Snowfall

Snowfall

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Snowfall S01E07 x265 720p WEBRip PSA Hiva
Ulasan oleh EaxZone
Just Sync

Tag

webrip
web
720p
720
BRip
x265
Diterbitkan pada: 2019-09-24
Muat Turun: 75
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آمبولانس خبر کن!

‫می‌شناسیش؟

‫یکی از همون دخترایی که کُشتم

‫نه...

‫بهت یه فرصت دیگه میدم، تدی

‫برو پیش پدرت و به چشماش نگاه کن

‫اگه گند بزنی، خودم می‌کُشمت

‫یکی از شماها تو خونه‌ی خودم

‫بهم خیانت کرده.

‫کاری نیست که بخاطر تو انجام ندم

‫فقط دو تا بسته رو برمی‌دارم

‫خب، من چهار تا بسته دارم

‫ولپس خودشون به اندازه‌ی کافی کوکائین دارن،

‫و نمی‌خوام تو منطقه‌ی «والی» خرید و فروش کنم.

‫- چون اینطوری دستگیر می‌شیم ‫- خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب

‫خب نظرت راجع به

‫منطقه‌ی «بل‌ ایر» و اینا چیه؟

‫بهتون گفتم که یه پسرخاله ‫به نام «دیون» تو شهر اوکلند دارم.

‫می‌شه ماشین رو یه چند ساعتی قرض بگیرم؟

‫می‌خوام جنسم رو بهتون معرفی کنم

‫صبر کنین!

‫از اینجا گمشو برو

‫یالا!

‫سلام

‫فکر کردم رفتی «لاس وگاس»

‫خب داشتم از خیابون ۵۲ام می‌اومدم که

‫چند تا بچه یه توپ بیسبال رو سمت ماشین پرت کردند.

‫شیشه‌ی سمت راننده رو به فاک عظما دادند.

‫شوخی می‌کنی!

‫رفتم تعمیرگاه «بیگ ارلز» با ۵۰ دلار درستش کردم

‫از پولی که «چو» بهم داده بود، یه کم دیگه برداشتم

‫«چطوری فرانکلین؟»

‫«خوبم مامان. ممنون که حالم رو می‌پرسی.»

‫باشه،‌ درسته

‫- ممنون که درستش کردی ‫- خواهش

‫ولی دفعه‌ی بعدی بهم زنگ بزن، باشه؟

‫نمی‌خواستم مزاحم کارت ‫تو باشگاه «اسپیدز کلاب» بشم.

‫- کارت اونجا چطور پیش رفت؟ ‫- من و آگاتا

‫خوب قِرش دادیم اونجا.

‫ایولا!

‫دمت گرم

‫خانم همیلتون

‫سلام، فرانکلین هستم

‫میگم »کِو» بیداره؟

‫...ممنونم

‫چه خبر؟

‫راجع به اوکلند بهم بگو.

«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR

‫اگه بهمدیگه اعتماد نکنیم،

‫این معاملات خیلی طول می‌کشن.

‫عجله داری؟

‫ایول

‫بیشتر این پولا...

‫خرج خرید محموله‌ی بعدی می‌شن،‌ باشه؟

‫برا همین خیلی هیجان‌زده نشو.

‫سهم هرنان.

‫خیلی شیطون‌بلایی، می‌دونستی؟

‫این به سلامتی تو‌‌ئه

‫جونمون رو نجات دادی

‫ممنون

‫کجا داری میری؟

‫می‌خوای بری همین الان پوله رو بهش بدی؟

‫آره. تو راه برگشت هم یه کم خوراکی می‌گیرم

‫گشنته؟

‫حالت خوبه؟

‫آره

‫اوسو

‫اوسو

‫آره...

‫آشفته‌بازاری بود

‫لوگان آوردوز کرده بود، دختره داشت جیغ می‌کشید

‫کریستین هم داشت با اورژانس تماس می‌گرفت

‫اگه تو بودی چیکار می‌کردی؟

‫می‌ذاشتی پلیس‌ها پنجاه کیلو کوکائین ‫با یه مأمور مُرده‌ی سازمان سیا رو پیدا کنن؟

‫نه، وقتی مأمور بعدی سیا میومد،

‫به جای تأکید روی توهم زدن و دیوونه بودن لوگان،

‫بهش واقعیت رو می‌گفتم.

‫تو رو نمی‌شناختم. نمی‌تونستم ‫این خطر رو کنم

‫آره، نه،‌الان که اینجام. بفرما

‫نه. برای الان کافیه

‫باشه

‫باهات در تماس هستم. خداحافظ

‫اونا شماره رو پیگیری کردن؟

‫آره، شماره به اسم آپارتمان «کریستین» ثبت شده

‫کریستین اشاره‌ای به هم‌اتاقی یا دوست‌پسری چیزی...

‫نه، ولی دوست‌پسر احتمالش کمه.

‫خیلی خب. هر کی که دنبالشه

‫الان تو خونه‌‌شه.

‫باید بفهمیم طرف کیه.

‫خدایا

‫خیلی شبیه‌شه.

‫- آبجو می‌خوای؟ ‫- آره

‫این تنها اطلاعاتی که

‫سازمان تونسته بهمون بده.

‫تحصیل‌کرده‌ست؟

‫دانشگاه می‌رفته. ترک تحصیل کرده

‫نمی‌خوای جواب بدی؟

‫- به عنوان یه دستیار حقوقی داره کار می‌کنه ‫- سلام، در حال حاضر خونه نیستم

‫حدسم اینه که...

‫بعد از یه هفته که از خواهرش ‫خبری نتونسته بگیره...

‫تصمیم گرفته که سوار ماشین بشه و

‫از اینجا بره.

