ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سلام ، داستين صحبت ميکنه
اگر در مورد آپارتمانه ، واسم پيغام بزاريد
سلام داستين آمبرم که دوباره تماس گرفتم
دو دفعه سعي کردم بيام پيشت
واقعا دوست دارم بيام يه نگاهي به آپارتمان بندازم
پس هر وقت تونستي يه تماس باهام بگير هر زماني باشه عاليه
ممنون ، خداحافظ
داستين ؟
چي ؟ نه ، سوزيم عجيب به نظر مياي . حالت خوبه ؟
آره ، من خوبم
باشه ، خوب امشب ما يه مهموني توي خونه ري داريم
و توام بايد اونجا باشي
نميدونم فکر کنم امروز بايد تو خونه بمونم
بيخيال بابا ، خوش ميگذره
و لازمه که در مقابل پيتر ازم محافظت کني
خواهشا ؟
باشه آره ؟
باشه خوبه
خيلي خوب ، بعدا ميبينمت
" بيخيال کيت ، تابلو ميگه " بازه
ممنون
خيلي خوب ، اونو بزارش سر جاش مگراينکه به طور جادويي يه دفعه 5 سال رشد کني
من 16 سالم نيست ، 18 سالمه
خوب پس ، ما سيگارم واسه فروش داريم
امکان نداره ، عمرا
آمبر ، چطوري اين کارو کردي ؟ بفرمايين ، همه بياين داخل
بابا نا سلامتي من همسر اختيار کردم نه يه سگ تا برم خونه واسش
با پيتر سر 5 دلار شرط بستم که ميتونم قبل از اينکه اونا با مشين تا اينجا بيان من پياده برسم
کارت باحال بود ، گونزالس سرعتي
باشه
چي ؟ من 21 سالمه
فقط 2 ماه مونده ، کيت ، بيخيال بابا
خوب پس ، ميبينمت عقرب خان
دارمش ، دارمش
بالاخره يه بالغ اومد ببخشيد
کاميون دوباره اون صدا رو از خودش در اورد
و چندتا چيپس هم ميخوايم
بعدا ميبينمت کيت خداحافظ
هي ، آمبر ؟
واقعا از خونه ري رو پيدا اومدي ؟
شهر کوچيکيه
فکر کنم از اينجا ميتونم شکل بيضي مانند کهکشان رو ببينم
باشه
ممنون
من
نيم تنه يه خرس بزرگ رو ميبينم ، ولي نيم تنه پايينش شکل ماره
...اين شبيه چه ميدونم ، شبيه يه داف لخته
... با دستهاي مراقب باش
پرمو
ميبيني چين ستاره ها کجاست ؟ باشه
... اگه بالاشو نگاه کني و بعدش سمت راست رو
... هي واسم گرفتين هي
... ميدونم انجامش دادين ، ميدونم
ناچوز
سالاد سالسا گرفتين ؟ خيلي ممنون
گرفتين ... ممنون
سالاد سالسا گرفتين ؟ نه
هيچ مخلفاتي نگرفتن
من ... من ميتونم بهت يکم مخلفات بدم
ميدوني چيه ؟
سوزي من نميتونم هر ماه با تو اين بحث رو داشته باشم
تو هميشه بهم ميگي که تسليمش نميشي
ولي بعدش ميشي
و بعدش هميشه بهم ميگي که صبح روز بعد چقدرعجيبه
" و منم بايد بگم " بهت گفته بودم
آره ، خوب
اين دفعه نه
اين دفعه نه ؟
نه ، اين دفعه نه
شايدم اونوقت اون آبجوي روي صورتتو ليس بزنه
آره ، اون خوشش مياد آره ، مطمئنم همينطوره
خوب ، يه آبجوي ديگه ميخوام
توام ميخواي ؟ نه ، خوبه
من مال خودمو نريختم رو خودم
نميدونم ، شايدم فقط بزار ببينيم چي ميشه
هيچي نميشه بابا بايد يه حرکتي بکني
ميدونم
باشه
تاحالا با چندتا داف بودي ؟
خيلي خوب ، ببين ، من الان تو ماموريتم
آخر امشب ، تو اسم آمبر رو تو اوج خوشحالي داد ميزني
و من ميام کمکت ميکنم خوب ، منم ازت درخواست نميکنم
چطوري ؟
با درست کردن سکسي ترين فضا
اينو بگير
کي ميخواد يکم آبتني آماده است ؟
سوزي باهام لخت شو
آمبر ، يه بار بپر
اين کار يعني چي ؟
هيچي ... بيخيال عين اين اسکلا نباش
پيتر
چيه ؟
آمبر ، بيخيال ، منظوري نداشتم
آشتي ؟
آره ، آشتي
خوب ديگه
خيلي حال ميده
بدو
سه دو يک
چيکار ميکني ؟ اريک
يکم خوراکي ميخواي ؟
نه
هيچ چيزي اين شهر طعم خوبي نداره
فقط ميخوام بزنم بيرون
هميشه همينو ميگي
آره ، ولي ايندفعه واقعا مينظورم همينه
