ആദ്യത്തെ 177 വരികൾ.
تــرجــمــه و زيــرنــويــس از : حــمــزه دِکــســتِر هماهنگ سازی با نسخه بلوری LuCiNaFer
گزارشِ مأموريتِ "باز لايت يِر". تمامِ علائمِ قابلِ توجهِ اين سياره، مانندِ سنگرِ "زُرگ"، هست
،ولي بنظر ميرسه که اثري از زندگي هيجا پيدا نميشه
- -
- -
- - بيا اينجا، شکارِ من
به سوي بينهايت و فراتر از آن
،پس، دوباره همديگه رو ديديم باز لايت يِر"، براي آخرين بار"
"امروز نه، "زُرگ
- -
_ اوه، نه، نه_
نه، نه، نه، نه_ .ديگه چيزي نمونده بود_
من هيچوقت نميتونم "زُرگ"، رو شکست بدم_ "البته، که ميتوني، "رِکس_
درواقع، تو بهتر از خودم باهاش جنگيدي_ ولي به اين دستاي کوچيکم نگاه من_
نميتونم همزمان هم دکمه ي "شليک" رو بزنم "هم دکمه ي "پرش
کجاست؟ کجاست؟
آآه، "وودي"؟_ [هااا؟ [ناله_
_ هر دو] اوه] _
صبر کن، گاو چرون
وودي"، تو حالت خوبه؟"_ ناله] اوه. آره] _
آره، "باز"، من خوبم. خيلي خب. بيا اين ليستِ کاراييه که وقتي من نيستم بايد انجام بدي
.باتري ها بايد عوض بشن اسباب بازي هاي تهِ صندوق بايد چرخيده بشن
و حتما! مطمئن شو که همه به جلسه ي ...آقاي "اسپِل"، توجهِ کافي رو ميکنن
که در موردِ اينه که، اگه يه دفعه تو يا قسمتي از تو رو کسي قورت داد، اونا بايد چکار کنن
باشه؟ باشه. خوبه. خيلي خب_ وودي"، هنوز کُلاهتو پيدا نکردي، نه"_
نه! و "اندي"، هر لحظه ممکنه براي اردوي گاو چرونا، بره و نمتونم کُلاهمو پيدا کنم
...نگران نباش، "وودي"، تا چند ساعتِ ديگه
تو نشستي کنارِ آتيش و "اندي"، هم داره "اشموزِ" خوشمزه درست ميکنه
"اسمش "اِسمورزِ"، "باز_ آره. درسته، البته
هنوز کسي کلاهِ "وودي"، رو پيدا نکرده؟
گورهبان] بازم بگرديد، افراد. بيشتر حَفر کنيد] جواب منفيه. هنوز داريم ميگرديم
،کوتوله ي همسايه ميگه، کلاه توي حياط نيست ولي بازم ميگرده
.توي اتاقِ "مولي"، هم نيست ما همه جا رو گشتيم
پيداش کردم_ کلاهمو پيدا کردي؟_
.کلاهت؟ نه گوشِ خانم رو پيدا کردم
اوه، سيب زمينيه عزيزِ خودم_ اوه، تو پيداش کردي_
...اوه، چقدر خوبه که
،يه سيب زمينه با اين بزرگي و قوي اي توي خونه داشته باشيم
[اووه! [خنده_ اوه، عاليه. واقعاً عاليه_
اين اولين ساليه که من اُردوي گاوچرونا رو .از دست ميدم، اونم فقط بخاطرِ کلاهِ مسخره م
وودي"، زيرِ پوتينت رو نگاه کن"_ احمق نباش_
کلاهم که زيرِ پوتينم نيست_ ميشه فقط نگاش کني؟
."ديدي؟ کلاهي نيست. فقط کلمه ي "اندي
،آها. و اون پسري که اونو نوشته تو رو با کلاه يا بي کلاه به اُردو ميبره
"ببخشيد، "بو
موضوع اينه که من تمامِ سال رو منتطرِ اين اُردو بودم
فقط تو همچين موقعي، منو "اندي"، تنها ميشيم_ وقتي نگران ميشي، خيلي خوشکل ميشي_
بو"، جلوي "باز"، نه_ بذار نگاه کنه_
_ خانمِ "پيپ"، گوسفنداتون_
_ _
،"من "آل" هستم از اسباب بازي فروشيه "آل_ و معامله هاي خوبي انجام ميدم واااو_
آوو! فکر کنم الان حس و حالِ يه معامله ي خوب رو دارم
.وااو! بذار ببينيم چي داريم ...قايق و عروسک داريم يک دلار
