودت باشی، فوق‌العاده بود

انگار یه ماموریت ناگفته‌ست که به عهده داریم

به هر ورزشکار پارالمپیکی تو زندگیش گفته شده

بارها و بارها، که

می‌دونی، که زندگی براشون غیرممکن خواهد بود

تیم عراق رسماً در یک قدمی ما بود

و ما تو تیممون کسایی رو داشتیم که تو عراق آسیب دیده بودن

دنیا نیاز داره بیشتر از این‌ها رو ببینه

داریم می‌ریم به سمت مراسم افتتاحیه

بازی‌های پارالمپیک

در مورد تغییر دادن درک ما از دنیا هم هست

همه‌ی ما با هم فرق داریم

چیزی به اسمِ انسانِ استاندارد یا معمولی وجود نداره

ما باید صحنه‌های مختلفی رو فراهم می‌کردیم

که روش هنرنمایی کنن

و به دنیا نشون بدن، به دنیا الهام بدن و دنیا رو به وجد بیارن

این بازی‌ها ویترینِ این جنبش هستن

این بازی‌ها هسته اصلی‌ان که می‌تونن این جنبش رو به جلو ببرن

من آغاز بازی‌های پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن رو اعلام می‌کنم

اونجاست، "آگیتوس"

لوگوی پارالمپیک که با شکوه تمام از پلِ تاور لندن آویزون شده

این اولین پارالمپیک منه. فقط ۱۹ سالمه

صبح بخیر

آدم نگرانه از بابتِ

داستان‌های ترسناک تاریخچه‌ی پارالمپیک، مثل ورزشگاه‌های سوت و کور

کلاً تا نرسی اونجا، اصلاً نمی‌دونی قراره با چی روبرو بشی

اصلاً ثبات نداره

واسه همین، یه جورایی دلشوره داشتم و عصبی بودم

تو رو به زیرِ ورزشگاه می‌برن

چون اونجا یه پیست دارن که همه آخرین مراحلِ آماده‌سازیشون رو انجام می‌دن

همه‌ی ورزشکارها با همن. فضا خیلی جدیه

خیلیا بر اساس چیزایی که بهشون گفته شده بود

فکر می‌کردن قراره یه شکست باشه

و اینکه نمی‌تونن بلیط‌ها رو بفروشن

ورزشگاه‌ها غلغله بود

مسابقات فوق‌العاده بود

اوه، چه ضربه‌ی محشری

این حتماً بهترین ضربه‌ی مسابقات قهرمانی می‌شه

اما چیزی که دیدن، بدون شک بهتر از خودِ المپیک بود

آماده

اتمسفر اینجا واقعاً هیجان‌انگیزه

ژانگ از داخل، دیو ویر هم داره از بیرون می‌ره

دیو ویر باید از تمامِ ذخیره‌ی اعتماد به نفسش استفاده کنه

و قدرتش رو به کار بگیره، چون رقابت خیلی خیلی نزدیکه. ژانگ

دیو ویر حالا پیش افتاده. دیو ویر دوباره انجامش داد

امشب شاهدِ عظمت و بزرگی بودیم

برای من و خیلیای دیگه اون بیرون

مخصوصاً بچه‌های کم‌سن و سال

دیدنِ همچین افرادی

که راهشون رو ادامه می‌دن و به اون چیزی که می‌خوان می‌رسن

هیچ کتابی که بخونی

هیچ آموزشی که سرِ کلاس ببینی

اون الهامی رو بهت نمی‌ده

که تماشایِ چیزی که بهت گفته بودن غیرممکنه، بهت می‌ده

خانم‌ها و آقایان

حالا نوبت به فینال ۱۰۰ متر آزاد زنان، کلاس اس-۹ می‌رسه

نماینده‌ی استرالیا، اِلی کول

مردم تو پارالمپیک فیزیک‌های بدنیِ خیلی متفاوتی دارن

در مقایسه با المپیک

تو المپیک همه‌ی بدن‌ها شبیه هم هستن

ولی تو پارالمپیک هیچ بدنی شبیه اون یکی نیست

لحظه‌ی قبل از مسابقه تو پارالمپیک، واقعاً دلهره‌آوره

در جای خود

اون آبِ سرد که بهت می‌خوره، با خودت می‌گی: "وقتشه."

"این یک دقیقه‌ی پیشِ رو، احتمالاً مهم‌ترین دقیقه‌ی کلِ زندگیمه."

