Diary of a Wimpy Kid

Diary of a Wimpy Kid

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Diary of a Wimpy Kid 2021 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് alonedarkman
@thealonedarkman تصحیح زمانبندی و ترجمه

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
AC3
hdrip
HDRip
XviD
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-01-03
ഡൗൺലോഡുകൾ: 62
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

AloneDAЯKMan تقدیم میکند

‫قبل از هر چیزی، ‫بذارین یه مسئله ای رو روشن کنم‌

‫این دفتر وقایع روزانه است، نه دفترچه خاطرات‌

‫وقتی مامان رفته بود این رو بخره‌‌‌

‫بهش تاکید کردم ‫که دفتری که روش نوشته «دفترچه خاطرات» رو نخره‌

‫ولی همونطور که انتظار می‌رفت، به حرفم گوش نکرد‌

‫اولین هفته دبیرستان به خودی خود‌‌‌

‫بدون اینور و اونور بردن این دفتر هم سخت بوده‌

‫اینجا رو، ‫این بچه یه دفترچه خاطرات داره‌

‫راستش، این دفتر وقایع‌‌‌

‫اگه مامان انتظار داره ‫از احساساتم و اینجور مسائل بنویسم‌‌‌

‫ناامید می‌شه‌

‫فقط برای این قبول کردم ‫توی این دفتر چیزی بنویسم‌‌‌

‫که یه روزی قراره پولدار و معروف بشم‌

‫اون موقع مردم علاقه مند می‌شن ‫که در مورد بچگیام مطالعه کنن‌ پس این کار رو بخاطر اونا می‌کنم‌

‫- گرگ خیلی باهوشه‌ ‫- خیلی خوشتیپه‌

‫- خیلی شجاعه‌ ‫- بوی خفنی هم می‌ده‌

‫ولی فعلا‌‌‌توی دبیرستان گیر افتادم‌‌‌

‫و یه مشت ابله دور و برم رو گرفته ان‌

‫البته خوشبختانه توی دبیرستان تنها نیستم‌

‫بهترین دوستم، رولی، ‫همسال منه‌

‫شک دارم یه روزی پولدار و معروف بشه‌‌‌

‫ولی واسه خنده و شوخی ‫خوبه که دور و بر آدم باشه‌

‫می‌دونستی بزرگتر بودن دستت از صورتت‌‌‌

‫نشونه آب رفتن مغزته؟

‫جدا؟

‫گیرت آوردم‌

‫این یعنی مغزم داره آب می‌ره؟

‫مطمئن نیستم‌

‫بیا یه نگاهی به اون یکی دستت بندازیم‌

‫خوشحالم که توی این دوره رولی رو دارم‌‌‌

‫چون بقیه چیزای دبیرستان مزخرفن‌

‫باورم نمی‌شه من و رولی‌‌‌

‫یه هفته پیش مشتاق شروع سال تحصیلی بودیم‌

‫حواست رو جمع کن!

‫پرتاب خوبی بود‌ ‫نزدیک بود چرخ جلویی رو بزنی‌

‫فقط باید سرعتت رو یکم کمتر کنی ‫تا بتونم هدف بگیرم‌

‫- بذار ببینم درست فهمیدم یا نه‌ ‫- بجنب، رولی‌

‫یعنی دبیرستانیا‌‌‌

‫واسه هر درس به کلاس متفاوتی می‌رن؟

‫بجنب‌ از پسش برمیای‌

‫و کل روز ‫باید همه وسایلت رو با خودت اینور و اونور ببری؟

‫نه، نه‌ نه، نه، نه‌

‫یه کمد بهت می‌دن‌‌‌

‫پس بین زنگا می‌تونی ‫کتابایی که بهشون نیاز نداری رو اون تو بذاری‌

‫زنگ تفریح چی؟

‫هنوز هم زنگ تفریح داریم دیگه؟

‫رولی، من که هزار بار بهت گفتم‌

‫زنگ تفریح مال دوره ابتداییه‌

‫ای بابا‌ آخه من از زنگ تفریح خوشم میاد‌

‫می‌خوای راه بیفتی یا همونجا بشینی؟

‫نمی‌خوای خودت یه بار بشینی؟ ‫این سومین باریه که دارم پشت سر هم می‌رم ها‌

‫ولی تو سه چرخه سوار بهتری هستی‌ ‫من اصلا نمی‌تونم این کار رو به خوبی تو بکنم‌

‫برو که رفتیم!

‫ای بابا، رودریک! ‫کاری کردی خطا بزنم!

