Infiltrate

Infiltrate

Muat Turun Sari Kata Farsi/persian

Maklumat siaran

Infiltrate 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ulasan oleh Samurai_EP

Tag

webdl
machine_translated
Diterbitkan pada: 2026-07-01
Muat Turun: 10
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi/persian

200 baris pertama.

‫(موسیقی ناآرام)‬

‫(صدای زنگوله از دوردست)‬

‫(موسیقی ناآرام)‬

‫(ضربه زدن با دست)‬

‫(موسیقی غمگین ادامه دارد)‬

‫- یا تمام شب اونجا وایمیسی یا میذاری بیام تو؟‬

‫- بفرمایید داخل.‬

‫ایست.‬

‫رویت را برگردان.‬

‫(موسیقی غمگین ادامه دارد)‬

‫باشه، بیا دیگه.‬

‫(موسیقی غمگین ادامه دارد)‬

‫بفرمایید.‬

‫(موسیقی غمگین ادامه دارد)‬

‫(مرد در حال خرناس کشیدن)‬

‫(افرادی که به زبان خارجی صحبت می‌کنند)‬

‫- تمیز.‬

‫تمیز و زیبا.‬

‫هرگز تصور نمی‌کردم نیلوفر آبی زیباتر باشد‬

‫از گل واقعی بهتره‬

‫من گای هستم.‬

‫- قراره این کارو بکنیم یا چی؟‬

‫(افرادی که به زبان خارجی صحبت می‌کنند)‬

‫دلت یه کم معاشقه نمیخواد‬

‫قبل از معامله؟‬

‫- من جاهایی برای بودن دارم.‬

‫(مردی که به زبان خارجی صحبت می‌کند)‬

‫- اجناس اونجاست.‬

‫پول کجاست؟‬

‫(افرادی که به زبان خارجی صحبت می‌کنند)‬

‫(موسیقی پرانرژی)‬

‫(مرد همچنان به زبان خارجی صحبت می‌کند)‬

‫(موسیقی دراماتیک) ‬

‫(مردی که به زبان خارجی صحبت می‌کند)‬

‫(موسیقی دراماتیک ادامه دارد) ‬

‫(موسیقی پرانرژی)‬

‫(خنده اراذل و اوباش)‬

‫(موسیقی دراماتیک) ‬

‫(موسیقی دراماتیک ادامه دارد)‬

‫(موسیقی دراماتیک) ‬

‫(موسیقی آرام و دلهره‌آور)‬

‫- بیا، برو.‬

‫(موسیقی دراماتیک) ‬

‫(مرد فریاد می‌زند)‬

‫(موسیقی دراماتیک ادامه می‌یابد) ‬

‫- چرخ‌هایمان را اینجا می‌چرخانیم‬

‫با برخی از این سربازان تازه استخدام شده،‬

‫هرچند خوب هستند،‬

‫اما آنها، آنها فاقد تجربه هستند.‬

‫- او تجربه میدانی دارد،‬

‫متعهد است و روی لافلور کار اطلاعاتی انجام داده است‬

‫به مدت چهار سال.‬

‫- او فرانسوی هم صحبت می‌کند.‬

‫- زبان مادری.‬

‫- فکر می‌کنی اون هر چیزی که لازمه رو داره؟‬

‫شنیدم که مجبور شده مدتی مرخصی بگیرد.‬

‫(موسیقی دراماتیک)‬

‫- حالا از اون گذشته.‬

‫- باشه.‬

‫- با من بیا، مامور چن.‬

‫می‌توانید استراحت کنید، ماموریت با موفقیت انجام شد.‬

‫(موسیقی ناآرام)‬

‫با تشکر از اطلاعات شما،‬

‫ما اکنون نیکولای را در بازداشت داریم‬

‫و محل معامله بعدی مارسل را بدانم.‬

‫- خبر خیلی خوبیه.‬

‫- مردی که همین الان از اینجا رفت، آقای وایت است.‬

‫او یک واحد تخصصی را اداره می‌کند.‬

‫فکر کنم چند سال پیش اپلای کردی.‬

‫- بله خانم، درسته.‬

‫- یک عملیات ضربتی روی مارسل در حال انجام است.‬

‫فردا هنگام طلوع آفتاب برگزار شود .‬

‫او معتقد است که شما باید رهبری را به دست بگیرید.‬

‫- من، خانم؟‬

‫- کی بهتر از این می‌تونه اینو بیاره خونه؟‬

‫- نمی‌دونم چی بگم.‬

‫- شما بله می گویید.‬

‫این شانس توئه.‬

‫من متوجه هستم.‬

‫تعادل بین کار و زندگی آسان نیست.‬

‫کاری که ما اینجا انجام می‌دهیم، لیلی، سخت است‬

‫و نیاز به فداکاری دارد.‬

‫(موسیقی ملایم)‬

‫- سلام عزیزم، همه چی روبراهه.‬

‫من نمیتونم صبر کنم‬

‫برای اینکه کمی آرامش و سکوت از شلوغی شهر دور شوم.‬

‫- آره، خیلی خوب میشه.‬

‫- همه چی اوکیه؟‬

‫به نظر کمی سرسری می‌آیی.‬

‫- اوه نه، چیزی نیست،‬

‫- ها؟ - وای.‬

‫- یکی جدید گرفتم.‬

‫(لیلی می‌خندد)‬

‫یک بودایی وارد یک بار می‌شود‬

‫و او می‌گوید، می‌توانی مرا با همه چیز یکی کنی؟‬

