Time of Death

Time of Death

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Time Of Death 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NESTED
Ulasan oleh NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-06-18
Muat Turun: 50
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫تی!

‫تی!

‫تی!

‫برندا!

‫به تاد داولینگ یه آخر هفته مرخصی دادن.

‫مرخصی؟

‫سیاستمدارای خوشگذرون و رویکرد مهربونترشون...

‫و ملایمترشون...

‫داولینگ! وسایل شخصیتو بردار و عوض کن.

‫کارت تموم شده.

‫- الان میرم بیرون؟ ‫- کی... چرا؟

‫هیئت زندان بهت ۴۸ ساعت مرخصی دادن.

‫یه چیزی درباره رفتار خوبت.

‫آماده اش میکنم برای مرخصی ساعت ۸ صبح.

‫دولت به این مرد بال داده ‫و من میگم امشب پرواز میکنه.

‫ولش کن!

‫همیشه مراقبته، میفهمی؟

‫حتی بیرون از زندان.

‫مراقب خودت باش.

‫- داولینگ! ‫- تکون بخور!

‫تاد...

‫دعا کن که بیگناه برگرده.

‫داولینگ این ۴۸ ساعت مرخصیه، نه ۴۹ ساعت.

‫مجبورمون نکن بیایم دنبالت.

‫نمیام.

‫حیاط دو، ایست بازرسی

‫دروازه رو باز کن!

‫ماشینم کجاست؟

‫- راه ورودی افتضاحه. ‫- باید پیاده بری تا جاده.

‫تاکسی منتظره. بریم.

‫چراغا خاموش.

‫بچه های من...

‫ما به آخر هفته نیاز نداریم، رئیس.

‫میدونم این چیزیه که نمیخوای بشنوی،

‫اما تطابق دادن شکست خورده.

‫اگه این مرکز نگهداری میشد،

‫دولت نمیومد تعطیلتون کنه.

‫با تمام بودجه هایی که دو سال اخیر

‫با اونا دست و پنجه نرم کردیم، میتونم...

‫با احترام، رئیس،

‫شما ۲۲ مورد تخلف بهداشتی داشتید،

‫۱۳ مورد پروانه منقضی شده...

‫آلن...

‫رئیس یه کپی از گزارش داره.

‫بین شهرستانهای دِید و ماریون، ‫همه زندانیا پوشش داده شدن.

‫اتوبوسهای حمل و نقل یکشنبه رزرو شدن،

‫و حتی چند تا شغل جدید برای ‫بعضی از کارمندا در هاردی پیدا کردم.

‫کار خوبی کردی، آلن.

‫ممنون.

‫سلام، دکتر.

‫اونجا وضعیت چطوره؟

‫همه مجرمای تکراری:

‫آنفولانزا، عفونت، انواع جراحتها.

‫- میرم اینا رو ثبت کنم. ‫- جلوی در میبینمت.

‫حالش چطوره؟

‫عالیه.

‫واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم ‫از اینکه چطور بهش کمک میکنی.

‫- همش از خودشه. ‫- داره انجامش میده.

‫مطمئنم. این سومین تعطیلی این فصل هست.

‫میخوای یه رکورد بزنی؟

‫شک دارم گینس توجه کنه.

‫کاری میکنی که ساده به نظر بیاد.

‫آه. خودت هم چند تا از اینا رو انجام دادی.

‫تشخیص درست بیمارا کار سختی نیست

‫وقتی برات مهم باشن.

‫این سیستم قراره شوکه بشه.

‫ماجرای ایدز داره منفجر میشه.

‫اون کار تو تروی رو یادته؟

‫همه شب توی اون بار کثیف ‫مشروب خوردیم و خندیدیم.

‫اون گروه موسیقی افتضاح.

‫و اون زن مسنتر که ‫صدای خارقالعاده ای داشت.

‫۵۰ دلار بهش دادم.

‫میخوام بیشتر ببینمت.

‫نه فقط وقتی که با هم کار میکنیم.

‫نه.

‫اول الکل رو گذاشتی کنار.

‫حالا سیگار نمیکشی؟

‫سعی میکنم بیشتر مواظب خودم باشم.

‫تو هم امتحان کن.

‫نگرانتم.

‫نباش.

‫فرانک...

‫اگه بذاری میتونم کمک کنم.

‫لطفاً بس کن.

‫با من میخوابی

‫و بعد منو پس میزنی.

‫بهبود یافتن وقت میخواد.

‫این حرف خودت نیست؟

‫دو سال گذشته،

‫نمیتونی با مشروب فراموشش کنی.

‫صبح زود باید برم.

‫کریسمس مبارک.

‫پت. بیا تو.

‫دارم پرونده وایت اوک رو تموم میکنم.

‫فرانک، یه مهمونی داره برگزار میشه.

‫- مم-هوم. ‫- میشنومش.

