Patience

Patience

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Patience S02E08 Hostage 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-NESTED
Ulasan oleh NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-02-12
Muat Turun: 54
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫قربان، ما منتظرتون نبودیم.

‫فرمانده ارشد فیلد ‫در حال حاضر در دسترس نیست،

‫پس فعلا با من طرفید. ‫اوضاع از چه قراره؟

‫ساختمون ها تخلیه و پلمب شدن.

‫- گروگان هم داریم؟ ‫- حداقل دو نفر، شایدم بیشتر.

‫مظنون از زندان انموث فرار کرده.

‫خواسته ای هم داشته؟

‫هنوز نه، داریم سعی میکنیم ‫باهاش ارتباط بگیریم.

‫آخه چرا باید توی یه اداره پلیس سنگر بگیره؟ ‫اینجا که بانک نیست.

‫لنس میلر هستم، ‫تیم عملیات سلاح گرم.

‫اینجا یه کم شلوغ پلوغ نیست؟ ‫اینا کین؟

‫سرجوخه هانتر و کاراگاه اکبری، ‫از تیم جنایی هستن.

‫ما با بخش سوابق کیفری ‫همکاری نزدیکی داریم.

‫بازرس مونرو کجاست؟

‫نمیدونیم، بین کارمندایی که تخلیه شدن نبود.

‫براش پیام فرستادم، پیداش میشه.

‫خیلی خب، یه قهوه برامون میاری؟

‫این رئیس سابق مونروئه.

‫ظاهرا خیلی آدم بدعنقیه.

‫داریم سعی میکنیم ‫با گروگان گیر ارتباط برقرار کنیم.

‫خیلی خب بچه ها، هیس، ساکت باشین.

‫من کلانتر کالوم بنکس هستم،

‫ساختمون رو محاصره کردیم.

‫بیاین سعی کنیم یه راه حل ‫مسالمت آمیز پیدا کنیم، باشه؟

‫فکر خوبیه.

‫مونرو؟

‫ ‫فصل دوم - قسمت هشتم

‫خدایا به من آرامشی بده تا بپذیرم

‫چیزایی رو که نمیتونم تغییر بدم،

‫شجاعتی تا تغییر بدم چیزایی رو که میتونم...

‫و خردی که تفاوت این دوتا رو بفهمم.

‫پیشنس. همه چی مرتبه؟

‫آره، فقط اینجا پیش یه زنی هستم که میگه

‫قربانی اشتباه قضایی شده.

‫خب، باید با یه وکیل حرف بزنه.

‫خب، من بهش گفتم که ‫میتونه با شما حرف بزنه.

‫چی؟ نه،

‫من الان وقت ندارم به یه آدم غریبه ‫از توی خیابون جواب پس بدم.

‫اوم، فکر نکنم غریبه باشه. ‫میشه فقط بیای، لطفا؟

‫باشه، خیلی خب. بیا منو ببین.

‫توی اون کافی شاپ جدیده سر نبشم.

‫ایشون نیکولا بارکلی هستن.

‫سلام. بازرس مونرو هستم.

‫خب، قضیه چیه؟

‫من به اشتباه به جرم قتل محکوم شدم.

‫قتل؟

‫۱۵ سال پیش، حامی من توی گروه ترک اعتیاد

‫توی خونه اش در حالی که ‫چاقو خورده بود پیدا شد.

‫نه. نه!

‫ولی وقتی من رسیدم اونجا، ‫اون مُرده بود و من ترسیده بودم.

‫خون دیوید روی لباسای من بود ‫و من... مست بودم.

‫حالم اصلا خوش نبود.

‫فرار کردم و پلیسا فرداش ‫منو توی خونه پیدا کردن.

‫هیچکس حرف یه آدم الکلی رو باور نمیکنه.

‫فکر میکردن انگیزه ات چی بوده؟

‫خب، میگفتن من میترسیدم ‫اون قضیه دوباره مست کردنم رو

‫به خدمات اجتماعی گزارش بده،

‫و بگه مادر لایقی نیستم، ‫برای همین میخواستم ساکتش کنم.

‫فکر میکردن حامیت رازدار نباشه؟

‫تا جایی که من میدونم، رازداری توی

‫گروه های حمایتی اعتیاد خیلی مهمه.

‫منم همین رو به پلیس گفتم.

‫من هیچ نقشی توی اون ماجرا نداشتم. ‫ولی با این حال ۱۵ سال حبس کشیدم.

‫یا خدا! واو. کِی آزاد شدی؟

‫همین چند روز پیش.

‫این گزارش پلیسه.

‫این... این مال منچستره.

‫و کالوم بنکس بازرس پرونده بوده؟

‫آره.

‫اوم، یه چیزی کمه.

‫یعنی هیچ مظنون دیگه ای نبود؟

‫میتونین کمک کنین؟

‫خب، به نظر من،

‫تحقیقاتی که توسط

‫تیم بازرسی انجام شده، ‫بی پایه و اساس و سرسری بوده.

‫از کالوم بنکس بعید نبود.

‫هی، بفرما بشین.

‫هر وقت خبری شد بهت میگیم.

‫اون نیکولاست.

‫نیکولا، تو نباید اینجا باشی.

‫باشه.

‫بیا آروم باشیم.

‫باشه.

‫اسلحه رو بده به من، نیکولا.

‫اسلحه رو بده به من، نیکولا.

‫داری چیکار میکنی، نیکولا؟

‫ظاهرا توی بخش سوابق کیفریه.

‫صبر کن، این جدیه؟ ‫میدونیم پیشنس کجاست؟

‫دارن ساختمون رو پلمب میکنن.

