ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...قبلاً در "فرينج" اتفاق افتاد
هيچوقت فکر نمي کردم دوباره ببينمت
خيلي دلم مي خواست بيام پيشتون
اما ترسيدم که اين کار امنيتتون رو به خطر بندازه
"ما به کمکت احتياج داريم، "نينا
"هستينگز"، به دکتر "بيشاپ" هرچيزي لازم داره بده
باعث افتخار منه
اون کيه؟
اين يه پرونده اي بود که روش کار مي کرديم
اون شروع کرد به نشون دادن توانايي هاي عاطفي
چرا من بايد به يه رابط عاطفي نياز داشته باشم؟
ما از اين مکان براي مخفي کردنش استفاده کرديم
تا زمانيکه برگرديم دنبالش
اينجاست
اون اينجا نيست
فکر کنم هرکي که پسربچه رو برده اينو گذاشته
داره کار مي کنه
اينجا مبداء سيگناله
چي مي خواين؟
مطمئناً اون فن آوري رو نداره
شايد برش داشتن
نه، جاي عملش نيست
بيا، اينو امتحان کن
يالا. خوبه
مايکل"، تو قديما برام" يه چيزايي رو مي نوشتي
کمکمون کردي به آدم بد رو بگيريم يادته؟
مايکل"، تو استثنايي هستي"
و خيلي چيزا هست که ما دوست داريم در موردت بفهميم
پدر من با يه مردي به نام دونالد" روي يه نقشه کار مي کردن"
تو يه بخش خيلي مهم از نقشه بودي
اونو يادته؟
يادته، و من رو مي شناسي
،بايد وارد ذهنش بشيم مثل همون کاري که با "سپتامبر" کرديم
سپتامبر" تو کما بود"
مي تونيم اينو هم ببريم تو کما
ما اونو تو کما نمي بريم
پس، سوزن هاي الکترو مغناطيسي ميکنيم تو جمجمه اش
و بهش سروتنين، نورونتين و روان گردان مي ديم
والتر"، اون فقط يه پسربچه است"
!اون فقط يه بچه نيست
اون بيشتر از يه بچه است
اون يه بخش مهمي از نقشه منه
.بايد بدونه! اما به دلايلي چيزي نمي گه !خودت گفتي
قبلاً مي نوشته
چرا الان ديگه اونکارو نمي کنه؟
دونالد" کيه؟" کجاست؟ زنده است؟
.بايد پيداش کنم بهم بگو
هي! "والتر"، آروم باش
چطور مي تونم آروم باشم، "پيتر"؟ داره وقتمون تموم ميشه
متوجه نيستي؟ !بايد دنيا رو نجات بديم
اسيد" پاشو بريم" اون نوارها رو در بياريم
از اينکه جوابي گيرمون نمياد
پيتر" اين با عقل جور در نمياد"
منظورم اينه که اون يه رابط عاطفيه
قديما ما باهم در ارتباط بوديم
قبلاً نيازم رو حس مي کرد
و بعدش باهام ارتباط برقرار مي کرد
حالا، انگار ديگه نمي تونه
نينا"، "اولويا" هستم"
همه چي مرتبه؟
نينا"، ما به کمکت احتياج داريم"
چه کمکي؟
اينجا نمي تونم صحبت کنم
بذار تا ده دقيقه ديگه بهت زنگ مي زنم
مي تونم کمکتون کنم؟
تو يکي از "وفاداران"ي
پس خوب مي دوني که جواب دادن سوالاتم چقدر مهمه
رئيست کجاست؟
مطمئن نيستم
يه کم پيش بهش تلفن شد
بعدش بهم گفت که زودتر مي ره ناهار
کي بهش زنگ زد؟
تماس روي تلفن شخصيش بود
کِي اين اتفاق افتاد؟
حدود بيست دقيقه پيش
يه دستگاه "ال کيو7" بيار وقت زيادي نداريم
کِي قراره برگرده؟
هميشه ديگه تا يک مياد
فراري هايي که دنبالشونيم
اخيراً از يه دستگاه تصعيد
براي دسترسي به يه انبار قديمي استفاده کردن
ما رد اون دستگاه رو تا وزارت علوم دنبال کرديم
يه نفر اينجا اونو بهشون داده
و من به اين دفتر مشکوکم
اما تو نگراني من نيستي
نينا شارپ" هستم"
همه چي مرتبه؟
ما تاحالا همچين چيزي نديديم
چي؟ يه بچه؟
يه بچه "تماشاگر"؟
ما تا حالا همچين چيزي نديديم
اينجا نمي تونم صحبت کنم
بذار تا ده دقيقه ديگه بهت زنگ مي زنم
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
نينا"، خيلي ازت ممنونم که" .کمکمون مي کني
مي دونم که خطر بزرگي کردي
اين حرفا چيه. اگه نتونم کمکتون کنم پس به چه دردي مي خورم؟
حالا، کجاست؟
سلام
اسم من "نينا"ست
ما اينجا چيکار مي کنيم؟
سردمه
من به فن آوري دسترسي دارم که به نظرم مي تونه کمکتون کنه باهاش ارتباط برقرار کنين
تو يه آزمايشگاهيه که زياد از اينجا دور نيست
