200 baris pertama.
چه بلایی سرت اومده!
علافین اویو.
{i>نبردی که قبلاً هرگز رخ نداده است!
اوه، همین!
اوه، همین!
ایکوبابایِه، فرمانروا، و دومین فرمانروای پس از خدا.
درود بر علافین !
اعلیحضرت.
حاکم بزرگی که هیچ کس نمیتواند او را به چالش بکشد.
- درود بر آل عِلافین! - اعلیحضرت.
او پادشاهی است که مالک تمام سرزمین است.
آنقدر وسیع، که فراتر از تصور است.
درود بر علافین !
اعلیحضرت.
آلافین، دیگه بهش نگاه نکن، چشمات خیلی ترسناکن
یکی مثل آب، دیگری مثل خون
فرزندان پادشاه از خانواده سلطنتی هستند
کسی که پادشاه اویو به او سلام کند، هرگز مورد تمسخر قرار نمیگیرد
او پادشاه است!
{i>- ای سرزمین پدری ما، سرزمین پدری ما ایو. - پروردگار من. همگی برخیزید.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت، کسی که فرمان مرگ را میدهد.
واقعاً اون حرفها رو زدی؟
بله! من تمام چیزهایی که به شما گفته شد را گفتم!
قراره با این شال بریم؟
وقتی کارتان با سیبزمینی کوبیده شده تمام شد، آن را بکوبید.
- آیا باید این را بنوشیم؟ - رحم کن.
- آه آه. هی! چیه؟ - تو؟ چطور جرات میکنی اینو بگی؟
- بله، چرا باید این کار را بکنی؟ - گفتم، چه اتفاقی دارد میافتد؟
درود بر پادشاه اولودان.
چیه؟ چرا این همه جنجال؟
این افراد گفتند که نمیتوانند اقلامی را که به آنها میدهیم، بپذیرند.
- دهنت رو ببند. - وقتی چیزی گیرت نمیاد، غر میزنی.
وقتی آن اندک چیزی را که داریم دریافت میکنی، نباید حرفی بزنی.
- گفتم که نمیتونیم قبولش کنیم! - آخ آخ!
- آدم بیوقفه کار میکند… - این درسته؟
آیا ما این اقلام را دزدیدهایم؟
پادشاه اولودان،
این اقلام برای علافین خیلی کوچک هستند.
این چه نوع نگرشی است؟
چرا آلافئین را کوچک میشماری؟
من محکوم به فنا هستم!
من تو دردسر افتادم!
آیا شما را مجبور میکنند؟
مگه نمیدونی یه گدا چاره ای نداره؟
فقط یک آدم حریص از چیزی کوچک امتناع میکند.
درست است.
آدم فقط میتواند آنچه را که دارد، ببخشد.
میگویید این اقلام کوچک هستند؟
تصورش را بکن!
قصر
آیا کشاورزی کار سادهای است؟
یا اگر کار کردن اینقدر لذتبخش است، چرا خودتان هم کار نمیکنید؟
دهانتان را ببندید.
ببین، اولودان رو عصبانی نکن...
حالا زود باش، این چیزها را پیش کسی که تو را فرستاده ببر.
چی رو بردار؟ چی داری میگی؟
چی برداری؟ دیگه هیچی از اینجا برنمیداری.
- درسته. - بله.
ببین، برگرد پیش قهرمانت،
به او بگو که من، اولودان،
گفت یک قهرمان نباید از قدرتش سوءاستفاده کند.
او نباید به من جسارت کند.
درست است.
فرزندانم.
اعلیحضرت.
- اعلیحضرت. - اگر کسی سعی کند جلوی شما را بگیرد.
- از بردن این وسایل به داخل... - سرورم.
بعدش میتونی بری و اون شخص رو زیر پا له کنی.
- ببین، حملشون کن، حملشون کن. - خدای من...
آنها را برگردانید.
شما…
من شما را دنبال کاری فرستادم…
کسی در حضور شما به آلافلین توهین کرد،
اما تو مجازات شایستهای برایش در نظر نگرفتی .
سنگودی، کارت عالی بود که خودت را به عنوان فرزند واقعی این سرزمین نشان دادی.
آه، خواهش میکنم!
لطفا رحم کنید.
-خواهش میکنم. -ببرش.
- بیا ببریمش اویو. - من یه پادشاهم.
- بگیرش. - من یه پادشاهم.
من یه پادشاهم. آه! - بیا ببریمش اویو.
قصرمو آتیش زدی؟
لباسهایش را دربیاورید!
کسی که در خون حمام میکند
تو برای اجداد من پیام فرستادی
کسی که هیچکس نمیتواند در مقابلش مقاومت کند
لطفاً آروم باش
والاحضرت، پسر سانگو، پسر اورانیان.
او نگران توست.
اعلیحضرت.
نباید این کار را میکردی.
برای من آلافین؟
- درود بر آل عِلافین. - اعلیحضرت.
بیایید از او مثالی بزنیم،
تا دیگران بتوانند پیام واضحی دریافت کنند.
او را ببرید. سرش را از تنش جدا کنید.
دلم میخواد تو خونش قدم بزنم.
فرمان پادشاه اطاعت خواهد شد.
این برای اجداد شما درس عبرتی خواهد بود…
که نمیدانند که علاءین در این پادشاهی بینظیرند.
اعلیحضرت، متاسفم.
