ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
گمونم من همسایه جدیدتونم پنی هستم
اوه. لئونارد. شلدون - سلام -
سلام - سلام -
سلام - سلام -
من اونجا میشینم
هاوارد والیوویتز
از دپارتمان فیزیک کاربردی دانشگاه کلتک
پنی؟
لئونارد
راج؟
انگلیسی بلده... فقط نمیتونه با خانمها صحبت کنه
بچههامون
خوشگل و باهوش میشن
بالاخره به یه نون و نوایی رسیدم
.دوستدخترم برنادت رو که میشناسین
!هاوارد، گرسنمه
من ایمی فرح فاولر هستم شما هم شلدون کوپر هستی
بازینگا
:به قسمت اول برنامهی:"شلدون کوپر تقدیم میکند
سرگرمی با پرچم ها" خوش اومدید
من دارم میرم فضا پس در واقع
من یه فضانوردم
داری با من حرف میزنی
آره
...برنادت مریان راستنکاوسکی
در این لحظه شما را زن و شوهر اعلام میکنیم
ایمی؟
هاوارد؟
ایمیِ عصبای؟
نمیخوام فقط بخاطر اینکه
قرارداد های اجتماعی حکم میکنن بهم این حرفو بزنی
منم دوست دارم
با من ازدواج میکنی؟
آره
!ازدواج کردیم
خب، از اون چیزی که فکر میکردم بیشتر لذت بردم
نمیدونم کدوم یکی هالیه
با من ازدواج میکنی؟
...این
یعنی... مثبت؟
!ابرناتقارن، خودشه
مقالهمون درست بود
موفق شدیم - موفق شدیم؟ -
!موفق شدیم
واقعا امیدوارم
که نزدیکای صفر باشی
:نه، ببین، زیبایی نیمه عمر همینه
غیرممکنه زمانی رو که به صفر میرسی رو تعیین کنی
مثل آهنگِ "چرخ های اتوبوس" میمونه
اگه اتوبوس تعداد نامشخصی اجزا داشت
آره، قهوه بیشتری نیاز داریم
.آره. منم موافقم لئونارد قهوه میخوای؟
سیاه و قوی، مثل لوک کیج
اینقدر خستهام که حرفت نمیتونه ذهنمو به هم بریزه
شلدون؟
اصلا و ابدا
کمیته نوبل هر موقعی ممکنه
،به برنده ها زنگ بزنه تا نتیجه رو اعلام کنه پس تنها مخدری که نیاز دارم
اندورفینـه که توی مغزم جریان پیدا کنه
بخاطر انتظار پیروزیمون
خب، در واقع، انتظار بیشتر توسط
دوپامین برآورده میشه تا دوپامین ولی، میدونی
تمام شب بیدار بودی، پس از خیر این اشتباهت میگذرم
واقعا؟ دقیقا همون لحظهای که دهنشو میبنده؟
خب... بیدارش کنیم؟
خب، خودش گفت اگه خوابش برد
اجازه داریم بهش سیلی بزنیم تا بیدار بشه
اوه، پسر
.یه لحظه وایسا چرا تو بهش سیلی بزنی؟
چون که خودم اول گفتم
.خب، نمیتونی همینجوری اول بگی باید با زحمت به دستش بیاری
اوه، الان تو با زحمت به دستش آوردی؟
هیچکس به اندازه من برای به دست آوردنش زحمت نکشیده
تو کل عمرت فرصت داری بهش سیلی بزنی
الان نوبت منه
باشه. خطا نره دستت
.والبیبال نیست .از پسش بر میام
اوه، وایسا یه لحظه
وقتی پیر شدی، حتما دلت میخواد از این لحظه فیلم داشته باشی
آره، آره
.اسلوموشن بگیر میخوام موجی شدن لپاشو ببینم
آماده... بزن
!خودشه
.شماره نامشخص باید خودشون باشن
خیلی خب، بذارش رو اسپیکر
الو؟ - سلام -
سلام. از سوئد باهاتون تماس میگیرم
شما دکتر کوپر و دکتر فاولر هستین؟
بله - آره -
تبریک میگم
باعث افتخارمه که بهتون اعلام کنم شما برندهی جایزه نوبلِ
!اسکل بودن شدین
واقعا لهجهی سوئدیش قانع کننده بود
!همینه
چی میخوای، هاوارد؟
فقط زنگ زدیم ببینیم خبرش بهتون رسیده یا نه
نه هنوز خبری نرسیده
ولی ممنون که اینقدر زود بلند شدین
که بهمون زنگ بزنین
بزرگیتون رو میرسونه
اوه، بیخیال. ما دوتا بچه کوچیک داریم
.یک ساعته بیداریم
کسی تونست به شلدون سیلی بزنه؟
نه
خیلی خب، وقتی خبرش رسید بهمون زنگ بزنید
خیلی خب، الان چیکار کنیم؟
اوه، نظرتون چیه برای گذر وقت یه بازی کنیم؟
بیا. من دارم به یک عدد فکر میکنم
راهنمایی: این عدد توان سومِ توان سوم یک عدد اولـه
بینهایت احتمال هست برای این عدد
چیه، مگه میخوای جایی بری؟
اوه، به من زنگ زدن
الو؟
بله، دکتر فاولر هستم
متوجهم
باشه، ممنون
بردیم
!تبریک میگم
اوه، خدای من
موفق شدیم - میدونم -
باورت میشه؟
.نکته خوبی بود اگه خواب باشم چی؟
!ما جایزه نوبل رو بردیم
ترجمه توسط سینا خدادادی و مصطفی .:: ELSHEN, Sina Kh::.
