200 baris pertama.
!یه چیزی اون بیرونه
آیور، دنبالشون برو
.برو ببین چیه، زود باش فانوس رو بده به من
!ناخداست! ناخداست
وای
!وای
قربان، چیزی پیدا کردین؟
به یورگنسن کمک کن. پاهاش یخ زده - درسته، بجنب -
هُلم توی راهه - زود باش، آنگر. آب رو بیار -
یورگنسن، سرت رو بالا بگیر
آنگر، زود باش آب رو بیار - !دارم میارم -
بلندش کن. آروم - چیزی نیست. هوات رو داریم -
هوات رو داریم - آروم باش، یورگنسن -
آنگر، آب
!بجنب - دارم میارم -
.اینا رو بگیر آروم باش، یورگنسن
ویسکی داری؟ - آره. یه نوشیدنی واسش بیارین -
بیا
وایسا، وایسا
بدش به من
آینار، پایین نگهش دار
.یورگنسن، نفس بکش همینطوری نفس بکش
بیا انجامش بدیم
خیلی خب
نگهش دارین - یک، دو، سه -
خیلی خب
ممنون - روبراهی؟ -
خوبه. بوی کریسمس میاد
یک، دو، سه
!اوه
کی گرسنهاس؟ - همه -
از گرسنگی دارم میمیرم
بفرمایین، پسرها
عالی به نظر میاد - بالاخره رسید -
خودت رو مفتخر کردی، بچه جون
دیگه وقتش بود به یه دردی بخوری
آقایون، میشه لطفا بهم توجه کنین؟
مهمونی تموم شد - ساکت، پولسن -
...میخوام همهاتون لیوانهاتون رو بلند کنین - البته -
...به سلامتی
به سلامتی کسایی که توی خونهامون هستن ،و دوستشون داریم
به سلامتی مردهایی که زندگیشون رو دادن
تا آخرین بخشهای ناشناختهی سرزمینمون رو کشف کنیم
به سلامتی تیم اکتشافی دانمارک
،و به سلامتی شما
که بهم ملحق شدین تا ماموریتشون رو تکمیل کنیم
به سلامتی
به سلامتی
به اونجاش هم میرسیم
!آه
جستجوی طولانیمون طبق برنامه پیش نرفت
یورگنسن گواه این قضیهاس
،همونطور که انتظار میرفت
پیدا کردن نشونههایی از تیم اعزامی که ناپدید شد، سخت بوده
،با این حال
این رو پیدا کردیم
دفتر خاطرات یکی از اعضای تیم
و یه نقشه
که ظاهرا محل سنگچینهای نشانهگذاری شده
رو نشون میده
جایی که میلیوس-اریکسن آخرین یادداشتهاش در مورد سرزمین ناشناخته رو اونجا گذاشته
سنگچین چیه؟
یه توده سنگه که از راه دور دیده میشه
بنابراین قصد دارم یه سفر دیگه بریم
چی؟
یکی دیگه؟
،خب، این بار دورتر ،باید از قلهی یخی بگذریم
تا کشفهایی که جا موندن رو بتونیم برگردونیم
یعنی برنمیگردیم خونه؟
ما واسه همین اومدیم اینجا، پسرها
،بدون این کشفها شمال گرینلند ممکنه از دست بره
و آمریکاییها تصرفش کنن
حالا، یورگنسن نقص عضو شده
،و من نمیتونم تنهایی از پسش بربیام
یعنی یکی از شما پسرهای خوششانس یه فرصت تکرارنشدنی داره
یه داوطلب لازم دارم که همراهم بیاد
هنوز کسی داوطلب نشده؟
شوخی میکنی دیگه؟
پاهای یورگنسن نابود شده
بعدش نوبت تو نیست، لاوب؟
خفه شو، پولسن. بعضیهامون زن و بچه داریم
چرا هیچکدومتون دلش نمیخواد باهاش بره؟
نقشه رو دیدی دیگه
مثل اینه که از مسکو تا رم پیاده بری و دنبال یه توده سنگ بگردی
تازه این کار رو باید با ناخدا انجام بدی
آیور خوب میشناستش
قبل از اینکه سوار کشتی بشه کاملا میشناختش، درسته؟
،در موردش خونده بودم
ولی همه همینطور بودن، درسته؟
،همه طرفدار ناخدا نیست
آیور آیورسن
همه خوندن بلد نیستن. درسته، آنگر؟ - !بیا این رو بخون -
!یالا
ناخدا
همم
...من
...داشتم فکر میکردم
...نمیدونم تا الان چند تا داوطلب دارین
هیچ داوطلبی ندارم
منظورم اینه که
به لحاظ فنی، من دیگه شغلی ندارم
همم
،تا زمانی که اینجا لنگر انداختیم نیازی به راه انداختن موتور کشتی نیست
،دوست دارم باهاتون بیام اگه بهم اجازه بدین
