ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دارم دوباره ازت ميپرسم
تو چه نسبتي با قاتل سهگانه داري؟
و منم دارم دوباره بهت ميگم
نميدونم
دي ان اي تو با اون مطابقت ميکنه
من هيچي راجع بهش نميدونم
که يه سوال بزرگ رو ايجاد ميکنه
تو کي هستي؟
واقعاً هر کدوم از ماها کي هستيم؟
همه ما زندگي آشکار خودمون رو داريم
و زندگي خصوصيمون رو
و زندگي محرمانه تو
اوني که وجود تو رو تعريف ميکنه
...مادر تو
به اسم لورين هيل ثبت شده
اون کجاست؟
مرده
الان پنج سالي ميشه
و پدرت ...به نظر ميرسه که
ناشناسه
چرا اينجوريه؟
بهت گفتم
مادر من حامله شده بوده
اتفاقي
من هيچوقت پدرم رو نديدم
من فکر ميکنم داري دروغ ميگي
منم همينطور
من فکر ميکنم که کريستين هم زندگي محرمانه خودش رو داره
اون بايد دختر آرتور باشه
...بخاطر روابطت با دپارتمان ما
...ما با تو با حداکثر
نجابت رفتار کرديم
...خواهش ميکنم
اجازه نده اون باعث بشه اين حقيقت پوشيده بمونه که تو ممکنه توي يه دردسر واقعي افتاده باشي
يه اسم به ما بده
...اگه اون اسم آرتور ميچل رو بگه بعد
يه جستجو در ابعاد ملي راه ميافته
اون براي هميشه از دستت رفته
يک اسم به ما بده
خب چيکار ميکني؟
اون يه اسم ميخواد
منم يه اسم بهش ميدم
يه طعمه
دقيقاً
اگه اون بتونم کاري کنه که پليس ...فکر کنه قاتل سهگانه شخص ديگهايه
آرتور کاملاً مال من ميشه
شما با کريستين هيل تماس گرفتين
لطفاً پيغام خودتون رو بگذاريد
که ما رو ميرسونه به داستان بعديمون
...در يک رويداد بسيار خوشحال کننده
...اسکات اسميت 10 ساله
امروز دوباره به خانوادهش ملحق شد
...اگرچه پليس هيچ نشانهاي ندارد که چه کسي اين پسر را دزديده بوده
يا اينکه او چگونه برگشته
اما خانواده او واقعاً خوشحالند که او دوباره توي خونه است
جالبه
مقامات ميگويند که به تحقيقات خودشون در اين زمينه ادامه خواهند داد
...با وجود اين همه نمونه دي ان اي که از جستجو خواهرم بدست اومده
...بايد يه آدم بد پيدا بشه که
بتونم اون رو در نقش قاتل سهگانه جا بزنم
ولي دارم از دور خارج ميشم
سلام
بذار يه سئوال ازت بپرسم
...چه جور آدمي
...ميتونه شاهد دزديده شدن يه بچه باشه
و به پليس زنگ نزنه؟
تو کي هستي کايل؟
درخواستت چيه؟
پول
پول؟
همه اين چيزا فقط بخاطر اونه؟
من 50 هزار دلار ميخوام
...و گرنه به همه دنيا ميگم که
...آرتور ميچل، مرد خانواده دار
معلم مدرسه، خادم کليسا
يه بچه بازه
من قطعاً يه بچه باز نيستم
ـ 50هزار دلار، همين حالا
من يه معلم مدرسهام
از اين پولها ندارم
روي خونهت يه وام بگير
يا اينکه ماشينت رو بفروش من واقعاً اهميتي نميدم
من امروز پول رو ميخوام
اين ممکن نيست
من حتي تو مياميهم نيستم
کجا هستي؟
خب، من که اينو بهت نميگم ميگم کايل؟
مهم نيست
ـ24 ساعت وقت داري که پول رو به من بدي
من... من باهات در تماس خواهم بود
ولي من هيچي نميدونم
تو در مورد تيراندازي به مورگان و لاندي ميدوني
بيشتر از اوني که بايد
و دي ان اي تو هم با قاتل سهگانه مشترکه
...من ميتونم اين بازي رو
در کل طول روز ادامه بدم
...ولي تو اينجا ميموني
تا موقعي که اون چيزي رو که ما بايد بدونيم بهمون بگي
نميتوني اينکار رو بکني
فقط ميتونيد منو 48 ساعت نگه داريد
اگه تو تحت بازداشت باشي
ولي ما تو رو بعنوان يک مدرک پرونده نگه ميداريم
پس ميتونيد هر چقدر که بخوايد منو نگه دارين
درسته