دلم می‌خواد تا جایی که ممکنه، آدم‌های بیشتری تو دنیا پارالمپیک رو ببینن

چون اگه پدر و مادرم از پارالمپیک خبر داشتن

اون زمان که سه سالم بود، خیلی امیدوارتر می‌شدن

به کارهایی که افراد دارای معلولیت می‌تونن انجام بدن

اوه، اولین روزِ راه رفتنِ اِلی

بیا دیگه اِلی

من در واقع بچه‌ی سالمی به دنیا اومدم

اما یه روز مامانم داشت پوشکم رو عوض می‌کرد

و یه برآمدگی پشتِ زانوی راستم پیدا کرد

دکترها بهشون گفتن

که من یه نوع سرطان خیلی نادر به اسم "نوروسارکوما" دارم

اِلی؟ بله؟

دوستت دارم. منم دوستت دارم

و اینطوری شد که دوره‌های شیمی‌درمانیِ زیادی رو پشت سر گذاشتم

با این شیمی‌درمانی‌ها

حالم از خودِ سرطان هم بدتر می‌شد

و تومور هم اصلاً کوچیک نمی‌شد

پدر و مادرم مجبور شدن تصمیم بگیرن که پام رو قطع کنن

درست بعد از اینکه سه سالم تموم شد

امروز می‌گفت: "پام رو پس می‌خوام."

خیلی عالیه

این پایِ توئه، نه اِلی؟

دقیقاً سرِ جاش می‌مونه

از مامانم پرسیدم

چرا اینقدر از قطع شدنِ پای من می‌ترسید

و اون نگران بود که من قراره به یه دخترِ کاملاً متفاوت تبدیل بشم

پدر و مادرم هیچ‌کسِ دیگه‌ای رو نمی‌شناختن که معلولیت داشته باشه

و خیلی نگران بودن که

تمام فرصت‌هایی که قرار بود داشته باشم

موقع تولدم، یهو قراره همه‌شون ازم گرفته بشه

اونم فقط تو یه روز

قضیه‌ی زندگی تو استرالیا اینه که همه باید شنا بلد باشن

اِلی، دست‌ها صاف. اِلی؟ دست‌هات رو صاف نگه دار

یه مدتِ طولانی داشتم دورِ خودم می‌چرخیدم و شنا می‌کردم

شنا یکی از تنها ورزش‌هایی بود که می‌تونستم تو بچگی انجام بدم

که توش حس نمی‌کردم معلولیت دارم

واسه همین عاشقِ شنا بودم

به مامانم گفتم که می‌خوام بالرین بشم

چون تازه "دریاچه‌ی قو" رو دیده بودم

و با خودم می‌گفتم: "اوه، اونا چقدر باوقارن و منم می‌خوام باوقار باشم."

معلوم شد که احتمالاً من

یکی از باوقارترین تکنیک‌های شنا رو دارم

تو تیم شنای استرالیا، چون واقعاً از اون جنبه‌اش لذت می‌برم

اِلی کول، داره بهترین شنایِ عمرش رو انجام می‌ده

در ۲۰ سالگی، از استرالیا

کول سومه. برو اِلی

یالا اِلی

اگه به اِلیِ کوچیک فکر کنم، اصلاً دوست ندارم شکست بخورم

برو

تصمیم گرفتم که می‌خوام سریع‌ترین بچه‌ی گروهم باشم

بدونِ توجه به اینکه فقط یه پا دارم

کول حالا پیشتازه

این استایل رو ببینید. کول، جلوی خطِ شش

اِلی کول، واقعاً بی‌نظیره

اینکه می‌تونم مامانم رو اونطوری خوشحال کنم

بخشِ روشنِ اون دوران بیماریه

من تو پارالمپیک مسابقه نمی‌دادم، واسه همین فرصت داشتم کلِ اون مدت رو اونجا بمونم

در تمامِ طولِ بازی‌های پارالمپیک

سلام، من ببه هستم. امروز دارم اولین گزارشگریم رو انجام می‌دم

با کلی ورزشکار پارالمپیکی آشنا شدم و عاشقشون شدم

چون وقتی یکی رو می‌بینی، فقط دلت می‌خواد بدونی قصه‌ی قبلیش چی بوده

چون چرا رو ویلچرن؟ چرا دست و پا ندارن؟

و قصه‌هایی هستن که بعضیاشون خنده‌دارن و بعضیاشون کمتر خنده‌دار

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left