Ground Zero

Ground Zero (ग्राउंड जीरो)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Ground Zero 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ulasan oleh Samurai_EP

Tag

webdl
machine_translated
Diterbitkan pada: 2025-08-16
Muat Turun: 26
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫دوران سنگ پرانی به پایان رسیده است.‬

‫برای ایجاد یک تغییر واقعی،‬

‫ما باید گلوله شلیک کنیم.‬

‫خیلی از پسرها مثل تو با فروتنی شروع کردند،‬

‫و حالا آنها می‌توانند دوچرخه‌های شیک بخرند.‬

‫آیا این را دوست دارید؟‬

‫خودت را به یک جای شلوغ برسان،‬

‫یک سرباز را انتخاب کن و بی‌سروصدا اسلحه‌ات را به پشت سرش نشانه بگیر.‬

‫آتش!‬

‫بعدش پرواز کن!‬

‫یک یونیفرم - 5000 روپیه.‬

‫فکر کن مادرت چقدر خوشحال میشه‬

‫وقتی برایش یک ژاکت نو می‌خری‬

‫حتماً سال‌ها گذشته بود از آخرین باری که توانسته بود برای خودش لباس نو بخرد!‬

‫اگر گیر بیفتم چه؟‬

‫ای نادانِ نادان!‬

‫آزادی را نمی‌توان با ترس به دست آورد.‬

‫آماده باشید که هر لحظه خودتان را فدا کنید.‬

‫بسیاری در راه مبارزه ما برای آزادی جان خود را از دست داده‌اند.‬

‫وقتی میجنگی، نترس باش!‬

‫یادت باشد! کارت را درست انجام بده، آنوقت گیر نخواهی افتاد.‬

‫زندگی یک مجاهد واقعی یعنی:‬

‫شور در قلب، اسلحه در دست.‬

‫- سینگ ساب! خوبی؟ - بله، گوش. چه خبر؟‬

‫دوست من، نزدیک عید است.‬

‫سویان داره دهنمو آب میندازه.‬

‫صحبت از سویان هم گرسنه‌ام می‌کند .‬

‫بیا، یه چیزی بخوریم.‬

‫بله!‬

‫- به یه شرط. - چی؟‬

‫نوبت شماست که تاوان بدهید.‬

‫- بریم. - باشه!‬

‫داداش، یه شکلات.‬

‫نه یکی، دوتا!‬

‫نیازی نیست.‬

‫- چرا؟ - تو تمام روز زیر آفتاب می‌ایستی.‬

‫یه وقتایی استراحت کن.‬

‫حتماً، متشکرم.‬

‫سینگ ساب، یه شکلات بخور.‬

‫مطمئناً!‬

‫تو شکمت رو سیر کن. من می‌رم که شکمم رو خالی کنم.‬

‫مراقب باش!‬

‫بله!‬

‫در هر دره، در هر منطقه،‬

‫از جنگل تا شهر،‬

‫جایی که برای جنگیدن در دره به مردان نیاز است‬

‫علیه ارتش و فرقه‌هایشان،‬

‫مجاهدین ما آنجا هستند.‬

‫ما سیستم‌های ارتباطی و جنگی بسیار خوبی داریم‬

‫برای به چالش کشیدن دشمن.‬

‫ما نه تنها دفاع خواهیم کرد، بلکه می‌توانیم حمله هم بکنیم.‬

‫۷۰ سرباز توسط گروهک تبهکار پیستول به شهادت رسیده‌اند .‬

‫حملات آنها در هفته‌های اخیر دو برابر شده است.‬

‫سربازان ما از ترک پایگاه می‌ترسند .‬

‫وضعیت ماموریت نارندرا به نام بارامولا چطوره؟‬

‫بررسی می‌کنم، آقا.‬

‫خیلی طول میکشه.‬

‫بهش زنگ بزن. می‌خوام ساقدوش‌ام اینجا باشه.‬

‫شبیه یک خانه معمولی است. شاید فقط غیرنظامیان آنجا زندگی می‌کنند.‬

‫بریم یه سر بزنیم تا مطمئن شیم؟‬

‫تق؟ یعنی؟‬