يکي از آزمايشگاه هاي وزارت؟ فکر مي کنه امن باشه؟
.آزمايشگاه وزارت نه يه آزمايشگاه مخفي
فکر مي کردم آزمايشگاه هاي مخفي مسيو دايناميک" وجود خارجي ندارن"
خب، خوشحالم که هنوزم مي تونم شگفت زده ات کنم
وقتي حمله شروع شد، اجازه دادم که "مقاومت" ازش استفاده کنه
بايد راه بيفتيم
اوضاع "والتر" چطوره؟
کدوم يکيشون رو مي گي؟
اين اواخرا خيلي ناپايداره
ديروز مواد هم زد اما ظاهراً کمک زيادي نکرده
خب، از اون نظر عوض نشده حداقل
نمي دونم چيکار بايد بکنم
،بعضي وقت ها تو چشماش نگاه مي کنم
و نگاهي رو مي بينم که نمي شناسم
بهم گفت که تو موافقت کردي وقتي نقشه شکست تماشاگر"ها کامل شد تکه هاي مغزش رو دربياري"
هيچوقت نيروي اراده رو دست کم نگير
تو موافق نيستي؟
چه بلايي سرش مياد؟
بعد از اينکه بافت ها خارج بشن
چه بلايي سر "والتر" مياد؟
مغز انسان چندبار مي تونه همچين چيزي رو تحمل کنه؟
والتر" بهم گفت که خطرش" رو قبول مي کنه
من قبول نمي کنم
شايد اصلاً لازم نباشه
،اگه نقشه به موقع کامل نشه
ممکنه تغييرش کامل بشه
و خودش ديگه نخواد اينکارو بکنه
يعني داري مي گي در هر دو حالت از دستش مي دم؟
من فقط مي گم پدرت خودش مي فهمه هر نبردي يه بهايي داره
شايد بهش خبر دادن ما اينجاييم
اولين بارشون نيست
هر توطئه اي يه شبکه اطلاعاتي داره
مي خوام انباري رو که ازش دستگاه تصعيد رو برداشتن، ببينم
چيزي نيست
بهتره يه کم همون پشت بمونه
مقاومت" روي "تماشاگر"ها آزمايش مي کنه؟"
آره. به اضافه بقيه چيزها، مي خواستيم بفهميم چجوري ذهنمون رو مي خونن
و احتمالاً فن آوري توليد کنيم که ما هم بتونيم فکر اونارو بخونيم
جواب داد؟
نه. فقط تونستيم يه اطلاعات جزئي به دست بياريم يه سري تصاوير و کلمات در ضمير خودآگاهشون
اما اونقدري که مفيد باشه نبود
گرچه، وقتي قبلاً تونستين از طريق تحريک عصبي با يه بچه "تماشاگر" ارتباط برقرار کنين
اين فن آوري احتمالاً بهتون کمک مي کنه دوباره اين کارو بکنين
تو خوبي؟
داري به دخترمون فکر مي کني؟
،آره، هر بار که يکي از اون پوسترها رو مي بينم
ضربان قلبم تند ميشه
آره، مال منم همينطور
با اينکه ديدن چهره اش سخته اما بازم دلم مي خواد ببينمش
آماده اين؟
آره، اره. همه مرتبه
مثل ما، مغز "تماشاگر"ها ...اتفاقات خارجي رو
...مثل زبان، منظره ها و صدا ها
رو به الگوهاي الکترومغناطيسي تبديل مي کنن
"و اين چيزيه که ما بهش مي گيم "فکر
"بيا، "مايکل
اين يه مترجم شناختي-الکترومغناطيسيه
"که بهش مي گيم "ايکاگ
چجوري کار مي کنه؟
الگوهاي الکترومغناطيسي رو به کلمات و تصاوير قابل فهم توسط ما ترجمه مي کنه
و به ما اجازه ميده فکرشون رو بخونيم
در مجموع آره
اين بايد کافي باشه
نمونه رو آماده کن
اسمش "مايکل"ه
سرهنگ "ويندمارک" ما نتونستيم موقعيت تلفن "نينا شارپ" رو پيدا کنيم
به جستجو ادامه بدين
"آقاي "رود
"ما ثابت کرديم که "نينا شارپ يه خائنه
و با "مقاومت" همکاري مي کنه
شما از اين موضوع اطلاع داشتين؟
نه
مي دونين کجاست؟
نه
حرفت رو باور مي کنم
يه کم سرده
ما فقط مي خوايم آزمايش کنيم
اما دردي نداره. قول مي دم
فعاليت غشايي مغزش باور نکردنيه
.اتصال عصبي خوبه .ما آماده ايم
خيلي خب
مايکل" اگه هر موقعي خواستي" ،تمومش کنيم
فقط دستم رو فشار بده
خب؟
مايکل"، مي دوني چرا اينقدر" براي نقشه "والتر" مهم بودي؟
ذهنش داره به سوال جواب مي ده
دستگاه "ايکاگ" داره سعي مي کنه فعاليت هاي عصبيش رو ترجمه کنه
اما جوري داره اطلاعات رو پردازش مي کنه که من تا حالا نديدم
اين شبيه هيچکدوم از "تماشاگر"هاي مورد آزمايش ما نيست
اين نرم افزار نمي تونه ترجمه اش کنه
يه چيزي در نمونه تفاوت اساسي داره
"مايکل"
No comments yet. Be the first to leave one.