ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اون اسمم رو ميدونه و شغلم رو
ميتونه خانوادهام رو پيدا کنه
خانواده من
من چه غلطي کردم؟
متاسفم آقا، فکر کنم طبقه رو اشتباه اومدين
نه دقيقاً طبقه رو درست اومدم
ما بايد يه جاي ديگه صحبت کنيم
يه محل خصوصي؟
تا بتوني از قاتل سهگانه پول اخاذي کني؟
خب چي ميخواي؟
ميخوام که تو از زندگي من محو بشي
مثل يک روح
يک روح واقعاً آزار دهنده
و تو هم از زندگي من محو ميشي؟
من اهميتي به زندگي تو نميدم
يا مرگت
مگه اينکه سر راه من قرار بگيري
اگه من جاي تو بود دست از قهرمان بازي برميداشتم
خيلي تو اين زمينه کارت خوب نيست
خداحافظ
دکستر مورگان
حق با اون من خراب کردم
گذاشتم کار به اينجاها بکشه
ولي ديگه تکرار نميشه
ديگه نه
مورگان
بيخيال کوئين امروز نه
يا مسيح مورگان دوباره وسط روز داري ميري بيرون؟
...آره، يه آناليز مجدد بايد انجام بدم
در مورد پرونده کايل باتلر
...يه آناليز آثار خون در مورد خودکشي کريستين هيل
روي ميز تو داره خاک ميخوره حتي يه نگاه بهش کردي؟
نيازي به انجامش ندارم اون يه خودکشي شسته رفتهست
باشه ولي تو بايد اونو امضا کني
اينجوري بايد انجام بشه تو امضاش ميکني، پرونده بسته ميشه
اونم ميره تو قفسهش بايگاني ميشه
تا من ديگه مجبور نباشم که راجع بهش فکر کنم يا بشنوم
...ـ يا مرتب بهم يادآوري بشه ـ انجامش ميدم
کي؟ وقتي عشق و حالت تموم شد؟
تو که نميخواي وفاداري منو به خانوادهام زير سئوال ببري کوئين
امروز نه
کار لعنتيت رو انجام بده
عاليه حسابي کثافتکاري شد
تو اصلاً الان نقشهاي هم داري؟
تعقيب کردنش و منتظر يه فرصت مناسب بودن
اگه اون به رانندگي ادامه بده چي؟
در اونصورت منم به رانندگي ادامه ميدم
ـ ريتاست ـ جواب نده
ممکنه مهم باشه در مورد بچه يا چيزي
سلام
يه چيز خيلي مهم ميخوام بگم
همه چي روبراهه؟
من ميخوام با تو برم به ماه عسل
اين آخر هفته
واقعاً زمان مناسبي نيست
زمان کاملاً مناسبيه
آستر و کدي ميرن به سرزمين والت ديسني
ـ با والدين پائول ـ ميدونم، يادمه
و هريسون هم با ما مياد ولي هنوزم ميتونه رومانتيک باشه
فکر کنم ... فوقالعاده باشه
عاليه، من ميگردم دنبال هواپيما و هتل
ـ هي ـ بايد برم
چه ... مرگته مرد؟
گفتم که جوابش رو نده
بعداً بهش رسيدگي ميکنم
خرابکاريها دارن روي هم انباشته ميشن
جايي پرت بدون نگهباني عاليه
مجبورم ريسک کنم
ممکنه تنها فرصتي باشه که بدست ميارم
سه تا از کارت پستالها قتل متناظري ندارن
...قاتل سهگانه اينا رو براي کريستين از شايني
توپيکا و بلومينگتون ايلينويز فرستاده
ـ مورگان ...ـ لاندي هيچوقت
قتلهاي قاتل سهگانه رو توي اين شهرها کشف نکرده بود
که معنيش اينه که ميتونه 9 تا قتل ديگه هم در کار باشه
ـ برو خونه ...ـ ميخوام به پليس جنايي
در هر يک از اين شهرها زنگ بزنم
...کريستين هيل همين الان خودکشي کرده
جلوي چشماي تو
چهار ساعت قبل
حالا برو يه روز مرخصي بگير يه مقدار اين موضوع رو ببند
ـ اين يه دستوره ...ـ اين شهرها
من به دپارتمانهاي پليس جناييشون زنگ ميزنم
...استان باودري
مظنون شماره يک ما به قاتل سهگانهست
ما روش کار ميکنيم
اون هنوز داره اينجا چيکار ميکنه؟
داره ميره
ببندمش،هان؟
...بعضي شهرها توي اون کارت پستالها
چيه؟
تو شوهر مني
و منم يه زن دارم
خب ... حالا چيکار کنيم؟
قاتل سهگانه رو پيدا ميکنيم
...نه، منظورم اينه که ما
يه جا با هم زندگي کنيم؟
اونايي که ازدواج ميکنن اينکار رو ميکنن
ـ خونه من؟ ـ خونه تو به نظر خوب مياد
والري... دبرا مورگان هستم
آره خوبه