‫با این همه اخراجی، فکر کردم تیم

‫میتونه از یه ذره حال و هوای ‫کریسمس استفاده کنه.

‫کی میخواد حال همه اونایی رو که ‫تازه اخراج شدن خوب کنه؟

‫تو بابا نوئل واقعی هستی، فرانک.

‫زندانای کمتر یعنی کار کمتر برای همه.

‫اما نه برای تو، تو خیلی پرتقاضایی.

‫اون چیه؟

‫کادوی فیل سفیدت.

‫سنکا ریج.

‫جا قدیمیه، ولی شنیدم که...

‫مثل ساعت سوییسی اداره میشه.

‫مشکلش چیه؟

‫یه زندانی زیر برنامه مرخصی جدید فرار کرده.

‫حرومزاده تصمیم گرفته برنگرده.

‫بو لارو ثابت کرده که رئیس فوقالعاده ایه،

‫سختگیر و محکم.

‫اما زندانش قدیمیه،

‫یه جای دور افتاده.

‫بذار نشونت بدم.

‫اولین باره که میان بررسی،

‫و حالا یه سری شکایت

‫از زندانیا و حتی بعضی از ‫کارمندا دریافت کردیم.

‫بهت نیاز داریم که بری اونجا ‫یه ارزیابی سریع بکنی.

‫ببین یه اتفاق جداست

‫یا شاید یه مشکل بزرگتر وجود داره.

‫میدونی چیه،

‫بده به آلن.

‫آمادس.

‫بچه باید زودتر دستش به کار بیاد.

‫باشه.

‫ببینیم بچه میتونه شنا کنه یا نه.

‫بابا، نگاه کن!

‫میخواستم باهات درباره سنکا ریج حرف بزنم.

‫باید خیلی سرراست باشه.

‫اولین کار خوبیه برات.

‫ممنون، فرانک.

‫ناامیدت نمیکنم.

‫میدونم که نمیکنی.

‫حالا، اگه به چیزی نیاز داشتی ‫بهم زنگ بزن، باشه؟

‫بازم ممنون.

‫آلن مورفی، از اداره اصلاح و تربیت.

‫کاپیتان دیل آرونز، رئیس عملیات.

‫اینم ستوان هکتور راموس

‫دستیار رئیس زندان.

‫توی متل جاگیر شدی؟

‫جا شدیم حدوداً سال ۱۹۶۵.

‫روزای اوجش خیلی مسافر داشتیم.

‫سال ۷۹ تعطیل شد. ما تحویل گرفتیمش.

‫آره، دیگه زیاد استفاده اش نمیکنیم،

‫اما خیلی نزدیکه.

‫قفل و کلید آهنی؟

‫میدونی که قانون ایالت ‫به بروزرسانی الکترومکانیکی الزام کرده.

‫این دیگه چیه، جزیره روبن؟

‫نه، نلسون ماندلا رو اینجا پیدا نمیکنی.

‫رئیس چراغا و دوربینا رو بروز کرده.

‫بقیه اش نه، همونطوره که خودش میخواد.

‫بریم داخل؟

‫آره.

‫شما به فرانک مورلی

‫از اداره اصلاح و تربیت زنگ زدید. پیام بذارید.

‫سلام فرانک، آلنم.

‫دارم روشهای سنکا ریج رو بررسی میکنم.

‫هنوز به جایی در مورد زندانی فراری نرسیدم،

‫اما فکر میکنم ممکنه به یه اعدامی که

‫سال ۷۸ اینجا انجام شده ربط داشته باشه.

‫هر وقت تونستی بهم زنگ بزن.

‫بیخیال.

‫شما به مورلی ها زنگ زدید.

‫پس از بوق پیام بذارید، زود تماس میگیریم

‫فرانک، ببخشید مزاحمت شدم خونه.

‫از دستم در رفته.

‫اون اعدام سال ۷۸،

‫باید یه نگاهی به یه نفر ‫به اسم داستین ریوز بندازیم.

‫یه اتفاق بدی اینجا افتاده.

‫به نظر میرسه کلی اتفاق بد اینجا افتاده،

‫و این وضعیت افتضاحه، و من به...

‫صندوق صوتی پر شده.

‫کمک نیاز دارم.

‫بخواب.

‫هی، خفه شو دیگه.

‫دیگه نمیخوام صداشونو بشنوم.

‫- شوخی نمیکنم داداش. ‫- خفه شو.

‫- بیخیال داداش! ‫- بس کن!

‫بازم یه شب دیگه، داداش؟

‫باشه.

‫خفه شو، میکس.

‫به خدا اگه مجبور شم بیام بالا...

‫بس کن.

‫همینه دیگه، کونی.

‫میام واست کتک کاری میکنم.

‫همینه، میکس!

‫- خواهش میکنم. ‫- چی شده؟

‫خواهش میکنم، بس کن.

‫میکس، چیکار کردی؟!

Time of Death subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left