‫اگر جاخالی بدهند، غیرنظامی هستند. اگر شلیک کنند، مهمان ناخوانده محسوب می‌شوند.‬

‫درست است؟‬

‫درسته، آقا.‬

‫آقا، مهمانان ناخوانده.‬

‫تک تیرانداز. پایین!‬

‫- اطلاعات ما 3 تا تیرانداز بود. - اونا 4 تا هستن.‬

‫باید بچه رو ببریم بیرون.‬

‫به سمت درخت خواهم دوید.‬

‫تک تیرانداز در حالی که تو با او درگیر می شوی، مرا هدف قرار خواهد داد .‬

‫قربان، منتظر نیروی کمکی بمونیم. فضای باز خیلی خطرناکه.‬

‫اگر امروز ریسک نکنیم، فردا برای همه بسیار خطرناک خواهد شد.‬

‫پوشش دودی. ۳، ۲، ۱.‬

‫بزن. آتیش!‬

‫آقا!‬

‫از زولو به لیما. جمع شوید و عقب‌نشینی کنید.‬

‫تمام شد.‬

‫لیما به زولو. راجر.‬

‫تمام شد.‬

‫جای هند، آقا!‬

‫خب، بینو؟ شنیدن سوت واقعاً تو را هیجان‌زده کرد؟‬

‫نه، آقا.‬

‫- جای هند، آقا. - جای هند!‬

‫قربان، فرمانده گفت که اول قراره خانواده‌تون رو ببینید.‬

‫مگه فامیل نیستین؟‬

‫البته که هستیم!‬

‫آقا!‬

‫- جای هند، آقا. - جای هند.‬

‫چی شده، پراوین؟ خیلی آبجو خوردی؟‬

‫نه آقا! من تازه ازدواج کردم.‬

‫تبریک!‬

‫آیا ما هنوز کدهای رادیویی آنها را رهگیری می‌کنیم؟‬

‫بله، قربان. اما ما نمی‌توانیم همه آنها را رمزگشایی کنیم.‬

‫آنها فقط یک هدف دارند: ایجاد رعب و وحشت.‬

‫ما باید بدانیم چه کسی پشت این کدها است.‬

‫استاد انفجار! تو شکستی!‬

‫بابا! کی برگشتی؟‬

‫تخته.‬

‫هی جایا. بچه هات خیلی وابسته شدن!‬

‫درست مثل پدرِ لجبازشان!‬

‫این طرز حرف زدن با شوهر مقدست هست؟‬

‫واقعاً؟ (واقعاً؟)‬

‫داری به بابات میخندی؟‬

‫این چیه؟ قبلاً اونجا نبود.‬

‫اوه، اون؟ من اینو تو یه تمرین نمایشی یاد گرفتم.‬

‫چیزی نیست. حالم خوب میشه.‬

‫تمرین نمایشی؟‬

‫بله.‬

‫چرا؟‬

‫وقتی شما در بارامولا بودید، بسیاری از سربازان اینجا شهید شدند.‬

‫اميدوارم ديگه گشت شبانه نزني.‬

‫بینو گفت که سربازان حالا شب‌ها گشت‌زنی نمی‌کنند.‬

‫من هیچ جا نمیرم، مادر عزیز بچه های وابسته!‬

‫ما تمام شب مثل جوداپور بلوف بازی می‌کنیم . خوشحالی؟‬

‫فایده‌اش چیه؟ فقط ضرر می‌کنی.‬

‫آیا اینطور است؟‬

‫حتی تو دانشگاه هم، هیچوقت نمی‌تونستی بهم دروغ بگی.‬

‫من می‌تونم بفهمم کی داری بلوف می‌زنی.‬

‫خانم، من از طریق بلوف زدن صاحب سه بچه شدم .‬

‫میشه یه بار دیگه، یه بار دیگه بلوف بزنم؟ - میشه؟‬

‫متاسفم، متاسفم.‬

‫آفرین، ببرهای من!‬

‫روز جشن گرفتن نزدیک می‌شود.‬

‫زمان مناسب فرا رسیده است، فرصت اینجاست.‬

‫وقتش رسیده. کدها را یادداشت کنید:‬

‫L2K32.‬

‫ام۱بی۴۷.‬

‫سی۴۲آرکی.‬

‫Z0132.‬

‫خدا تو را حفظ کند. اکنون در پناه خدا هستی .‬

‫آقا، کدهای جدید امروز اومد.‬

‫با قبلی‌ها جور در نمی‌آیند.‬

‫اما به نظر می‌رسد که آنها مغز متفکر گروه پیستول گنگ هستند.‬

‫ما کدهای جدید را با کدهایی که قبل از حملات قبلی رهگیری کرده بودیم، مطابقت دادیم.‬