تو گفتي که پدرم تو رو بخاطر يه خبرچين ديگه ترک کرد؟
تو اونو تا خونهش تعقيب کردي؟
احتمال داره يادت بياد اون کجا زندگي ميکنه؟
جداً؟ عاليه
تازه الان وقت من آزاد شده حوصله يه مقدار پياده روي داري؟
بلاخره اين جريان داره تموم ميشه
حساب پسانداز بسته شده حساب جاري بسته شده
تو داشتي شهر رو ترک ميکردي، مگه نه؟
و احتمالاً داشتي خانواده بينوات رو هم ترک ميکردي
سرانجام پليس از موضوع استان باودري گذر ميکنه
و به تو ميرسه
ولي تو با تمام پولهات ناپديد ميشي
...و همه فکر ميکنن که
تو از کشور فرار کردي
شانس داره سرانجام به سراغ من مياد
اين همون ماشين
که کنار رودخونه به من مالوند
واقعاً لعنت
هي خودشه اون بود که زد
ـ کي؟ من؟ ـ تو زدي به ماشين من
چرا نميري رانندگي ياد بگيري احمق
...چونکه گستاخ بودن هميشه در موارد
بحراني به آدم کمک ميکنه، درسته؟
آروم بگير
ببين، متاسفم
من تو راه يک صحنه جرم بودم
پليس شهري ميامي، تحقيقات قانوني
بفرما، اونم تو مجمع برادران پليس کار ميکنه
هيچکس بالاتر از قانون نيست رفيق
باشه، آروم بگير
ديپلماتيک عمل کن
ببين، من قطعاً هر خسارتي رو که وارد شده باشه ميپردازم
شما از صحنه يک تصادف فرار کردين
من فرار نکردم، عجله داشتم
ـ که يه جنايت رو حل کنم ـ بخاطر همين اومدي بانک؟
چرند ميگه
...من فقط درخواست
يه کم نزاکت حرفهاي رو دارم
شما ممکنه اين کثافتکاريها رو توي پليس شهري مياميداشته باشين
...ولي اينجا، در بخش کلانتري
ما چنين کثافتکاريهايي رو تحمل نميکنيم
ـ بيخيال ـ ازت فيلم ميگيرم عوضي
اون چيز لعنتيت رو سمت من نگير
خيلي خب، بيا اينجا
باشه رفيق، ما ميبريمت
!چقدر ديپلماسي
مطمئني اين بلوک درسته؟
کاملاً مطمئنم
ـ يکي ميخواي؟ ـ ترک کردم
وقتي که پدرت هم ترک کرد يادم مياد
اگه هري ميگفت کاري رو ميکنه، حتماً انجامش ميداد
ـ اون مرد خوبي بود ـ اون يه مرد فاحشه بود
آره، ولي خيلي چيزهاي ديگه هم بود
مثلاً اون هميشه باعث ميشد من احساس امنيت کنم
و تو اون گرفتاريهايي که من داشتم اين خيلي ارزش داشت
اينجاست
چي شده؟
ـ نميتونه اين باشه ـ نه همينه
من ايونش رو يادم مياد
چرا، چي شده؟
من قبلاً اينجا بودم
آه
اوه خدا
اون منو آورد اينجا
کي اينکار رو کرد؟
قاتل کاميون يخي برايان موزر
اين اسم اونه
لورا موزر اون دوتا پسر کوچولو داشت
پدر، تو ديگه چه جور آدميبودي؟
من براي اين کثافتکاري وقت ندارم
چرا تو اينجايي؟
بخاطر آرتور ميچل عوضي
اشتباهه
...من اينجام بخاطر اينکه
از دستورات کد تبعيت نکردم
تمام چيزهايي که تو بهم ياد داده بودي براي اين بود که من رو از اينجا بيرون نگه داره
ـ ديگه چي؟ ـ ديگه ميخواي من چي بگم؟
من اينجام بخاطر اينکه ازش منحرف شدم؟ باشه، من ازش منحرف شدم
اونم جلوي يه پليس لعنتي
ـ درست مثل يه آماتور ـ لعنت به تو
اين قانون شماره يک تو بود که ميِگفت "گير نيافت"
اونا داشتن پيداش ميکردن
اونا داشتن من رو با يه مرد بيهوش پيدا ميکردن
بخاطر اين نبود که تو منحرف شدي
بخاطر اين نيست که تو اينجا هستي
نميتونستم اجازه بدم اونا پيداش کنن خدا لعنتش کنه
من بايد کسي باشم که اونو ميکشه
من بايد مطمئن بشم که اون نابود شده
بخاطر خانوادهام
دقيقاً
تو نميتوني واضح فکر کني بخاطر اونا
اونا اين بلا رو سرت آوردن
نه، مسافر تاريکي من اينکار رو با من کرده
اون داره زندگي من رو نابود ميکنه
زندگي تو اينه
نميخوام باشه
من اينو نميخوام
ـ تو گفتي که چيزي پيدا کردي؟ ـ چيز خوبي نيست
...ولي ما مسيرهاي تردد استان باودري
No comments yet. Be the first to leave one.