200 baris pertama.
..::کتاب روز قيامت::..
"هُتِل "ماريانا
هفتاد و چهار(74) اتاقِ داره
و هر 74 اتاق مُشرِف به اقيانوسَن
اونجا رو ديدي؟
کُدوم پنجره مُشرف به اقيانوسه؟
... "هي،"هو آ يو- بله؟-
بخور،سريعتر بخور
عزيزم،لباس شنام رو بايد همرام بيارم؟
...به هر حال که منو همراهتون نميبرين
نبايد اينو بيارم؟- ...تصميم با خودته-
انگار شما نميدونيد که خدمت سربازيه من به همين زوديا تموم ميشه،درسته؟
من فکر نميکردم که اين موضوع بَرات مهم باشه
تو هرشب تمام وقت داري توي اون مرکزِ تحقيقات کار ميکُني
ولي وقتي داري خدمت سربازي ميکُني نميتوني از کشور خارج بشي
من فکر ميکردم تمام سربازا قراره بِرَن "عراق" يا يه همچين جايي
تو چرا نَرَفتي؟ آه،يادم نبود،تو سرباز نيستي
ميخواي يه(سرباز)باشي؟
...من از اون سربازا نيستم که
پس چي؟
...خواهر
من تمام مشروباي توي قفسه هارو نشونه گذاري کردم.پس بهتره بهشون دست نزني
...ضمناً
اون دسته از دوستات رو نيار خونه که فقط ميخوان مشروب بخورن و خوش بگذرونن يا اونايي که توي دردسَر ميندازَنِت
بله
به هر حال از اونجايي که تو خيلي ...براي خدمت به کشور تلاش ميکُني
مامان روت حساب ميکنه
*زباله ها بايد از هم جدا بشَن*
*يادت باشه لباساي کثيف رو بشوري*
عزيزم،به نظرت بايد لباسام رو عوض کنم؟
نه،نه...اين خيلي خوب بنظر مياد
..::داستان اول : نسل جديد::..
زباله هارو جدا کُن لباسا رو بشور،زمين رو گَردگيري کُن
تمومي نداره
*شما يک پيغامِ جديد داريد*
...شاسکول،چرا تو هيچوقت جواب تلفُناتو نميدي؟واقعاً
سريع آماده شو و بيا بيرون
منتظر گُذاشتن يه خانوم کار شرم آوريه
صبر کُن،بذار کيسه زُباله رو پيدا کنم
اون واقعاً زيباست،واقعاً مهربون به نظر مياد حتي هيکَلِ خوبي هم داره
...دنبالِ کيسه زُباله ام
دست از خيالبافي بردار
يادت باشه چيزي که توي ظرفِ گُلدار هست رو دور بريزي
کثافت
لعنتي
من فقط تا همينقدر ميگم
به هر حال تو بايد قبل از 7 اونجا باشي نبايد دير کُني،من قطع ميکنم
سطل زباله
به سلامتي
تو واقعاً با خوردن گوشت مُشکلي نداري؟- نه-
چرا تو هميشه عکس ميگيري؟
من ميخوام تَک تَکِ لحظات رو به خاطر بِسپُرَم
چه شاد باشن چه غمگين تمام لحظاتي رو که ميگذَرَن ضبط ميکنم
به نظرت عجيبه؟
نه،خيلي هم باحاله
گوشت کباب شُده
آشپزخونه ما اغلب سِرويسِ رايگان ميده اين رو الان همراهِ گوشت تازهء گاو تحويل گرفتيم
گارسون؟- بله،اومَدَم قربان-
جيگرِ گاو؟
اين واقعاً لذيذه
اين چرا پوست سيب توشه؟
بهتره بخوري
...نه
من بهتره برَم خونه
يو مي" من فردا بايد برگردم به مرکز تحقيقات"
خونهء من نزديکتره چرا قبل از رفتن يه استکان چاي نخوري؟
ديروز گفتي که خانوادَت رفتن تعطيلات و نميخواي بِري خونه
نه...ديروز ديروز بود،امروزَم اِمروزه
اُپا" تازه 3 روزه که ما با هم قرار ميذاريم"
مردُم ميگَن بعد از يکماه ممکنه که (2 نفر) از همديگه خسته بِشَن
يو مي" من واقعاً دوستت دارم"