‫باید بریم پیشـ...

‫تیم واکنش مسلحانه تو راهن. ‫زود باش، بیا بریم.

‫نمیتونم به سرور خارجی وصل بشم. ‫بخش سوابق کیفری رو ایزوله کردن.

‫خب؟

‫اوم، خب، یعنی نمیتونم ‫با منچستر ارتباط بگیرم.

‫حتما یه راه دیگه ای هست.

‫پیداش کن.

‫اوم، من...

‫من...

‫اوم...

‫باید جواب اونو بدی.

‫نشونه خوبیه.

‫یعنی میخوان مذاکره کنن.

‫فقط... فقط وقت لازم دارم فکر کنم.

‫من فقط...

‫تو... تو.

‫من کلانتر کالوم بنکس هستم.

‫ما ساختمون رو محاصره کردیم.

‫بیاین سعی کنیم یه راه حل ‫مسالمت آمیز پیدا کنیم، باشه؟

‫فکر خوبیه.

‫مونرو؟

‫اوم، بلندگو رو قطع کن، باشه؟

‫داری چه غلطی میکنی مونرو؟

‫شاید نیکولا بارکلی رو یادت بیاد.

‫اون یه قاتل و فراریه.

‫از این بابت مطمئنی؟

‫اون چی میخواد؟

‫میخواد پرونده اش دوباره بررسی بشه.

‫ما با مجرما معامله نمیکنیم.

‫هنوز سعی نکردی خلع سلاحش کنی؟ ‫اون فقط یه زنه.

‫یه زن با اسلحه میتونه همونقدر ‫آسیب بزنه که یه مرد با اسلحه.

‫خیلی خب مونرو، چرت و پرت بسه. ‫داریم میایم تو.

‫میتونی صبر کنی؟

‫بهم یک ساعت وقت بده، ‫من این قضیه رو مسالمت آمیز حلش میکنم.

‫نه. به هیچ وجه.

‫فکر کنم دلت نمیخواد خبر کشته شدن ‫آدما توی اخبار پخش بشه، نه؟

‫باشه. یک ساعت وقت داری.

‫بعد از اون، حمله رو شروع میکنیم.

‫یه راه نفوذ پیدا کنین.

‫شما گفتین یک ساعت.

‫حتما تا الان یاد گرفتی که ‫نباید به اون اعتماد کنی.

‫منظورت رو نمیفهمم.

‫میفهمی حالا.

‫پیشنس، خوبی؟

‫من... لازم دارم که بری توی مرکز فرماندهی.

‫- کل اونجا پلمب شده. ‫- میدونم.

‫این تنها راهیه که بشه به سوابق کیفری ‫توی منچستر دسترسی پیدا کرد.

‫از اینجا نمیتونم این کارو بکنم.

‫خیلی خب، باشه.

‫باید بریم داخل.

‫بیا بریم.

‫یک، دو، سه...

‫فرستادش؟

‫آره، اوم...

‫حامی تو یه پروفسور بود.

‫شیمی.

‫پرینتش بگیرم؟

‫آره.

‫اون چیه؟

‫اوم، شبیه یه جور رمزه.

‫میتونی رمزگشاییش کنی؟

‫یه کم وقت لازم دارم.

‫میتونم؟

‫آره.

‫وایسا.

‫چیه؟

‫اوم، آخه من همیشه اینجا تنها کار میکنم.

‫امروز نه.

‫اون داره سعی میکنه بی گناهی تو رو ثابت کنه.

‫نیکولا، باید بهش اعتماد کنی.

‫این همون پسره نیست ‫که توی صحنه جرم کار میکرد؟

‫آره. اینجا چیکار میکنه؟

‫اون... دوست پسر پیشنسه.

‫یا بود.

‫خانواده داری؟

‫بچه چی؟

‫یه دختر دارم.

‫جما.

‫اون مهمترین چیز توی زندگیمه.

‫برای همینه که میخوام نامم رو پاک کنم.

‫درباره اش برام بگو.

‫از کجا میدونستی پیشنس با من کار میکنه؟

‫نمیدونستم. داشتم دنبالش میگشتم.

‫توی اینترنت درباره اش مطلب بود.

‫میگفتن توی حل کردن ‫پرونده های سخت نابغه است.

‫آره، هست.

‫اگه برای مرخصی روزانه آزاد بودی،

‫حتما چیزی به پایان محکومیتت نمونده، نه؟

‫کمتر از یه سال.

‫کمتر از یه سال؟

‫چرا صبر نکردی، یه وکیل بگیری ‫و به پرونده ات اعتراض کنی؟

‫چون من به قانون اعتمادی ندارم.

‫آره، کالوم بنکس آدم رو اینجوری میکنه.

‫۲۵ دقیقه.

‫اون ۲۵ دقیقه وقت داره این رو حل کنه.

‫میتونه. از پسش برمیاد.

‫وای، بدجوری یه نوشیدنی میچسبه. ‫معذرت میخوام.

‫نه، نباش. لطفا عذرخواهی نکن.

‫منم همینطور.

‫گفتی که، اوم،

‫درباره گروه های حمایتی اعتیاد میدونستی.

‫آره، روی پرونده هایی توی اون فضا کار کردم. ‫ولی چی شد که گذرت به اونجا افتاد؟

‫پسرم کشته شد.

‫ای وای، متاسفم.

‫تصادف بود، طرف زد و در رفت.

‫نوآ.

‫شش سالش بود.

‫بچه خیلی ماه و باهوشی بود.

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left