200 baris pertama.
شروع کالبدشکافی اداری از جسد جان دوئه ما.
جنسیت مرد. سن: حدود ۳۰ تا ۴۹ سال.
قلب
هیچ ناهنجاری مشاهده نشد.
حالا برای قلب.
آتروفی قابل توجه بطن راست.
اونو بهم برگردون...
اندام من...
رئیس جمهور مغز هوشمند کیتازاکی نوزومو
رئیس جمهور مغز هوشمند کیتازاکی نوزومو
رئیس جمهور مغز هوشمند کیتازاکی نوزومو
ای! مثل همیشه زیبا به نظر میای ، آقای پرز!
آه، آرام باش قلب من!
وای، ممنونم.
و طبق معمول دوست داشتنی به نظر می رسی.
اوه بله!
یک Orphnoch در نقطه L4 در منطقه Marunodai مشاهده می شود !
چطور میتونم کمکتون کنم، آقا؟
یه کاری براتون دارم ، خانم رنا.
متاسفم.
من کاپیتان جوخه نابودی اورفناکهای باهوش هستم ، کورومی رنا!
کنار بایستید.
آماده برای تبدیل شدن!
بس کن نگاهم نکن...
این خجالت آوره...
از چی گیج شدی؟
شما لایه لایه لباس میپوشید، و هیچ کدام را درنمیآورید.
متاسفم.
تغییر!
حل کنید.
تحلیل میدان نبرد.
تحلیل کامل شد.
هوش مصنوعی پیشبینیکننده، فعال شود.
هوش مصنوعی آنلاین.
بدترین حالت ممکن شبیهسازی شده است.
میتوان از آسیبها جلوگیری کرد.
میتوان از آسیبها جلوگیری کرد.
موئز اج، قفلگشایی شده.
میتوان از بدترین سناریوی ممکن اجتناب کرد.
بیش از هزینه.
ماموریت انجام شد.
من انجامش دادم! موفق باشید!
یتیم ها.
شکلی تکاملیافته از بشریت .
انسانهایی که دارای عامل اورفنوخ هستند، پس از مرگ به اورفنوخ تبدیل میشوند.
دولت به شرکت اسمارت برین، بزرگترین شرکت فناوری ژاپن، ماموریت داده است...
...با نابود کردن تمام اورفنوخ.
بهشتِ بازسازیشده، ...
در همین حال، ما لباسشوییای را که کیکوچی کیتارو به ما سپرده است، اداره میکنیم.
متشکرم. (Mamnoonam.) پسفردا برای شما آماده خواهد شد .
ضمناً، من این موضوع را چند روز پیش مطرح کردم ،
اما تو این لکه ننگ را پاک نمیکنی . ببین، آنجا.
امم... این لکه خیلی جدید به نظر میاد، درسته؟
این درست نیست.
واقعاً از این بابت متاسفم. به زودی دوباره آن را تمیز خواهیم کرد .
البته که رایگان است.
خوشحالم که میدونی چطور با مشتریات رفتار کنی!
فقط باید با ضربات کنار بیایی. هر فروشگاهی کارن خودش را دارد.
عمه مریم! آقای کوساکا!
چی شده، جوتارو؟
یک اورفونوک دیگر. مغز هوشمند آن را گرفت.
سعی کن گوش بدی.
من امروز یک اورفنوخ دیگر را شکست دادم.
اما میدانی...
دیگه مثل قبل نیست، جنگیدن بدون تو...
با این حال، فروشگاه ما چیزی فراتر از آنچه به نظر میرسد، ارائه میدهد.
همچنین این مکان، پناهگاهی برای اورفنوخ (Orphnoch) است.
ما مشتاقانه منتظر آیندهای روشن برای اورفنوس هستیم.
با این حال، چیزی که انتظارش را نداشتیم...
توکو رامن کیکوچی
آیا آنجا محل برادر نظافتچی کیکوچی ماست که ما افتتاح کردیم؟
سفارش بده! در نهایت به فروشگاه رامن کایدو نائویا تبدیل خواهد شد .
خوش آمدید! میز دو نفره؟
لطفا اونجا بشین.
ببخشید؟
سلام! برای من بیرون بیار؟
- اینجاست، کوتا! - باشه.
ممنون از ...
لعنت، داره میسوزه!
آخ! گرمه، گرمه!
داغ!
بیا پسر، تو عوض شدی!
یه نفس عمیق بکش، تمرکز کن. اگر گیر بیفتی، خواهی مرد.
م-تقصیر منه، رئیس.
حالا برو معذرت خواهی کن!
آقای سیجی، متاسفم!
سلام، خوش آمدید—
به زودی برمیگردیم
واقعی؟
مغز هوشمند دوباره اورفنوک رو گیر انداخت، ها؟
بله، او به مردم حمله میکند، بنابراین به آنها حق انتخاب زیادی نمیدهد.
بله، اما او یک اورفونوک است. این غریزه او بود.
کاش میتوانستیم اول او را ببینیم...
ما میتوانیم به او کمک کنیم تا یاد بگیرد که آن را کنترل کند.
مثل بچههای اینجا.
ای وای، کاش تکون اینجا بود...
مثل یک صفحه گرامافون شکسته.
خب، بچه، تو حتی تا حالا اینوییها رو هم ندیدی. چرا به او «تکون» میگویید؟
خب، من چیزهای زیادی در مورد او از عمو کیتارو شنیدهام !
«درباره اینکه چطور تاکون قویترین و مهربانترین مرد دنیاست!»