‫کد رایج L2K32 است و احتمالاً به معنی «ماشین» است.‬

‫یک بمب‌گذار انتحاری ممکن است در یک حمله خونسردانه از خودرو استفاده کند .‬

‫فضاهای عمومی، بازارهای شلوغ و جاذبه‌های گردشگری.‬

‫امنیت را در تمام نقاط اصلی دو برابر کنید.‬

‫محتاط باشید! ما نمی‌خواهیم وحشت ایجاد کنیم.‬

‫ما باید این ماشین را پیدا کنیم.‬

‫آقا یه چیز دیگه.‬

‫پیام‌های رمزگذاری شده معمولاً ۶۰ ثانیه طول می‌کشند،‬

‫این یکی ۱۱۰ ثانیه بود.‬

‫اتفاق بزرگی در حال برنامه‌ریزی است.‬

‫بمب؟‬

‫قربان، ممکنه هر جایی از شهر بمب کار گذاشته بشه .‬

‫حتی اگر با تیم خنثی سازی بمب تماس بگیریم،‬

‫آنها باید نیمی از شهر را بگردند.‬

‫- پادشاه؟ - بله، قربان.‬

‫شاه... شاه؟‬

‫برنامه‌ی امروز وزیر چیه؟ یه نگاهی بهش بنداز.‬

‫قربان، یه کنفرانس تو SKICC هست.‬

‫وزیر کشور و استاندار در این مراسم حضور دارند.‬

‫به پلیس JK اطلاع بده. ما به نیروی پلیس نیاز داریم. همین الان!‬

‫بیا بریم.‬

‫تو را می‌ستایم، ای سرزمین مادری‬

‫لیما به جای بینو. دروازه رو قفل کن. تموم.‬

‫سریع، سریع، سریع.‬

‫هوشیار، هوشیار، هوشیار.‬

‫ببندش. ببندش.‬

‫- همه ماشین‌ها را متوقف کنید. - بینو، به سمت لیما. دروازه بسته است.‬

‫حرکت، حرکت، حرکت.‬

‫جای هند.‬

‫- خوبی؟ - بعداً برات تعریف می‌کنم.‬

‫بیایید منطقه را امن کنیم. حرکت کنید!‬

‫بدون بررسی، اجازه ورود یا خروج هیچ خودرویی را ندهید .‬

‫هر ماشینی را بررسی کنید!‬

‫لیما برای آلفا. راه خروج را ببند. تمام.‬

‫آمبولانس و آتش نشانی در راهند. جلویشان را نگیرید. تمام.‬

‫همه چیز واضح است.‬

‫ماشین بعدی.‬

‫امسال ایالت جامو و کشمیر تصمیم گرفته است‬

‫اختصاص 5 میلیون روپیه ...‬

‫راه‌های خروج را مسدود کنید.‬

‫قربان، ما باید شما را به یک خانه امن منتقل کنیم.‬

‫- چی شده؟ - قربان، هشدار امنیتی.‬

‫لطفا دنبالم بیایید. عجله کنید، آقا.‬

‫همه باید بروند.‬

‫از طرف دیگر خارج شوید.‬

‫مجلس تنها هدف نبود.‬

‫این یک هشدار برای کل کشور بود.‬

‫ما چالش آنها را می‌پذیریم.‬

‫نخست وزیر هند، با دقت گوش دهید.‬

‫حمله به پارلمان تازه شروع ماجرا بود.‬

‫تمام هند خواهد سوخت.‬

‫آزادی کشمیر تنها هدف ماست.‬

‫جیش محمد عدالت را اجرا خواهد کرد.‬

‫قربان، ده دقیقه بعد از حمله،‬

‫جیش این پیام را از طریق یک لینک غیرقابل ردیابی به ۵ کانال خبری ارسال کرده است .‬

‫صدا تحریف شده است، بنابراین نمی‌توانیم تأیید کنیم، اما‬

‫شبیه غازی بابا است.‬

‫رئیس جیش محمد‬

‫مغز متفکر پشت ۱۳ حمله تروریستی،‬

‫از جمله هواپیماربایی قندهار.‬

‫خبر قدیمی. من همه این‌ها را قبلاً شنیده‌ام.‬

‫چه خبر؟‬

‫آقا.‬

‫ما این طرح‌های غازی را پیدا کردیم.‬

‫همه ساختگی.‬

‫هیچ‌کس نمی‌داند او چه شکلی است. نه ما، نه R&AW.‬

Ground Zero subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left