ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
،این فضاپیمای مادرـه
درست شبیه فضاپیمای مادری که
چهل و خوردی سال پیش منو گذاشت .روی این سیاره مسخره
صادقانه نمیتونم به توضیح دیگه
.به جواب این سوال که اینجا چیکار میکنم بدم
مشخصا به اینجا تعلق ندارم
،سعی کردم با بقیه کنار بیام سعی کردم با بقیه بر بخورم
لباسهای طراحهای معروف رو گرفت و کفشهای مد روز پوشیدم
ولی کمکی نمیکنن
چهاردهه شده، فضاپیمای مادر
بهانداز کافی اینجا بودم
پس، هرجا که هستی، بگرد
بیا اینجا و من از اینجا ببر
اولش یه شوخی بود
اون مدرسه لعنتی هم هیچکاری نکرد
امروز نقاشی کردی؟
چطور، "تام"، کی؟
،تمام بعداز ظهر "جولیس" با من بود
چون "فیتزجرالد میلر" یه قلدرـه
باید نقاشی میکردی
میدونی، وقتی کار نمیکنی چطور میشی
«وقتی میسوزی، جیغ بکش»
.بوکوفسکی گفته
خب، گفتنش برای اون آسونه
وقتی یه مرد جیغ بکشه، یه نابغهـست
وقتی یه زن جیغ بکشه، یه جنده ـست
"باید استدیو خودم رو داشته باشم، "تام
یه اتاق میخوام که پنجره نداشته باشه
موفق میشه - بوکوفسکی"؟" -
.نه، فیتزجرالد - توی زندگی؟ -
،آره، چون میدونی .بیشعورـه رایجـش عوضیـه ولی به تبعیت از assholeترجمه .محمود فرجامی و کتابش "بیشعوری" اینطور معناـش کردم
.توی مستراح ِ دنیا، سوراخکون پادشاهـست به معنی آدم بیشعورـه و هم به معنی assholeهم سوراخکون. توی این قسمت با این دوتا معنی بازی میکنه
نباید گه پادشاه مستراح باشه؟
.نه، عزیزم. چون گه باید از یه جایی بیاد
.بیشعور بزرگ توی آسمون
میخوام بدونم که کی برمیگرده
چی، عزیزم؟
فضاپیما مادر
تا ما رو برگردونه به سیارهای که بهش تعلق داریم
.این خیلی خوشبینانهـست - چی؟ -
.اینکه سیارهای هست که ما بهش تعلق داشته باشیم
!ما این جاییم؟ اینجاییم
!لطفا، ما اینجاییم
!بیا دنبالمون - .لطفا، کمکـمون کن -
.ما رو برگردون. لطفا لطفا - لطفا برگرد و بیا دنبالمون -
!لطفا - !ما رو جا گذاشتی -
بیاین درباره این صحبت کنیم
عاشقش شدم
این قراره یه تبلیغ واقعی بشه؟
این تبلیغ واقعیـه 1976
عالیـه
فکر میکنین که ما بدبینتر این حرفها برای یه همچنین پیامی هستیم
.نه منظورم اینکه، شاید پیرمردها
چهلساله ها یا یه همچین چیزی
.نسل دوهزار کسایی که از 1980 تا اوایل دهه اول 2000 بهدنیا اومدن
خوشبینهای احمق ِ بیشعور
اوه، ربطی به دوهزارها نداره، "تام"، این طبیعتـه
همهـمون بیشعوریـم
هرکسی الان هست یا قبلا بوده، یه بیشعورـه
چی، حتی گاندی؟ - بهش فکر کن -
...همهـمون یه جور شروع کردیم
،یه اسپرم بین 50میلیون اسپرم دیگه
همه بهشدت میخواست به یه دونه تخمک برسن
تا برنده بشن
،تو، من، هرکسی که توی تاریخ توی این سیاره زندگی کرده
،ما همه برنده صدمتر توی رحمـیم
برنده مسابقه تا تمام اون .تخمک زندگیبخش و سحرآمیز مامان رو میگیره