يو مي" م..م..من از اون جور آدما نيستم" "من واقعاً عاشقتم."گيم يو مي
گيم يو مي" من ميخوام باهات ازدواج کنم"
اما،تو...چرا از من خوشِت مياد؟
دقيقاً،همين عجيبه سَبکِ "اُپا" اون جور نيست که خيلي از زَنها دُنبالِشَن
به ويژه اگه طَرَف زَنِ کلاس بالايي مثل من باشه
چرا اينقدر گرفته اي؟
چشماي "اُپا" شبيهه چشماي يه توله سگه
...مهربون و صادق
...پس من تو منو دوست داري چون من شبيهه يه سَگَم؟
نه،بخاطر اينکه احساس ميکنم تو فقط منو دوست داري
احساس ميکنم حتي وقتي که به مرکز تحقيقات ميري فقط در مورِد من تحقيق ميکُني
من ميخوام فقط در مورد تو تحقيق کنم
...اُه،ولي "اُپا" ،صورَتِت،صورَتِت
اُه،چرا؟
آه خداي من داري چيکار ميکُني؟
اُپا" اونا رو بيخيال،فقط بيا بِريم"
صبر کُن،صبر کُن
من بايد يه درسي بِهِت بِدَم
چي باعث شُده که يه دانش آموز اين موقع از نصفه شب اينجا باشه و زود نَره خونه؟
بخصوص تو
...خداي من
...من بايد يه چيزي به اون بگم،وِلَم کُن
...وايسا،همين الان وِلِش کُن
فکر کردي داري چه غلطي ميکُني؟
تو حتي نميدوني کُجا يي
حالِتو گرفتم،دُرُسته؟
اين ديگه چيه؟
اَلو؟
"اُپا"
!يو مي!يو مي
در واقع تو بايد اون عکسا رو پاک کُني
من از اوناش نيستم
عجب گاوِ خَريه؟ اين گوشت واقعاً بوي گَند ميده
*ده (10) تيکه گوشت راسته*
شامِ دورِ هَميه افرادِ* *"حقوق بين الملل شعبه "سئول
مايک" معلم زبانِ انگليسي"* *سه (3) وعده از تکه هاي اسرار آميز
گيم يه دو" طراح"* *سه (3) وعده فيله
الو؟- بچه ننه-
کجاي کار اشتباه بود؟
...نميدونم امروز روز عجيبي بود،بايد ديوونه شده باشم
ديگه از زَنا خوشِت نمياد؟ نکنه تمايلات جنسيت رو تغيير دادي؟
اين چطور ممکنه؟ من "يو سِئوک وو" هستم،قُزميت
ميخوام يه شانسِ ديگه بهت بدم،همين الان بيا- هان؟-
هان چي؟
کُجا؟- کلوپ کنارِ "هانگ دائه" سريع بيا-
گرفتم،خيلي زود ميام
چطور بود؟- خيلي حال داد-
موزيکِ خوبيه،مگه نه؟
...اونجارو،اونجا
اونا مَستَن؟
لعنتي،خفه شو
چرا منو ميزني؟
...هِي،تو
زيادي خوردي؟
نميدونم
سَرَم ضربه خورده،سَرَم
امروز...فقط...احساسِ پوچي ميکُنم کاملاً عقل از سَرَم پريده
هِي،من ميدونم
...تو...فقط
بخاطره اينه که خيلي وقته اينجور جاها نيومدي
هي،بِزَن بِريم
گمونم به فاک رفتم
هي،سريعتر بيا بِريم بيرون فکر کردن رو بِذار براي بعد،باشه؟
حال ميده؟
...صبر کُن،صبر کُن
صبر کُن،من ميخوام برَم خونه
من ميخوام برَم خونه
بايد برَم خونه
اين ديگه چيه؟چيه؟چيه؟ ...منو نَزَن،منو نَزَن
منو نَزَن
بُرو بيرون
حرومزادهء لعنتي
سگ پِدَر چهار تا تيکه گوشت خورده چه زوري پيدا کرده
لعنتي
احتمالاً شما متوجه شروع* *مقابله با ويروس آنفولانزا شديد
*تعدادِ قربانيانِ اين آنفولانزا رو به افزايش است*
*علائم اين آنفولانزا بسيار واضحه*
*و مانند حوادث گذشته ميباشد*
*و درمان آن نيز بسيار دشوار است*
:علائمِ اوليه عبارَتَند از* *عرق کردن،تب و سَردرد