‫حالم خوبه‌

‫یکی از دلایل این که هنوز با رولی دوستم‌‌‌

‫اینه که پسرای زیادی توی محله امون نیستن ‫که همسن و سال من باشن‌

‫راستش، فارغ از رولی، فقط یه‌‌‌

‫فرگلی!

‫سلام گرگ هفلی‌

‫سلام فرگلی‌ ‫اومده بودم توپ راگبیم رو بردارم‌

‫می‌خوای یه سر به خونه ام بیای ‫و با هم بازی کنیم؟

‫می‌تونم اتاقم رو نشونت بدم ها‌

‫قطعا یه زمانی این دعوتت رو قبول می‌کنم‌

‫می‌خوای‌‌‌

‫کک مک مخفیم رو ببینی؟

‫دوباره از اول بریم؟

‫کی گشنشه؟

‫خب، همه روز خوبی داشتن؟

‫فرانک، با غذات اونطوری نکن‌ ‫یه جوریه‌

‫اینطوری خوشمزه تر میشه‌

‫آهای! اوه!

‫باز هم می‌خورمش‌

‫گرگ، لباسای مخصوص بازگشت به مدرسه ات رو خاکی کردی؟

‫لطفا این اسم رو روشون نذار‌

‫آخه چیکار کردی ‫که انقدر کثیف شدی؟

‫داشتم توی خیابون با رولی راگبی بازی می‌کردم‌

‫یعنی با دستا و پاهاتون ورزش کردین؟ ‫بدون هیچ دستگاهی؟

‫چقدر جالب‌

‫گمونم‌

‫سوزان، این رو روی تقویم بنویس‌ ‫گرگ ورزش کرده‌

‫اون بازی رو با رولی نمی‌کردی که؟

‫می‌دونی که حق نداری اون بازی رو بکنی‌

‫آخرش یکی یه چیزیش می‌شه ها‌

‫چی؟

‫اوه! اون بازی رو می‌گی؟

‫نه‌ نه بابا‌

‫گفته بودی ‫دیگه نمی‌تونیم اون بازی رو بکنیم‌

‫بله‌ پدر و مادر رولی ‫هم کاملا باهام موافقن‌

‫اوهوم‌

‫خیله خب‌ کاملا تمیز شد‌

‫حرف از رولی شد، ‫نسبت به دوشنبه چه حسی داره؟

‫چشم انتظار اولین روز دوره دبیرستانش هست؟

‫مطمئن نیستم‌

‫حقیقتش فکر کنم یکم مضطربه‌

‫خب، شانس آورده ‫که تو بهترین دوستشی‌

‫آدم برای گذروندن اموراتش ‫توی دنیا فقط به همین نیاز داره‌

‫یه دوست خوب‌

‫آره‌

‫تو هم خوش شانسی که برادر بزرگتری داری‌‌‌

‫که دبیرستان رو گذرونده‌

‫رودریک، درست می‌گم؟

‫- رودریک! ‫- چی؟

‫هدفونات رو دربیار‌ ‫تو که قانون رو بلدی‌

‫نظرت چیه یه صحبت انگیزه بخشی ‫در مورد دبیرستان واسه گرگ بکنی؟

‫گرگ داره می‌ره دبیرستان؟

‫بله، رودریک‌

‫نظرت چیه بهش بگی ‫که روز اولش می‌تونه انتظار چه چیزایی رو داشته باشه؟

‫باشه، خوب گوش کن‌ ‫اینا رو باید بدونی‌

‫اولا، حواست باشه ‫که روز اول کجا می‌شینی‌‌‌

‫چون ممکنه معلمت اون صندلی رو دائمی‌کنه‌

بعدشم، از دستشویی طبقه دوم استفاده نکن

مهم نیست چه قدر واجبه که بری

اتاقک ها در ندارن

‫مورد آخر هم این که هر کاری که میکنی‌‌‌

‫گرفتار نفرین پنیری نشو

‫چون اگه بشی، ‫دیگه با آدم مرده فرقی نمی‌کنی‌

‫ممنون رودریک‌

‫سخنرانی انگیزه بخش عالی ای بود‌

‫گرگ، لطفا همه چیزایی ‫که شنیدی رو فراموش کن‌

‫خصوصا چرندیاتی ‫که در مورد پنیر گفت‌

‫ولی‌‌‌نفرین پنیری دیگه چیه؟

‫داستان از وقتی ‫که من اول دبیرستان بودم شروع شد‌

‫کسی نمی‌دونه اون پنیر از کجا اومده‌‌‌

‫- یا کی اون رو اونجا گذاشته‌ ‫- بهش دست نزن!

‫- یه روز‌‌‌ ‫- دور شین!

‫‌‌‌یه برش پنیر سوئیسی توی زمین تنیس ظاهر شد‌

‫ایشه!