پس بهتره شروع کني به حرف زدن حرومزاده
اون ميگه هيچي نميدونه
و چي، تو حرفش رو باور ميکني؟
...ميدونم که اين حرفش خيلي مورد پسند توئه
ولي اون اونجاست چونکه درگير موضوع بوده
پس کله لعنتيت رو بيار تو راه
ولي ما هيچ مدرکي براي اثباتي نداريم
بيخيال کوئين، تو مثلاً يه بازرسي
حس درونيت چي ميگه؟
نميدونم
تو خيلي به اين نزديک هستي
من تنها شخص نزديک به اين پرونده نيستم
اون هنوز چيزي نگفته؟
نه نگفته
بياين اميدوار باشيم نگه
بخاطر کوئين
لعنت به تو
و تو هم
من رو در جريان بگذار
هوي، داري کجا ميري؟ مرخصي ميان روزي؟
ميرم که يه طعمه بعنوان قاتل سهگانه پيدا کنم
قبل از اينکه کريستين کلمه جادويي رو بگه
ناهار با ريتا زنم
ـ آره حتماً ـ ببخشيد؟
واقعاً کجاست که هر روز اونجا ميري؟
حرفاي اون رو زياد جدي نگير دوست دخترش يه رواني از آب در اومده
از قول من به ريتا و هريسون سلام برسون
ميرسونم
مجوز بازرسي براي آپارتمان کريستين اومد
بريد يه تيم بفرستيم اونجا
لعنتي
عاليه، من رانندگي ميکنم
حالا که خودش حرفي نميزنه شايد آپارتمانش چيزي بگه
ـ منم باهاتون ميام ـ نه قطعاً نه
قرار نيست تو آپارتمان دوست دختر خودت رو بگردي
باتيستا رو ببر
اول بفرستش پيش من
هر دوتاي شما رو ميخوام
توي دفتر من همين حالا
...اين يه ويدئو از يه دوربين امنيتيه
از يه سرقت تو در محله باغ نارگيل، ديشب
...خوشبختانه بازرسهاي ما
تونستن مظنون رو شناسايي کنن
و بازداشتش کنن
...ولي اونا اين ويدئو رو
به يک دليل ديگه براي من فرستادن
يک ربع ساعت قبل
دوربينهاي امنيتي اين رو ضبط کردن
...رئيس ما خارج از زمان خدمت بوديم و
...دو نفر از افراد ارشد من
...که قبلاً سوگندنامه رسميبا دپارتمان امضا کرده بودن
...با اين مضمون که
هيچ درگيري رومانتيکي بين اونا وجود نداره
...اگه اجازه بدين من توضيح بدم
هيچ چيزي براي توضيح دادن وجود نداره
شما هر دوتون زير قولتون زدين
سوگند دروغ خوردين و اين يه جرمه
...ببين، من ميدونم که ما يه اشتباه کرديم
و اگه لازم باشه ما قبول داريم که عواقبش رو بپذيريم
...ـ ولي اين ...ـ شما زير حرفتون زدين و
و بعدش هم به ريش من خنديدين
جلسه هيات بازنگري شما پس فرداست
توصيه ميکنم که به نمايندههاي اتحاديهتون هم خبر بدين
و شروع کنيد دنبال شغل جايگزين گشتن
يه لحظه صبر... وايستا
...اين دفعه اول نيست که
تو و من روبروي هم قرار ميگيريم
خب دقيقاً دليل اصلي ناراحتي تو از من چيه؟
جنسيتم؟ نژادم؟
چي؟
گستاخيت
پروندههاي لاندي در مورد قاتل سهگانه
لاندي در طي سالها مظنونين زيادي رو بررسي کرده بوده
که به نظر ميرسيده ميتونستن قاتل سهگانه باشن
ايناها
استان باودري
راننده کاميون مسافتهاي دوري که همينجا تو مياميمستقره
در کل سطح کشور مسافرت ميکنه
به اتهام قتل يه فاحشه با ديلم بازداشت شده
اون رو کنار يک بزرگراه ول کرده بوده
مدارک و مستندات مربوط به ديلم مخدوش بوده
اونا پرونده رو معلق گذاشتن
پس اون مال ماست
ريتا
هي
چه خبره؟
من متاسفم اين خونه توئه؟
آره اين خونه منه
من اشتباه کردم
فکر کردم اين خونه دوستمه
پس تو دزدکي ميري تو خونه دوستت؟
ـ نه ـ تو ميخواستي آت آشغالهاي منو بدزدي
بهت اطمينان ميدم که نميخواستم آت آشغالهاي تو رو بدزدم
نه، تو هيچ جايي نميري پيرمرد
خيلي خب، من شماره پلاکت رو دارم
ميخوام به پليسها زنگ بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.