ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
یه بار تو آتیش سوزی گیر کردم
فکر کنم خواهرم عمداً آتیش رو شروع کرده بود
این همون چیزیه که موقع آتیش سوزی دستش بود
وقتی از آتیش بیرونش آوردم
نمیدونم چرا الان میخواد اینو به من بده
تو رفتی خونه من؟
خواهرم بهم پرید، بهم گفت دروغگو
رفته بودم با مامانت حرف بزنم
آره خب، الان فقط ما دوتاییم
بیشاپ کثیف کاری میکنه
رفتم اداره امور داخلیشون
اونا از قبل یه پرونده برام دارن
فقط هنوز مدرک محکمی ندارن
و تو داری کمکش میکنی که گیرش بیاره؟
احتمالش چقدره
که موتور ماشین بیشاپ
دقیقاً همون موقع و همونجایی که نیاز داشتیم آتیش بگیره؟
خیلی کم
یه خانومی تو بیمارستانه که داره
بچشو میده برای فرزندخوندگی
استلا، ما حلش میکنیم
یه خبر بد دارم
دیگه نمیخواد بچه رو بده برای فرزندخوندگی
واقعاً متأسفم که نشد
چه ساعتی بیدار شدی؟
فکر نکنم اصلاً خوابیده باشم
...میدونی، اگه میخوای یه شیفت مرخصی بگیری
نه نمیخوام
حالم خوب میشه
مطمئنی؟
تری گفت طبیعیه که
بعد همه اتفاقایی که افتاده احساسات پیچیدهای داشته باشیم
من فقط یه احساس دارم
اونقدرام پیچیده نیست
حس میکنم میخوام یه چیزی رو بزنم
و بدترین قسمتش اینه که هیچکسی نیست که بشه سرزنشش کرد
ببین، میدونم خیلی درد داره
ولی فقط به این خاطره که چقدر هر دومون میخوایمش
که این فقط بیشتر مطمئنم میکنه
که داریم کار درست رو انجام میدیم
اوه، از الان داری مثل بابا ها حرفای قشنگ میزنی
هی
اوه، کید میگه درمان سرپایی کارور
این هفته تموم میشه
شیفت بعدی تمام وقت برمیگرده
عالیه
هی ریتر، قرار دیشبت چطور بود؟
نشد. دقیقه آخر پیچوندم
همون کایروپراکتور خوش هیکله؟
!آره هوم -
پروفایلش خیلی بامزه بود چی گفت؟
گفت یه جای پارک عالی
جلوی ساختمونش پیدا کرده و نمیخواد از دستش بده
وای - اه -
داشتم فرمهای ثبت نامی رو
که دیروز از آکادمی گرفتم نگاه میکردم
برای آزمون رئیس؟ - آره -
اینو گوش کن... اون نابغههای دفتر مرکزی
تصمیم گرفتن که الان
همه باید یه نامه توصیه
از رئیس گردان فعلیشون بگیرن
فقط برای ثبت نام تو آزمون
...و مشکلش اینه که
من دارم برای آزمونی ثبت نام میکنم
که شغل رئیس گردان خودم رو ازش بگیرم
و حالا باید ازش نامه بگیرم؟
داری زیادی فکر میکنی
فقط ازش بپرس
...من
چی رو بپرسه؟ - آه، هیچی رئیس -
میدونید که این بوروکراتهای دفتر مرکزی
همیشه دارن سعی میکنن
...نقطه و خط تازه پیدا کنن که
...فکر کنم منظورت
میدونه من چی میگم
هوم، نه واقعاً نمیدونم
...خب
...موتور ۵۱، کامیون ۸۱
بجنبید بریم، زود باشید
آمبولانس ۶۱، آتش سوزی خودرو
الان وقتش نبود وقتی برگشتیم ازش میپرسم
!کمکم کنید !منو از اینجا بیارید بیرون
موچ، ریتر، کپسولهای آتش نشانی
چشم ستوان - فهمیدم -
هی بچهها، یکم فاصله بگیرید
تونی، کپ، قیچی برقی کروز، با من بیا
خواهش میکنم منو از اینجا !بیارید بیرون، لطفاً
باشه
هی، دیمون، شلنگ رو بکش
داهرتی، یکم آب بهم بده
آروم و یواش
با شماره سه
یک، دو، سه
سرم وصل کن و مایعات رو کامل باز کن
فهمیدم