‫اولش‌‌‌

‫- کسی نزدیکش نمی‌شد‌ ‫- اَه!

‫ولی بعدش یه روز‌‌‌

‫حس کنجکاوی یکی از بچه ها ‫به اسم درن والش گل کرد‌

‫باورم نمی‌شه!

‫نفرین پنیری اینطوری به وجود اومد‌

‫تنها راه خلاصی از شر نفرین پنیری ‫اینه که اون رو به کس دیگه ای انتقال بدی‌

‫بعدش یه روز‌‌‌

‫یکی دیگه از بچه ها به اسم ایب هال به کالیفرنیا نقل مکان کرد‌

‫نفرین پنیری رو هم با خودش برد‌

‫ولی اون پنیر همونجا موند‌

‫و تا به امروز هم همونجا، توی زمین تنیسه‌‌‌

‫و منتظره که یه روزی دوباره زهرش رو بریزه!

‫چقدر ترسناک‌

‫گرگ، نذار رودریک تو رو بترسونه‌

‫دبیرستان خوش می‌گذره‌

‫لطفا قضیه پنیر رو‌‌‌به رولی نگو‌

‫راستش رو بخوای‌‌‌سکته اش می‌ده‌

‫رولی دیگه کیه؟

‫بهترین دوست گرگ‌

‫همون بچه ای ‫که تقریبا هر روز میاد اینجا‌

‫آهان، اون‌

‫فکر می‌کردم از اون بچه پرستاری می‌کنی‌

‫ما همسنیم بابا‌

‫اون همسن توئه‌‌‌

‫عجب‌ فکر می‌کردم مهد کودکیه‌

‫دبیرستان زنده زنده قورتش می‌ده‌

‫رودریک‌

‫گرگ، بذار یه راهنمایی دیگه هم بهت بکنم‌

‫توی دبیرستان کسی به کسی کمک نمی‌کنه‌ خودتی و خودت‌

‫به نفعته که از اون نوزاد غول پیکر ‫فاصله بگیری‌ اون تو رو هم با خودش پایین می‌کشه‌

‫رودریک!

‫دیگه بسه‌

‫گرگ، باید به من اعتماد کنی‌

‫از شرش خلاص شو، ‫وگرنه جفتتون غرق می‌شین‌

‫- باختی! ‫- ایول!

‫ترکوندمت، گرگ! ‫سه بار پشت سر هم‌

‫می‌خوای دوباره بازی کنیم؟

‫نه، دیگه بسه‌ ‫می‌تونیم خاموشش کنیم‌

‫مشکل چیه؟

‫از باختن می‌ترسی؟

‫نه بابا، حسش نیست‌

‫رولی، بس کن!

‫یعنی‌‌‌

‫به نظرت وقتش نیست ‫که به تناسب سنمون رفتار کنیم؟

‫آخه تو همیشه واسه من ادای مرغا رو درمیاری‌

‫رولی، مسئله فقط اون نیست‌

‫یه نگاهی به این اتاق بنداز‌

‫این همه عروسک حیوون، اون روتختی، ‫اصلا قضیه این یارو، جاشی، چیه؟

‫جاشی اروپاییه‌

‫تو هم فقط حسودیت می‌شه ‫که من زودتر کشفش کردم‌

‫آره، حسودیم می‌شه که یه خواننده پاپ مسخره‌‌‌

‫که همه طرفداراش دخترای شش ساله ان رو کشف کردی‌

‫جاشی می‌گه‌‌‌

‫«دنبال رویاهاتون برین ‫و به پدر و مادرتون احترام بذارین‌»

‫رولی، به نظرت دیگه وقتش نیست بزرگ شیم؟

‫تو دیگه دبیرستانی ای‌

‫خب، هنوز که نشدم‌

‫«با همدیگه مهربون باشین، خب؟»

‫رولی، بس کن دیگه‌

‫دبیرستان شوخی بردار نیست‌

‫زورگو داره، ‫دستشوییاش در ندارن، صندلی هاش دائمی‌ان‌‌‌

‫- و‌‌‌و‌‌‌ ‫- و چی؟

‫و پنیر هم داره!

‫پنیر دیگه چیه؟

‫لطفا قضیه پنیر رو به رولی نگو‌

‫سکته اش می‌ده‌

‫می‌دونی چیه؟

‫بیخیال همه حرفایی که زدم شو‌

‫دبیرستان خیلی هم خوش می‌گذره‌ ‫اصلا عالی می‌شه‌

‫آره، چون همدیگه رو داریم‌ ‫مگه نه، گرگ؟ تا آخرش دوست می‌مونیم‌

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left