جایزه نفر اول؟ زندگی؟ -
نفر دوم؟ - مرگ -
درسته. حالا، فکر میکنی توی این رقابت یه چندبار با آرنج نزدیم؟
،فکر میکنی ما از روی چندتا اسپرم دیگه رد نشدیم
از پشت بهشون چاقو نزدیم تا برنده بشیم؟
تام"، تو اینجور رقابت رو"
.اگه بیشعور نباشی، نمیبری
.منظورم اینکه، یه بیشعور بزرگ
مشکل تو اینکه فکر میکنی بیشعوری
،یهجور ناهنجاریـه .یهجور کجرویـه
.طبیعت کارخونه تولید بیشعورـه، دوست من
.اگه تو وجود داری، تو یه بیشعوری
،فکر میکنی، پس هستی
.ولی تو هستی، پس تو بیشعوری
...میخوام دنیا رو به آواز خوندن دربیارم چه خبرـه؟ -
...با یه هارمونی خاصی
.مسئله فقط بیشعورها هم نیستن
مسئله اینکه همه بیشعورها رو دوست دارن
."مثلا این بیشعور، "فیتزجرالد میلر
.بوـش رو حس میکنی؟ گوگردـه، رفقا
.گوگرد خالص. این بچه یه شیطان دیوسیرت ِ خالص
"همه توی مهدکودک "ووداستوک
.این عوضی کوچولو رو دوست دارن
یهجوری، بین ستاره تیم بسکتبال بودن
و بازیگر نقش اصلی توی نمایشهای ،تعطیلاتـمون بودن
فیتزجرالد" زمان برای استاد شدن توی پیانو هم پیدا کرده"
.مهم نیست "فیتزجرالد" چی میگه، رفیق
.گفت من خواننده بدی هستم - واقعا؟ اوه -
.فقط بهت حسودی میکنه، رفیق
،هیچ وقت منو برای تیمـش انتخاب نمیکنه
.و میگه لباسهام مسخرهـست
میدونی چیه؟ میخوام یه چیزی بهت بگم
،میخوام از یه کلمهای استفاده کنم
،و کلمه بدیـه ولی فکر کنم باید بلدش باشی
.و فکر کنم که اینجا مناسب باشه
و اون کلمه "بیشعور"ـه
معذرت میخوام، ولی "فیتزجرالد" همینه که گفتم
،الان یه بیشعورـه و وقتی بزرگ بشه حتی بیشعور بزرگتری میشه
باشه؟ ربطی به تو نداره
مم - ،یه چیز دیگه، رفیق -
.نیازی نیست که حرفهاش رو تحمل کنی
میتونی به معلمـت بگی یا میتونی به مدیرتون بگی یا میتونی به خودش بگی
.میتونی بهش بگی که ازش خوشت نمیآد
میتونی بهش بگی که میخوای بس کنه
میتونی بهش بگی فکر میکنی کارش اشتباهـه، خب؟
مجبور نیستی تحملش کنی، مرد کوچولو
میدونی چیه؟
،شرط میبندم که اگه یه کلمه به "فیتزجرالد" بگی
با انگشت نشونش بدی
«و بگی «خفه شو
میدویه زیر میزش و گریه میکنه
واقعا؟ - آره، واقعا -
آره
بابا، تو بیشعوری میشناسی؟
خوب بود
آره، میشناسم. تقریبا تمام کسایی که میشناسم بیشعورند
پس پسرـه بطری یخ "سم آدامز"ـش
رو برمیداره و فرو میکنه توی استخر
و همه هورا میکشن، درسته؟
چون یخ "سم آدامز" سردش کرده
صدای موزیک بالا میره، پارتی نجات پیدا میکنه
،طرف میاد جلو «"سم آدامز" آیس
«باحالتر از باحال .سرد و باحال .cool بازی با دو معنی کلمه
.باید از «باحالتر از باحال» استفاده کنیم
.مشتریـمون گفت باید استفاده کنیم
.میکل"، این تبلیغ برای مناطق شهریـه"
.اون همهـشون سیاهپوستند - موکلـمون با اسپانیولیها هم مشکلی نداره -
