196 baris pertama.
سلام به همه ی عزیزانی که تو خونه هستن.
من اینجا هستم، ۱۰۰ یارد تا قله اورست.
با این حال، بخشی از من وجود دارد
که بیصبرانه منتظر پایان یافتن این تعطیلات احمقانه است
و به سر کار برگردم، جایی که چالشهای واقعی در انتظارم هستند.
آقا، نباید سن و سال خودتان را در نظر بگیرید؟
بالاخره شما ۸۲ سال دارید.
من ۸۲ سالمه؟
این اعداد برای من هیچ معنایی ندارند.
سفر من در زندگی تازه آغاز شده است.
قربان! قربان!
اوتا به من میگوید که طوفان دارد بدتر میشود.
خیلی خیلی بد.
باید از صعودمان دست بکشیم
و فوراً از کوه پایین بروید .
ما خیلی خیلی به قله نزدیکیم، آقای مرد کاپشن پفی.
من الان دارم میرم پایین، آقا. به شما هم توصیه میکنم همین کار را بکنید.
خیلی خب، باشه، باشه.
دوشنبه در جلسه کارکنان میبینمت .
و من کریسپی کریمز رو هم میارم !
گوینده: این هم یک بار دیگر، آن صحنه غمانگیزی که تمام روز داشتیم تماشا میکردیم.
یک رؤیاپرداز محبوب که یک ایستگاه رادیویی را متحول کرد
به یک امپراتوری رسانهای جهانی تبدیل شود.
پرستون بلیک، در ۸۲ سالگی درگذشت. و مطالب بیشتر بعد از این.
گوینده: شما در حال تماشای شبکه پخش بلیک هستید.
سهام شرکت بلیک مدیا،
شرکت مادر این شبکه،
امروز صبح با شنیدن خبر مرگ بلیک، غرق در اندوه شدم،
اما پس از بیانیهای به حالت عادی برگشت
توسط چاک سدار، شماره ۲ قدیمی بلیک .
و همه اسبان پادشاه و همه مردان پادشاه
نتونست پرستون بلیک رو از تبدیل شدن به یه بستنی یخی انسانی نجات بده.
و منابع نشان میدهند که بلیک،
که مجرد بود و فرزندی نداشت ، وصیتنامهای از خود به جا نگذاشت.
خب، چه کسی ۴۹٪ سهام بلیک را به ارث میبرد؟
در سهام این شرکت که ۴۰ میلیارد دلار ارزش دارد؟
ما این موضوع را با افراد نزدیک به پرستون بلیک در میان خواهیم گذاشت،
از جمله آرایشگر قدیمیاش
در برنامهی Inside Access فردا. تا آن موقع، من مک مکگراث هستم.
- پاک شدیم؟ - مرد: پاک شدیم!
عزیزم؟ عزیزم کجاست؟
من میام اونجا و تو رو تا سر حد مرگ خفه میکنم.
من باید برم. آرایشگر عوضی!
این بهترین چیزیه که میتونستی بهم بدی، ها؟
مردم همه چیز رو به آرایشگرشون میگن، مک.
منظورم اینه که، اون بیشتر از بیست ساله که نزدیکترین محرم اسرارشه .
عزیزم، من این یارو رو روی آنتن نمیذارم .
تو یه چیز بهتر برام میاری و سریع هم میگیریش.
یا مشکل از خودته.
بالاخره این وارث رو پیدا کردیم؟
ما باید هر لحظه آن اطلاعات را از طریق فکس دریافت کنیم.
من وکلایی دارم که سوابق تولد را بررسی میکنند
در هر ۵۰ ایالت، پورتوریکو و گوام.
در واقع، ما یک استخر کوچک داریم.
گوام با نسبت ۱۰۰۰ به ۱ سود میدهد. (خنده)
این برات یه شوخیه؟
یه برندهی لاتاری ژنتیکی
اکنون سرنوشت این شرکت را کنترل میکند.
نه، نه. موافقم. نگرانکننده است.
نگران کننده؟
ریشت داره اذیتت میکنه.