او را حمل کن!
سرش را برید.
فرمان پادشاه اطاعت خواهد شد.
علافین ! میدونستم منو میکشی!
- تو جرأت داری جلوی علافین صحبت کنی... - اما میخواهم بدانی که
خالق از تو بزرگتر است.
تو؟ تو شروری!
تو چیزی بیش از خالق نیستی!
- خالق از تو بزرگتر است! - او را حمل کن، او را حمل کن.
- چه بیاعتناییای. - بغلش کن! لطفا!
کاری که اجدادشان نتوانستند امتحان کنند.
برای کسی مثل این که دستش را به سمت خراجگیر اویو بلند کند؟
هیچ راهی وجود ندارد که بقیه چیزی شبیه به این را امتحان نکنند.
بله. داریم درباره اویو حرف میزنیم.
مگه منظورمون اویو نیست؟
در آن زمان، اجداد آنها هدایایی را بر روی سر خود به اولویو حمل میکردند .
درست است.
ما با گماردن مأمور جمعآوری خراج، بر آنها رحم کردیم ،
با این حال، آنها هر طور که دلشان بخواهد با خراجگیران رفتار میکنند.
ببینید، اگر ما به این موضوع نپردازیم، دیگران از ما نخواهند ترسید.
اگر خبر کارهایی که او انجام داده منتشر شود،
هیچ شهری در قلمرو اویو نمیتواند دوباره پادشاه را نادیده بگیرد.
حق با شماست.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
تله شاه از عاج فیل قویتر است.
- هیچ چیز نمیتواند از چنگالش فرار کند. - اصلاً هیچ چیز.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
اعلیحضرت.
- درود! - اوه!
- درود! - اوه!
- درود! - اوه!
تو باید از دستور من پیروی کنی!
تو باید از روش من پیروی کنی.
چه کاری باید انجام دهید؟
ما باید از دستور شما پیروی کنیم.
چه کاری باید انجام دهید؟
ما باید از دستور شما پیروی کنیم.
پادشاه متعلق به اویو است!
تاج و تخت متعلق به اویو است!
- اویو رهبری میکند و دیگران از او پیروی میکنند. - دیگران از او پیروی میکنند.
اویو صاحب تمام زمینهاست!
همه شما…
باید به ایستگاههایتان برگردید.
تو باید خراج جمع کنی و به اویو بیاوری.
وقتی به ایستگاهی که تحت مسئولیت شما قرار دارد رسیدید ،
هر کسی که از تو سوال بپرسد…
یا میگوید کارها به درستی انجام نمیشوند،
به آنها بگویید که کار درست را انجام دهند.
هر که از تو سوال کند،
روی تیغی پا گذاشته است و تیغ او را خواهد برید.
- درسته. ما اینو قبول نمیکنیم. - دقیقاً.
تله پادشاه از عاج فیل قویتر است،
کسانی که در آن گرفتار شدند، هنوز از آن رهایی نیافتهاند.
شما کلکسیونرها را گرامی میدارید.
بله؟
هر کس وظایف خود را به درستی انجام ندهد ،
یا اگر کسی از پروردگارم دزدی میکند، آلافین ...
اگر چنین شخصی فکر میکند میتواند از من التماس کند،
مطمئناً به گوشهای ناشنوا خواهد رسید!
پروردگارم گوش نخواهد داد.
کسانی که از تو امتناع میکنند، آنها را بگیر!
آنها را بیرحمانه دستگیر کنید.
- بگیرشون! - بیرحمانه بگیرشون.
- اویو خیلی عصبانیه! - سرورم خیلی عصبانیه.
- اویو خیلی عصبانیه! - سرورم خیلی عصبانیه.
درود بر علافین !
اعلیحضرت.
بیایید کشاورزی را که میکارد ستایش کنیم
و با شادی برداشت میکند!
- با شادی برداشت میکند! - اِه!
بهار آمد و رفت، به لطف آفریدگار، آمین!
وقتی صبح میکاریم، مبادا شب تلخی درو کنیم!
آمین
خانهی زنبوردار همیشه پر از عسل است، تلخی از بین میرود!
بیایید کشاورزی را که با شادی میکارد و درو میکند، ستایش کنیم!
خوش آمدید.
- خوش آمدید. - متشکرم.
خروس صبح بانگ میزند،
کشاورز به مزرعه میرود، ماهیگیر به ماهیگیری میرود.
شما صبح زود شراب خرما مینوشید .
هر کاری که لازم است را زودتر انجام دهید،
اصطلاحی است که در بعضی جاها برای نوشیدن شراب خرما استفاده میکنند.
اونجا برات شراب خرما هست.
اگر کمی از آن را میخواهی، میتوانی آن را داشته باشی. اگر نمیخواهی، رهایش کن!
اجداد به زودی همه آن را در حضور شما خواهند نوشید.
فقط داری چرت و پرت میگی.
افکار ما با هم هماهنگ نیست. مهم کار کردن است.
بهتره بیای اینجا، بیا با هم کاساوا رو آماده کنیم.
لیزابی، کار کردن به آدم پول نمیده!
کار کردن بیوقفه به معنای موفقیت نیست.
کشاورز فقط تلاش میکند،
این خالق است که باعث میشود او فروش داشته باشد.
ببین، یه چیز مهم هست که میخوام باهات در میون بذارم.
No comments yet. Be the first to leave one.