Da Vinci's Demons

Da Vinci's Demons

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Da Vincis Demons S03E04 All HDTV Versions
കമന്ററി എഴുതിയത് hamed71
ترجمه از حـامـد و ایـلیـا || IranFilm.net

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-10-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏جلوی دروازه‌ی واتیکان ازم جدا شد

‏عزمش رو جزم کرده بود که هر جور شده ‏با پاپ همدست بشه

‏چرا با اون آدم پلید هم‌پیمان بشه؟

‏باید کار تو باشه !‏تو با اونا همدستی

‏فقط می‌خوام کمکم کنین جهنم رو به سر ترک‌ها نازل کنیم

،‏کلوریس اورسینی به قتل رسیده

‏جسدش در حالیکه مصلوب شده بود ‏توی حمام پاپ پیدا شده

‏باهوش‌ترین فرد ایتالیا داره دنبالت می‌گرده

‏تو آینده‌ی لابیرنت رو بخطر انداختی

،‏اگه داوینچی خیلی نزدیک شد ‏کمکش کن با ما یکی بشه

‏ما سایه‌های مرکز لابیرنت هستیم

‏- باید به ما ملحق بشی ‏- ما یکی هستیم

‏آندریا

‏آندریا

‏بهت نگفتم دور از خونه بازی نکن؟

‏آره میدونم، میدونم

‏- خب پس چرا اینکارو میکنی؟ ‏- بابا اجازه داد

‏حالا اون اجازه داد؟ ‏و بابات کجاست؟

‏توی کارگاهشه

‏همیشه توی کارگاهشه

‏نزدیک به خونه بازی کن

‏آندریا؟

‏باشه مامان

‏- صبح بخیر ‏- بانو

‏- چه دلبری شدی ‏- اوه

‏چرا نسبت به منظورت اینقدر بدبینم؟

‏چون خیلی زیرکی

‏سعی میکنی از زیر چی قسر در بری؟

‏از زیر غرزدنای همسرم

‏میدونم، واسه ماکت‌های آندریا میخوای سرزنشم کنی

‏و شرط می‌بندم... که... یه لحظه وایسا

‏وایسا... تا اینو ببینی

‏این یکی کارش چیه؟

‏هوارو میشکافه

‏مثل یه مارپیچ‌ـه، ببین ‏میچرخه، تو هوا معلق میشه

...‏راستش نه، این بهم یاد آوری میکنه که باید

‏یه سری از مدل‌های دستگاه تنفس رو تکمیل کنم

‏تا بتونم از ته دریاچه کف قایق رو تعمیر کنم

‏- لئو؟ ...‏- میدونم، میدونم. من

‏بازم اجازه دادم توی دشت بازی کنه

‏باید راجع به رم صحبت کنیم

!‏بعد از اینکه پرواز اینو تماشا کردیم

‏آندریا، اینو ببین

‏میتونیم کاری کنیم بالاتر بره، و سریعتر؟

‏سعیتو بکن

‏اوه ببین، عاشقشه

‏فقط تعجب کردم که این زپرتی پرواز کرد

‏آره فقط نسبت وزنش به خیزشش هنوزم ‏میتونه تنظیم شه

‏نمی‌تونی آندریا رو ببری رم

‏لوکریشا، ما نمیتونیم تا ابد ‏اونو از دنیا مخفی کنیم

‏توی مدرسه به حد کافی راجع به دنیا یاد میگیره

‏اگه از من بخوای، این کار دیگه زیادیه

‏توی رم بهم نشان معمار دادن

...‏اگه هیچکدوم از اعضای خونواده‌م همراه من نیان

‏من هیچوقت برنمیگردم به رم

،‏و واسه همینه که اگه پسرمون رو با خودم نبرم

‏متوجه میشن

‏بذار بشن. تو ده سال پیش وظیفه‌ی خودتو انجام دادی

‏چرا نمیتونن مارو به حال خودمون بذارن؟

‏گذاشتن

...‏و اگه میخوایم همچنان بیخیال ما باشن

‏هی

‏نباید متوجهمون بشن

‏آندریا؟

‏- آندریا ‏- آندریا

‏لابرینت. ما یکی هستیم

‏ما لابیرنت هستیم، ما یکی هستیم

‏وایسا

‏همونجا وایسا. بهت که گفتم از اونجا فاصله بگیر

‏خب؟

‏ولی صداهارو نمی‌شنوی؟

‏زود باش

‏ما شاخ‌های قائم بالذات هستیم

‏ما لابیرنت هستیم، ما یکی هستیم

:‏مـتـرجمـین ‏حـامـد و ایـلیـا HameD & EILIA

‏ممنونم

‏برادر جیرولامو

‏میخواستی منو ببینی

‏آره

‏با من قدم بزن

...‏راجع به افسانه‌های

،‏مایناتور غول‌پیکر [‏[هيولايي با تنه‌ى گاو و كله‌ى انسان

‏و ددالوس معمار

‏و لابیرنتی که واسه شاه مینوس توی جزیره کرت ‏طراحی کرد و ساخت رو شنیدی؟

‏شنیدم

،‏خیلی استادانه کار شده بود

...‏بسیار ظریف، بسیار پیچیده

‏که حتی خود ددالوس نتونست راه خروجش رو پیدا کنه

...‏دارید به من میگید

‏که شرایطم به دست خودم رقم میخوره

‏تو داوینچی رو گرفتی

‏برادر کارلو داره اونو با ما یکی میکنه

‏کار آسونی نیست

‏داوینچی سرسخته، همونطور که خودت بودی