،با اسلحه خوب کار میکنم و دارم یاد میگیرم چطوری سورتمهی سگها رو برونم
واقعا دوست دارم بیام، ناخدا
.بهش فکر میکنم ممنون، آیورسن
ممنون، ناخدا
پولسن، اون قلادهها رو بده به من
آیورسن داره چیکار میکنه؟ - یالا -
انگار کمک لازم داره - همینجا بمون -
!هی! هی
همهاتون اینجا بمونین، باشه؟
خیلی خب
!هی! هی
!هی، وایستین
!همونجا بمونین
تو باهاش حرف بزن - !هی -
بیا، بذار کمکت کنم
آیورسن، سگها واسه تو کار میکنن
این رو یادت باشه
،بیرون روی یخ
هر سگ میتونه از اول 45 کیلو وزن حمل کنه
،وقتی اون 45 کیلو کمتر بشه
خب، دیگه نیازی به اون سگ پیدا نمیکنی
،واسه همین به بدترین سگ شلیک میکنیم
و میدیم به خورد بقیهاشون
پس، آیورسن، باهاش دوست نشو
شنیدی آیورسن داوطلب شده؟
بله، قربان - نظرت در موردش چیه؟ -
آیورسن؟ - آره -
...اه
پسر خوبیه
خیلی شجاعه
شخصیت قدرتمندی داره
کنار سگها دیدیش؟
معلومه که یکم باید بیشتر تلاش کنه تا بهتر بشه
ولی به نظرت میتونه از پسش بربیاد؟
به نظرم آره
مرخصی
.مسخره نشو مطمئنا خیلی سنگینه
باور کن، اون غرقشدنی نیست
تا الان یه میلیون دلار خرجش کردن
توربینهای ترکیبی و موتورهای متناوب داره
تضمین شده که با سرعت 21 گره دریایی حرکت میکنه
میشه لطفا یکی حرفهاش رو ترجمه کنه؟ - چی داری میگی؟ -
کشتی آلاباما به معیارهای بالات نمیخوره؟
،در مورد این چیزها با ناخدا حرف بزنی در عرض دو روز یه تیر توی مغزت خالی میکنه
آره، معمولا میگم پولسن داره چرت و پرت میگه
،ولی باید باهاش موافقت کنم جرات ندارم دو کلام باهاش حرف بزنم
ناخدا اونقدر هم بد نیست
،باید بگم، آیور فکر کنم عقلت رو از دست دادی
در مورد سورتمهسواری و زنده موندن روی یخ با دمای 40 درجه زیر صفر چی میدونی؟
آره و خرسهای قطبی و همهی چیزهای ترسناکی که اون بیرون هستن
فکر کنم دیگه کنترل سگها دست آیور اومده
واسه تغییر عقیدهات دیر نشده، آیور
این سومین سفرم به اینجاست و هنوز از اون سگهای لعنتی متنفرم
،اگه نژادشون خالصتر از این باشه تبدیل به ساندویچ میشن
نه، بیخیال. اونا فوقالعادهان
،وقتی یاد بگیری به سگ رهبرت اعتماد کنی یه جورایی همه چی سر جای خودش قرار میگیره
.مال من بیورن هستش به بقیهاشون نظم میده
همهی کارها رو خودش میکنه
!اوه
!آیور و سگ جدید مورعلاقهاش بیورن رو ببین
حس میکنم ناامیدت کردم
اه
باید به خودت برسی
در ضمن، آیورسن پیشقدم شده
چیه؟
اون یه مکانیکه
اگه موتورمون توی ریکیاویک خراب نمیشد اصلا به این سفر نمیآوردیمش
فقط مراقب آلاباما باش
باید این رو بگم
دیگه جوون نیستی
داری زندگی خودت و آیورسن رو به خطر میاندازی
میخوای بدون تلاش تسلیم بشیم؟
تلاشمون رو کردیم دیگه
نهایت تلاشمون رو کردیم
مزخرف نگو
نایا چی پس؟
انتظار داری منتظرت بمونه؟
چیزی واسه ثابت کردن نداری - این در مورد من نیست -
دستورات کمیته واضح بودن
یخ دریا تا ماه جولای آب میشه
اگه تا آگوست و قبل از یخ زدن دریا برنگشتیم، برین
اساسا داری تنهایی میری - این یه دستوره -
،آیورسن بهترین شخصه که حاضره این سفر رو بیاد حتی اگه تنها شخص موجود نباشه
،به نگرانیت احترام میذارم ولی فردا حرکت میکنیم
چشم، ناخدا
آیور، نزدیک ناخدا وایستا
آره، خودشه
سه، دو، یک
عالیه
ممنون
موفق باشین - ممنون -
ممنون
ماه آگوست میبینمت
!مراقب خودتون باشین، دوستان
تو هم همینطور، ناخدا - براتون آرزوی موفقیت داریم -
موفق باشین
No comments yet. Be the first to leave one.