من این یارو رو میشناسم
این رئیسمه
هی، دیدی چی شد؟
گفت میره یه کار کوچیک انجام بده
دیدم از پارکینگ رفت بیرون
یهو ماشینش آتیش گرفت
و سرعتش رو زیاد کرد و خورد به جداکننده
شاید وقتی آتیش رو دید هول شد؟
خب. نبضش ضعیفه
و راه تنفسیش داره متورم میشه باید لوله بذارم
هی، اسمش چیه؟
رابرت. رابرت فرانکلین
رابرت فرانکلین
...این همون
رانندهایه که مونیکا پاسکال رو کشت
خب بذارید ببریمش تو آمبولانس، باشه؟
این یارو تو کمتر از دو ماه دوتا تصادف بزرگ داشته؟
عجیبه
و پاسکال؟
وای، درست وقتی به نظر میرسید
داره به زندگی عادی برمیگرده
حالا این دوباره همه چیز رو بهم میریزه
طفلکی
ما اینجا رو جمع میکنیم
هرمن میگه موتور از اینجا به بعدش رو حل میکنه
میخوای بمونی؟
نه، جمع کنیم بریم
من یه دقیقه اینجا میچرخم ببینم چه خبره
باشه
تو ایستگاه میبینمت
« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی
سلام بچهها - سلام -
حال فرانکلین چطوره؟
خوب نیست
مستقیم بردنش آی سی یو
آره، با توجه به شدت آسیب ریههاش
احتمالاً میخوان
ببرنش تو کمای مصنوعی
رئیس چطوری خبر رو شنید؟
اینجا نیست
پس هنوز نشنیده
ویولت، اون مطلب درباره تو رو تو سان-تایمز دیدم
خیلی باحال بود
آه، آره. ممنون. آره
صبر کن، چی؟ - تو روزنامه بودی؟ -
...سان-تایمز یه ستون هفتگی داره به اسم
"قهرمان محلی در کانون توجه"
آره - ویولت میکامی -
نگاش کن
شده سلبریتی محلی و به کسی نگفته
اوه، وای، اصلاً... آره خیلی مهم نیست
"...با فقط هفت سال سابقه کار"
خب، همینقدر کافیه. مرسی
میکامی تونسته"
خودش رو به عنوان یکی از متعهدترین"
"ماهرترین و دلسوزترین امدادگران معرفی کنه
اه - نگاش کن -
ناتالی
سلام - سلام -
کلی عکسی رو که
چند روز پیش آوردی بهم داد
میخواستم بهت زنگ بزنم
ولی درگیر یه سری مسائل خانوادگی شدم
...هی، ببین، هر چی که هست... هر چی که هست، من
باید یه مقدار پول ازت قرض بگیرم
باشه
باشه. چقدر پول میخوای؟
۲۰۰ دلار
میدونم خیلی زیاده، ولی قول میدم پسش بدم
۲۰۰ دلار رو برای... چی میخوای؟
مهمه
میشه فقط بهم اعتماد کنی؟
فقط... فقط بگو چی شده
بیخیال. فراموشش کن
از یه جای دیگه جورش میکنم
...نه، هی، گوش کن، گوش کن. فقط میخوام بفهمم
متأسفم، نباید میومدم اینجا
نه، نه، نه. ناتالی، هی، گوش کن
صبر کن، صبر کن، صبر کن. هی
ناتالی، بیا
اوضاع چطوره ستوان؟
هنوز مطمئن نیستم
طبق گفته شاهدها، ماشین قبل از اینکه
به جداکننده بخوره آتیش گرفته بود
فکر میکنی آتیش باعث تصادف شده
نه برعکس؟
ممکنه
تا جایی که میتونم بگم
آتیش از اطراف کاتالیزور شروع شده
اگه کاتالیزور خیلی گرفته باشه
میتونه باعث تجمع انفجاری بخار سوخت بشه
نادره، ولی اتفاق میفته
و با حرف شاهدها هم همخونی داره
چیه؟
وقتی همه ماشینها اینجا بودن متوجه نشدم
ولی اون نقطه
جایی که ماشین پارک بود
بنزینه
پس نشتی سوخت داشته
تو لوله سوخت سوراخ هست
لوله سوخت عمداً سوراخ شده
با توجه به جای اون سوراخ
راننده موقع روشن کردن ماشین
بنزین پاشیده شده
No comments yet. Be the first to leave one.