200 baris pertama.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
قربان، ما منتظرتون نبودیم.
فرمانده ارشد فیلد در حال حاضر در دسترس نیست،
پس فعلا با من طرفید. اوضاع از چه قراره؟
ساختمون ها تخلیه و پلمب شدن.
- گروگان هم داریم؟ - حداقل دو نفر، شایدم بیشتر.
مظنون از زندان انموث فرار کرده.
خواسته ای هم داشته؟
هنوز نه، داریم سعی میکنیم باهاش ارتباط بگیریم.
آخه چرا باید توی یه اداره پلیس سنگر بگیره؟ اینجا که بانک نیست.
لنس میلر هستم، تیم عملیات سلاح گرم.
اینجا یه کم شلوغ پلوغ نیست؟ اینا کین؟
سرجوخه هانتر و کاراگاه اکبری، از تیم جنایی هستن.
ما با بخش سوابق کیفری همکاری نزدیکی داریم.
بازرس مونرو کجاست؟
نمیدونیم، بین کارمندایی که تخلیه شدن نبود.
براش پیام فرستادم، پیداش میشه.
خیلی خب، یه قهوه برامون میاری؟
این رئیس سابق مونروئه.
ظاهرا خیلی آدم بدعنقیه.
داریم سعی میکنیم با گروگان گیر ارتباط برقرار کنیم.
خیلی خب بچه ها، هیس، ساکت باشین.
من کلانتر کالوم بنکس هستم،
ساختمون رو محاصره کردیم.
بیاین سعی کنیم یه راه حل مسالمت آمیز پیدا کنیم، باشه؟
فکر خوبیه.
مونرو؟
فصل دوم - قسمت هشتم
خدایا به من آرامشی بده تا بپذیرم
چیزایی رو که نمیتونم تغییر بدم،
شجاعتی تا تغییر بدم چیزایی رو که میتونم...
و خردی که تفاوت این دوتا رو بفهمم.
پیشنس. همه چی مرتبه؟
آره، فقط اینجا پیش یه زنی هستم که میگه
قربانی اشتباه قضایی شده.
خب، باید با یه وکیل حرف بزنه.
خب، من بهش گفتم که میتونه با شما حرف بزنه.
چی؟ نه،
من الان وقت ندارم به یه آدم غریبه از توی خیابون جواب پس بدم.
اوم، فکر نکنم غریبه باشه. میشه فقط بیای، لطفا؟
باشه، خیلی خب. بیا منو ببین.
توی اون کافی شاپ جدیده سر نبشم.
ایشون نیکولا بارکلی هستن.
سلام. بازرس مونرو هستم.
خب، قضیه چیه؟
من به اشتباه به جرم قتل محکوم شدم.
قتل؟
۱۵ سال پیش، حامی من توی گروه ترک اعتیاد
توی خونه اش در حالی که چاقو خورده بود پیدا شد.
نه. نه!
ولی وقتی من رسیدم اونجا، اون مُرده بود و من ترسیده بودم.
خون دیوید روی لباسای من بود و من... مست بودم.
حالم اصلا خوش نبود.
فرار کردم و پلیسا فرداش منو توی خونه پیدا کردن.
هیچکس حرف یه آدم الکلی رو باور نمیکنه.
فکر میکردن انگیزه ات چی بوده؟
خب، میگفتن من میترسیدم اون قضیه دوباره مست کردنم رو
به خدمات اجتماعی گزارش بده،
و بگه مادر لایقی نیستم، برای همین میخواستم ساکتش کنم.
فکر میکردن حامیت رازدار نباشه؟
تا جایی که من میدونم، رازداری توی
گروه های حمایتی اعتیاد خیلی مهمه.
منم همین رو به پلیس گفتم.
من هیچ نقشی توی اون ماجرا نداشتم. ولی با این حال ۱۵ سال حبس کشیدم.
یا خدا! واو. کِی آزاد شدی؟
همین چند روز پیش.
این گزارش پلیسه.
این... این مال منچستره.
و کالوم بنکس بازرس پرونده بوده؟
آره.
اوم، یه چیزی کمه.
یعنی هیچ مظنون دیگه ای نبود؟
میتونین کمک کنین؟
خب، به نظر من،
تحقیقاتی که توسط
تیم بازرسی انجام شده، بی پایه و اساس و سرسری بوده.
از کالوم بنکس بعید نبود.
هی، بفرما بشین.
هر وقت خبری شد بهت میگیم.
اون نیکولاست.
نیکولا، تو نباید اینجا باشی.
باشه.
بیا آروم باشیم.
باشه.
اسلحه رو بده به من، نیکولا.
اسلحه رو بده به من، نیکولا.
داری چیکار میکنی، نیکولا؟
ظاهرا توی بخش سوابق کیفریه.
صبر کن، این جدیه؟ میدونیم پیشنس کجاست؟
دارن ساختمون رو پلمب میکنن.