سیاهپوستها شنا میکنن؟ - چی؟ - اشاره به این کلیشه که سیاهپوستها بلد نیستن شنا کنن
فقط دارم میپرسم، بهخاطر باورپذیری میگم - بهخاطر باورپذیری -
."اونجا شهرـه، "مایکل کجا میرن شنا میکنن؟
این نژادپرستانهترین چیزی بود که من تاحالا شنیدم
این نژادپرستانه نیست. اگه میگفتم شنا نمیکنن
چون تنبلـن، اون میشد نژادپرستانه
سوال مرتبط با بازاریابیـه
.درستی، صداقت، راستنمایی
توی یه تبلیغ، آبجو باعث میشه برف بباره
.باید از این کار بزنم بیرون
این فیلمنامه رو میخوان بدن به "آژانسهای افریقاییآمریکاییـشون، "تام
و نمیخوام پروژه رو از دست بدیم
چون یه مشت مردم شهرنشین رو کردیم توی .یه استخر کلیهمانند
خب، اگه تبدیلـش کنیم به شورش توی زندان چی؟
یا اگه یه مشت سیاهپوست باشن
که توی خیابون وحشیبازی درمیارن و به زنهای سفیدپوست تجاوز میکنن چی؟
چون سیاهپوستها توی خیابون وحشیبازی درمیارن
و به زنهای سفیدپوست تجاوز میکنن، مگه نه؟
"جلسه کوکا توی "شکپیر
اوه،خدا رو شکر
من توی جلسه هستم؟
.دیوید" از بخش تولید زنگ زد"
.کبلر" فکر میکنه فیلمنامه باید بیشتر شیرینیمحور باشه"
چرا من توی جلسه کوکا نیستم؟
.اگه میخوای بیای جلسه، بیا جلسه
.نمیخوام بیام به جلسه، میخوام توی جلسه باشم
.اگه بیای به جلسه، توی جلسهای
.نه، میخوام جز جلسه کوکا باشم
این جلسه کیـه؟ این جلسه تویـه؟
"مسئله اینجاست که قبلا فیلمنامه رو به "راب رینر ،فرستادیم
،و اون فکر میکنه بیشازحد شیرینی محورـه
.و میخواد که شیرینیـش رو کم کنیم
،نگاه، به "دیوید"، اون رییس آشغال بخش تولید بگو
،که اگه "راب راینر" میخواد فیلمنامه عوض بشه
.راب راینر" لعنتی باید فیلمنامه رو عوض کنه"
.خودش اون عوضیای که همون اول رید بهش
.به "دیوید" میگم با "راب راینر" تماس بگیرـه
.و پیشنهاداتـش رو درباره تغییرات فیلمنامه به اون بده
آره، همین کار رو بکن
نه
اوه
لطفا پیغام، شماره و پیغام خود را بعد از شنیدن
،صدای بوق بگذارید
،هی، "لی"، "پم" هستم
از مهدکودک. انگار یه مشکلی بین
.جولیس" و "فیتزجرالد میلر" بهوجود اومده"
. ...و میخواستیم بدونیم که الان میتونی
سلام، سلام، سلام، سلام. منم
چه جور مشکلی؟
چیکار کرده؟
باشه. الان میام اونجا
"باشه، ممنون، "پم
"بذار ببینم درست متوجه شدم، "گتفرید
میخوای بری توی جلسه کوکاکولا
جلسهای که تصمیم میگیرن
اگه ما میتونیم ایدهـمون رو بهشون ارائه کنیم یا نه
و بهشون بگیم که نباید تبلیغ کنن؟
"پیشنهادش این نبود "جاناتان
پس تو چرا بهم توضیح نمیدی،"دبی"؟
.جاناتان"، روزهای کمپینهای بازاریابی گذشته"
درسته - دیگه نیازی به کمپین نیست -
. ...نیازی نیست - ،الان دیگه یه ایده هوشمندانهـست -
و اون دنیا رو عوض میکنی، خب؟
ما ایده میخوایم. باید با اجتماع یکپارچه بشیم
.ما نیاز به واقعه داریم. به لحظات
No comments yet. Be the first to leave one.