رِکس"، خاموشش کن. الان يه نفر ميشنوه"_ با کدوم خاموش ميشه؟_
!يه دلار، يه دلار، يه دلار! خيلي خيلي ارزونه ...پس عجله کنيد
.اي خدا، با اين يکيه
حالم از اون جوجه بهم ميخوره_ بچه ها! بچه ها_
خيلي خب، دوتا خبرِ خوب و بَد دارم_ چه خبري؟_
"خبرِ خوب اينه که، من کلاهتو پيدا کردم، "وودي
.کُلاهم! اوه، "اِسلينک"، خيلي ممنون ممنون، ممنون، ممنون
کجا پيداش کردي؟_ خب، خبرِ بَدَم همينه_
_ اوه، اين "باستر"ـه_
!خطر، سگ حمله کرده! افراد به جاي خود حرکن کنيد، بريد، بريد
_ وودي"، زودباش! قايم شو"_ _
،خيلي خب، خيلي خب، خيلي خب باشه، باشه، پيدام کردي
.باستر"، خيلي خب ديگه" هي، کارش چطور بود، ها؟
انگار يه رکوردِ جديد زده_ خيلي خب، پسر، بشين_
دستا بالا_ _
گرفتمت_ _
کارت عالي بود، پسر
کيه که وقتي من نيستم، دِلِش برام تنگ ميشه، ها؟
کي دلش برام تنگ ميشه؟ کي دلش برام تنگ ميشه؟_ _
اندي"، تمامِ وسايلتو جمع کردي؟"
همگي آخرِ هفته ي خوبي داشته باشيد، شنبه شب ميبينمتون_ گذاشتم توي اتاقم_
_ دستا بالا_
فکر کنم بعداً بايد روي اين حرکت کار کنيم
."هي، "وودي آماده اي بريم اُردوي گاوچرونا؟
.اندي"، عزيزم، عجله کن" پنج دقيقه ديگه حرکت ميکنيم
پنج دقيقه. هيـــم
!کمک، کمک يه نفر کمکم کنه
ولش کن، دکترِ خوکِ شيطلاني
"هرگز، تو بايد انتخاب کني، اون چطور بميره، کلانتر "وودي
کوسه؟ يا توسطِ ميمونااااا؟
انتخاب با خودته_ _ من "باز لايت ير" رو انتخاب ميکنم
چي؟ اون جزوِ انتخابا نبود_ _ به سوي بينهايت و فراتر از آن
"من نجاتتون ميدم، خانمِ "پيپ_ [قهرمانِ من [بوس_
"ممنون "باز_ قابلي نداشت، رفيق_
،هيچکس نبايد هيچوقت با "وودي"، و "باز لايت يرِ شکست ناپذير در بيافته
اوه، نه
!اندي"، بيا بريم" مولي"، قبلاً توي ماشين نشسته"
ولي مامان، بازوي "وودي"، پاره شده_ اوه، نه_
شايد بتونيم توي راه دُرُستش کنيم_ نه، ميذارمش همينجا_
متاسفم، عزيزم، ولي ميدوني که اسباب بازي ها واسه هميشه دووم نميارن
چه اتفاقي افتاد؟_ وودي"، رو گذاشتن توي قفسه"_
"اندي"
"وودي؟"_ وودي"، عزيزم، حالت خوبه؟"_
!ييييي هاااا تند تر، گاو چرون
!اون برگشت؟ هي، بچه ها! "اندي"، برگشت اون زودتر، از اُردوي گاوچرونا برگشته
هرکس بره جاي خودش، "اندي"، برگشته_ _
آره
هي، "وودي"، دلت برام تنگ شده بود؟
سريعتر گاوچرون
اوه، يادم رفته بود دستت شکسته
ديگه نميخوام باهات بازي کنم
!"نه، "اندي !نه، نه، "اندي"، نه
"اندي"، "اندي"
"خداحافظ، "وودي
"نه! نه! "اندي
_ ويزي"، خودتي"_
"سلام، "وودي_ اين بالا چکار ميکني؟_
فکر کردم مامان، چند ماهِ پيش بُردت که بوقت رو دُرُست کنه
اندي"، خيلي ناراحت بود"_ ...نه، مامانش فقط اينجوري بهش گفت که آرومش کنه_
بعد منو گذاشت توي قفسه
چرا براي کمک فرياد نزدي؟_ خب، سعي کردم جيغ بزنم_
.ولي هنوز خرابم هيچکس نميتونست صدامو بشنوه
سرفه] از اون گذشته، گرد و خاک] وضعيتمو بدتر کرده
فايده اش چيه اگه يه مشکلِ بدونِ چاره رو به تأخير بندازي؟
ما هممون فقط يه بندِ انگشت، از اينجا تا اونجا فاصله داريم