لوله شما مشکل دارد.
دندانهای زردت واقعاً آزاردهنده هستند.
اما اگر کنترل این شرکت را از دست بدهم، فاجعهبار خواهد بود.
کسی دکتر مندلسون رو میشناسه ؟
تبریک میگویم، شما دچار اسپاسم روده بزرگ هستید.
این خیلی چیزها را توضیح میدهد.
«اعمال لانگفلو»
چاک، فکر کنم رسیدیم.
خدای من، همه جا سبز است.
وای. به اون چیز نگاه کن. خلبان جنگنده سمت چپت.
هووو! خدایا، من این دیوونه رو دارم.
شماها باختید؟
ما دنبال یه نفر میگردیم. لانگفلو دیدز.
وای. این اسم کوچیک دیدزه؟
خب، اگه منظورت از "اعمال نیک" همون "لانگ فلو اعمال" باشه،
پس بله، این اسم کوچک دیدز است.
خب، من اسم کوچیک دیدز رو نمیدونم. شاید گرگ باشه.
شاید لانگ فلو باشد.
شاید. اما من نمیدانم.
من یه نفر دیگه به اسم گرگ رو میشناسم. میخوای بهش زنگ بزنم؟
نه. متشکرم.
لطفا، فقط به ما بگو دیدز کجا زندگی میکند؟
خیلی خب، انقدر با من تند نرو رفیق.
من تو را مستقیماً پیش او میبرم .
مورف: رفقا، بیاین داخل.
چاک: اون تو یه پیتزا فروشی زندگی میکنه؟
تو که نمیتونی تو یه پیتزا فروشی زندگی کنی.
او طبقه بالا زندگی میکند. او صاحب آنجاست.
ببخشید، آقای دیدز این اطراف هست؟
نه، متاسفم. او بیرون است و بستهها را تحویل میدهد.
پیک همیشگی به دلیل بیماری سر کار حاضر نشد.
اما به نظر من خیلی مریض نیستی ، مورف.
اوه! یادم رفت امروز داشتم تظاهر به مریضی میکردم.
شما دو تا منو گول زدید که بیام اینجا.
مورف، یه پیشبند بپوش و بهم کمک کن.
شماها منو مثل یه ویولن نواختید. توچه!
امم... خانم دیدز این اطراف هست؟
خانم دیدز؟
فکر نمیکنم اون پسر بیچاره تا حالا با کسی قرار گذاشته باشه.
میدونی کی برمیگرده؟
خب، قبل از اینکه ناهار تمام شود برمیگردد. امروز روز کارت پستال است.
- روز کارت پستال؟ - دیدز کارت تبریک مینویسد.
هر دوشنبه، او چند تا را امتحان میکند و سپس یکی را انتخاب میکند.
و آن را برای یکی از شرکتهای بزرگ کارتخوان میفرستد.
حالا، او هنوز هیچ کدام را نفروخته ، اما خواهد فروخت.
شما بچهها اینجا به چیز دیگهای نیاز دارید؟
«به عزیزم،»
«من تو را کاملاً، با تمام وجودم دوست دارم.»
«بدون تو من هیچم، یه نون بدون کره.»
این خوبه.
شما این را دوست دارید، آقایان؟
هالمارک گفت که این پتانسیلهایی را نشان داده است، که خیلی جالب است.
اعمال لانگ فلو؟
فقط منو دیدز صدا کن رفیق.
با اون کارهای لانگ فلو خیالت راحت باشه.
چاک سدار، مدیرعامل.
سیسیل اندرسون، مشاور حقوقی عمومی بلیک مدیا.
هی، دست دادن برای غریبههاست.
ما اینجا همدیگر را بغل میکنیم، رفیق.
چه خبر؟ چه خبر؟ به شهر خوش آمدید.
بیا، خجالت نکش.
من از اون ریش خوشم میاد. به سبک آبراهام لینکلن. بچهها، بشینید.
- مورف! - آره، دیدز؟
فکر کردم امروز مریض شدی.