اين شهر مردمو زنده زنده ميخوره
اونقدرا هم بد نيست
واسه تو آره
خوب آره ، من از اين شهر خوشم مياد
اينجا خوشحالم
من نميخوام خوشحال با نه تا وقتي که اولين شبم رو توي شهر بزرگ بگذرونم
خوب ، زماني که بفهمي چي ميخواي
نميتوني اجازه بدي هرچيزي مانعت بشه
ممنون
ميدوني ، واقعا به شنيدن اين حرف نياز داشتم
چيه ؟
... فکر کردم که ما
اشتباه فکر کردي
مامان ، مامان زودباش
بزار ببرمت توي تخت ، زودباش
پدرت خونه است ؟
آره ، توي کوزه گوشه بالا
بيشتر از يکساله اي خدا
هميشه منو بيدا ميکرد ، ميبردم توي تختم
آره ، البته پرتت ميکرد و بعدش برميگشت تا تلوزيون نگاه کنه
زودباش ، زودباش
ببخشيد
تو دختر خوبي هستي
ميدوني
اون پسر ميخواست ، ولي من خوشحالم که اونا بهمون تو رو دادن
" منظورت چيه " اونا منو بهتون دادن
... مردم
مردم مهربون توي نمايندگي
نمايندگي
کدوم نمايندگي ؟
مامان
مامان
گه تو شانس
هي ، آمير
حالت خوبه ؟
سلام داستين ، آمبرم سلام ، آمبر
گوش کن ميخواستم باهات تماس بگيرم يه پيشنهاد بهتر واسه آپرتمان بهم شده
چي ؟ ... آره ، اين يارو
... نه ، نه ، نه ! تو گفتي
نه ، من گفتم واست نگهش ميدارم نگفتم چه مدت
ميدوني اين يارو هم کارش رديفه ، ميدوني که پول نقد و کلا همه چي
ببين داستين ، تو تنها کسي هستي که ميتوني کمک کني
من به اين آپارتمان نياز دارم ، خواهش ميکنم
اگه بتوني تا عصر فردا اجاره اين ماه و ماه بعدي رو بياري ميشه يه کاري کرد
واقعا ؟
آره ، ولي بايد پول نقد بياري
من بايد عصر فردا بايد توي شيکاگو باشم
... چون دارم ميرم جايي
باشه ، خيلي ممنون نه ، مشکلي نيست
ممنون خيلي خوب ، خوبه
فردا ميبينمت ، خداحافظ باشه ، خداحافظ
اي خدا ، واقعا داري اسباب کشي ميکني ؟
اول ماه
ولي فردا اول بايد سپرده ام رو بگيرم
دلم واست تنگ ميشه
يکم
منم دلم واست تنگ ميشه
به چي نياز داري ؟
يه راننده
راننده ؟ تو که ميدوني ماشين من توقيف شده
نه ، نه ، نه ، نه
پيتر مارو ميبره اگه ازش درخواست کني
نميتونم ، امروز صبح خيلي عجيب بود
دوباره درموردش حق داشتي
ميدوني اين مسئله واسه من چقدر مهمه
واقعا ميخواي اينکارو بکني ، مگه نه ؟
نه بدون کمک تو
بزار روشنت کنم پيتر يه ساعت از سر کار مياد
ببين ري ميتونه يا نه ، اگه نتونست به پيتر ميگم اين کارو بکنه
اي خدا ، يه مسافرت جاده اي باحال به نظر مياد
اي خدا ! هممون ميتونيم بريم تو کلوب برقصيم
جونم ، بزن بريم
من فقط ميخوام منو ببريد
پدرم فهميد مهموني گرفتم
اون قفل رو روي ماشين نديدي ؟
من واسه يه هفته نميتونم رانندگي کنم
خوب پس واسه چي داريم ميشوريمش ... چه ميدونم
چه ميدونم واسه چي داريم ميشوريمش عجب عکس العمل عجيبيه
ميدونم ، درسته ، تنبيه محدوديت من از بيرون رفتن
از خونه خيلي مسخره است
خدايا ، پدرت عجيبه خدايا ، مادرت سکسيه
مادر من ؟ بچه ها ، بچه ها
من گاز تهيه ميکنم اگه يکي ديگه رانندگي کنه
خيلي خوب ، فقط گوشيتو روشن بزار باشه
مادر من ؟ مادرت آره
ميتونيم به دختر خاله هام گير بديم
تنها کاري که بايد انجام بدين رانندگيه ولي ماشين من تا فردا تو فروشگاهه
ماشين مادرت چي ؟ ماشين مادرت چي ؟
نميتونم به مادرم چيزي بگم تا زماني که از همه چي مطمئن نشدم
خيلي خوب ، گرفتم
فکر کنم خيلي خوبه که تو اين کارو ميکني
ولي مادرم ماشينشو واسه کارش نياز داره
بزار به چندتا از دوستام بگم
ممنون . تو آدم خوبي هستي
No comments yet. Be the first to leave one.