!حراجي؟ حراجي
!حراجي! بچه ها، بيدار شيد، بيدار شيد بيرون يه حراجي گذاشتن
حراجي؟_ گروهبان، حضور غيابِ اضطراري_
!قربان، بله، قربان !وضعيت قرمز
!تمامِ غيرِ نظامي ها به صف بشن !صفِ ستوني، حرکن کنيد، بريد، بريد
هوم"؟ آقا و خانمِ سيب زميني؟"_ حاضر_ هردو] حاضر]_
ترويکاس"، حاظر حاضر، حاضر، حاضر، حاضر"_ من از حراجي متنفرم_
يه نفر داره مياد
خيلي خب، بذار ببينيم اينجا چه خبره
"خداحافظ، "وودي
"ويزي"! فکر کن، فکر کن، "وودي" فکر کن، فکر کن، فکر کن
[اوه، [سوت
_ "هي. اينجا، پسر. بيا اينجا "باستر_
!اين بالا !نه، نه، نه، نه، نه، نه
.خيلي خب، پسر !به طرفِ حراجي! ياااه
چه خبر شده؟ زده به سَرش_ انگار دستش اونقدر ها هم بد نيست_
!"اينکارو نکن "وودي !ما دوستت داريم
مراقبِ پله ها باش، حالا
.خيلي خب، پسر. بزن بريم و عادي هم رفتار کن
نه ديگه انقدر عادي
قُلک داره مياد، بکِشيد کنار، بکِشيد کنار_ وودي"، اون پايينه؟"_
اوناهاش
_
اون رفت توي جعبه_ ميخواد خودشو 25 سنت بفروشه_
بابا ارزشِ تو بيشتر از ايناست_ صبر کنيد، صبر کنيد، اون يه چيزي برداشت_
اون "ويزي"ـه_ "همه با هم] "ويزي]_
.هي، اين يه نقشه ي خودکُشي نيست .عملياتِ نجاته
.آفرين "باستر". مُحکم بگير بيا. بفرماييد، رفيق
"خدا حفظت کنه "وودي_ "خيلي خب، حالا. برميگرديم به اتاقِ "اندي_
_ باز"] تبريک ميگم گاو چرون"] _
خوب گرفتيش_ وودي"، دارم ليز ميخورم"
مامان...مامان، نگاه کن! اينو ببين
مامان، نگاه کن! يه عروسکِ گاو چرون_ هي، اون که اسباب بازيه اون نيست_
اون دختر کوچولو فکر چکار داره ميکنه؟
مامان،مامان،ميشه اينو بخريم؟خواهش ميکنم؟مامان،آفرين_ اوه، عزيزم_
اين عروسک بدردت نميخوره. خراب شده
_ يه مار، توي پوتينِ منه_
،دست و صورتِ نقاشي شده با رنگِ اصلي .روکِشِ رنگِ جليقه ي اصل
.يکم پاره شده. قابلِ ترميمه ...اوه، اگه فقط دستت درست بود
هاااا! يه کلاه! پيداش کردم! پيداش کردم! پيداش کردم
_ باستر"، آروم باش"_
ببخشيد. ميتونم کمکتون کنم؟_ آره، ميتوني کمک کني، اين يارو دستشو از رفيقِ من بِکِشه_
،من براي همه ي اين، آه خرت و پرتا، 50 سنت بهتون ميدم
اوه، اين چطوري اومده اينجا؟_ فقط کلانتر رو بده بهش_
آروم و قشنگ
پنج دلار بهتون ميدم_ متاسفم. اين يه عروسکِ خانوادگيه قديميه
ناله] صبر کنيد] _ حالا، خيلي آروم از اونطرف برو_
من 50 دلار بابتش بهتون ميدم_ پنجاه دلار همچين خيلي هم بد نيست_
اين فروشي نيست_ هر چيزي يه قيمتي داره_
ميتونيم مبادله کنيم. از ساعتِ من خوشتون مياد؟_ متاسفم_
وودي"، در امانه. آفرين"_ حقشو گذاشت کفِ دستش_
مولي"، به اون دست نزن، عزيزم"_ _
سيب زميني] آره. برو خونه، آقاي مو قشنگ]
صبر کنيد_ چي خبره؟_
"رِکس] چي شده، "باز؟]
_ چه اتفاقي افتاد؟ داره چکار ميکنه؟_
نميتونم ببينم! آفتاب نميذاره
باز"] داره "وودي" رو ميدُزده]_ رِکس"] چي؟ نه، نميتونه اينکارو بکنه، غيرِ قانونيه]_
داره چکار ميکنه_ يه کاري بکنيد_ "باز"_
No comments yet. Be the first to leave one.