نه. اون دروغ بود رفیق.
خب، تو منو گول زدی.
- من این کار را کردم؟ - اوه، بله.
- آقای دیدز؟ - جاست دیدز.
پشت تلفن خیلی مریض به نظر میرسیدی .
تو خوبی. دوباره اون صدای مریض رو تکرار کن.
دِدز، من امروز نمیتونم بیام سر کار.
فکر کنم گلودرد استرپتوکوکی گرفتم.
این باورنکردنیه.
میتونی یه بازیگر رادیو یا یه همچین چیزی بشی.
ممنون رفیق. حتماً.
هی، دیدز. همین الان یه کارت رو خوندی.
باید برگردم سر کار.
باشه. بهتره برم بالا. از آشنایی باهاتون خوشبختم، آقایون.
آقای دیدز، اسم پرستون بلیک برای شما معنی خاصی داره؟
خب، اسم کوچیک مامان بلیک بود.
این هفته فقط یکی براتون گرفتم ،
اما یه حسی بهم میگه که داره تموم میشه
روند باختهای من با هالمارک.
دیدز، پرستون بلیک عموی مادرت بود.
داری شوخی میکنی. من عمو دارم؟
عالیه. حالش چطوره؟
او مرده است.
اوه، نه. خب، اگه کاری از دستم بربیاد...
همه: (شعار میدهند) اعمال! اعمال! اعمال! اعمال!
اعمال: باشه. من با شما موافقم بچهها.
وقتی آقای بلیک درگذشت، ثروت هنگفتی از خود به جا گذاشت.
چهل میلیارد دلار. همه رو برای تو، دیدز، گذاشت .
یه لحظه صبر کن.
چی داری میگی، باید برگردی سر کارت؟
تو پلیس نیستی.
آره، حق با توئه. اینو از مغازه لباس فروشی گرفتم.
اما تظاهر کردن که ضرری ندارد . (میخندد)
چه خردمندِ فرزانهای!
خب، همگی، وقت نمایشه.
من به این میگویم «کارت تبریک پنجاهمین سالگرد».
که امروزه کاملاً یک شاهکار است.
«پنجاه سال با خنده و گریه گذشت .»
«یادت هست وقتی رفتیم باغ وحش؟»
«و آن دفعه ما همه آبجوها را خوردیم؟»
آره. آبجو! اوه، آره.
«قول میدهم پنجاه سال دیگر هم دوستت داشته باشم .»
حتی وقتی سینههایت تا زمین آویزان است.
اوه، آره. اوه، آره. عالی بود! چطور این کار رو میکنه؟
دیدز، انگار دیگه لازم نیست پیتزا تحویل بدی.
حالا تو یه مرد خیلی پولداری.
چه ربطی به تحویل پیتزا داره؟
خانمها! بالایی مال شماست.
اوه! ممنون دیدز. البته.
خوشمزه! خوشمزه! خب، دیدز، چه خبر؟
فهمیدم که عمو دارم، اما او فوت کرده است.
این خیلی بده.
با این حال، او 40 میلیارد دلار به من داد.
- خب، خوبه. - اوه، آره!
نرو و همهاش را خرج یک گرامافون شیک نکن.
من این کار را نخواهم کرد.
دوستان تو کی هستن، دیدز؟
متاسفم. چاک، سیسیل،
اینها جین، کیتی و سو هستند.
از آشنایی با شما خوشبختم ، سیسیل.
لذت مال منه، کیتی.
یا فقط باید بگم، "میو"؟
حرفتو تو شلوارت نگه دار، اندرسون.
حالا، چرا این پول به من ارث میرسد؟
شما نزدیکترین خویشاوند زنده آقای بلیک هستید .
واقعاً؟ او کس دیگری را نداشت؟
نه، همین.
خدای من، من اصلاً این یارو رو ندیدم.
میشه یه لحظه اینو نگه داری؟
آقای وِدِرلی، حالت چطوره رفیق؟
خیلی خب، دیدز. فقط دارم میرم داروخانه.
No comments yet. Be the first to leave one.