*در ابتدا مانند آنفولانزاي معمولي به نظر مياد*
*ولي بعد از نيمي از روز يا يک روزِ کامل*
*اين (ويروس) به شدت تغيير شکل ميده*
*اين ويروس ناشناخته*
*يک توطئَست يا مَنشَع ديگري داره؟*
*..اجازه بديد خوش آمد بگيم به "لي هون جو" مدير اجراييه*
سازمان همبستگيه گزارشگران* *و بخوايم که وضعيت رو برامون تجزيه تحليل کُنن
*خواهش ميکنم بفرماييد*
بله،قبل از اينکه وارد اين بحث بشم* *ميخوام در ابتدا موضوعي رو بيان کنم
من احساس ميکنم* *براي صحبت کردن در مورد چنين مشکلاتي
*ما نبايد تبعيض آميز يا تهاجمي برخورد کنيم*
*چون ما در گذشته ديدگاهِ متفاوتي از مشکلات داشتيم*
*...الان ديگه اون نسل (قديمي) حظور ندارن،پس*
من ميخوام از فرصت استفاده کنم* *و از روش امروزي موضوع رو بررسي کنم
*تا نتيجه بگيريم*
بر اساس مدارک و شواهدي که ميتونه* *توسط هرکسي جمع آوري شده باشه
*ما نميتونيم نگران نباشيم*
*چون ما اولين ميزبانِ اين ويروس (ناشتاخته) هستيم*
*ميشه لطفاً توضيح بديد؟*
بله،موضوع امروز احتمالاً بايد* *اولين مورِد از اتفاقاتِ غير قابلِ توضيح در قرن 21 " باشه"
در حال حاظر پديدهء اينترنتي اي* *وجود دارد که درک آن بسيار سخت است
*اسم اين پديده "پانيک"ه*
در اَواخِرِ شبِ گذشته اتفاق عجيبي* *در اين سايت (اينترنتي) رُخ داده
*پس از وقفهء کوتاهي در سِروِر اين سايت*
(علائمي از وجود ويروس در تمامي شخصيتهاي (سايت* *(بوجود آمده و باعث درگيري بينِ (شخصيتهاي سايت شُد
اولش فکر کردم که يک شخص معلوله* *اما رنگِ چشماش به طورِ ناگهاني زرد شُدن
*به هر حال اين واقعاًغيرِ طبيعيه*
*اون ضاهراً يه رهگُذَر بود*
*ولي تمامِ بدنش غَرقِ خون بود*
*ببين،اين نمودار بهت حس "دِژاوو" بودن نميده؟*
به عبارتِ ديگه* *...در انتخاباتِ سال 2004
*سخنگو "لي" بايد در رابطه با موضوع امروز صحبت کنيد*
اين به موضوع مربوطه* *لطفاً بقيَشو گوش کنيد
*...اين تعدادِ آرائيه که*
*...حزبِ اول در طول دورهء انتخابات 2004*
ما فقط ميخوايم نگاهي به دلايل بُروزِ اين* *ويروس و مسائل پشت پردهء اين قضيه بندازيم
*اين چه ربطي به انتخابات داره؟*
نحوهء پخش غذا در طول نمايندگيه* *حذب اول دليلِ شيوعِ اين ويروسه
*من مدارکي دارم که اين موضوع رو ثابت ميکنه*
*براي مثال شما نميتونيد رفتارِتون روکنترل کنيد*
*و يا خيلي ناگهاني پرخاشگَر ميشين*
در حالِ حاظر اين ويروس* *داره به سرعت گسترش پيدا ميکنه
*و در يک طيف وسيعتر نسبت به سال 2010*
اکنون پزشکانِ حرفه اي* *به ديدگاههاي مشترکي رسيده اند
آنها معتقدند که فاش شدن هويت واقعيه ويروس باعث* *ميشه که با سرعت بيشتري بتونن ويروس رو کنترل کنن
ما بايد يه طرح ويژه براي بدترين* *اتفاقي که ممکنه بيفته داشته باشيم
*از منظر حفاظت کشور*
ما بايد فداکاري و از خود گُذشتگي کُنيم* *اين ديدگاهه منه
ما حتي نميدونيم منشاء اين قضيه چيه* *چطور ميتونيم فداکاري کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.