میشه در مورد کیتارو دهنت رو ببندی؟!
ما را تنها میگذارند تا « لباسهای شسته شده دنیا را تمیز کنیم» یا هر چیز دیگری...
داخل سرش کاملاً بیعیب و نقص بود.
وای خدای من، الان دیگه کلافه شدم.
مشکلت چیه؟! اگر مغازه نبود، ما حتی جایی برای زندگی نداشتیم.
خواهش میکنم! ما خودمان این فروشگاه دوم را افتتاح کردیم !
بله، و شما همچنین موفق شدید آن را به یک مغازه رامن فروشی تبدیل کنید!
بهت که گفتم! این محیط ایدهآلی برای سرکوب غریزهی کشتار اورفنوخ است!
پختن رامن نظم و انضباط را آموزش میدهد!
و کی اینو بهت گفته؟!
راستش را بخواهید، من هم به او فکر میکردم.
نمیتونم این فکر رو از سرم بیرون کنم.
الان اینوی داره چیکار میکنه؟
او مرده است.
درسته، ماری؟
نمیدانم...
همه ما فکر میکردیم کوساکا هم مرده، اما او اینجاست.
ضمناً ما به کمک فیض نیازی نداریم.
تنها چیزی که نیاز داریم کوساکا در نقش کایشا و من در نقش دلتا است.
من از اون خبر ندارم.
حلقهی فشار بر گردن ما روز به روز تنگتر میشود.
همه شما PSA مربوط به مغز هوشمند را دیدهاید، درست است؟
ای! حالتون چطوره، گروه؟
آیا دوست دارید به دوستتان به شیوهای بسیار خوب کمک کنید؟
اگر هر کدام از شما اتفاقی یک Orphnoch دیدید، حتماً با Smart Brain تماس بگیرید!
بیایید همه ما سهم خود را برای جهان انجام دهیم!
و نه، من به همه پسرها و دخترهای خوبی که... هدیه خواهم داد.
خفه شو!
اورفنوچ میتواند مثل بقیه زندگی عادی داشته باشد!
فقط به ما نگاه کن.
درست است؟ ما در عشق رشد میکنیم ، نه در جنگ!
بس کن، بازنده! همه دارند نگاه میکنند!
اون واقعاً یه معماست، اینویی تاکومی.
سالهاست که کسی آن را ندیده، اما هیچکدام از ما نمیتوانیم از فکر کردن به آن دست برداریم.
تو هنوز ایمان داری، مگه نه؟
اینکه او هنوز آنجا زنده است.
بخشی از دلیل اینکه شروع به پناه دادن به اورفناکها کردی...
امیدوارم اینویی برگرده.
آیا من اشتباه میکنم؟
دیگه حتی نمیدونم.
با این حال... نمیتونم از سرم بیرونش کنم.
آخرین باری که دیدمش...
چی شده، تاکومی؟ خودت سوختی ؟
متاسفم...
مطمئن نیستم که بتوانم به کارم با خشکشویی ادامه بدهم.
این لباسها... باید تمیز باشند.
صبر کن، تاکومی، کجا داری میری؟
فقط برای قدم زدن.
اممم، میخوای منم باهات بیام؟
فرقی نمی کند. میتونم از یه زمانی برای تنهایی استفاده کنم.
بعدش، اممم... درسته!
میشه سر راه خونه سس مایونز خرید؟
دارم به درست کردن اوکونومیاکی فکر میکنم.
البته. اگر من آن را بخواهم.
آن آخرین باری بود که تاکومی را دیدم:
تصویر او که دور میشد، دورتر و دورتر...
اما من اینجام.
درست کنارت.
همیشه.
مراقب باش!
حالتون خوبه خانم؟!
من... من خوبم...
خیلی ممنونم ، ممنونم!
- نگران نباش.
- متشکرم. خیلی ممنون. - البته خانم.
ای! شما به مرکز سوالات متداول مغز هوشمند رسیدهاید !
یکی پیدا کردم! من یک اورفونوک دیدم!
خانم رنا، اگر اشکالی ندارد... یک کار دیگر هم برای شما هست.
ضمن عذرخواهی بابت کوتاه کردن زمان استراحتتان... این هم یک هدیه برای شما.
شریکت رو برای پشتیبانی فرستادم .
تو یه اورفنوکی هستی، درسته؟
بابت مشکل پیش آمده عذرخواهی میکنم ، اما...
من مرگ تو را میخواهم.
ها؟ چی داری میگی؟!
آره، انگار نمیتونم با حرف زدن از این وضعیت خلاص شم.
چ-چی شده؟
میشه دست از اینجور خیره شدن برداری؟!
این شرمآور است.
چی، تو... لختی؟
نه!
کنار بایستید.
تغییر!
حل کنید.
هاله؟
یه مورد اورژانسی پیش اومده ، بفرمایید!
فقط یه کم فکر کن؟!
من فقط یه اورفنوخ پیر نیستم !
من دلتا هستم!
- دگرگونی! - بایستید.
حل کنید.
ببخشید که معطل شدید، بچهها! ما از شما حمایت میکنیم!
حل کنید.
ما چیزی داریم که بتونیم به عنوان سلاح ازش استفاده کنیم؟
من درباره شما چیزهایی شنیدهام.
داستانهای زیادی در مورد خانههای امن اورفناک وجود دارد.
هیسائو!
آنها را معدوم کنید.
تکون بخور، کوچولو—
- ولش کن! - اوه، تقصیر منه!
حرکت کن!
No comments yet. Be the first to leave one.