و چه حسی داره که همسر یک برنده جایزه نوبل باشی؟
تو بگو بهم
اوه. چه خودمحوری چه نقطه نظر جالبیه
فکر کنم
.بایدم همین باشه با عقل جور در میاد
مامان بزرگم بهم تبریک گفته
اوه، و یکی هم از طرف مامانمه
و خواهرم
اوه، و برادرم
و زن قبلی برادرم
و یکی دیگه از زنای قبلی برادرم
پسر، نمیگن وقتی جایزه نوبل رو ببری
شارژ برای گوشیت نمیمونه
اوه، برای منه
.داروخونه ست دارو هام آماده ست
اوه، و پدرم هم بهم پیام داده
میگه تبریک میگم و دوستم داره
چیزی راجب من نگفته؟
اوه، باباته. الان روبراهم
میدونی، وقتی بهش فکر میکنی
الان که ما برنده های جایزه نوبل هستیم
اسمهامون تا ابد به هم پیوند میخوره
ما ازدواج کردیم
اسمامون از قبل تا ابد به هم پیوند خورده
اوه، بیخیال. اون فقط یه تکه کاغذه
این یکی یک تیکه کاغذ و مدال داره
عجیبه
واقعا حس متفاوتی ندارم
ولی فکر کنم زندگیهامون دیگه مثل قبل نمیشه
اوه، نمیدونم. مثل همیشه میریم سر کار
من هنوزم دوتا پام رو با هم میکنم تو شلوار
یه روزی این کارت نتیجه خیلی بدی به بار میاره
.تبریک میگم چه حسی دارین؟
خیلی خب، خوشحال میشیم که به سوالاتتون جواب بدیم
فقط، یکی یکی بپرسین لطفا؟
!دکتر کوپر
دکتر کوپر بر میگردن؟
نه. سوال بعدی
با دست چپ زدی یا دست راست؟
راست
وقتی زدم تف از دهنش ریخت بیرون
سلام، رفقا
میشه یه لطفی بهم بکنین؟
مگه انتخاب دیگه ای هم داریم؟
نه
شلدون و ایمی
الان دیگه رسما معروف شدن، و رسانه ها
میان سراغ خانواده و دوستاشون که راجبشون نظر بدن
پس برای اینکه هممون یک نظر باشیم
کلمه ای که برای توصیف اونا به کار میبریم " عجیب" هست
"و اینجوری نگین "عجیب"، باید اینجوری بگین "عجیب
پس نگیم خانم و آقای مشنگ؟
ای آدم حسود و بداخلاق
خیلی ممنون
و به این چی میگیم؟
.عجیب - عجیب -
دکتر کوپر، میشه یک دقیقه وقتتون رو بگیرم؟
آهای؟
سلام
میتونم کمکتون کنم؟ - آه، بله، راستش -
من برای مصاحبه با دکتر کوپر
دربارهی جایزه نوبل وقت گرفته بودم
یه لحظه وایسا
شلدون؟
ببخشید، اینجا نیست
لعنتی. من باید سر موعد مصاحبه رو تحویل بدم
نمیدونم بهت کمک میکنه یا نه
ولی من بهترین دوستشم تو دنیا
واقعا؟
،و یه فضانورد، زودباش میتونی یه فنجون قهوه برام بخری
و جفتشون رو بهت توضیح میدم
روبراه هستین اونجا؟
!برو
ایمی؟
راج، خواهش میکنم، الان نه
No comments yet. Be the first to leave one.