...‏- من هرگز ‏- ترش نکن پسرم

‏مقاومت شکل‌های زیادی به خودش می‌گیره

‏که باید به تمامشون غلبه کرد

،‏بعضیا جون سالم بدرنمی‌برن ‏و بقیه به جنون کشیده میشن

‏تعلیم دادن خیلیارو حذف میکنه ‏تا چندنفر باقی بمونن

‏فقط باید امیدوار باشیم که داوینچی ‏جزو این چندنفر باشه

‏این عاقلانه‌ست که برادر کارلو

‏حیات مجدد چنین انسان باارزشی رو به دست بگیره؟

‏به کارلو اعتماد نداری؟

‏اون یه زمان مامور پسران میتراس بوده

‏مثل داوینچی

‏و حتی خود تو زمانی که ‏به سفر اکتشافی اون ملحق شدی

‏اون یه گمراهی بود

‏حتی قهرمان کبیر، تیسیوس هم ‏بدون کمک آریادنه، دختر شاه مینوس

‏که بهش یه رشته، سر نخ و یه طناب نجات داد

‏نتونست راه خروج از لابیرنت رو

‏پیدا کنه

‏طناب نجات تو چیه برادر؟

‏امیدوارم و دعا میکنم که شما باشی

‏اوه

‏وروکیو

...‏کلوریس

‏یه روز می‌بینم که به جرم قتل‌ اونا ‏به دار آویخته بشی

‏استادت باید قربانی میشد

‏ولی من کلوریس رو نکشتم

‏من عاشقش بودم

‏آه

‏اون ازت حامله بود

...‏من

‏- نمی‌دونستم ‏- اگه می‌دونستی چی؟

‏فرقی هم میکرد؟ ‏از جونش می‌گذشتی؟

‏من اونو نکشتم

‏تو هم یکی از ما میشی داوینچی

‏و بعدش کمکم میکنی تا قاتلش رو پیدا کنم

‏چشماتو باز کن و ببین

‏- چشماتو باز کن ‏- نه

‏- و ببین ‏- نه

...‏- چشماتو باز کن ‏- نه، نه

!‏و ببین

‏داری چکار میکنی؟

‏ببخشید، بیدارت کردم؟

‏ازت سوال پرسیدم

‏- دارم لباس می‌پوشم ‏- خب نپوش

‏و میخوای چکار کنم؟

‏واسه شروع میتونی حوله رو بندازی

،‏چیزی که دربارت میگن درسته

‏تو فاسد و منحرفی

،‏در تحسین زیبایی بدن آدمی ‏هیچ فسادی وجود نداره

‏آها پس داری بدن منو تحسین میکنی؟

‏آره برای میزبانی از موقعیت‌های منحرفانه، صددرصد

‏برگرد به تخت

‏نمیتونم. دیرشده و امروز هم یکشنبه‌ست

‏روز استراحتمه

‏بیا با من استراحت کن

‏امروز باید یکم از وقتت رو با پسرت بگذرونی

‏درسته. درسته، درسته درسته

‏ونسا؟

‏هنر از مشاهده پدید میاد

‏مشاهده‌ی حقیقی دنیای اطرافت

،‏چیزهای درونش، مردم، مکان‌ها

‏طبیعت بکر

...‏منظورم اینه، این ‏این درخت بلوط باستانی رو ببین

...‏این شبیه یه درخت بلوطه ولی

...‏ولی اگه به قلبش و وجودش نگاه کنی

‏یه معجزه می‌بینیم

‏این اوج آفرینش طبیعته

‏ولی این تماماً با مشاهده و دیدن شروع میشه

‏خب چی می‌بینی؟

‏- به من گوش نمیدی، نه؟ ‏- چی؟

‏تمام این یکشنبه‌ها یه کلمه از حرفامو نشنیدی

.‏هنر از مشاهده پدید میاد ‏تماماً با مشاهده و دیدن شروع میشه

‏طبیعت اطراف ما، اوج آفرینشه

‏خیلی خب

‏هوم

‏فکر نکنم خیلی بامزه باشه

‏نمیخواستم بامزه بشه

‏مال منه! پسش بده! مال منه

‏- چرا چنین کاری میکنی؟ !‏- طراحیام رو پس بده

‏- چطوری اینکارو کردی؟ ‏- همین الان پسش بده

!‏نه، تمام مدت توی مدرسه اینکارو انجام میدیم

!‏مدرسه واسم مهم نیست ‏تو واسم مهمی

‏متاسفم

‏ازت عصبانی نیستم

‏از لابیرنت متنفری، مگه نه؟

‏نه

...‏نه، من فقط

‏یه وقتایی، باهاشون مخالفم

،‏وقتی بزرگ شی، مرد بشی

...‏خانواده‌دار بشی

‏متوجه میشی که باید خودت ‏واسه هرچیزی تصمیم بگیری

‏باید راه خودت رو بری

...‏تصمیماتی گرفته میشن

‏که پیچیده‌ان

‏واسه انجام کار درست، گاهی وقتا مجبوری

‏به اون کارهایی که فکر میکنی اشتباهن تکیه کنی

‏بیا

‏واسه همین کتاب رو سوزوندی؟

...‏کتاب رو نابود کردم

...‏چون اطلاعاتی که داخلش بود

‏میتونست همه چیز رو نابود کنه

‏همه چیز

‏تو، من، همینطور مادرت

‏پس کتاب رو بخاطر لابیرنت نسوزوندی؟

،‏اگرچه روی یه مساله با هم صحبت کردیم ‏ولی عقایدمون مخالف همدیگه بودن

‏ولی معلمای من میگن که مخالفت کردن گناهه

‏اوهوم

More Farsi Persian subtitles for Da Vinci's Demons

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left