‫- باشه، باشه. - چون اون یه بوداییه.‬

‫موسیقی دوست داری؟‬

‫- نه. - سی‌دی‌ها؟‬

‫- نه.‬

‫(موسیقی ملایم ادامه دارد)‬

‫- نردبان من را جابجا کردی؟‬

‫چون بهش نیاز داری.‬

‫- چرا؟‬

‫- برای اینکه به سطح خودم برسم.‬

‫(موسیقی ملایم ادامه دارد)‬

‫بنابراین رئیسم با این ایده تماس گرفت‬

‫از اینکه من شروع به کار از راه دور کردم.‬

‫نظر شما چیست؟‬

‫می‌توانست از شهر خارج شود.‬

‫هزینه‌هایمان را کاهش دهیم.‬

‫تازه اگر این کار را بکنیم، می‌توانیم با یک حقوق هم زندگی‌مان را بگذرانیم.‬

‫باشه، لیل، ولش کن.‬

‫چیزی خاموش است.‬

‫این تو نیستی که یه قدم عقب میری.‬

‫- می‌دانم، اما آنها می‌خواهند من در این مورد پیشقدم شوم.‬

‫خودت میدونی که چقدر برام مهمه .‬

‫- بود.‬

‫من سال‌هاست که لافلور را تعقیب می‌کنم .‬

‫- لیلی ، تو داشتی اطلاعات جمع می‌کردی .‬

‫و شما کار فوق‌العاده‌ای انجام داده‌اید .‬

‫اما چرا نمی‌گذاریم کس دیگری آن را از اینجا ببرد؟‬

‫تو توی میدان.‬

‫سلام.‬

‫ما قبلاً این مسیر را رفته‌ایم .‬

‫- این فرق داره. - چطور؟‬

‫- اگر اوضاع خوب پیش برود،‬

‫شاید بالاخره فرصتش را پیدا کنم.‬

‫- بذار بهت بگم این چطور پیش میره.‬

‫تو با ساعت‌های دیوانه‌وار، شب‌های تا دیروقت‬

‫و من اینجا منتظرم.‬

‫دیگه نمی‌خوام منتظر بمونم.‬

‫- این موضوع چیزی فراتر از من یا ما است.‬

‫این در مورد ایجاد مکانی امن‌تر برای خانواده آینده ماست.‬

‫(موسیقی ملایم)‬

‫- باید قدم بزنم.‬

‫منتظر نمان.‬

‫- جان.‬

‫جان.‬

‫(موسیقی ملایم ادامه دارد)‬

‫- بله.‬

‫این سنت است.‬

‫من یکی را در ابتدای سفر می‌گیرم.‬

‫در آخر یکی را دریافت می‌کنید.‬

‫(موسیقی ملایم ادامه دارد)‬

‫(زنگ تلفن)‬

‫- سلام؟‬

‫- کی؟‬

‫تو کی هستی؟‬

‫- جان، تویی؟‬

‫- اسمت چیه؟‬

‫- چی؟ - اسمت چیه؟‬

‫- جان.‬

‫جان ریچاردسون.‬

‫- جان!‬

‫- و من چه چیزی را در دست دارم، جان؟‬

‫- من، من نمی‌دانم.‬

‫من چی هستم؟‬

‫- من چه چیزی را در دست دارم؟‬

‫- تو داری نگه میداری‬

‫یک چکش.‬

‫- مامور چن،‬

‫آیا توجه شما را جلب کرده‌ام؟‬

‫- این کیه؟‬

‫- اگر می‌خواهی شوهرت را زنده ببینی،‬

‫دستورالعمل‌های من را دنبال کن.‬

‫ده دقیقه وقت داری به آدرسی که برات می‌فرستم برسی.‬

‫اگر کاری غیر از آنچه من می‌خواهم انجام دهی، جان می‌میرد.‬

‫(موسیقی پرانرژی)‬

‫- جان.‬

‫(دور موتور بالا می رود)‬

‫(موسیقی پرانرژی ادامه دارد)‬

‫(صدای بوق)‬

‫(موسیقی پرانرژی ادامه دارد)‬

‫(زنگ تلفن)‬

‫- تبریک می‌گویم، لیلی.‬

‫تو با یه زمان رکوردشکن به اینجا رسیدی .‬

‫- از من چی می‌خوای؟‬

‫- توی صندلی عقب، دو تا کیف پیدا می‌کنی.‬

‫در سمت چپ را باز کنید.‬

‫(موسیقی دلهره‌آور)‬

‫قرار است ملاقاتی بین یک مخاطب انجام شود‬

‫که با نام مستعار لوتوس و مردی به نام گای شناخته می‌شود.‬

‫- گای، مثلِ مأمورِ لافلور؟‬

‫- دقیقاً.‬

‫قرار است نقشی بازی کنی.‬

‫لوتوس کسی است که گای هرگز او را ندیده است.‬

‫وظیفه شما جلب اعتماد اوست‬

‫و وقتی لحظه مناسب فرا رسید، او را از بین ببرید.‬

‫- نه نه.‬

‫فراموشش کن، من این کار را نمی‌کنم.‬

‫- فکر می‌کنم موفق خواهی شد‬

‫اگر برای جان ارزش قائل هستید.‬

‫به فروشگاه مبلمان بروید.‬

‫چهار بار در بزنید.‬

‫(موسیقی دلهره‌آور)‬

‫(لافلور به زبان فرانسوی صحبت می‌کند)‬

‫(مردم در حال دعوا)‬

‫(مردی که فرانسوی صحبت می‌کند)‬

‫(مرد سرفه می‌کند)‬

‫(هر دو به زبان فرانسه صحبت می‌کنند)‬

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left