‫برا همین باید بدونیم که دیگه چی می‌دونه.

‫یه تحصیل‌کرده‌ست. چیکار می‌تونه کنه؟

‫درستش اینه که چیکار کرده.

‫می‌تونسته تحقیق کنه، می‌تونسته ‫سر و صدایی به راه بیندازه.

‫می‌تونسته به پلیس خبر بده.

‫خب اگه بدونم که این خواهره

‫بویی نبرده، خیلی آسوده‌تر می‌خوابم.

‫فکر کنم تو هم همینطور باشی.

‫و یه موضوع دیگه هم هست که میخوام ‫در موردش باهات صحبت کنم

‫باشه، چه موضوعی؟

‫جسد‌ها

‫همینطوری که تو دره ننداختیشون؟

‫نه، بردمشون بیرون از شهر و سوزوندمشون.

‫کجا؟

‫دقیقاً مطمئن نیستم

‫یعنی دقیقاً مطمئن نیستی کجا

‫جسد اون دخترا رو سوزوندی؟

‫یه جایی نزدیک بزرگراه ۱۴ تو ‫منطقه‌ی «آنتلوپ والی» بود ‫

‫اگه می‌خوای می‌تونم ببرمت اونجا

‫خدایا...نه...

‫فقط می‌خوام مطئمن بشم که ‫جسدها مشکل‌ساز نمی‌شن.

‫ببین تا جایی که می‌شد دور شدم و

‫تو گودال عمیقی خاکشون کردم. باشه؟

‫حالا می‌تونم من یه سؤالی ازت بپرسم؟

‫اگه یه طوری خواهره ردی پیدا کرد...

‫منظورت اینه...

‫یه چیزی پیدا کنه که ‫عملیات رو به خطر بیندازه؟

‫آره

‫پس باید جلوش رو بگیریم.

‫فعلاً بیا امید داشته باشیم که چیزی پیدا نکنه

‫تا اوکلند چقدر راهه؟

‫رفیق خیلی نیست. شاید یه هفت ساعت ‫فاصله باشه.

‫- هفت ساعت؟ ‫- آره، رفیق

‫خودت می‌دونی که سفر‌ جاده‌ای ‫یه کم وقت‌گیره.

‫یه تجربه‌ست دیگه

‫خیلی خب، خیلی خب

‫چو یه پیش‌خدمت جدید استخدام کرده؟

‫می‌دونی کجا داریم میریم؟

‫فکر می‌کردم قبلاً اوکلند بودی

‫یه بار بودم. اونم خیلی وقت پیش

‫- یه شوشول بردار ‫- شیرینی‌ـه اسمش ‫

‫می‌دونستی لئون تا حالا از لس‌آنجلس بیرون نرفته؟

‫حالا هرچی رفیق.

‫دارم زندگیم رو با شما دو تا ‫سر این بسته قمار می‌کنم.

‫حواس ماشینم رو پرت نکن

‫مطمئنی اون اقوامتون کارها رو راست و ریست کرده؟

‫بهت گفتم که پسرخاله‌ام دیون

‫می‌گه که همه چی روبه‌راهه.

‫اگه یهو وسط بزرگراه

‫این ماشین لگنت خراب شد هم همه‌چی روبه‌راهه؟

‫شما ها خیلی الکی نگران هستین. ‫همه‌تون عاشق اولکند می‌شین.

‫پس فقط آرم باشین!

‫رسیدیم؟

‫خوب نگاه کنین

‫- بالاخره رسیدیم ‫- یعنی چی؟

‫بهتون گفتم که با موتورسیکلتش میریم

‫یعنی می‌خوایم با دو کیلو مواد ‫سوار موتور رالی بشیم؟

‫من که باور نمی‌کنم برسیم سر قرار.

‫باید دست‌خالی میومدیم

‫کدوم قسمت فک و فامیل رو شماها درک نمی‌کنین؟

‫همه چی حله

‫باید یه شاشی تخلیه کنم، پس زود باشین پیاده شین

‫جدی میگم، این در ورودیش کجاست؟

‫رکورد داره از بین میره.

‫نیکی! یالا!

‫- لعنتی! ‫- این آهنگ دیگه چیه؟

‫کی به شما اجازه داد بیاین داخل؟

‫هی هی، صبر کن یه لحظه رفیق،

‫من پسر از اقوام دیون هستم. ‫کِو کوچولو از لس‌آنجلس؟

‫دیون گفت که اگه بیایم اینجا

‫همه چی مرتبه و...

‫- از سر راهم برو کنار ‫- خیلی خب...باشه

‫خیلی خب. پس بهش بگو که ما اومدیم اینجا، باشه؟

‫قوم و خویش‌ته نه؟ ‫حالا از طرف پدی یا مادری؟

‫از طرف مادری ولی تا حالا ‫اینطوری ملاقاتش نکردم.

‫یالا دختر!‌ ایول!

‫شماها دیون رو ندیدین؟

‫هی کِو

‫باید اینجا باشه

‫- چرا هنوز لاغرمردنی هستی؟ ‫- الان حسابت رو می‌رسم

‫بهتره با مشت حمله کنی

‫- چه خبر، پسر خاله؟ ‫- چطوری؟

‫- رفییق ‫- آره،‌آره...

‫اینجا خیلی باحال به نظر میاد

‫آره، پاتوق اصلی این منطقه‌ست

‫- اینا دوست‌های من هستن ‫- چطوری رفیق؟

‫- چه خبر رفیق؟ ‫- چطوری؟

‫چه خبر؟

‫تو «دو کیلویی» هستی، نه؟

More Farsi Persian subtitles for Snowfall

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left