باید بریم پیشـ...
تیم واکنش مسلحانه تو راهن. زود باش، بیا بریم.
نمیتونم به سرور خارجی وصل بشم. بخش سوابق کیفری رو ایزوله کردن.
خب؟
اوم، خب، یعنی نمیتونم با منچستر ارتباط بگیرم.
حتما یه راه دیگه ای هست.
پیداش کن.
اوم، من...
من...
اوم...
باید جواب اونو بدی.
نشونه خوبیه.
یعنی میخوان مذاکره کنن.
فقط... فقط وقت لازم دارم فکر کنم.
من فقط...
تو... تو.
من کلانتر کالوم بنکس هستم.
ما ساختمون رو محاصره کردیم.
بیاین سعی کنیم یه راه حل مسالمت آمیز پیدا کنیم، باشه؟
فکر خوبیه.
مونرو؟
اوم، بلندگو رو قطع کن، باشه؟
داری چه غلطی میکنی مونرو؟
شاید نیکولا بارکلی رو یادت بیاد.
اون یه قاتل و فراریه.
از این بابت مطمئنی؟
اون چی میخواد؟
میخواد پرونده اش دوباره بررسی بشه.
ما با مجرما معامله نمیکنیم.
هنوز سعی نکردی خلع سلاحش کنی؟ اون فقط یه زنه.
یه زن با اسلحه میتونه همونقدر آسیب بزنه که یه مرد با اسلحه.
خیلی خب مونرو، چرت و پرت بسه. داریم میایم تو.
میتونی صبر کنی؟
بهم یک ساعت وقت بده، من این قضیه رو مسالمت آمیز حلش میکنم.
نه. به هیچ وجه.
فکر کنم دلت نمیخواد خبر کشته شدن آدما توی اخبار پخش بشه، نه؟
باشه. یک ساعت وقت داری.
بعد از اون، حمله رو شروع میکنیم.
یه راه نفوذ پیدا کنین.
شما گفتین یک ساعت.
حتما تا الان یاد گرفتی که نباید به اون اعتماد کنی.
منظورت رو نمیفهمم.
میفهمی حالا.
پیشنس، خوبی؟
من... لازم دارم که بری توی مرکز فرماندهی.
- کل اونجا پلمب شده. - میدونم.
این تنها راهیه که بشه به سوابق کیفری توی منچستر دسترسی پیدا کرد.
از اینجا نمیتونم این کارو بکنم.
خیلی خب، باشه.
باید بریم داخل.
بیا بریم.
یک، دو، سه...
فرستادش؟
آره، اوم...
حامی تو یه پروفسور بود.
شیمی.
پرینتش بگیرم؟
آره.
اون چیه؟
اوم، شبیه یه جور رمزه.
میتونی رمزگشاییش کنی؟
یه کم وقت لازم دارم.
میتونم؟
آره.
وایسا.
چیه؟
اوم، آخه من همیشه اینجا تنها کار میکنم.
امروز نه.
اون داره سعی میکنه بی گناهی تو رو ثابت کنه.
نیکولا، باید بهش اعتماد کنی.
این همون پسره نیست که توی صحنه جرم کار میکرد؟
آره. اینجا چیکار میکنه؟
اون... دوست پسر پیشنسه.
یا بود.
خانواده داری؟
بچه چی؟
یه دختر دارم.
جما.
اون مهمترین چیز توی زندگیمه.
برای همینه که میخوام نامم رو پاک کنم.
درباره اش برام بگو.
از کجا میدونستی پیشنس با من کار میکنه؟
نمیدونستم. داشتم دنبالش میگشتم.
توی اینترنت درباره اش مطلب بود.
میگفتن توی حل کردن پرونده های سخت نابغه است.
آره، هست.
اگه برای مرخصی روزانه آزاد بودی،
حتما چیزی به پایان محکومیتت نمونده، نه؟
کمتر از یه سال.
کمتر از یه سال؟
چرا صبر نکردی، یه وکیل بگیری و به پرونده ات اعتراض کنی؟
چون من به قانون اعتمادی ندارم.
آره، کالوم بنکس آدم رو اینجوری میکنه.
۲۵ دقیقه.
اون ۲۵ دقیقه وقت داره این رو حل کنه.
میتونه. از پسش برمیاد.
وای، بدجوری یه نوشیدنی میچسبه. معذرت میخوام.
نه، نباش. لطفا عذرخواهی نکن.
منم همینطور.
گفتی که، اوم،
درباره گروه های حمایتی اعتیاد میدونستی.
آره، روی پرونده هایی توی اون فضا کار کردم. ولی چی شد که گذرت به اونجا افتاد؟
پسرم کشته شد.
ای وای، متاسفم.
تصادف بود، طرف زد و در رفت.
نوآ.
شش سالش بود.
بچه خیلی ماه و باهوشی بود.
No comments yet. Be the first to leave one.